من برگشتم..

سلام به همه عشق هام

امیدوارم ک توی این مدت خوب و خوش و سرشار از موفقیت بوده باشید

راستش مدتی خیلی طولانی بود ک نبودم البته وبلاگ هم دست خودم نبود و دست یکی از دوستان بود

ولی وقتی بعد از مدت ها بهش سرزدم دیدم هیچ فعالیتی نداره

و یهو دلم برای روزای قدیم تنگ شد ک درد و دل با شما دوستای عزیزم میکردم

پس وبلاگ رو پس گرفتم و دیگه قراره از این به بعد یک فعالیت مستمر داشته باشم

از اتفاقاتی ک در این دوسال برام افتاد بگم از خاطرات خوب و بد و فراز و نشیب های زندگیم

واقعا هم روزای خوش داشتم هم روزای بد

الان چند سال مامان شدم .البته بچه من نیست ولی مثل بچه خودم عاشقش هستم و دوستش دارم

اونم خیلی منو دوست داره .واقعا همیشه فکر میکنم اگر نبودش من چکار میکردم بدون اون زندگی خیلی سخته.

حتما در یک پست جداگانه بزودی درباره دخترم براتون مفصل میگم و اینکه چند ماه جدایی عاطفی با شوهرم داشتم و اومدم اراک و چه مشکلاتی برام باخانواده پیش اومد.

فقط خواستم بیام و سلامی بدم و بگم خیلی دوستتون دارم 

love

 

Bu Sevda Bitmez

اين عشق ازبين نمي رود

Ben yasaklara değil sevdama yenildim من نه از ممنوعيتها، بلكه از عشقم شكست خوردم

Ben yıllara değil yalnızlığa yenildim من نه از سالها، بلكه ازتنهايي شكست خوردم

Ben hayata değil tek sana yenildim من نه از زندگي، بلكه تنها از تو شكست خوردم

Benim sana olan bu sevdam bitmez عشقي كه به تو دارم، هرگز ازبين نمي رود

Zincirlere vursalar Zamanı durdursalarحتي اگر مرا به زنجير بكشند، حتي اگر زمان را متوقف كنند

Sırtımdan da vursalar Bu sevda bitmez حتي اگر ازپشت مرا بزنند باز اين عشقم ازبين نمي رود

Zincirlere vursalar Zamanı durdursalarحتي اگر مرا به زنجير بكشند، حتي اگر زمان را متوقف کنند

Toprağada koysalar Bu sevda bitmezحتي اگر مرا درخاك گذارند اين عشقم ازبين نمي رود

Benim sevdiğim kadar kimse seni sevemezبه آن اندازه اي كه من ترا دوست دارم هيچ كس ترا دوست نمي دارد

Benden başka hiç kimse uğrunda ölemez به غير ازمن هيچ كس جانش را فداي راه تو نمي كند

istersen çek git eller kıymetini bilmez اگرميخواهي برو هيچ كسي برات ارزش قائل نخواهد شد

Benim sana olan bu sevdam bitmez اين عشقي كه به تودارم هرگز از بين نمي رود

 

دردودل3

سلام به همه دوستای گلو خوشملم

این چند روزه بیکار بودم و وقت اپ کردن رو دارم.اگه پیام ها رو دیده باشید یه دختر خانوم ۲۰ ساله که هیچی از زندگی نمیدونه بر داشته هر چی از دهنش اومده گفته.نمیدونم والا چی بهش بگم.اخه این وبلاگو من نزدم که هر کسی از مامانش قهر میکنه میاد وب گردی بیاد توهین کنه به هویت دیگران.اخه مهشید خانوم .شما جنیفر لوپز اصلا.کسی از شما نظر خواست که اومدی نظر دادی.توی که هیچی از درد مشکلات یه ترنس نمیدونی.توی که حتی یه دقیقه نمیتونی جای ما باشی تو جامعه چطور به خودت اجازه دادی این کامنت ها رو بذاری.

من قول دادم که دیگه توهینی نکنم.و نخواهم کرد.فقط اگه خیلی به قول خودت با سوادی و قراره داشگاه پزشکی بری این طرز رفتار یه ادم تحصیل کرده نیست .بدا به حال اون مریضایی که میخوان بیان پیش تو درمان بشن.وقتی اون قدر به درک و فهم نرسیدی که بیماری رو از خراب بودن جنسیتی تشخیص بدی باید بری به نظرم از کلاس اول دبستان شروع کنی درس بخونی.شما که باسوادی باید قبل هر گونه اظهار نظر بری یه خورده درباره هرمافرودیت ها یا ترنس ها تحقیق کنی ببینی اصلا موضوع از چه قراره بدون اگاهی و اطلاعات قبلی میای چرتو پرت مینویسی.

خداروشکر از قبل عمل تا الان هیچ وقت عقده ی زیبایی نداشتم که بخاطر بهتر بودنم به دیگران فخر بفروشم و شخصیت یکی رو بیارم پایین.چه میخواد زنو مرد واقعی باشه چه دوجنسه چه گی چه ترنس.هرکدوم از اینا واسه خودش شخصیت دارن .ارزش دارن.و سبک متفاوت زندگی.من قرار نیست حالا که گی نیستم بیام گی ها رو بکشم به فهش انتقاد که اخ چه کاریه بری عاشق هم جنس خودت شی.اونا معیارای خودشون رو دارن.عقاید خودشون رو دارن. که ما اگه حتی نمیتونیم تحمل کنیم حتی نمیتونیم بپذیریم باید بهش احترام بذاریم.دلیل اینکه کشور ما هنوز تو جهان سومی مونده همینه.که مردم ما هنوز نصفشون طرز فکر ۱۰۰ سال قبلو دارن.هنوز با طرز فکر عامیانه به مسائل نگاه میکنن.به جای اینکه بشینن و فکر کنن.تحقیق کنن.تا یه ترنس رو تو خیابون میبینن شروع به اذیتش میکنن توهین میکنن.هیچ نشستن فکر کنن بابا هر چی اینم ادمه.خدا میلیاردها مخلوق افریده از نوعهای مختلف.

دلیل نمیشه وقتی یکی باهاتون فرق داره ازارش بدید.تو تایلند من ترنسایی دیدم که اصلا عمل نکرده بودن.چرا چون این فشارهای جامعه روشون نیست با هر ظاهری میخوان میتونن بیان بیرون کسی توهینی نمیکنه بشون.پلیس بجای اینکه بیاد به قول خودشون حجاب رو تو جامعه رواج بده فقط چشم میدوزن یه ترنس بیچاره رو ببینن و بگیرن مسخره کنن.اونوقت من خودم به شخصه دیدم دخترا با چنان ظاهر افتضاحی بیرون میان که به نظرم همون یه دو سانت روسری رو هم نپوشن بهتره.اونوقت پلیس هیچ کاری بهشون نداره.شایدم تو کتاب خدا اومده دختران بی حجاب باشن موردی نداره هرچی ترنسو پسر بدظاهرو گرفتید امر به معروفش کنید تو ایران که همینه.

تو کدوم شبکه یه بار شده از ما ترنسا حرف بزنن اگاهی رسانی کنن.دولت خجالت میکشه بابا ترنسا هم بیمارن.چطور میاید از صدتا موضوع الکی ۲ ساعت میحرفید اونوقت موضوع به این مهمی که الان تو ایران بالای ۸۰۰۰ هزار نفر بهش دچار هستن رو نمیگید.

تقیر مردمم نیست وقتی دکتر پزشک قانونی که با ما ترنسا اشنایی کامل داره میاد مسخرمون میکنه از مردم عوام چه انتظاری میره.این همه حرف زدم بگم مهشید خانوم یه طرفه به قاضی نرو چه من خوشگل باشم چه زشت.چه پسر باشم چه دختر.فرقی به حال تو امثال تو نمیکنه.

پس قبل از هرگونه اظهار نظر برو ۴ تا کتاب بخون.وقتی اصلا نمیدونی کلمه هرمافرودیت تفاوتش با ترنس سکشوال چیه نیا واسه ایه یاسین تلاوت کن که گشوم از این چرتو پرتای شما مردم پره.و اصلا هم بیکار نیستم بشینم پیامای صد من یه غاز تو رو بخونم.در ضمن تو دهات شما به بوتیک میگن دلال پوشاک.اگه اینجوری میگن که واقعا معلومه پشت کوهی تشریف داری.من فقط با یه دنگ بوتیکم میتونم کل خانوادتو بخرم و ازاد کنم.شما برو تشریف ببر همون دانشگاه ازادت اخرشم معلومه چی ازت در میاد.

عاشق همه ترنسا و دوستای گلمم هستم .بوسسسسسسس

سلامی دوباره

سلامی دوباره به همه دوستای گلم به همشهریای نازم و به همدردای دوست داشتنیم.خیلی وقته نبودم و اپ نکردم ولی میومدم و نظرات رومیخوندم واقعا ممنونم ازتون واسه این همه نظرای خوکشلتون.جون واستون بگه که عمل ترمیمی من تو تایلند با موفقیت انجام شد عالی بود ولی ۱ هفته اصلا حالم خوش نبود.اخه این واسه بار ۶ که من میرم اتاق جراحی و بیهوش  میشم دیگه خسته شدم و هرگز هم نخواهم رفت.

از اونجا که متین بیشتر از یه هفته نموند تایلند و برگشت.ولی من بیشتر از یه ماه موندم و خدایش خیلی بهم تو این کشور خوش گذشت اصلا میل به برگشت نداشتم.ولی خوب پولا داشت ته میکشید و هیچ جا ایران خودمون نمیشه.

خیلی لاغر شدم تو این یه ماه اخه اصلا غذای درست حسابی پیدا نمیشد واسه خوردن.همه غذاهاشون اشغال بود به نظرم.اومدم ایران به متین خبر دادم اول رفتم اراک خانوادمو دیدم ولی اصلا استقبال گرمی ازم نشد.با اینکه چند ساله گذشته ولی هنوزم خانوادم با من سردن .ومنو نپذیرفتن.به جهنم اصلا برام اهمیت نداشته و نداره.

۲ روز نکشیده برگشتم کیش.اون دو روز که تو اراک بودم شبش اول با متین حرفیدم ولی بعدش گوشیش خاموش شد و اصلا هم خبری ازش نشد تا یه هفته بعدش.وقتی برگشت و زنگید منم خودم رو زدم اون راه که نمیشناسمش.همش گفت روژان بخدا مشکل پیش اومد هزار تا دلیل الکی اورد ولی شناختمش که اصلا در قید زندگی نیست بدین جهت دمش را بریدم و قیچیش کردم.

خیلی راحت البته ۳ روزی افسرده شدم که زودی هم خوب شد.ولی مگه این یارو ول کنه چند بار اومد جلودر بوتیک و زر اضافی زد.که اله وبله.منم دفه اخری اعصابم خورد شد به حراست گفتم اومدن جمش کردن.دیگه هم خدارو شکر نیومد لاشی خان.فکر کرده هر بار خواست بیاد هر بار خواستم بره.نه داش اینجوریام نیست.

از موضوع متین کات شده بگذرم.دوستان ازم درباره حال بعد عمل پرسیدن عمل اولم که پیش دکتر بقایی بود که عالی بود ولی اینو بگم هرچی باشه درد بعد عمل از زایمان کردن هم سخترو بدتره

واقعا تا چندین هفته فقط غذام سرم بود از دردی که میکشیدم واقعا تحملش سخته.خیلی بد بود .با اون وضعیت یه هفته نشده رفتم با یکی از دوستام واسه شناسنامه اونقدر حالم افتضاح بود تو  ثبت احوال دو بار غش کردم.کلا نمیخوام بترسونم بچه ها رو ولی بدترین دورانم بود اون یه ماه اگه اون که نمخوام اسمشو بیارمپیشم نبود هرگز نحملش نمیتونستم کنم.کم کم درد کم شد.و بهبودی شروع شد.من عملم کاملا پوستی بود و اینجور درد کشیدم وای به حال عمل روده ای که درد شکم هم بهش اضافه میشه و تا مدتی سیکل گوارشی هم بهم میخوره و از همه بدتر اگه عمل بد از کار دربیاد برگشت و درست کردنش تقریبا صفره فقط عمق واژنه که زیاده و مثل عمل پوستی خشک نیست و همیشه ترشحاتو داره یکی از دوستام تو اون دوره که روده ای عمل کرده بود.وقتی اونجاشو دیدم باور کنید تا چند روزکابوس داشتم از بس زشتو کریه شده بود و سیاه.و به قول خودش تا مدت ها بوی بدی که از ناحیه روده در میاد را با خودش داشت.به نظرمن ودکتر تایلند پوستی بهتره.حالا نمیدونم چرا ایران دکتراش گیر سه پیچ به روده ای دادن.عمل روده ای یعنی ناقص کردن بدنتون.

موهای زایدی که در عمل پوستی وجود دارن با لیزر خوب میشه و خشکی واژن هم با مطوب کننده و لیز کننده ها کاملا درمان شدنیه. بو هم نمیده.فقط عمق واژنه که اونم مشکل حادی نیست.یه شوخی با بچه های تی اس کنم که اگه عمل پوستی کردید شوهرتون خیلی مرد نباشه که نتونید ساپورتش کنید نیمچه مرد باشه هم کافیه.اگه هم پول کافیشو دارید هم تو ایران هم تایلند هم انگلستان براتون عمق واژن رو افزایش میدن

خوبی عمل پوستی اینه قابل دستکاری مجدد هست.میشه بهتر ترمیمش کرد.و زیبایش از دختر واقعیشم بهتره .مال من که اینجوره.قابل توجه اون مهشید خانوم ترشیده که گفته ما پسریم هر کاری کنیم اولا اصلا تو فکر کن پسریم تو که دختر به دنیا اومدی چه گلی به سر جامعه گرفتی غیر ارضا کردن چند تا پسر.والا.دوما از لحن پی ام دادنت تابلوست که بی ریخت و زشتو عقده ای تشریف داری.که سگه نگات نمیکنه.که برداشتی چرتو پرت واسم نوشتی.سوما اصلا کسی از تو نظر نخواست اگعه پیشم بودی و این حرفم میزدی مطمعن باش راهی بیمارستان یا بهشت زهرات میکردم.تا بفهمی با کی طرفی پول خونتون پرت میکردم جلو خانوادت دیگه مشکل جهیزیه گرفتن واسه توی ترشیده هم نداشتن.

ببخشید یکم خشن شدم بچه ها.کلا من بعد عمل از زندگی راضیم خیلی عالیه تونستم درس بخونم کار کنم.وبه همه ارزوهام برسم.هر سوالی بازم داشتید بپرسید .عاشق همتونننننننننننننن

سلام من اومدم دوباله

سلام به دوستای گلم اجیا و داداشای خودم.خیلی وقته اپ نکردم چون فجیع سرم شلوغ بود و با گوشی انلاین میشدم.تابستونه و کیش پر مسافره.انقدر خسته شدم که نگو.وقت سر خوارندن ندارم اصلا.تو این مدتم انقدر واسم اتفاقای خوو بد پیش اومده که نگو بد بدش این بود که دوستم روشنک ازم جداش شد و برگشت اراک.خانوم نازقهر کرد که چرا بله نگفتی به داداشم.انقدر بدم میاد از دوستی های بچگونه.دوستی منو تو اخه چه ربطی به داداشت داره.بیخیال بذار بره منم شمارشو حذف کردم اصلا به جهنم.

خبر خوبه اینه که اول شهریور میرم تایلند واسه تکمیل عملم.ایشالا که خوف بشه بچه ها دعا کنید.از شما چه پنهون تهنا نمیخوام برم یه بی اف پیدا کردم که اشناییم باهاش سر دراز داره.تاجره و بیزینسش بیشتر تو کیش و دبی هستش.اتفاقی باهاش اشنا شدم و از اونجا که خیلی با ادبو با جنبه و باکلاسه زودی دل منو با خودش برده البته بگم جای دوری نبرده فعلا دلم زیاد دور نشده همین بغلاست.۲۶ سالشه.و ۴ تا داداشن.البته خواهرم داره که من فهلا با ۱ یکیش رفیق جینگ شدم.بیچاره اصلا نمیدونه من تی اس بودم.ولی بی افم که اسمش متینه میدونه همون اول واسش گفتم و کلا باورش نشد تا زمانی که پرونده هامو نشونش دادم میگفت یه تی اس تا این حد تغییر نمیکنه.ولی گفتم چرا میکنه شما تی اس ها رو دست کم نگیر.

وقتی فهمید قراره برم تایلند خیلی از کارام رو انجام داد برام و هفته پیشم گفت که تنها نمیذارم بری خودم میام باهات .که من گفتم شاید دو هفته ای طول بکشه مسسافرتم که دیگه اقا زده سرش و میگه میام باهات .دیگه خیلی ترکونده این معرفتش.بگردم.

راستی اینم بگم که یه روز زد سرش تریپ رومانس برداشت دستشو گذاشت رو دستمو گفت به من علاقه داری میتونی تا اخرش با من باشی .که منم گفتم اخرش کجاست یعنی جی افت بمونم تا ابد گفت نه باهم نامزد کنیم و به خانوادهامون همو معرفی کنیم.تا خدا خودش قسمت کنه و باهم بریم زیر یه سقفو

این حرفو که زد انگاری یه پارچ اب یخ ریختن روم.اصلا توقع نداشتم به این زودی.کلا نتونستم جوابشو بدم و سرم رو پایین انداختم اونم دید که من ج نمیدم گفت پس موافق نیستی.باشه فعلا حرفشو نمیزنم.منم نفسی کشیدم و گفتم اخیش.پیش خودم گفتم زوده دیگه این ریسکو نمیکنم.هرگز

دوباره زودی خر نمیشم .بله نمیگم خودمو کوچیک نمیکنم.با اینکه یه بار دیگه دوباره موضوع رو پیش کشیده ولی من مطلقا حرفی نزدم و انگاری اون بیشتر حریص شده.و شب روز نداره انقدر پاپیچم میشه.البته بگم من از خدامه چون خیلی خوشگلو خوشتیپه پول دارم هست.کارشم که این طرفاست.ولی نمیتونم به این زودی خام بشم تا بشناسمش.

اشتباهی که با طرف قبلیم داشتم رو نمیخوام تکرار کنم.البته اصلا بهش نگفتم قبلا ازدواج کردم.اینو میترسم بهش بگم میترسم بره.البته شناسنامه المثنی گرفتم. وهیچ اثری از اون تو زندگیم نیست.ولی انسان خوبه که همیشه حقیقتو بگه مرگ یه بار شیون هم یه بار.اون اگه منو میخواد باید همه جوره بخواد با مطعلقه بودنم هم کنار بیاد.پس حتما بهش میگم

اگه ولم نکرد و راسگوییم واسم تنهایی نیاورد که منم میفهمم که عاشقمه و منم که دوسش دارم پس بله رو بهش میگم.الان ۲ روزه رفته دبی و دلم واسش شده یه ذره خدایش احساسم نسبت بهش مثل قبلنام که با طرف قبلیمه.دارم عاشقش میشم از بس بهم محبت میکنه.و تا میتونه نازمو میکشه و با بداخلاقیام کنار میاد.منی که خیلی بد اخلاقم بابام ازم میترسه.دیگه بگیرو برو.

زیادی حرفیدم.دردودل هام بود که به دوستای گلم گفتم.پست بعدی حتما داستان اشناییمون رو میذارم البته اگه تا اون موقع ازش جدا نشده بودم.بوس

 

ماجرای خواستگاری

سلام به همگی دوستای گلم فدای همتون.ببخشید چند وقت نبودم و اپ نکردم درگیر بودم شدید.یه خواستگار پیدا کرده بودم که برادر یکی از دوستام که بهتون گفتم اسمش روشنکه بود.پسر خیلی خوبی بود.هفته پیش مراسم بود که متاسفانه اخرش نشد.شایدم به خاطر غرور من بود نمیدونم.همه چیزش معیار مرد ایده ال بود ولی گیر ۳ پیچ داده بود باید تهران زندگی کنیم.منم گفتم فعلا واسم مقدور نیست.بعدش من گفتم حداقل ۱سال نامزد باشیم تا همو بهتر بشناسیم ولی اقا مثل اینکه اومده گوسفند بخره میگفت نه اخر تابستون عقد میکنه.به خدا کم مونده بود سینه چایی رو تو سرش بکوبم جوجه پسر یه وجب نبود.فکر کرده بود اره دیگه خبریه که گربه رو دم حجله بکشه .فکرر کرده شوهر ندیده ام که جونم بیاد بالا واسش.تا این حرفا رو زد بلند شدم گفتم نوچچچچچچچ

ما به هم نمیخوریم دید اوضاع خرابه گفت بشین تا حرفامو بزنم.حرفاش رو اعصابم بود میگفت من بچه از پرورشگاه نمیارم.تو دلم گفتم تو بی جا میکنی مرتیکه .....هنوزم نه به داره نه به باره شروع کرده عین قورباغه غور غور.که این حجاب مناسب یه خانوم متشخص نیست این چرتو پرتا.منم بر داشتم گفتم من حجابم بد نیست.ارایش میکنم..من نمیتونم اومول بگردم.بهم زور اومده بود داشت نظراتشو تحمیل میکرد.من نمیتونم با مقنعه باشم با چادر اصلا جورم جور نیست.رو اعصابمه حتی روسری.

اقا فکر کرده اومده حاج خانوم ۸۰ اله بگیره.گفتم اق فرشاد حیف که برادر دوستمی وگرنه به خدا چنان میزدم تو فکت که یادت بره راه خونت.البته نگفتم این حرفو ولی میخواستم بگم.ول کنم نبود.همش چرتو پرت میگفت.نمیذاشت بلندم شم.اخرش گفتم ببین اقا من نه دست از سوسول بازیام بر میدارم نه میام خونت بشم کلفتت.بچه ام میخوام .عاشق ماشقی هم کشکه یه بار عاشق شدم واسه هفت پشتم بسه.

کیش رو هم به هیچ جای ایران نیفروشم.بهشت من کیشه.تهران با اون همه الودگی مگه خول شدم پاشم بیام.اونم گفت نظر اخرته.گفتم بله.گفت پشیمون میشی گفتم شما نگران نباش.بعدم تموم شد یه نفس اروم کشیدم رفتم جاتون خالی بعدش یه استخر توپ با برو بچ..ارایشگاهم رفتیم که زن ارایشگره گفت ماشالا دخترم چند ماهه ازدواج کردی.بچه شیر میدی.گفتم من هنوز مجردم.که دیگه شروع کرد ایه یاسین خوندن.

که کدوم محلیت این چرتو پرتا منم گفتم اینجایی نیستم .سینمم واسه پروتزه بابا بچه کجا بود.از بس حرف زد .موهامو خراب کرد.باید برم کیش درستش کنم.این شد اخرش که ۳ روز اراک موندن واسم عین جهنم بود.تمام خاطرات عذاب اور اون روزا جلو چشمام میومد.حتی دوتا از اون پسرایی که قبلا همش اذیتم میکردن رو دیدم توخیابون ملک اراک.اصلا منو نشناختن.پیش خودم گفتم وای چقدر عوض شدم اینا همسایمون بودن حالا نمیشناسن منو.تازشم شانس ندارم که پلیس امنیت اخلاقی بهمون گیر داد گفت عینکو از رو سرت بردار رو سریت چرا کوتاهه.گفتم خانوم ولم کن جون مامامنت.اینجا مسافرم.وبسیار بی اعصاب.به خدا میخواستم جر بدم این زن پلیسه رو.جلو اون درستش کردم ده قدم جلو تر بدتر روسری رو کشیدم عقب تا جونش بیاد بالا.

اصلا اراک رو دوست ندارم موندم اجی نازی و شروین چطوری اونجا دوام میارن.خفقانه بخدا.راستی یادم رفت بگم که بابام بسیار خوشحال شد که من خواستگارو رو جواب کردم.گفت بهتر هنوز زوده واسه ازدواج.بذار ۳۰ بشی بعد گفتم بابا جون من میخوای ترشی بذاری.بگو خودم از الان برم تو دبه ترشی.من کم کم باید ضربتی شوهر کنم.

به قول اراکیا افتاده رو شکمم.شوخی میکنم شوهر چیه به قول سنبل خان ایشششششششششششش یه موجود بسیار عذاب که فقط بلده بخوره و بخوابه و زور بگه بذار شوهر کنم روز اول که مثل امیر باهاش رفتار نمیکنم که خودم لقمه بذارم دهنش.اون عشق اولم بود دیگه تموم شد شوهر ایندمو غذا خورد خورد نخورد با مشتو لقد میکنم تو هولقومش.ببخشید بچها من یه مقدار عصبی بودم که با نوشتن این حرفا اروم شدم.بوسسس

دردودل

سلام ترنس های گلم خواهرو برادرای گلم.امروز کامنت یکی از همشهریام رو میخوندم نازی گلم خواهر با احساس وزیبامو.واقعا گریه ام گرفت بغض گلومم گرفت رفتم تراس انقدر گریه کردم واسش.چرا اخه چرا باید یه انسان که هنوز ۲۰ سالش نشده تو اوج سنی که باید لذت ببره از دنیا از زندگی از زنده بودنش این همه درد بکشه.وقتی دردای اونو شنیدم باور کنید دردای خودم یادم رفت یعنی دردام در برابر اون هیچی نیست.چقدر ما ترنس ها تنهاییم که بخاطر چند تا کلمه قشنگ دوست دارم وباهات میمونم انقدر از خودمون بی خود میشیم که از اون طرف تو خیالمون یه بت میسازیم یه خدا.در حالی که اون طرف شیطانیه تو جلد ادم فقط میخواد هوس های افسار گسیختشو با ما برطرف کنه.تورو خدا بچه ها وقتی کم میارید وقتی تو عشقتون شکست میخورید وقتی از همه به بن بست میخورید دست به کارایی نزنید که عاقبتش جز تباهی خودتون چیزی نداره.ما خودمون رو زجر بدیم واسه کسی که در نبود ما داره عشق میکنه از زندگیش و به ریش ما میخنده و پیش خودش تصور میکنه چقدر زرنگ تشریف داشته.ولی اینو باید بدونن وقتی اونا به کسی خیانت میکنن دلیل نیست که طرف مقابلشون گاگول بوده بلکه ما بیشتر از اونی که  لیاقتشو داشتن بشون اعتماد کردیم.

کاشکی اراک بودمو خودم کارای خواهرم رو انجام میدادم.که اینقدر زجر کشیدنشو تو شهری که واقعا خفقان فرهنگی داره نبینم.تو شهری که مردمش با کردن خون ما تو شیشه با تحقیر ما با کتک زدنو زیر پاگذاشتم عصمت ما تفریح میکنن.میخندن و میگن دیدی چطوری ابروشو بردم.

وقتی مردمی که بوی از انسانیت نبردن و بدونی که بیان کمک همنوعشون رو کنن.اونا با هزار تا دوزو کلک میبرن تو بیابون و.....حتی حیونا هم این طوری نیستن.واقعا چطور ادمایی هستن که به ادم تجاوز میکنن.بعدم ولش میکنن تو بیابون میرن.وای وای بر این ادما.اینا چطوری تو محشرخدا روشون رو میگیرن بالا.من که نمیگذرم وامثال من.ایشالا که همه تی اس ها به ارزوهاشون برسن.و خدا دیگه تو ایران تی اسی به دنیا نیاره که اینقدر زجر بکشه.خدا به همتون صبر بده

جشن تولد

سلام به دوستای گلم امیدوارم همتون خوب باشیدو لباتون بخنده.جاتون خالی امروز روز خوبی برام بود جشن تولد یکی از دوستام بود.که خیلی دوسش دارم از قبل عملم باهاش تو تهران اشنا شدم خیلی کمکم کرد.اسمش روشنکه.خانوم بتمام عیاره.امروز شده ۲۴ سالش.وقتی من اومدم کیش اونم که خودش بوتیک داشت تهران بستشو اومد کیش.منم بوتیکم جمع کردم باهم یه بوتیک بزرگ زدیم.البته ما دوتا دیگه شریک داریم که زنو شوهرن و مغازه مال اوناست.وای جونم اومد بالا امروز از بس رقصیدم.داشتم.برای چند ساعت کلا امیر از خاطرم پاک شد.خداییش  این حامد پهلان چه اهنگ هایی خونده.دمش گرم.

من یه لباس مجلسی ناز پوشیده بودم خیلی خوشگل خداییش.حیف که بدلیل مسائل شرعی نمیتونم تو وب بذارمش.کادو واسه دوستم یه کیف چرم طح ورساجه گرفنم خودش قبلا گفته بود خیلی دوسش داره ولی وقتی رفتم بخرمش دود از کلم بلند شد ۲۵۰ تومن واسه اب خورد.ولی فدای سرش همین که باعث شد امروز کلی خندیدیم.ولی من ناچار شدم با چند تا از دخترا زود بیایم بیرون اخه ۵ نفرشون به اضافه خود روشنی بی افاشون میخواست بیاد پیششون.من ادم خشک مذهبی نیستم ولی اصلا دوست ندارم تو یه خونه با چند تا پسر غریبه ول بخورم .اخه خونش ۱۲۰ متری اپارتمانی بود.جا واسه راه رفتن نداشت.همش ناچار بود با اون لباس تابلو بشینم جلوشون اونام که ماشالا دیدمشون از بس پورو هستن.هرچی بگم کم گفتم.اخه من یه کم هیکلم درشته تپل نیستما رو فرمم دخترا میگن هیکلت مثل خرم تو حریم سلطانه ولی من میدونم این جوری نیست اون خیلی زیباست من کجا اون کجا.ما شوهر عادی رو نتونستیم نگه داریم چه برسه سلطان باشه شوهرت.

دیگه اومدم بیرون رفتم بوتیکو باز کردم تا ۹ اونجا بودم.کیش کم کم داره شلوغ میشه.خیلی هم داره گرم میشه.الانم نشستم جاتون خالی با بروبچ نون پنیرو سبزی زدیم به رگ چون هیچکدوم حس اشپزی نداشتیم.اخه بگو مجبوری ۴ ساعت می رقصی بعدش کمرت قولنج کنه.راستی من خودم تنهام اصلا هم خونه۸ ندارم.ولی تا دلتون بخواد دوستای گل پیدا کردم .اینجا واقعا محیطش خیلی بهتره واسه ترنس ها.اینجا من فقط یه ترنس دیدم.اسمش پانیزه.۱۶ سالشه.اومد یه بار بوتیک شلوار لی بخره.یه تی اس ام تو اف لاغر یا صورت گردو ناز.چشاشم عسلیه.من که خیلی دوسش دارم.من خودم شخصا اونو امروز دعوت کردم.پدرش از مقاماته که نمیتونم بگم کیه.شاید راضی نباشه.خیلی واسش ناراحتن چون اصلا راه نداره عمل کنه.خیلی پدرش گیره.

من گفتم خودم دنبال کاراتو بگیرم عمل کن پیش خودم زندگی کن.ولی متاسفانه از باباش میترسم.امیدوارم خدا کمکش کنه. وخانوادش راضی شن.اخه کاملا دخترونس.من میبینمش با اینکه یه قرص هورمون نخورده و مثل ما عمل زیبایی هم نکرده خیلی خوشگله.فقط خوش شانسیش اینه تو کیشه هیچ کس کاریش نداره تازه بهش احترامم میذارن.پلیس تو کیش هم به ندرت به یه دختر گیر میده چه برسه تی اس.چون کاملا توجیه هستن رو این مسائل.منظورم اینه زیاد دیدن و میدونن دست خودمون نیست. راستی تا یادم نرفته تولد خودمم ۵ اردیبهشته .وای دوباره وراجی کردم.بوووووووووووووووووس

خاطرات1

سلام دوستای گلم خواهرا وبرادرای همدردم. مرسی از نطراتون تو وبلاگ.خیلی دوستون دارم دیشب انقدر دلم گرفته بود که نگو.رفته بودم بالای پشت بوم تو کیش به اسمون صاف نگاه میکردم.وای خدا چقدر ستاره.هرکدومشون واسه یکی چشمک میزنه.ولی من دیگه ستاره ای ندارم.اینو میگم بازم بچه ها پی ام میدن میگن بازم حرفای نامیدکننده میزنی.ولی اگه واقعا عاشق شده باشین هیچ وقت نمیتونید عشقتون رو فراموش کنید.هروز تو کیش تو بوتیک صدتا پسر میاد.همه به قول بچه ها امار میدن.خوب منم تنهام دنبال یه مونس میگردم.زندگی واسه یه زن مطعلقه خیلی سخته.الان ۲ماهی میشه حتی یه زنگ خانوادم بهم نزدن که زنده ای مرده ای. اصلا کجایی.دلم واقعا از این ادما گرفته.چرا همه فکر منفعت خودشونن.چرا ادما دوست داشتن رو فراموش کردن.توخیابون اونقدر توچهره مردم بی احساسی میبینم.که بعضی اوقات فکر میکنم دیگه ادما انسان بودن یادشون رفته همه شدن ربات.

مثلا امروز به خودم قول دادم دیگه امیرو فراموش کنم.اون که واسش تومهم نبودی ولت کرد.توچرا به پاش بمونی.ولی این چه دردیه توقلبم چرا ولم نمیکنه.چرا چشام رو میبندم اونو میبینم.حتی پسرای غریبه به چشمم نمیان.هروقت دوستم نیستو تو بوتیک تنهام عکس امیرو توگوشیم نگاه میکنم.وای چقدر خوب بود اون روزی که ماه عسل رفتیم مشهد تو حرم من گفتم امیر حتی یه لحظه نمیتونم ازت جدابشم.که برم زیارت.گفت عشقم من باهم بریم.مثل دیونه ها ساعت۴ صبح باهزارتا التماس  چون خلوت بود گذاشتن ۵ دقیقه باهم بریم.تو صحن حرم دستمو گذاشتم روضریح اونم دستشو گذاشت رودستم.گفتم یه دعاکنیم.گفت چی بگیم گفتم من دعا میکنم وقتی پیر شدیم اول من بمیرم قبل تو.اونم گفت ژس منم همین دعا رو برعکس میکنم.منم خندیدم گفتم اینجوری دعامون مستجاب نمیشه ها.گفت باشه پس دعا میکنیم وقتی پیرشدیم.باهم بمیریم.گفتم باشه ولی من ۱ ثانیه زودتر.خیلی خندیدیم.یادش بخیر.از اون طرفم رفتیم شمال که همش بارون اومد.خوراک من بود.دوبار اون بیچاره رو کشیدم زیر بارون قدم بزنیم.من هیچیم نشد ولی اون بدجور سرماخورد.

قراربود برگردیم اراک که من اصلا دوست نداشتم برگردم.گفتم بریم اصفهانو شیراز گفت فاصلش زیاده گفتم پول بنزینتو من میدم گدا.جاتون خالی اونجا هم خیلی حال داد.زده بود سرم بگم یه کیش هم بریم ولی وقتی میخواستم بگم یه جوری بدبد نگام کرد.ترسیدم گفتم باشه هرچی اقامون بگه.

بعد ماه عسلمون  یه بار دیگه بیشتر نشد که باهاش برم مسافرت .که زیاد خوش نگذشت چون داداشش با خانومش باهامون بود.ولی این عکسو که داشتم میدیدم لب ساحل من ازش انداختم اخه شده بود عین لبو از بس افتاب خورده بود .من همیشه واسش کرم ضد افتاب میزدم .ولی بدش میومد میرفت میشست.

بهترین هدیه عمرومو تو کیش بهم دادیه قلب شیشه ای.که الانم دارمش.من اصلا موافق نبودم اونو بخره.تو قلبم دوست نداشتم قلبامون عین این یه روز اینجوری بشکنه.ولی بوکه میکنم با جعبش بو عطر اونو میده.واسه همین نگهش داشتم.وای منو ول کنی سر مردمو میبرم.خیلی دوستون دارم.بوسسسسسسسسس

دوباره برگشتم این بار با کوله باری ازغم

سلام بعد مدتها برگشتم با دلی پر ازغم و اندوه فکر میکردم بعد از ازادی از این زندان تن.دیگه زندگی به مراد دل منه.واقعا هم بعد عملم همین بود به کل از دنیای تی اس ها خداحافظی کردم.دیگه اون زندگی پراز ترس دلهره غم و رنج رو فراموش کردم.
یک کلام واقعا دوباره متولد شدم.هرچی از اون حس زیبای بعدعمل بگم کم گفتم خانوادم منو پذیرفتن.تونستم با عشقم نامزدکنم.واقعا برای اولین بار لبخند زندگی رو به خودم دیدم.ولی شاید حرفم درست نباشه یه ترنس همیشه یه ترنسه حتی اگه دها بار عمل کنه.بازم تو اجتماع و از دید اقوام همون ادم بدبخت و تو سری خور همیشگیه.با امیر ازدواج کردم پارسال وقتی تو سالن داشتم لباس عروس رو میپوشیدم نفسم داشت بن میومد.واقعا این من بودم روژانی که حتی امید به زنده بودن نداشت.داشتم عروس میشدم.همه مراسم واسم مثل یه رویا بود.خودمونیم واقعا هم من خوشگل شده بودم هم عشقم امیرخوشتیپ شده بود.شبش با هم عهد بستیم که من کاملا فراموش کنم که چی بودموچی شدم حتی خانوادش هم نمیدونستن.و همین منو میترسوند.هزار بار بهش گفتم بهتره بدونن.بدونن که من هیچ وقت بچه دار نمیشم.ولی اون مخالفت کردو گفت علف باید به دهن بزی شیرین بیاد که اومده من تورو هرجور بودی و باشی میخوام.واقع 1 سله بعد عمل و زندگی مشترکم زیباترین لحظات عمرم بود.حاظرم فقط یه بار دیگه اون لحظات رگرده.و بعدش من دیگه هیچی نمیخوام از خدا.حتی حاظرم بمیرم.بدومنامیر هم حتما میمیرم کابوس های هر شبم اخر به واقعیت رسید تو فامیل همه منتظر بچه بودن.ولی بیچارها خبر نداشتن که این اتفاق هیچ وقت نمی افته.من که خودم مرده مادر شدن بودم.کاشکی میشد واسه یه بار این حسو داشته باشم.قرار شد از پرورشگاه بیاریم که مادر شوهرم متوجه شد من باردار نمیشم هیچ وقت.واول مشکلات از اونجا شروع شد من حقو به اون میدم .امیر بچه اخر خانوادس یه جورایی ته تقاری فامیله.خودش تابلو له له بچه میزد از تمام رفتارش میفهمیدم.مادر شوهر انقدر موضوع رو کش داد که اخرش منو امیر دعوامون شد .
وحرفی بهم زد که قلبم شکست.....بغض گلومو گرفت بقیش بمونه بعد

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

هیچی دیگه اختلاف منوامیر هر روز بیشتر میشد و فاصله منو هون هم هروز بیشتر.دیگه شبا وقتی میومد از سر کار مثل قدیما نمیومد پیشونیم رو بوس کنه.دستشو بکشه رو موهامو بگه بازم صبر کردی باهم شام بخوریم

بازم با این بی محلیاش میساختم چون میدیدم حق با اونو خانوادشه زن نازا عین درخت بی باره ارزش نداره.تا اینکه بعد ۳ ماه از اون ماجرای بحث منو امیر خانوادش پیشنهاد زن دومم رو گفتن.مادرش بدون هیچ رودربایسی تو جمع گفت دخترواسه امیر دیدن .واینکه من نباید بدم بیاد.اون فقط صیقه میشه واسه اینکه امیر بدون بچه نمونه.انگار اون لحظه یه پارچ اب یخ روم ریختم بغض داشت خفم میکرد.ولی دم نزدم.و فقط توچشاشون نگاه کردم.اخر شب برگشتیم خونه.و امیر بدون ۱کلمه حرف رفت گرفت خوابید منم گرفتم رو صندلی نشستم.و تا صبح گریه کردم.نمیدونم اونقدر اشک از کجا میومد.سبک نمیشدم هرچی بیشتر گریه میکردم بیشتر احساس مردن میکردم.چند روز گذشتو روز خواستگاری امیر اومد بهم گفت توام میای.منم فقط نگاش کردم وهیچی نگفتم.اونم رفت.شبم خونه نیومد.فرداشم مادر شوهرم اومد.وبه خیال خودش دلدارم داد که زن اولشی تاج سرشی.ولی همش حرف مفت بود تو قلبم احساس کردم که دیگه امیر واسه من نیست.

قرار بود صیقه بشه ولی به اصرار مادرش واینکه بچه صیقه ای از لحاظ شرع درست نیست.که من نمیدونم این حرفو از کجاش دراورد.عقدش کردن.روز عقد امیر بهم گفت اگه تو بخوای من بیخیالش میشم.منم لبخند زدم گفتم خواستن من ارزشی نداره.اگه داشت الان تو نمیخواستی سر سفره عقد بشینی.بهش گفتم توکه میدونستی مشکلمو توکه میدونستی من یه ترنس بدبختم که هیچ وقت طعم مادر شدن رو نمیتونم بچشم چرا اومدی منو گرفتی چرا وابستم کردی.اونم سرشو انداخت پایینو گفت میخواستم اما نشد بعدشم رفت.من دیگه از زندگی سیر بودم همین طور که الان هستم.لباسامو از قبل جمع کرده بودم.حلقمو گذاشتم رو میز خاره کنار عکس عروسیمون واومدم بیرون

نه میتونستم پیش خانوادم برم.چون اونا بهم گفتن توکه عمل کردی ازدواج نکن ولی من به حرفشون گوش ندادم.نه دیگه جای من پیش امیربود.دراومدم رفتم تهران خونه خاله سیمام.وقتی درو برام باز کرد پریدم بغلشو های های گریه کردم خالم ۳۲ سالشه و هنوز ازدواج نکرده یعنی خودش نمیخواد.میگه مردا همه نامردن.اره درسته مردا دیگه مرد نیستن.همه حرفاشون دروغه.دوست دارماشون فقط واسه یه مدته.بدردشون که نخوری میندازنت دور عین اشغال .۲ ماه گذشت حتی ۱ میس هم از امیر نشد.فهمیدم دیگه تموم شده درخواست طلاق دادم.تو دادگاه امیرو دیدم واقعا یه ادم دیگه ای شده بود.با کمال پرویی گفت حق مسلمش بوده زن دوم بگیره..واینکه من اونو تمکین نمیکردم.منم دیدم بحث بی خودی باعث کشمکش بین ماست گفتم جناب قاضی درست میگه.من بودم که ولش کردم من بودم که عاشق مرد دیگه ای شدم .من بودم که ۱ماه رفت ولی حتی نگفتم بیا جهیزیتو جمع کن ببر.همیشه این وسط زنها هستن که مقصرن مردا فرشته هستن.چون مردن باید همه چیز به میلشون بچرخه.طلاق دوطره رو امضا کردیم و تموم شد.بیرون دادگاه اومد گفت اتیشت تند بود میمردی با یه زن دیگه بام سر کنی.حالا خوبه زن کامل نبودی اینقدر افاده داشتی.بعدم رفت و دیگه ندیدمش.ماها کارم گریه بود با اینکه دلمو شکست ولی اگه یه روز عکسشو نبینم خوابم نمیبره.هنوزم عاشقشم.دیگه سعی نکردم از زندگیش خبر دار شم.هر جاهست خوش باشه.بدونه یکی هست که از دور عاشقشه و نفسش به اون بنده.

قطعه مثلا ادبی

سلام به همه دوستای خودم.وای امروز بعد یه مدت طولانی اپ کردم.اصلا حوصله ندارم اپ کنم یا مطلب بنویسم.ولی امروز به توصیه یکی از دوستای گلم اومدم دستی به وبلاگم بکشم.ولی حال کردم از این به بعد دیگه از خاطرات ننویسم.اصلا حال نمیده.برم تو کار ادبیات یکم بهتره.ازاونجا که اصلا من شعر بلدنیستم یه قطعه به قول خودم ادبی مینویسم.اینا همش برمیگرده به افکار منحرف وافسرده من.خداییش افتضاحه میدونم ولی شما دیگه تو ذوقم نزنید.

صدای چکش مردی تنها درسکوت وهم انگیزشب دلهره اورترین صدای شب است.صدایی که با نفس نفس زدن او مهیب تر میشود.

وهم چه واژه رعب انگیزی.گل وازه ان ترس امیخته با نفرت است.مرزخیالم از تنگنای فکرم بیرون زده است.صدای بالهای بازت راای پرنده اسیر فراترازخیال آشنایت حس میکنم.

سرنوشت انسان ها دانستن وقایع/حوادث و رویدادهایی است که شاید از قوه تفکرشان بالاترباشد.ذهن انسان همچون فولادی است که با پتک خوردن زیاد ابدیده میشود.واین کاربا نهراسیدن از اینده وایمان به گذشته ایجاد میشود.

دیگه بقیشو بلد نیستم.میدونم چرته ولی برای دل خودم نوشتم.

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

بابا ما هم وجود داریم تو رو خدا مارو ببینید

سلام به بچه های دوست داشتی ازجمله ترنس های عزیز تر ازجونم

بچه ها میدونستید بعضی وقتها فکر میکنم که عمرا یه روز برسه که من از این جسم مردونه لعنتی در بیام .همه قدرت های دنیا جلوی ما ایستاده شاید از یه طرف بگن ترنس ها راحت میتونن عمل کنن و هیچ محدودیتی برای اونها نیست که نتونن به خواستشون برسن.ولی از طرف دیگه هیچ شفاف سازی صورت نگرفته.ما رو توجامعه معرفی نمیکنن.ارزو به دل موندم که یه بار هم از ما تو تلویزیون صحبت بشه.درباره بیماری ما.درباره جایگاهی که باید داشته باشیم.به جایی که بیان صد بار نه ببخشید هزار بار مسئله تکراری فلسطینو بگن .فقط ده دقیقه بیان خودشونو جای ما بذارن

تا زمانی که هیچ ارگانی حتی اسم ما رو هم نمیاره چطوری توقع داشته باشیم مردم بیان مارو قبول کنن.چطوری توقع داشته باشیم پدر مادر عزیزمون راضی شن مارو عمل کنن.چطوری میشه توقع داشت وقتی تو خیابونیم مسخرمون نکنن.

درباره مسائل بی خود که اصلا ربطی نه به خما داره نه به جامعه ما صد ها کنفرانس میگیرن.یه سری ادم مفت خور میان هی اینو تصویب میکنن اونو تصویب میکنن.ولی حتی روشون نمیشه بگن جامعه ما همچین مشکلی داره.حالا مسئله ما ترنس ها کنار.نمیخواد از خود گذشتگی کنن.ما خودمون که تو این مدت که عمر کردیم همه چیزو قبول کردیم.با همه بدبختی ها ساختیم.لااقل بیان مسیر رو برای ما هموار کنن نه اینکه همش سنگ بندازن جلومون.من ۵ ماهه تمومه دنبال سربازیمم.از این ور میگن شما ترنس ها معافید از این ور میگه اول برو عمل کن تکلیفت معلوم بشه بعد معافیت.اخه دیوانه ها(ببخشید بچه ها)

اگه ما دست خودمون بود که عمل کنیم.که چند سال پیش کارمون تموم شده بود اینقدر بدبختی نمیکشیدیم.دیگه نمیدونم چی بگم .فقط تو این ماه مبارک دعا میکنم این دولت یه کم به فکر ما باشه نه اینکه هر جایی برای کارت میری به جای اینکه صبر بهت بدن دلداریت بدن بگن اوا خواهر اومد.دوست دارم بای

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

مخم تعطیل شده به خدا

سلام به دوستای عزیزم واقعا ببخشید که یه مدتی نبودم دنبال  همین

بدبختیم بودم.از شما چه پنهون.فشار ها دیگه طاقا فرسا شده.

دولتم به جایی که بیاد بهترش کنه.همش گند میزنه به کار.همین سه چهار روز پیش که رفته بودم دکتر میگفت .قانونشون عوض شده"اخه قبلا برای عمل تایید پزشک قانونی کافی بود .حالا میگن جدیدا باید یکی از فقها باید تایید اصلی رو برای عمل بده.من موندم اخه ما ترنس ها چه جوری رومون میشه

جلوی یه اخوند نامحرم بکشیم پایین.

من دیگه اوسکول شدم از دست اینا.

حتما باید از زیر دست خودشون رد شیم.من که به دکتره گفتم خواب دیده خوش من جلوی یه اخوند لخت شم.راستی دوستای عزیزم که دیگه از نطرات ترکوندن.

راستی در جواب یکی از بچه باید بگم که هر کس که به پوشش و ارایش زنونه علاقه داره حتما باید پیش یه دکتر بره تا ازمایش بده.تاکید میکنم حتما.ولی این به این منظور نیست که حتما شما ترنس هستید.اخه خیلی از ترنس ها مرد که احساسات زنونه دارن.کاملا شبیه مرد ها هستن ولی میتونن ترنس هم باشن.اگه برید پیش یه دکتر متخصص حتما درست میشه.در کل یا این وری یا اون وری دیگه.

حالا بگذریم.در کل از دوستای خوبم ممنونم که خیلی با احساس هستن.تو پست های بعدی چند تا از داروهایی که ما ترنس ها مصرف میکنیم تا کاملا به جنس مخالف تبدیل بشیم رو میذارم.تا اگه بچه های  علاقه مند دوست داشتن بدونن.

 میدونید گرفتاری ما ترنس ها از کجاست؟جدیدا یه عده ادم خوب راهی بلد شدن برای اینکه بیان کثافت کاری های خودشون رو توجیه کنن میان میگم.

خوب چه کار کنیم ما ترنسیم. دست خودمون نیست.

این طوری شده که روی ما به شکل دیگه ای نگاه میشه.یه مشت ادم شهوت ران که برای ارضای خودشون این ادا ها رو در میارن.در حالی که ما ترنس ها تا اونجایی که من میدونم اخرین فکرشون تو دنیا سکسه.اینقدر مشکل رو سرمون ریخته که فکر سکسو نمیکنیم.من که خودم این طوریم.من میگم ادم باید عاشق بشه.با دستاش عشقو احساس کنه.نه اینکه از هر که سر کوچه بهش چشمک انداخت خوشش بیاد.انسان حتی اگه ترنس هم باشه.هنوز یه ادمه.دو هفته پیش پارک دانشجو با یکی از بچه ها یه سری زدم .اینقدر مثل خودم اونجا ریخته بود که نگو.ولی بعضی هاشونو جامعه له کرده .من به خدا دو بار اشکم در اومد.

ولی کاری نمیشه کرد.اگه این دولتو ول کنی اون لایحه عملو بر میداره.میگه هر چی ترنس هست اعدام کنید.

برای اینه که میگم مخم تعطیل شده.بیشترم نمینویسم چون میترسم بگید چقدر وراجه.

دیونه ی همتونم

 

داستان زندگی

یکی از دوستان تو نظرات گفته بود که بگید از کی فهمیدید که یه ترنسی و اینکه آیا آزمایشی برای فهمیدنش هست یا نه.

شاید اگه از هر ترنسی بپرسید که کی فهمید که یه تفاوتی با جنس خودش داره

یا اصلا جوابتونو نده یا اگر هم داد بگه دقیق نمیدونم.واقعا درست میگه ما هیچ وقت درست نفهمیدیم که یه ترنسیم .چون اصلا نمیدونستیم که ترنس بودن چه طوری و ادم باید چه رفتار یا شکلی داشته باشه.

من خودم به شخصه از زمانی که دوم راهنمایی بودم این احساس رو کردم که به رفتارجنس مخالف علاقه مندم .دوست داشتم بیشتر کارایی که جنس مخالفم انجام میدن یا دوست دارنو کنم.

مثلا ارایش میکردم" و در کل چیزی که از یه مرد انتظار میرفت رو نداشتم

این روال پیش میرفت و من اصلا اهمیت درستی بهش نمیدادم.اینو فهمیده بودم که یه تفاوت اساسی باید با من و بقیه بچه های هم کلاسیم باشه .ولی درست نمیدونستم.خانواده ها هم که بیشتر در این مواقع این کارا رو میذارن به حساب بچگی فرد .میگن وقتی بزرگ بشه درست میشه.

ولی برعکس من هر چی بزرگ تر میشدم بدتر هم میشدم.

یادمه اول دبیرستان بود که مدیرمون به خاطر ارایش و لباسم ازم خواست که والدینمو بیارم مدرسه تا باهاشون صحبت بشه.

والدینم اومدنو مدیر توضیحات  لازمه رو بهشون داد.ولی وقتی اومد خونه

هیچ خبری نبود که اصلا برای چی این کارو میکنی.منم گفتم شاید برای پدرو مادرم اهمیتی ندارم که روی این مسائل دقیق نمیشن.یا شاید این کارا اصلا بد نباشه که مدیر همش گیر میده.

تا سال سوم همین طور پیش رفت "به جرائت میتونم بگم بهترین سالهای عمرم همون دوران مدرسه بود.من با دوستای هم دورم کاملا متفاوت بودم با اونا مدرسه رو شروع کرده بودم.حالا اونا همه ظاهری مردانه داشتن .ولی من نه تنها ریش و سبیل در نیاورده بودم.بلکه نواحی سینمم درد میکرد این درد به طوری بود که شب ها اصلا نمیتونستم بخوابم.صدام نازک مونده بود و هیکل مردانه نداشتم.تا اینکه والدینم ناچار بردنم دکتر.دکتر یه سری ازمایش اولیه انجام داد مثل ازمایش خون و هورمون.

تازه اون موقع معلوم شد که چه بلایی سرم اومده.

دکتر پیشنهاد یه دکتر دیگه رو به خانواده ام داد که بریم پیش اون.

ما هم رفتیم و بعد از 5-6 ماه بدبختی و هورمون درمانی .دکتر گفت که باید عمل شی.تا جنس دقیقتو معین کنیم.اینجا بود که بدبختیم تازه شروع شد.

خانواده اصلا قبول نمیکردن.میگفتن همین طور که هستی خوبی.ولی خوب نمیشد باید درستش میکردم.

هرچی التماس کردم فایده نداشت.هنوزم معطل اینم که عمل کنم ولی خوب نمیشه چکار کنم.دکتر روانشناسی که پیششش میرم بهم گفت که خانواده ام رو قانع به عمل میکنه.ولی هنوز که نشدم.منم خودم شخصه با اینکه مورد ازار و اذیت قرار میگیرم یا مسخره میشم یا ترد.ولی در کل راضی ام.

این حکمت خداست.

 

جواب نظرات

درجواب یکی از دوستامون که نوشته ترنس بودن افتخار نیست.باید بگم شاید درست بگه.ولی بعضی وقتا ادما اینقدر از دست هم ناراحت میشن که ناچار هستن چیزایی که افتخاری برای ادم نداره رو جز افتخاراشون حساب کنن.در ضمن تا موقعی که ادم بیمار نباشه نمیتونه حال مریضی رو درک کنه.شما وقتی یک ترنس نیستید.چطوری نظر میدید که جامعه ما رو شناخته.شاید تو بعضی از شهرها این امر کمی عادی شده باشه.ولی تو بیشتر شهرها مثل یک معضل به ما نگاه میکنند.

یکی دیگه از دوستان هم پرسیده بودند از کی فهمیدی که یک ترنسی.تو کامنت بعدی داستانشو حتما مینویسم.شاید

دنیای بی تفاوت

واقعا من موندم .تو پست قبلیم یه نفر نظر داده بود که ترنس چیه.واقعا ما تو چه جامعه ای زندگی میکنیم.شاید به خاطر همینه که مردم هنوز درک درستی از ما ترنس ها ندارند.چه طور برای بیماری های دیگه اینقدر تبلیغ میکنن.ولی وقتی به ما میرسه میشن کاسه داغ تر از آش

میگن نه زشته درست نیست که این رو جز بیماری به حساب بیاریم.واقعا کی گفته ایران بهشت ترنس هاست.واقعا خول بوده طرف.اگه این طوری بود که بعضی از ما به خاطر ترد شدن از اجتماع و خانواده نمیرفتیم خود فروشی.در حالی که من کاملا مخالف این کار هستم.وهمیشه وقتی با دوستام هستم اونا رو به صبر کردن تشویق میکنم.

بیشتر خانواده ها هم که پاشونو میکنن تو یه کفش یا نباید عمل کنی یا اگه کردی دیگه خونه نیا.واقعا برای این جو متاسفم.به امید اون روز که به ما هم به عنوان یه مخلوق نگاه بشه نه یه موجود.

 

درد ودل های یک ترنس

بعضی وقتا دنیا اینقدر برام تنگ میشه که میخوام فریاد بزنم .دیگه بسه چرا من

چرا من باید این بلا سرم بیاد.

هیچ کی صدامو نمیشنوه.همه گوشاشونو گرفتن.

همه بی تفاوت از کنارم رد میشن.تاکی باید صدای مسخره کردن مردم تو خیابونو بشنوم.

تا کی باید همش مواظب این باشم که کسی بهم تجاوز نکنه.

اخه منم ادمم.چطور مردم اینقدر میتونن سنگدل باشن.

اره من ترنس هستم.

ولی فاسد یا قاتل نیستم.چرا ما رو درک نمیکنید.

دیگه کافیه دیگه نمیتونم.

میخوام ازاد باشم مثل همه.میخوام ادم باشم مثل همه

بغضم گرفته.دارم دیونه میشم.

تاریکی با دستای سردش منو ول نمیکنه.شاید فقط اونه که منو دوست داره

تنها به چیزی میخوام

اونم اینه که درکم کن

درکم کن

تداخلات دارويي و عوارض جانبي داروي ضد چاقي ارليستات

تداخلات دارويي و عوارض جانبي داروي ضد چاقي ارليستات

دانشگاه علوم پزشكي ايران

 

معاونت غذا و دارو

 

 

ترجمه و نگارش:

 

دكتر فروغ قدس

 

(كارشناس دارويي)

 

 

 

1387

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه:

ارليستات  يك مهار كننده آنزيم ليپاز روده ميباشد كه در كنار رژيم غذايي كم كالري،ورزش و اصلاح عادات غذايي براي كاهش وزن افراد مبتلا به چاقي استفاده ميشود.اين دارو با نام تجاري xenical (ودر ايران با نام ونوستات) به شكل كپسول هاي خوراكي 120 ميلي گرمي در بازار موجود ميباشد. نحوه مصرف دارو يك كپسول همراه يا حد اكثر 1 ساعت پس از صرف هر وعده غذايي حاوي چربي ميباشد.

به علت مصرف بي رويه و خودسرانه اين دارو، به نظر ميرسد تحقيقات بيشتر در خصوص عوارض ناخواسته و تدا خلات دارويي ارليستات ضروري ميباشد.مطالب ذيل ترجمه مقاله اي است كه در اين زمينه در سال 2008 در مجله   Drog safetyبه چاپ رسيده است.

 

***********************

چكيده:

 

ارليستات به عنوان يك داروي ضد چاقي ،مهار كننده قوي و اختصاصي آنزيم ليپاز روده ميباشد.به نظر ميرسد كه اين دارو موجب بروز عوارض خفيف تا متوسط گوارشي نظير مدفوع چرب،اسهال ودرد شكم ميشود.همچنين در موارد نادري عوارض كبدي جدي مانند هپاتيك كلستاتيك گزارش گرديده است. اما در هر صورت ارليستات در بيماري كبد چرب غير الكلي سودمند ميباشد.همچنين به واسطه اثر اين دارو بر روي كاهش وزن،به طور غير مستقيم در كاهش فشارخون موثر ميباشد.همچنين اين دارو بر روي ميزان كلسيم،فسفات،منيزيم،آهن،مس،روي و نيز بيوماركر

 

 

 

 

 

هاي استخواني بي تاثير ميباشد.نكته قابل توجه در خصوص ارليستات، تاثيري است كه در موارد نادر بر روي كليه داشته و منجر به آسيب حاد كليوي ميشود كه احتمالا به خاطر تاثيري است كه روي كاهش جذب چربيها و در نتيجه ايجاد اجسام صابوني كلسيمي و افزايش جذب اگزالات باند نشده و در نتيجه ايجاد هايپر اگزالوريا  دارد.ارليستات تاثير مثبتي بر روي روند متابوليسم كربوهيدراتها دارد.تا كنون شواهدي دال بر افزايش ريسك سرطانها در نتيجه مصرف اين دارو گزارش نگرديده است.ارليستات بر روي روند جذب بسياري از دارو ها از جمله وارفارين،آميودارون،سيكلوسپورين،تيروكسين و ويتامينهاي محلول در چربي دارد.اين مقاله مروري،به عوارض نسبت داده شده به ارليستات و تداخلات دارويي آن ميپردازد.

***********************

                                     

ارليستات يك داروي ضد چاقي ميباشد كه معمولا بصورت دوزهاي 120 ميلي گرمي 3 بار در روز به همراه يك رژيم غذايي كم كالري در افراد چاق با  اندكس توده بدني (BMI) بيشتر از 30 كيلوگرم بر متر مربع و افراد داراي اضافه وزن با BMIبيشتر از 28 داراي ريسك فاكتورتجويز ميشود.اين دارو يك مهار كننده قوي و اختصاصي آنزيم ليپاز ميباشد.در يك فرد سالم،ميزان مهاركنندگي آن براي آنزيم ليپاز معده 6/46 تا 4/91 درصد و براي آنزيم ليپاز لوزالمعده 2/51 تا 6/81 درصد ميباشد . اين دارو بر روي آميلاز،ترپسين ،كموترپسين و نيز فسفوليپازها بي تاثير ميباشد و يا تاثير بسيار كمي

 

 

 

 

 

 

دارد.ليپاز گوارشي تري گليسيريد موجود در غذا را به اسيد هاي چرب و مونوگليسيريد تبديل ميكند تا قابل جذب شوند.ميانگين درصد چربي در مدفوع افراد استفاده كننده از اين دارو 32 درصد و در گروه پلاسبو 5 درصد ميباشد.محيط اثر ارليستات روده ميباشد و جذب گوارشي آن به جريان خون ناچيز ميباشد. مطالعات دوسويه كور با گروه پلاسبو و كنترل نشان داده كه ميزان جذب سيستميك ارلستات قابل اغماض ميباشد و در دوزهاي درماني بر روي آنزيم ليپاز سيستميك بي تاثيرميباشد.در اين مطالعه ميزان سرمي ارليستات كمتر از 10 نانو گرم در هر سي سي پلاسما اندازه گيري شد.

مقاله حاضر نتيجه جمع آوري مطالعاتي است كه با جستجو در مدلاين و بعضي منابع ديگر ميباشد.

***********************

 

1-عوارض جانبي :

1-1.سيستم گوارشي:

با توجه به مكانيسم عمل ارليستات،عوارض گوارشي خاصي به اين دارو مرتبط ميباشد.شامل:مدفوع چرب،احساس دفع ناگهاني،اسهال،نفخ شكم،درد شكم،بي اختياري در دفع وشقاق مقعد گزارش گرديده است.در كنترل راندوم ،در گروه كنترل عوارض جانبي

 

 

 

 

 

 

گوارشي بيشتري در مقايسه با گروه دريافت كننده پلاسبو ديده شد. همچنين در بيماران دريافت كننده ارليستات ،ابتلا به كوليت گزارش گرديده است ،اما شواهدي دال بر اينكه ابتلا به اين عارضه در گروه كنترل در قياس با كروه دريافت كننده پلاسبو تفاوت معني داري دارد موجود نمي باشد.

حداقل 90 مورد ابتلا به پانكراتيت در مصرف كننده هاي ارليستات گزارش گرديده است.بنابر اين به نظر ميرسد رابطه اي بين مصرف ارليستات و ابتلا به پانكراتيت حاد با ميزان آميلاز نرمال در يك بيمار مرد با فقدان سابقه مشكل صفراوي در گذشته و پرهيز از الكل ،وجود دارد.اثبات اين مدعا گروه دريافت كننده پلاسبو هستند كه در طول 2 سال هيچ كدام به پانكراتيت مبتلا نشده اند.

بين مصرف ارليستات و عوارض جدي كبدي ارتباط  وجود دارد.در يك مورد استفاده كننده اين دارو ابتلا به هپاتيت كلستاتيك  حاد گزارش گرديده است.همچنين دو مورد اختلال كبدي تحت حاد نيز گزارش گرديده است كه در يكي از اين موارد نكروز سلولهاي كبدي مشاهده شده است.عارضه نكروز وسيع سلولهاي كبدي در يك مورد ديگر نيز گزارش گرديده استكه اين عارضه را ميتوان جزو عوارض نادر ايديوسينكراتيك اين داروبه شمار آورد.اين دارو با بروز هپاتيت در 15 زن مصرف كننده اين دارو ارتباط دارد.از اين افراد تب خفيف به همراه ائوزينوفيليا،افزايش ميزان ايمونوگلوبولين اي،سايتوپني و واكنشهاي آلرژيك گزارش گرديده است.

 

 

 

 

 

 

علي رغم تمام اين عوارض ارليستات تاثير مثبتي بر روي بيماري كبد چرب غير وابسته به الكل دارد.اين بيماري 10 تا 51 درصد از اختلالات كبدي درجوامع مختلف را شامل ميشود.مطالعات مختلف نشان داده كه مصرف ارليستات باعث كاهش فعاليت آمينوترانسفراز سرمي ميشود.

نكته قابل توجه اين است كه بروز عوارض گوارشي در اثر مصرف ارليستات تنها به اثر مهار كنندگي آن بر روي آنزيم ليپاز مرتبط نمي باشد.در مطالعه اي بر روي موش هاي صحرايي ويستار ،آسيب بافتي در غشاء وبافت همبند مخاط روده كوچك ديده  شده است.همچنين اين دارو باعث افزايش مهاجرت لنفوسيتها به مخاط روده كوچك ميشود.اين  آسيب به طور نسبي با مصرف دگزامتازون قابل پيشگيري ميباشد.چنين عارضه اي در مطالعات انساني گزارش نشده است.

ارليستات باعث تسريع در تخليه معده و كاهش ترشحات بعد از صرف وعده غذايي چرب ميشود.در نتيجه پيك افزايش قند خون پس از صرف وعده غذايي را تشديد ميكند.در هر صورت ارليستات بر ميزان فيزيولوژيك و يا رفتاري اشتها در پاسخ به وعده غذايي چرب تاثيري ندارد.علاوه بر اين ارليستات سبب تغيير چشمگيري در ميزان غلظت پلاسمايي كوله سيستوكينين در طي صرف وعده غذايي چرب نمي شود.

ارليستات باعث افزايش حجم مدفوع و تغيير در قوام آن ميشود.عوارض گوارشي ناشي از مصرف ارليستات با مصرف همزمان غذاهاي فيبر دار كاهش ميابد.

 

 

 

 

 

 

داروي لوپراميد اثرات سودمندي بر اصلاح قوام مدفوع و كمك به كنترل دفع دارد.

 

1-2.  فشار خون و عملكرد قلب:

در متون گزارش خاصي در خصوص تاثير ارليستات در بروز آريتمي قلبي گزارش نشده است.تحقيقات نشان داده درمان با ارليستات در طي 1 سال باعث كاهش خفيفي در تعداد پالسهاي قلبي در بيماران باپرفشار خوني  كنترل نشده دارد.اما در بيماران با فشار خون نرمال و يا كنترل شده چنين اثري ديده نشد.

اين دارو با اثري كه در كاهش وزن دارد تاثيرات سودمندي در كنترل فشار خون در بيماران پر فشار خون،افراد با مشكلات متابوليكي ومبتلايان به ديابت مليتوس دارد.و ميزان اين تاثير بستگي به مقدار كاهش وزن بيمار دارد.ارليستات از اين لحاظ بر ساير داروهاي ضدچاقي برتري دارد.

 

3-1. سيستم عصبي:

در مورد بروز عوارضي چون نشانه هاي افسردگي گزارشهاي متفاوتي وجود دارد.در يك مورد از مصرف كنندگان ارليستات بروز افسردگي گزارش شده است.البته رابطه فيزيولوژيك قابل توجيهي بين ارليستات و بروز افسردگي موجود نمي باشد.بطور كلي چاقي در بروز افسردگي نقش دارد وتحقيقات نشان داده كه كاهش وزن باعث بهبود

 

 

 

 

 

آن ميشود.در يك مطالعه اثرات ارليستات بر رفتار خانم هاي سالم بررسي شد.در اين مطالعه بهبود چشمگيري در خلق آنها پس از كاهش وزن مشاهده گرديد.البته در مقايسه با افراد كه از راه رژيم غذايي اقدام به كاهش وزن كرده اند تفاوت معني داري در اين زمينه وجود ندارد.اين دارو همچنين در كنترل وزن  بيماران شيزوفرنيك تحت درمان موثر ميباشد.استفاده از ارليستات در درمان مبتلا يان به بوليميا در 2 مورد گزارش شده است.و بالاخره در خصوص ارليستات در موارد معدودي عوارضي مانند بيقراري،سردرد و فراموشي گزارش شده است.

 

1-4.سيستم عضلاني و اسكلتي:

كاهش وزن با دمينراليزه شدن و پوكي استخوان رابطه دارد.از لحاظ تئوري،مهار ليپاز توسط ارلستات سبب ايجاد اجسام صابوني نامحلول اين چربيها با املاحي مانند كلسيم در محيط روده ميشود.اين در حالي است كه طي 2 مطالعه ،تجويز 21 روزه ارليستات اثر قابل ملاحظه اي روي بالانس كلسيم،فسفر،منيزيم،آهن،مس يا روي ندارد.بعلاوه بيوماركر هاي حاصل از ترن اور استخواني مانند الكتروليت هاي موجود در خون و ادرار در طي مصرف ارليستات بدون تغيير باقي ماتده است.ساير مطالعات  نشان داده مصرف اين دارو در طي 1 سال،افزايش نسبي ترن اور استخواني را باعث ميشود كه احتمالا حاصل كاهش جذب ويتامين دي و يا كلسيم ميباشد.اما در هر صورت تغييري در توده استخواني يا دانسيته استخواني در طي 1 سال مشاهده نشده است.اما پيشنهاد شده

 

 

 

 

 

 

 كه از مكمل هايي مانند كلسيم و ويتامين دي درطول درمان استفاده گردد.

 

1-5.عملكرد كليه:

با توجه به اينكه عدم جذب چربي ميتواند بر باعث كاهش ميزان  كلسيم آزاد در روده شود لذا ميزان كلسيم باند شونده با اگزالات نيز كاهش يافته در نتيجه ميزان جذب اگزالات در روده افزايش يافته و منجر به هايپراگزال اوريا(افزايش اگزالات ادرار) ميشود.د ر مدل آزمايشگاهي موش صحرايي،مصرف ارليستات همراه  با رژيم غذايي حاوي اگزالات تاثير مثبتي بر افزايش اگزالات ادرار داشته است.اين نتيجه با كاهش خفيف كلسيم و يا منيزيم ادرار وافزايش خطر ايجاد سنگ كليه همراه است.در يك مطالعه ديگر بر روي زنان نژاد هندو اروپايي همراه با بيماري زمينه اي مزمن كليه،ارليستات باعث القاء آسيب حادكليوي ثانويه ناشي از نفروپاتي حاد اگزالاتي گرديده است.در بيوپسي بافت كليه،بلورهاي اگزالات كلسيم در توبولار لومن مشاهده شده است.مورد مشابهي در خصوص عارضه فوق از يك زن 55 ساله با نارسايي مزمن كليه و ديابت،در اثر مصرف ارليستات گزارش شده است.همچنين از يك زن 42 ساله احتباس ادرار،تكرر ادرار،ادم پا و پلي ديپسي گزارش شده است.با اين وجود رابطه منطقي بين اين عوارض و مصرف ارليستات وجود ندارد.

 

 

 

 

 

 

 

1-6.سيستم اندوكرين:

ارليستات متابوليسم كربوهيدراتها را در افراد چاق سالم و يا با مشكل زمينه اي ديابت را بهبود ميبخشد.همچنين اين دارو اثرات مثبتي در كاهش نياز بيماران ديابتي به دوز داروهاي ضد ديابت و انسولين دارد.با اين وجود مصرف ارليستات در دوران بارداري توصيه نمي شود.اين دارو عملكرد بافت اندوتليال را در زنان با ديابت دوران بارداري ،بهبود ميبخشد كه اين اثر به علت تاثير اين دارو بر روي كاهش LDL ميباشد.علاوه بر اين ارليستات باعث كاهش مقاومت به انسولين ميشود كه اين قضيه بر روي تشكيل و كليرانس AGE ها موثر ميباشد.همچنين ارليستات باعث كاهش جذب اين مواد از روده ميشود.همچنين ارليستات باعث افزايش لپتينميا و افزايش سطح خوني نوروپپتيد Y در بيماران چاق ميشود.ارليستات ميزان تستسترون را در خانم هاي مبتلا به PCOS كاهش ميدهد.ارليستات با كتواسيدوز در زنان مبتلا به ديابت تيپ يك مرتبط است.در اين بيماران تجويز ارليستات سبب دهيدراتاسيون پيش رونده ميشود.درنتيجه منجر به مقاومت انسولينيونياز بيشتر به انسولين ميشود.در نتيجه اين بيماران در طي استفاده از اين دارو نياز به مونيتورينگ دارند.

 

1-7.پوست:

به نظر ميرسد بين مصرف ارليستات و واسكوليت پوستي رابطه وجود دارد.

 

 

 

 

 

 

در يك خانم 34 ساله،72 ساعت پس از مصرف ارليستات عوارضي چون ميالژياوآرترالژيا ديده شده است.در بيوپسي پوست در نواهي مويرگهاوسياهرگها التهاب لكوسيتوكلاستي مشاهده گرديده است.اين عوارض با قطع دارو و تجويز NSAID ها بهبود پيدا ميكند.بنا برگزارش كميته بررسي بي خطري داروها،ازسپتامبر1998 تا فوريه 2005 ،1519مورد واكنش نسبت به ارليستات در مقايسه با گروه دريافت كننده پلاسبو گزارش شده است كه از اين ميزان 8/11 درصد موارد مربوط به واكنشهاي پوستي وبافت ساب كوتانئوس ميباشد.

 

1-8.سرطان:

مطالعات حيواني نشان داده كه بين ميزان ورودچربي خوراكي و وافزايش ريسك سرطان كولون ارتباط وجود دارد.اين اثر احتمالا با تاثير مستقيم چربي بر سلولهاي ناحيه كولون رابطه دارد.در موش هاي صحرايي دريافت كننده عامل كارسينوژن ديمتيل هيدرازين،بين تجويز ارليستات و افزايش پروليفراسيون سلولي رابطه وجود دارد كه به نظر ميرسد با ميزان چربي موجود در رژيم غذايي ارتباط ندارد.با اين وجود در مطالعات طولاني مدت (بين 2تا4سال) بين گروه دريافت كننده ارليستات و گروه دريافت كننده پلاسبو از لحاظ ميزان ابتلا به سرطان تفاوتي ديده نشده است.ارليستات يك مهاركننده تيواستراز(موثر در سنتز اسيدهاي چرب)ميباشدكه يك آنزيم موثردرپيشرفت تومورها

 

 

 

 

 

 

ميباشد.مطالعات نشان داده كه ارليستات طي اين مكانيسم از تكثير بي رويه سلولهاي اندوتليال جلوگيري ميكند.طي مطالعه ديگري در موش،ارليستات طي اين مكانيسم باعث افزايش روندآپوپتوزيس سلولهاي تومورومهارپيشرفت كانسر پروستات ميشود.اين يافته ها درآينده و با تغيير در فرمولاسيون ارليستات وتغيير در زيست دستيابي اين دارو،ممكن است در درمان كانسر پروستات و سينه مورد توجه قرار گيرد.

 

2- تداخلات دارويي:

2-1.ويتامين هاي محلول در چربي:

جذب اين دسته از ويتامينها ممكن است با ارليستات كاهش پيدا كند.درداوطلبان سالم درمان كوتاه مدت با ارليستات جذب بتاكاروتن وويتامين ايي را به طورقابل ملاحظه اي كاهش داده است ولي برميزان جذب ويتامين آ بي تاثير ميباشد.در مطالعات باليني در طي 2 سال،غلظت ويتامينهاي محلول در چربي در پلاسما(شامل آ،دي،اي وبتاكاروتن) كاهش يافته ولي اين تغييرات در دامنه باليني ميباشد.لذا در درمان چاقي با اين دارو،معمولا يك مكمل ويتاميني نيز تجويز مي شود.

2-2.وارفارين:

در يك مطالعه كوتاه مدت ،درطي مصرف ارليستات تغيير قابل ملاحظه اي از لحاظ

 

 

 

 

 

 

فارماكوكينتيك وفارماكوديناميك داروي وارفارين مشاهده نگرديده است.با اين وجود يك مورد افزايشINR دريك مرد 66 ساله با سابقه فيبريلاسيون بطني تحت درمان با وارفارين مشاهده شده است.در شروع درمان با ارليستات،به نظر ميرسد كه به علت كاهش جذب ويتامين كا،ميزان نياز به وارفارين كاهش ميابد.لذا اين دسته از بيماران بايد از لحاظ دوز وارفارين مصرفي تحت مونيتورينگ باشند.

2-3.آميودارون:

آميودارون يكي از پرمصرف ترين داروهاي ضدآريتمي قلبي درآمريكا ميباشدوبه علت ليپوفيل بودن ساختارشيميايي اين دارو،به نظر ميرسد كه ارليستات باعث كاهش جذب اين دارو ميگردد.اين تداخل باعث باعث نرسيدن غلظت اين دارو به حد درماني ميشود.

2-4.سيكلوسپورين:

گزارشات زيادي درخصوص تداخل ارليستات و سيكلوسپورين وجود دارد كه با توجه به اينكه اين دارو در افراد با پيوند اعضامصرف ميشود چنين تداخلي از اين لحاظ كه ممكن است باعث رد پيوند گردد اهميت دارد.در يك بيمار29 ساله با وجود مصرف ارليستات 2 ساعت قبل از تزريق سيكلوسپورين،كاهش غلظت خوني سيكلوسپورين مشاهده گرديد.ميتوان نتيجه گرفت كه اين كاهش غلظت با كاهش جذب چربي وعده غذايي ارتباط داردويك تداخل مستقيم دارو-دارو نمي باشد.علاوه براين در افراد با رژيم غذايي

 

 

 

 

 

 

پرچرب مصرف ارليستات باعث ايجاد اسهال شده و اين قضيه بر روي ميزان جذب سيكلوسپورين موثر ميباشد.

2-5.داروهايCNS   :

افزايش وزن يكي از عوارض شايع داروهاي ضدتشنج ميباشد.يك گزارش بيانگر كاهش جذب لاموتريژين در يك زن 18 ساله مصرف كننده ارليستات شده است.لذا سطح خوني اين داروها بايد كنترل شود.مطالعه ديگري نشان دهنده عدم تاثير ارليستات بر سطح پلاسمايي هالوپريدول،كلوزاپين،كلوميپرامين،دزيپرامين ويا كاربامازپين در يك دوره درماني 8 هفته اي شده است.مطالعه ديگري بيانگر اثرات سودمند ارليستات در در مان هايپرگلايسمي ناشي از كلوزاپين وافزايش وزن ناشي از اين دارو در يك مرد 35 ساله شيزوفرنيك ميباشد.

2-6.داروهاي ضد بارداري خوراكي:

مطالعات دوسويه كور با مقايسه با گروه دريافت كننده پلاسبو نشان داده كه ارليستات بر روي روند مهار تخمك گذاري توسط اين دسته از دارو ها بي تاثير ميباشد.

2-7.تيروكسين:

گزارش شده كه ارليستات باعث بروز علائم هايپوتيروئيديسم در بيمار مبتلا به بدخيمي غده تيروئيد و دريافت كننده تيروكسين ،شده است.جذب رودهاي تيروكسين با محتواي دسگاه گوارش ارتباط دارد به طوري كه باند شدن بعضي از مواد با تيروكسين

 

 

 

 

 

 

باعث كاهش جذب آن ميشود.ارليستات نيز ممكن است با همين مكانيسم باعث كاهش جذب اين دارو شود.

2-8.الكل:

ارليستات با مهار آنزيم ليپاز روند تخليه معده در اثر صرف مشروبات الكي را تسهيل ميكند.مطالعه اي ديگر بيانگر عدم تاثيرارليستات در فارماكوكينتيك اتانول ميباشد.به طور كلي پيشنهاد شده كه در طي دوره درمان با ارليستات مصرف مشروبات الكلي به 1 يا 2 بار در هفته محدود شود.

2-9.داروهاي ضد ديابت:

مطالعات نشان داده كه مصرف ارليستات همراه با انسولين ويا ساير داروهاي ضد ديابت در بيماران مبتلا به ديابت تيپ 2 مفيد ميباشد.ارليستات بر روي روندفارماكوكينتيك داروي گليبن كلاميد ومتفورمين بي تاثير ميباشد.مصرف همزمان ارليستات و سولفونيل اوره ها ومتفورمين باعث افزايش پيك هايپوگليسمي در مقايسه با گروه كنترل ميباشد.كه ميزان اين عارضه خفيف تا متوسط ميباشد.در اين ميان 4 مورد(يك نفر در گروه پلاسبو و 3 نفر در گروه دريافت كننده ارليستات) در اثر شوك هايپوگلايسمي به مداخله پزشك احتياج پيدا كردند.لذا اين دسته از بيماران بايد از لحاظ سطح قند خون مونيتور شوند.

2-10.داروهاي ديگر:

ارليستات بر روي فارماكوكينتيك فني توئين،سيبوترامين،فلوكستين،آمي تريپتلين

 

 

 

 

 

 

فنترمين،ديگوكسين،لوزارتان،آتنولول،فوروسمايد،كاپتوپريل،نيفديپين،پرواستاتين،سيمواستاتين وآتورواستاتين بي تاثير ميباشد.مصرف همزمان ارليستا ت با استاتين هاو فيبراتها اثرات مثبتي بر روي پارامترهاي متابوليكي در بيماران چاق مبتلا به كلسترول خوني بالاويا ساير سندرم هاي متابوليكي دارد.

3-نتيجه:

ارليستات از طريق مهار آنزيم ليپاز عمل ميكند.اين آْنزيم كمك به هضم تريگليسريد هاي موجود در وعده غذايي مي نمايد.اين دارو به همراه يك رژيم غذايي كم كالري در درمان چاقي مفيد ميباشد.مصرف ارليستات عمدتا با عوارض گوارشي در ارتباط است كه اين عوارض به مرور زمان در طي مصرف دارو كاهش ميابد.عوارض سيستميك ندرتا از اين دارو گزارش شده است.بسياري از گزارشات مربوطبه عوارض جانبي سيستميك ارليستات داراي اعتبار باليني محدود و در حد گزارش موارد انفرادي ميباشد.ارليستات امروزه در سطح جهاني تجويز ميشود و مطالعات وسيع باليني در خصوص آن صورت گرفته است.

 

لیست بیماری های عمومی

نام بيماري به  فارسي

نام بيماري به انگليسي

آرنج‌ تنيس‌بازان‌

tennis elbow

آفتاب‌زدگي‌ (حساسيت‌ به‌ نور آفتاب‌)

sun poisoning

اسپوروتريكوز

sporotrichosis

اسپونديليت‌ آنكيلوزان‌(بيماري ماري ـ استرامپل؛AS)

spondylitis ankylosing

استفراغ‌ شديد حاملگي‌

hyperemesis gravidarum

استوماتيت‌

stomatitis

التهاب‌ تيروييد (تيروييديت‌) تيروئيديت

thyroiditis

التهاب‌ زبان‌ (گلوسيت‌)

tongue inflammation

التهاب‌ عنبيه‌

iritis

التهاب‌ قرنيه‌ (كراتيت‌)

keratitis

انحراف‌ چشم‌

strabismus

آب‌ سياه‌ چشم‌، نوع‌ زاويه‌ بسته‌ اوليه‌

glaucoma primary angle closure

آب‌ سياه‌ چشم‌، نوع‌ مزمن‌ زاويه‌ باز

glaucoma chronic open angle

آب‌ مرواريد

cataract

آبسه‌ آنوركتال‌ يا آبسه مقعد

anorectal abscess

آبسه‌ پستان‌ breast abscess
آبسه‌ ريه‌ lung abscess
آبسه‌ مغزي‌ يا اپي‌دورال‌ brain or epidural abscess
آبله‌ مرغان‌ chickenpox
آپانديسيت‌ appendicitis
آترواسكلروز (تصلب‌ شرايين‌) atherosclerosis
آتلكتازي‌ atelectasis
آرتريت‌ روماتوييد جوانان يا كودكان‌ arthritis juvenile rheumatoid
آرتريت‌ عفوني‌ (چركي‌) arthritis infectious
آرتريت‌ مرتبط‌ با پسوريازيس‌ psoriatic arthritis
آرتيت‌ روماتوييد arthritis rheumatoid
آزبستوز asbestosis
آسم‌ asthma
آسيب‌ به‌ گوش‌ مياني‌ در اثر تغييرات‌ فشاري‌ barotitis media
آفت‌ دهان‌ canker sores
آفتاب‌سوختگي‌

sunburn

آكنه‌ (جوشهاي‌ غرور) acne
آكنه‌ روزاسه‌

acne rosacea

آلرژي‌ غذايي‌

allergy food

آمبولي‌ ريه‌

pulmonary embolism

آمپيم‌

empyema

کاربردهای هیپنوتیزم/کوکائین

هيپنوتيزم ـ کاربردهای پزشکی                                                                                  

كاربردهاي هيپنوتيزم در پزشکی


بطور سنتی کاربردهای هیپنوتیزم را به دو گروه تقسيم می کنند: بالینی و غیربالینی، یا پزشکی و غیرپزشکی، یا پزشکی و نمایشی. البته غیر از اینها، اسامی دیگری هم در این زمینه مورد استفاده قرار گرفته اند. همچنانکه از نام این دو گروه برمی آید؛ بخشی از کاربردهای هیپنوتیزم را که در قالب پزشکی میگنجند، بالینی و مابقی را غیربالینی مینامند. البته باید توجه داشت که منظور از کاربرد، پدیده های هیپنوتیزمی نميباشند، بلکه؛ استفاده ای هست که از پدیده های هیپنوتیزمی میشود. بعبارت دیگر؛ از یک پدیده هیپنوتیزمی، هم میتوان در پزشکی استفاده کرد، و هم در اجرای نمایشات سرگرمی و آموزشی. 

در بحث هیپنوتيزم، مطلب مهمی که غالبا ناديده گرفته ميشود همين موضوع استفاده از هیپنوتيزم ميباشد. بسياری را تصور بر اينست که با هیپنوتيزم کردن کسی موضوع تمام ميشود، درحاليکه اين مرحله، آغاز کار محسوب ميگردد. درواقع هیپنوتراپی يا درمان با استفاده از هیپنوتيزم؛ از دو مرحله تشکيل يافته است: القاء خلسه و درمان . اينکه فردی را هیپنوتيزم کنيم، فقط يک بخش از کار است و بخش دوم که بنظر من بسيار مهمتر و سخت تر و تخصصی تر ميباشد، و در مواردی ميتواند خطرناک هم بشود٬ شامل تکنيکهای درمانی ميباشد که بايد بدقت و ظرافت خاصی باجرا گذاشته شوند. اين بخش؛ جز در مواردی (که البته تعدادشان کم هم نيست) بايد بتوسط يک پزشک يا روانشناسی که در زمينه هیپنوتراپی مهارت دارد انجام گيرد. متاسفانه مردم ما آگاهی چندانی در اين زمينه ندارند و بهمين جهت تا می بينند شخصی ايشان را هیپنوتيزم کرد يا خودشان کسی را هیپنوتيزم ميکنند کار را خاتمه يافته تلقی ميکنند، درحاليکه تازه اول کار ميباشد.

در عصری که ما زندگی میکنیم سرعت پیشرفت علم ( در همه رشته ها) بسیار شگفت انگیز بوده و بشر امروزی با تکیه بر دانسته های پیشینیان و اختراعات و اکتشافات صورت پذیرفته، هر لحظه پرده از مجهولی برمیکشد. هیپنوتیزم هم از این قاعده بدور نبوده، روز بروز زوایای بیشتری از این علم روشن میگردند و بر دامنه کاربردهای آن افزوده میشود. بعنوان مثال در سال میلادی گذشته نزدیک به ۷۵۰۰ عنوان مقاله علمی در زمینه هیپنوتیزم در کل دنیا ارائه شده است که حدودا ۲۰ مقاله در هر روز میباشد (بعبارتی دیگر حدود یک مقاله در هر ساعت). قصدم از بیان این مطلب دو چیز است اول آنکه لیست کاربردهای هیپنوتیزم که در زیر آورده ام موقتی بوده با گذشت زمان موارد جدیدی به آن افزوده میشود. دوم آنکه سهم ایران از این ۷۵۰۰ مقاله علمی معتبر به تعداد انگشتان دو دست هم نمی رسد. شما خواننده گرامی، شما هموطن عزیز فکر میکنید در آن یک ساعتی که دیگران یک مقاله علمی تحویل مردم خود و جهان میدهند نخبگان و مغزهای باهوش ایرانی (که تعدادشان کم هم نيست)، چه میکنند؟ درنظر داشته باشیم که علم بشری محدود به هیپنوتیزم نبوده و هیپنوتیزم یکی از هزاران رشته علمی میباشد ضمن آنکه در مورد دیگر رشته های علمی هم وضع بهمین منوال میباشد. ظاهرا بدیهیست که جای این سخنان اینجا نیست ولی جای دیگری هم سراغ ندارم. واقعا تاسف بار است و تامل برانگیز..... این قافله را به کجا راهبری میکنند؟ ما ایرانیان را چه شده است؟ از آن تمدن چندهزار ساله چه بر جای مانده است؟ یعنی باید پذیرفت که این مملکت تهی از ذهن های خلاق است؟ یا آنقدر فقیر هستیم که از پس هزینه های تحقیقات علمی برنمیاییم؟ پس اینهمه دلارهای نفتی کجا میروند؟ واقعا ایراد کار از کجاست؟ امپریالیسم و آمریکای جهانخوار جلوی تحقیقات علمی ما را سد کرده اند؟ واقعا تا کی باید مصرف کننده علم دیگران باشیم؟ چرا در این مملکت از تولید علم خبری نیست؟ پس ما چه تولید میکنیم؟ چه عاملی مانع پیشرفت ماست؟ غافله سالار این قافله غافل کیست؟ اینهمه عقب ماندگی از کجاست؟

ضمن پوزش از خوانندگان محترم ادامه بحث را پی میگیریم: 

جهت پرهیز از سردرگمی و برای فهم آسانتر، همه کاربردهای هیپنوتیزم را بصورت یک لیست ارائه میکنم. هر نوع بیماری و یا درد و ناراحتی که بتوسط هیپنوتیزم قابل درمان باشد یا آنکه بتوان بوسیله هیپنوتیزم از شدت آن کاست و برای بیمار قابل تحمل نمود در لیست زیر گنجانده شده است. لازم به یادآوری است که کاربردهای هیپنوتیزم در پزشکی محدود به درمان بیماریها نبوده و شامل مواردی همچون بررسی های تشخیصی و یا امور دندانپزشکی هم میشوند. در این موارد از هیپنوتیزم جهت کمک به بیمار برای تحمل حالتهای ناگوار مربوطه استفاده میکنند.

لیست زیر از چندین کتاب مرجع هیپنوتراپی و مقالات منتشره از سال ۲۰۰۰ میلادی تاکنون استخراج گشته است.  البته درمورد مقالات منتشره فقط از تحقیقاتی استفاده شده است که موفقیت درمانی گزارش شده بالای ۵۰ درصد بوده است و در غیر این صورت درصد موفقیت ذکر شده است. پيش از آنکه ليست زير را مطالعه نماييد اين حقيقت مهم را بخاط داشته باشيد که هیپنوتراپی هم يکی از انواع روشهای درمانی ميباشد و همچون ديگر درمانهای پزشکی موفقيت آن در درمان بيماريها بستگی به شرايطی دارد. هیپنوتيزم معجزه نيست ولی ميتواند در برخی موارد همچون معجزه عمل کند. 

  1. درمان لكنت زبان
  2. درمان بي خوابی
  3. معالجه حالات اضطرابی
  4. درمان حالات هيجانی
  5. معالجه افسردگي
  6. درمان حالاتي كه فرد در شناخت هويت خود دچار مشكلاتي شده است
  7. درمان پرخوري و چاقی ( چاقی ناشی از پرخوری يا علل ديگر)
  8. فشار خون
  9. زايمان بدون درد و اضطراب
  10. درمان ضعف و فقدان اعتماد به نفس
  11. معالجه عدم قدرت در تمركز فكر و ضعف حافظه
  12. ايجاد انگيزه و اميد به آينده و ايجاد روحيه مثبت و شاد
  13. انواع آلرژیها و حساسيت  
  14. آسان و قابل تحمل کردن مشکلات دوران قاعدگی و نيز کاستن از شدت علائم
  15. مهار خونریزی تروماتیک یا حین جراحی (و اعمال دندانپزشکی)
  16. تسهیل رواندرمانی با امکان دسترسی سریع به خاطرات سرکوب شده آزار دهنده
  17. درمان انواع  مشكلات جنسی در آقايان و خانم ها ( ناتوانی جنسی، انزال زودرس، ديس پارونيا، سردی مزاج و....)
     
  18. درمان عادت جويدن ناخنها
  19. کاستن از عوارض کموتراپی
  20. کمک به درمان زگیل
  21. درمان وسواس و رفتارهايي كه فرد به صورت اجباري انجام مي دهد
  22. آسم و تنگی نفس
  23. کنترل دردهای مختلف حاد و مزمن
  24. درمان يا کنترل میگرن و انواع سردردها
  25. درمان کم خوری و لاغری ( لاغری ناشی از کم خوری يا علل ديگر)
  26. فیبرو میالژیا ( دردهای خاص عضلانی)
  27. بالا بردن قدرت سيستم ايمنی بدن
  28. تسریع در بهبودی سوختگی ها
  29. کاستن از خونریزیهای بیماران هموفیلی
  30. تثبیت بیماری دیابت و جلوگيری از نوسانات قند خون
  31. تسریع در جوش خوردن شکستگی استخوان
  32. ترك اعتياد به دخانيات، الكل و بسياري از مواد مخدر ( با ايجاد بی نيازی٬ تنفر و حساسيت)
  33. قابل تحمل کردن استرس و ناراحتی ناشی از اقدامات پزشکی (همچون آندوسکوپی، عکس رنگی، آنژيوگرافی و ....)
  34. تقویت تکامل پستان  
     
 

کاربردهای هيپنوتيزم در دندانپزشکی

استفاده از هیپنوتيزم در درمانهای دندانپزشکی بقدری وسيع و موثر بوده است که نه تنها در کتب معتبر هیپنوتراپی غالبا يک بخش مجزا به اين بحث اختصاص داده ميشود که کتابهای زيادی با عنوان کاربردهای هیپنوتيزم در دندانپزشکی موجود ميباشند. اين مسائل نشانگر ميزان اهميت و کارائی بالای هیپنوتيزم در دندانپزشکی ميباشد که مهمترين موارد آن بشرح زير ميباشند

 کاستن از شدت خونريزی، تسريع در تحمل پروتزهای متحرک، قابل تحمل کردن باز ماندن دهان برای مدت طولانی، کاستن از ترشح بزاق ( که هم تحمل شرايط را برای بيمار آسان ميسازد و هم اينکه محيط مناسبتری را جهت کار فراهم ميکند)، ايجاد بيحسی کامل يا نسبی بطور موضعی، کاستن از مشکلات جسمی و روحی بيمار در درمان ارتودنسی، درمان دندان قروچه، ايجاد آرامش و کم کردن استرس بيمار (که اين امر موجب آرامش دندانپزشک و افزودن بر تمرکز فکری او هم ميشود و کيفيت درمان را افزايش ميدهد)، دندانپزشکی کودکان و موارد ديگر

PTSD يا  Post Traumatic Stress Disorders

اين اختلال از جمله مواردی است که بويژه در کشور ما از اهميت فوق العاده ای برخوردار است ازينرو بطور جداگانه و در انتهای اين بخش آورده ام. در کشور ما بخاطر جنگ ۸ ساله تعداد بسيار زيادی از هموطنان به اين بيماری مبتلا ميباشند. هرچند آمار دقيقی دردست نيست ولی اخيرا از طريق يک منبع نسبتا موثق تعداد بيماران فقط در منطقه کرج و حومه ۴۰۰۰ نفر ذکر شد. اين اختلال در اثر حوادث ناگواری که در گذشته برای بيمار اتفاق افتاده اند، ايجاد ميشود و سير مزمنی دارد که درصورت عدم درمان تا پايان عمر بيمار را آزار ميدهد. جنگ يکی از انواع مهم حوادث ناگوار بحساب ميايد که متاسفانه تعداد زيادی از جانبازان را به اين بيماری مبتلا کرده است.

منبع:http://www.drreshad.ir

کوکائين ـ مشخصات عمومی

منشاء و پيدايش کوکائين

        تاريخچه  

                                                                                                 

                         

 

 ماده ای که امروزه کوکائين نام دارد اول بار در سال ۱۸۵۹ کشف شد. اما گياه کوکا قدمتی برابر با انسان دارد و سابقه استفاده از برگهای بوته کوکا بمنظور کسب لذت و نيروی مضاعف، طولانی بوده به قرنها پيش برميگردد. بطوريکه در تابوت هاي باستاني پرو ۱، مجسمه هايی يافت شده که آدمی را در حين مصرف کوکا نشان ميدهند. کشت و مصرف کوکا و مقدس دانستن اين گياه از جانب تمدنهای قديم۲ آند به ۴۰۰۰ سال قبل برميگردد و اين گياه طی قرون متمادی جزو جدائی ناپذير فرهنگ بوميان اطراف آند گشته است. نزد مردمان ساکن در مناطق اطراف کوههای آند ارزش و جايگاه هيچ گياهی باندازه کوکا نيست. نحوه برخورد بوميان منطقه تائوانتينسويو۳(که شامل کشورهای اکوادور، بوليوی، پرو و نواحی شمالی آرژانتين ميباشد) با اين گياه از نظر کشت و خريد و فروش قابل قياس با نحوه برخورد مردم اروپا است با درخت انگور. نکته جالب در مورد اين گياه؛ نقش مذهبی، فرهنگی، اجتماعی، و حتی سياسی آن در تاريخ مردم آند ميباشد. مدارک تاريخی نشان ميدهند که اين گياه همواره و از زمانهای بسيار قديم در نزد مردم آند چه بصورت فردی و چه بصورت جمعی حاضر بوده و جايگاهی معنوی و شفابخش داشته است، جايگاهی توام با رمز و راز. اين گياه در طول تاريخ، مردم آند را بهم پيوند داده و از خطر استعمارگران اقتصادی و مذهبی رهانيده است. از آن زمان که استعمارگران اسپانيائی از نقش و جايگاه مهم اين گياه نزد بوميان آند آگاه شدند، همواره اين گياه در معرض انواع تهديدات و خطرات بوده است چه بصورت فيزيکی و چه بصورت فرهنگی و مذهبی، تا جائيکه به آن لقب علف شيطانی دادند. در نظر استعمارگران اروپائی، اين گياه رمزآلود که از جانب بوميان در تمامی آئين های مهم و مراسمهای مذهبی حضوری پر رنگ داشت و توسط بوميان به خورشيد و زمين مادر تقديم۴ ميشد، مهمترين عامل بازدارنده در پيوستن مردم به مسيحيت بوده است. در حقيقت اولين مخالفان کوکا، مبارزين با اعتياد و مواد مخدر نبوده اند، بلکه همين استعمارگران اروپائی بودند که بدلايل ظاهرا مذهبی و تحت عناوينی چون نجات و رستگاری مردم  از دست شيطان، به جنگ با اين گياه برخاستند. درحقيقت حمله استعمارگران به اين گياه جهت فرهنگ زدائی مردم بومی آند بود. حتی کليسا هم وارد جنگ با اين گياه شد و در پس اهداف بظاهر مذهبی، نيات پليد و اشتهای وحشيانه به تصاحب طلا و نقره و هر چيز با ارزشی که در اعماق کوههای آند يافت ميشد، نهفته بوده است. درمقابل مردم بومی آند همواره از اين گياه بعنوان نماد فرهنگ و سنت خود دفاع کرده اند و آن را هديه ای از جانب خداوند تلقی کرده اند. اين گياه موجب همبستگی آنها گشته است.

 

خط زمانی   Timeline

۳۰۰۰ سال قبل از ميلاد مصرف برگهای کوکا بصورت جويدن در بين مردم آمريکای جنوبی امر رايجی بوده است.

۱۵۰۰ مزارع کوکا توسط اينکاها در پرو اداره ميشد.

 سالهای اوليه ۱۵۰۰ مزارع کشت کوکا از جانب اشغالگران اسپانيائی حفظ شدند و ايشان قوانين مالياتی را بنحوی تغيير دادند که افراد بتوانند ماليات خود را بصورت  برگهای کوکا بدهند.  

  ۱۵۳۹  اسقف اعظم ناحيه معادل يک دهم ارزش گياهان کشت شده ماليات تعيين کرد

۱۵۷۵  کارگران معادن اسپانيايی در منطقه آند با مقادير بالايی کوکا تامين ميشدند. درحدود ۸ درصد از اروپائيان ساکن در پرو به تجارت اين گياه اشتغال داشتند.

۱۵۸۰ برگهای کوکا توسط موناردس به اروپا برده شد. برخلاف توتون اين گياه چندان مورد استقبال قرار نگرفت شايد به اين دليل که بخاطر طولانی بودن سفر از کيفيت برگها کاسته شده بود.

۱۶۶۲ اولين قطعه شعر در وصف کوکا توسط آبراهام کاولی سروده شد. عنوان شعر اين بود افسانه کوکا

۱۷۰۸ برای اولين بار کوکا در ليست داروئی قرار گرفت. پزشک و گياه شناس آلمانی هرمن بوئر در کتاب داروئی خود از کوکا نام برد.

۱۸۳۵ اولين تصوير دقيق از کوکا در روزنامه ای انگليسی بچاپ رسيد.

۱۸۵۰ تنتور کوکا در جراحی قفسه سينه مورد استفاده قرار گرفت.

۱۸۵۵ برای اولين بار کوکائين از برگهای کوکا استخراج گرديد.

۱۸۵۹ کوکائين بعنوان فعالترين ترکيب برگهای بوته کوکا از آن جدا گرديد. اين کار توسط آلبرت نيمن در دانشگاه گوتيگان آلمان صورت پذيرفت.

۱۸۶۳ آنجلو ماريانی محصولی به ثبت رساند که از اختلاط شيره برگهای کوکا و شراب بردکس بدست آمده بود. نام اين محصول وين ماريانی انتخاب شد.

۱۸۶۳ تا ۱۸۸۳ در طی اين ۲۰ سال شرکتهای متعددی در کشورهای اروپائی و آمريکا به تهيه و توليد انواع مشروبات الکلی حاوی کوکائين با درصدهای مختلف پرداختند. بازار مشروبات کوکائين بسيار داغ و پر از رقابت اقتصادی بود. معمولا ميزان کوکائين در اين مشروبات ۷ ميليگرم در هر اونس در نظر گرفته ميشد. در اين رقابت تجاری کمپانی معروف آلمانی مرک که هنوز هم جزو معتبرترين توليدکنندگان مواد شيميائی و داروئی در جهان است جزو پيشتازان بود.

۱۸۸۴ استفاده از کوکائين در جراحيهای چشم بعنوان بيحس کننده موضعی مرسوم گشت.

۱۸۸۴ روانشناس شهير زيگموند فرويد کتابی در مورد کوکائين منتشر ساخت که در آن بر استفاده از کوکائين در درمان برخی حالتها من جمله اعتياد به مورفين تاکيد شده بود.

۱۸۸۴ کمپانی مرک ۳۱۷۹ پوند کوکائين توليد کرد

۱۸۸۶ توليد کمپانی مرک به ۱۵۸۳۵۲ پوند در سال رسيد.

۱۸۸۶ نوشابه معروف کوکا کولا برای اولين بار توسط جان پمبرتون توليد گشت. اين نوشابه حاوی شربت نسبتا ضعيف کوکا و کافئين بود.

۱۹۰۱ کوکا کولا ترکيب کوکا را از محصول خود حذف کرد.

۱۹۰۵ مصرف استنشاقی کوکائين معمول گشت.

۱۹۰۷ اولين قانون در مورد برچسب زدن به محصولات حاوی کوکائين و نيز مواد ديگری چون کانابيس و افيونها بمورد اجرا گذاشته شد.

۱۹۱۰ اولين مورد از عوارض مصرف استنشاقی کوکائين بصورت سوراخ شدن تيغه بينی گزارش گرديد.

۱۹۱۲ حکومت آمريکا ۵۰۰۰ مورد تلفات ناشی از اعتياد به کوکائين گزارش کرد.

۱۹۱۴ اولين قانون مالياتی در ۱۷ دسامبر ۱۹۱۴ در مورد فروش ترياک و هروئين و کوکائين مورد تصويب قرار گرفت.

۱۹۳۰ در اوايل دهه ۱۹۳۰ ژاپن با توليد ۲۳.۳ درصد کوکائين جهان بعنوان بزرگترين توليدکننده اين ماده در جهان شناخته شد. کشورهای آمريکا با ۲۱.۳ درصد آلمان با ۱۵ درصد انگليس با ۹.۹ درصد و فرانسه با ۸.۸ درصد توليد در رده های بعدی قرار گرفتند.

۱۹۲۰ تا ۱۹۷۰ طبق گزارش حکومت آمريکا مصرف کوکائين در طی اين سالها بسيار کاهش يافت.

 ۱۹۷۰ قانون سی اس ا در ۱۷ اکتبر اين سال بتصويب رسيد. براساس يکی از بندهای اين قانون تمامی داروها و مواد شبه داروئی از لحاظ شدت اثر و خطر در سه گروه طبقه بندی شدند. کوکائين در کلاس دو قرار گرفت.

۱۹۷۶ شکل غير خنثی يا دارای پايه آزاد کوکائين در کاليفرنيا توليد گشت.۱۹۸۱ قيمت يک کيلو گرم کوکائين بصورت عمده فروشی ۵۵۰۰۰ دلار بود.

۱۹۸۴ قيمت کوکائين پايين آمده به ۲۵۰۰۰ دلار بازای هر کيلوگرم عمده فروشی رسيد.

دهه ۱۹۸۰ در طی اين دهه کرک کوکائين در بازار مصرف و بين مصرف کنندگان عمومی گرديد.

* * *

کوکائين ـ اثرات و علائم مصرفبهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

           

اثرات و علائم مصرف کوکائين

 همچون غالب مواد مخدر، اثرات کوکائين را ميتوان به سه مرحله تقسيم کرد

مرحله کوتاه مدت اوليه يا لذت بخش  تقريبا از لحظهُ مصرف کوکائين شروع شده، ۱ تا ۲ ساعت بطول ميانجامد. کوکائين جزو مواد سريع اثر ميباشد ولی بهمان نسبت که بروز اثرات خوشايندش سريع ميباشد، دوامشان هم بسيار کوتاه ميباشد. تاثير کوکائين بسته به مقدار مصرف و خلوص ماده مصرفی، از يک تغيير ظريف و لطيف روحی و جسمی تا برانگيختگی بسيار شديد و خطرناک متغير است. ۱۰ تا ۱۵ ثانيه پس از مصرف استنشاقی اولين اثرات بصورت انفجاری از خوشی و لذت۱ ظاهر شده   ، در عرض ۵ دقيقه به اوج میرسند. فرد احساس اعتماد بنفس بالايی۲ پيدا ميکند که در کنار آگاهی بالا و احساس انرژی بسيار، سبب ميشود مصرف کننده کوکائين رفتاری اجتماعی يافته پرحرف باشد. علائم ايجاد شده حدود ۲۰ تا ۳۰ دقيقه دوام داشته و بتدريج تحليل می روند.از نظر جسمانی چشمان باز ۳، مردمکهای گشاد۴ و فک قفل شده يا باصطلاح سيم پيچ شده۵ جزو علائم قابل مشاهده بوده، در اندازه گيريها: فشارخون و تعدادضربان قلب، نبض، تنفس، درجه حرارت بدن،افزايش نشان ميدهند.مصرف کننده کوکائين اشتهايی ندارد، گرسنه نميشود، نمی خوابد۶، در مقابل؛ تحرک دارد، احساس قدرت ميکند و ميل و قدرت جنسی بالايی ميابد. واضح است که مجموع اين علائم کاذب ميتواند درمورد افراد با بنيه ضعيف خطرناک باشد.از ديگر علائم ميتوان به اين موارد اشاره کرد: تعرق شديد،بي قراري، لرزش به خصوص در دستها، توهمات شديد حسي، عدم هماهنگي حركات، اغتشاش دماغي، گيجي، درد پا، فشار قفسه سينه، تهوع، تيرگي بينايي، تب، اسپاسم عضله، تشنج و مرگ.  و مجموع مراحل بروز و اوج علائم تا از بين رفتن آنها ۱ تا ۲ ساعت بطول می انجامد.

مرحله پس از اثرات اوليه۷ واقعيت اينست که کوکائين يک عجوزه شيطانيست چراکه در قبال يک لذت کاذب بسيار کوتاه و گذرا، آزار بسياری نصيب شخص ميکند. پس از ۱ تا ۲ ساعت اثرات اوليه، بطور دراماتيک و با شيبی تند از بين ميروند و معتاد نگون بخت را رها ميکنند. از آن سرخوشی و نشاط و انرژی کاذب چيزی برجا نميماند، جز اضطراب، کندی و بيقراری. شخص تا روزها دچار افسردگی ۸، تحريک پذيری۹ و احساس ضعف و خستگی زودرس۱۰ ميگردد. سردردهای مستمر، زخم و خونريزی بينی (در مصرف استنشاقی)، خواب آلودگی و رخوت۱۱ و عدم توانايی تمرکز مجموعا شخص را به شکل مرده متحرک۱۲ درمياورند.

 بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

   

کوکائين ـ خطرات و عوارض

 خطرات و عوارض مصرف کوکائين

مصرف بيش از حد معمول ۱

 

 عمده ترين عارضه خطرناک  کوکائين بوده ميتواند منجربه تشنج، نارسائی قلبی و تنفسی و نهايتا مرگ گردد. اين عارضه تصادفی، بخصوص در حين مصرف کوکائين بشکل محلول در نوشيدنيها ديده ميشود.نارسايی تنفسی بعلت مهار مراکز کنترل تنفس در مغز ايجاد ميگردد

بينی تک حفره ای ۲

 

 يکی ديگر از عوارض جسمانی مهم اين اعتياد است. مصرف استنشاقی کوکائين، حتی بطور تفننی، ميتواند يک روز پس از مصرف، موجب احتقان يا خونريزی بينی گردد. تيغه بينابينی داخل بينی که حفره بينی را به دو بخش تقسيم ميکند در بخش فوقانی، بصورت يک غشا مخاطی ظريف ميباشد که در اثر مصرف منظم کوکائين آسيب ديده و حتی سوراخ ميگردد. احتقان، خونريزی بينی ازجمله مشکلات روزمره ميباشند. اين ديواره مخاطی در معتادان قهار ۳ بطور کامل و برگشت ناپذير از بين رفته، بينی تک حفره ای ايجاد ميکند

استمناء کننده کوکائين! ۴

 

 دليل پيدايش اين اصطلاح مربوط ميشود به شرايط محيطی مصرف کنندگان کوکائين. ازآنجائيکه کوکائين ماده مخدر رايج در پارتی ها و مهمانيهای تفريحی در کشورهای غربی ميباشد و معمولا در اين پارتی ها، کوکائين را بيشتر در توالتها مصرف ميکنند، يک معتاد کوکائينی بعلت کوتاه بودن مدت دوام اثرات کوکائين مجبور ميشود مدت بيشتری از پارتی را در توالت بگذراند!. وضعيت مشمئز کننده ای که شخصيت اجتماعی فرد را نابود ساخته او را  گرفتار چرخه ای بيهوده و تباه کننده ميکند بنام چرخه کوک ۵ 


۱  Overdose

۲  One Nostril

۳  Heavy Users

۴  Coke Wanker

۵  Coke Cycle

منبع:http://www.drreshad.ir

 

درباره صرع

داروهاي ضد صرع در دوران بارداري

 

  مقدمه

  بيماري هاي همراه با حمله (SEIZURE ) تقريبا 5/0 تا 1 درصد كل مردم و نيز خانمهاي حامله را مبتلا مي كنند. با اين حساب فقط در آمريكا حدود 800000 تا 1/1 ميليون زن در سنين باروري بيماري تشنجي دارند. صرع عادي ترين اختلال نورولوژيك در دوران حاملگي را تشكيل مي دهد. حملات و اختلالات اپي زوديك حركتي ، احساسي يا هوشياري هستند كه با تخليه هاي الكتريكي هم زمان ، نامناسب و افراطي در قشر مغز ايجاد مي شوند. حملات به دو نوع عموميت يابنده و پارشيال تقسيم مي شوند كه در حملات پارشيال گرچه در ابتدا كانونهايي از سطح مغز دخيل هستند ولي امكان انتشار به كل مغز وجود دارد. با حملات عموميت يابنده از همان آغاز كل مغز تحت تاثير قرار مي گيرد.

  گزارش شده كه 5 درصد مردم در بعضي از مراحل زندگي خود دچار حمله مي شوند. ميزان بهبودي حتي بين افرادي كه هرگز تحت درمان قرار نمي گيرند بسيار بالا است. تقريبا 15 درصد كل حملات در نتيجه يك علت مشخص مثل عفونت ، ضربه ، اختلالات متابوليكي يا يك ضايعه

  (Space – occupying ) بوده و در مقابل 85 درصد حملات علت نامعلوم دارند يعني علت ويژه اي را نمي توان براي آنها مشخص نمود. اپي لپسي يا صرع به صورت حملات راجعه و علت نامعلوم تعريف مي شوند. تقريبا در 60 تا 70 درصد بيماران مبتلا به صرع با مصرف يك داروي ضد صرع (AED) حملات كنترل مي شوند.

  اثر حاملگي بر صرع

  اغلب خانمهاي مبتلا به صرع حاملگي هاي بدون حادثه را پشت سر مي گذارند. اثر حاملگي روي فركانس حملات مي تواند متغيير باشد. به موجب منابع مختلف 15 تا 50 درصد بيماران در طول حاملگي افزايش فركانس حملات و تقريبا در 25 درصد بيماران كاهش فركانس حملات ديده مي شود در حالي كه در درصد قابل توجهي از خانمها تغييري در فركانس حملات در دوران حاملگي ايجاد نمي شود. در مروري از 27 مطالعه كه روي 2165 خانم حامله مبتلا به صرع انجام شده ، در

  24 درصد بيماران افزايش فركانس حملات ، در 23 كاهش فركانس حملات و در 53 درصد بيماران تغييري در فركانس حملات مشاهده نشده است. سن بيمار ، نوع حمله ، رژيم AED يا فركانس حملات در دوران قبل از حاملگي نمي توانند پيشگويي كننده تغييرات احتمالي در فركانس حملات براي يك خانم حامله باشند.

    محققين نتيجه گيري كرده اند كه خانمهايي كه قبل از حاملگي كمتر از يك حمله هر ماه 9 ماه داشته اند در طول حاملگي با خطر افزايش فركانس حملات روبه رو نخواهند بود. بر عكس خانم هايي كه قبل از حاملگي بيش از يك حمله در ماه داشته باشند در دوران حاملگي افزايش فركانس حملات خواهند داشت. به علاوه بعضي از محققين گزارش كرده اند كه داشتن سابقه حملات مكرر قبل از حاملگي و بيماران مبتلا به اپي لپسي فوكالي ، در طول حاملگي بيشتر با خطر افزايش فركانس يا كثرت وقوع حملات روبه رو مي شوند محققين ديگر اين نتيجه گيري را تاييد نمي كنند. اخيرا Sabers و همكارانش دريافته اند كه 21 درصد از 151 حاملگي در 124 خانم مبتلا به صرع ، در طول حاملگي افزايش فركانس حملات داشته و اين افزايش به نوع حمله بستگي ندارد. تصور مي شود كه در بعضي از بيماران مصروع حامله عوامل متعددي در افزايش فركانس حمله ايفاي نقش مي كنند كه شامل عدم تبعيت از رژيم درماني ، افزايش تهوبه ريوي ( كه موجب آلكالوز جبراني خفيف مي شود ) ، هيپوكالسمي ترقيقي ، كم شدن سديم و منيزيم خون ، استرس عاطفي ، كمبود خواب ، تغيير در حركات دستگاه گوارش ، تهوع و استفراغ و تغييرات كبدي مي باشند. در بعضي از مدلهاي حيواني استروژنها از طريق كم كردن آستانه تشنج و افزايش شدت حملات ، اپي لپتوژنيك ( صرع زا ) هستند. به علاوه مطالعات حيواني نشان داده كه افزايش شدت غلظت گونادوتروپين مي تواند باعث افزايش فركانس تخليه هاي گهگير در مغز شود. استروژن با افزايش تحريك پذيري ،گيرنده GABA A را تحت تاثير قرار مي دهد در حالي كه پروژسترون اثرات مهاري دارد. بنابراين حاملگي هم چنين بلوغ ، سيكل قاعدگي و يائسگي همگي مواردي هستند كه فعاليت حمله اي را تغيير مي دهند.

  كمبود خواب و استرس عاطفي مي توانند حملات را افزايش دهند. به طور كلي حاملگي مي تواند باعث كمبود خواب شود زيرا خانمها بعلت درد عضلاني اسكلتي احساس ناراحتي مي كنند. به علاوه حاملگي همراه با فشار عاطفي و اضطراب است ، چون مادران تازه براي حوادث تغيير دهنده زندگي آماده مي شوند. يكي از مهم ترين عوامل كه فركانس حملات را در حاملگي تحت تاثير قرار مي دهد تغيير در غلظت خوني AED است. غلظت خوني نرمال AEDs در دوران حاملگي كم مي شود. بيشتر خانمها به خاطر ترس از تاثير سوء داروي ضد صرع روي جنين خود و يا به علت ترس از اين كه دارو تهوع يا استفراغ ايجاد كرده يا آنها را تشديد كند. از رژيم درماني توصيه شده كمتر تبعيت مي كنند.

  ممكن است در حاملگي كاهش جذب AEDs وجود داشته و باعث كاهش غلظت خوني دارو شود. استفراغ شديد جذب دارو را آسيب مي زند. به علاوه ، افزايش مصرف كلسيم و داروي ضد اسيد در حاملگي ميتواند جذي داروهاي ضد صرع را كاهش دهد. افزايش حجم توزيع و افزايش در كليرنس كليوي مي تواند غلظت خوني دارو را كاهش دهد. مصرف مكمل اسيد فوليك كه معمولا در دوران حاملگي تجويز مي شود مي تواند با افزايش آنزيم هاي كبدي كه منجر به افزايش متابوليسم AED مي شود غلظت داروهاي ضد تشنج را در خون كاهش دهد. توجه به اين نكته مهم است كه گرچه غلظت توتال AED تقريبا در همه خانمها در دوران حاملگي كم مي شود ، در اكثريت اين خانمها فعاليت حمله زياد نمي شود كه علت آن اين است كه در حاملگي غلظت آلبومين خون كم مي شود و در نتيجه درصد داروي آزاد افزايش مي يابد. از آنجايي كه اكثر آزمايشگاه هاي اندازه گيري كننده غلظت داروها در خون ، غلظت توتال داروها را اندازه گيري مي كنند بايد قبل از اقدام به تغيير در دوز داروها ، وضعيت باليني بيمار بررسي شود. كاهش در غلظت توتال پلاسمايي يك AED ، به طور اتوماتيك بيانگر اين نيست كه بايد دوز داروي ضد صرع را افزايش داد. بايد در نظر داشت كه غلظت داروي آزاد است كه كنترل حملات و اثرات روي سيستم عصبي مركزي را اعمال مي كند.

  اگر بيمار حامله عاري از حمله باشد بعضي از متخصصين زنان غلظت AED را هر سه ماهه اندازه گيري مي كنند. هر وقت بيماري نشانه هاي مسموميت دارويي نشان دهد حتي اگر غلظت خوني توتال دارو پايدار باشد بايد دوز دارو كاهش داده شود زيرا ممكن است غلظت داروي آزاد افزايش يافته باشد. چهار تا پنج نيمه عمر طول مي كشد تا پس از تغيير دوز غلظت پايدار جديد برقرار شود ، لذا پزشك بايد از اندازه گيري غلظت خوني زودتر اجتناب كند. وقتي غلظت خوني دارو اندازه گير شود و خون گيري درست قبل از مصرف دارو انجام گيرد تا غلظت تراف اندازه گيري شده باشد. و بالاخره ، ذكر اين نكته مهم است كه ممكن است غلظت خوني AEDs به علت كاهش كليرنس كليوي و حجم توزيع در طول چند هفته اول پس از زايمان افزايش سريع داده باشد. به علاوه ، پس از زايمان تبعيت ما در براي استفاده از دارو زيادتر مي شود زيرا ترس از خطر عوارض جانبي براي جنين منتفي شده است. بنابراين ، به ويژه اگر در دوران قبل از زايمان ، دوز دارو افزايش يافته باشد پس از زايمان ممكن است نياز به كاهش سريع دوز دارو وجود داشته باشد.

 

اثر صرع بر حاملگي

  اگرچه اكثريت خانمهاي مبتلا به صرع حاملگي هاي بدون مخاطره اي را خواهند داشت ولي از بعضي از مطالعات در خانمهاي مبتلا به صرع در مقايسه با گروههاي كنترل نتايج بد حاملگي گزارش شده است. اين نتايج سوء شامل زايمان زودرس ، تولد بچه با وزن كم ، دور سركوچك تر ، تولد نواد مرده ، شاخص آپگار كم ، پرده اكلامپسي ، زايمان با سزارين ، نقص هاي مادرزادي و مرگ و مير نزديك زايمان مي باشند. خانم هاي حامله مبتلا به صرع كه از داروهاي ضد صرع استفاده مي كنند به جاي 2 الي 3 درصد احتمال وقوع ذكر شده براي خانمهاي عادي ، ميزان ناهنجاري مادرزادي 4 تا 8 درصد مي باشد. هم چنين خطر نقص هاي مادرزادي جزيي نيز دو برابر مي شود.

  فرض بر اين است كه علاوه بر مصرف AED عوامل ديگري مثل حملات مارد ، ارثي بودن صرع مارد ، تروماي فيزيكي ضمن حملات ، وضعيت اجتماعي ـ اقتصادي نامطلوب مسؤول افزايش ميزان نقص هاي مادرزادي هستند. با وجود اين ، اغلب محققين عقيده دارند كه حملات مارد در طول حاملگي اثري روي كثرت نقص مادرزادي بچه هاي اين مادرها ندارد. توافق عام بر اين است كه مسؤول اصلي براي نتايج سوء حاملگي در مادران مبتلا به صرع ،به ويژه افزايش نقص هاي مادر زادي در جنين AEDs مصرف شده در درمان صرع مي باشد نه خود صرع.

  مصرف AEDs در حاملگي

  همه داروهاي ضد صرع از جفت عبور مي كنند و لذا تاا حدودي خطر ناقص الخلق زايي دارند.

  نتيجه مطالعه انجام شده توسط Holmes و همكارانش فرضيه مسؤول بودن AEDs براي نقص هاي مادرزادي در بچه هاي مادران مبتلا به صرع را تاييد مي كند. در اين مطالعه آينده نگر كه از سال 1986 تا 1988 انجام شده ، سه گروه از خانمها از لحاظ نتايج حاملگي بررسي شده اند. گروه اول شامل 180 خانم مصروع بودند كه تحت درمان با AEDs بودند. گروه دوم شامل 218 بيمار مصروع بودند كه هيچ گونه AEDs دريافت نمي كردند. گروه سوم شامل 979 خانم كنترل بودند. در اين مطالعه ، بين انواع صرع هايي كه آنها داشتند تفاوتي وجود نداشت. در بين بچه هايي كه تحت تاثير AEDs بودند در مقايسه با بچه هاي مادران گروه دوم و سوم افزايش قابل توجهي در وجود نقص هاي ماژور ، ميكروسفالي يا تاخير رشد وجود داشت. از طرف ديگر از لحاظ آماري تفاوت قابل توجهي بين بچه هاي گروه 2 و 3 وجود نداشت. يكي از موارد خدشه اين مطالعه اين بوده كه تكرر حملات بين دو گروه اپي لپتيك متفاوت بوده است. به طوري كه 50 درصد خانمهاي مبتلا به صرعي كه داروي ضر صرع مي خورند حمله را تجربه كردند در صورتي كه فقط 10 درصد مادراني كه تحت درمان با دارويي نبودند كه طول حاملگي حمله داشتند.

  در يك مطالعه جديد روي 211 خانم مبتلابه صرع و 355 كنترل سالم ، نتايج حاملگي به ور آينده نگر بررسي شده است. 174 حاملگي در مادران مبتلا به صرع براي آناليز وجود داشته كه ازز اين تعداد 159 مورد AEDs دريافت كرده است. نشان داده شد كه در خانمهايي كه در معرض داروهاي ضد صرع نبودند هيچ نوع نتيجه غير طبيعي به صورت مرگ يا ناهنجاريهاي مادرزادي در بچه هاي آنها اتفاق نيفتاده در حالي كه در 159 خانم مصروع كه تحت درمان با AEDs بودند 7/10 درصد نتايج غير طبيعي در مقايسه با 4/3 درصد در گروه كنترل داشته اند كه اين تفاوت از لحاظ آماري معني دار مي باشد. در اين مطالعه ، بين تكرر حملات و نتايج سوء هم خوانيي وجود نداشته است. در يك مطالعه بزرگ كه در چند موسسه روي 902 خانم مصروع انجام شده وقوع نقص مادرزادي در بچه هاي مادران تحت درمان با AED تقريبا پنج برابر خانمهي مصروعي بوده كه دارويي دريافت نكرده اند.

  دليل ديگري دال بر تراتوژن بودن AEDs اين است كه هر چه غلظت خوني آنها در مادر زياد مي شود ميزان ناهنجاري در بچه ها نيز زياد مي شود و وقتي يك داروي ديگر به رژيم دارويي مادر اضافه مي شود ميزان ناهنجاري در بچه ها نيز افزايش مي يابد. وقتي دو داروي ضد صرع مصرف مي شوند ايجاد ناهنجاري مادر زادي تا 5/5 درصد زياد مي شود و وقتي سه تا 4 داروي ضد صرع با هم مصرف مي شوند ميزان ناهنجاري به ترتيب 11 و 23 درصد افزايش مي يابد. اين ارقام را مي توان با 2 درصد در مردم عادي و 3 درصد با مادراني كه با يك AED درمان مي شوند مقايسه كرد. اخيرا نشان داده شده كه در بچه هايي كه مادر آنها در طول حاملگي با AEDs درمان شده اند تغييرات طولاني مدت در نوار مغزي (EEG) آنها وجود دارد. Iqs نيز با افزايش تعداد AED كم مي شود در حالي كه تغييرات EEG به تعداد حملات مادر در دوران حاملگي ارتباطي ندارد. و بالاخره اين كه زمان در معرض AED قرار گرفتن در دوران جنيني مهم است. نقص هاي مربوط به مجراي عصبي موقعي ايجاد مي شود كه تماس با بعضي AEDs از هفته هاي 5 تا 6 پس از آخرين پريود قاعدگي (LMP) باشد. شكاف كام و لب شكري به ترتيب موقعي ايجاد مي شوند كه تماس جنيني با دارو قبل از هفته 7 و هفته 10 از LMP باشد. بيماري قلبي مادرزادي موقعي ايجاد مي شود كه تماس با دارو قبل از هفته 8 از LMP باشد.

  اگر خانم مصروعي به مدت بيش از 2 سال حمله نداشته باشد پزشك بايد قل از حامله شدن او ، قطع مصرف دارو را تحت بررسي قرار دهد. اگر بيماري داروي ضد صرع مصرف مي كند كمال مطلوب اين است كه بيمار تحت درمان با كمترين تعداد دارو و با كم ترين دوز مورد نياز براي كنترل حملات باشد.

  مكانيسم هاي ناقص الخلقه زايي AED

  مكانيسم هاي متعدد براي توضيح ناقص الخلقه زايي AEDs متصور است. يكي از آنها ايجاد اپوكسايدهاي سمي به عنوان متابوليت AEDs مي باشد. به عنوان مثال ، ضمن متابوليسم فني تويين ، اپوكسايدهاي ناپايدار ساخته مي شوند كه اين مواد داراي اثرات ناپايدار ساخته مي شوند كه اين مواد داراي اثرات موتاژيك در مطالعات حيواني و انساني بوده اند. اين مواد براي غير سمي شدن نياز به آنزيمهاي اپوكسايد هيدرولاز دارند كه ممكن است در بعضي از جنين ها از لحاظ ژنتيكي وجود نداشته و يا كمبود آنها وجود داشته باشد و همين موضوع باعث شود كه وقتي اين جنين ها در معرض AEDs قرار مي گيرند حساس به ناهنجاريهاي مادرزادي باشند. مكانيسم هاي ديگري نيز ممكن است دخيل باشند زيرا در جنين هايي كه در معرض مفنيتوئين قرار گرفته اند ( كه متابوليسم آن متابوليت اپوكسايدي نمي كند ) نيز آسيب جنيني ايجاد شده است.

  متابوليسم بعضي از AEDs منجر به ساخته شدن راديكالهاي آزاد مي شوند كه مي توانند به ملكولهاي سلولي مثل DNA و پروتئين ها متصل شده و اثر سيتوتوكسيك ايجاد كنند ، زيرا همانندسازي ، سنتز RNA و تقسيم سلولي و cell migration را مختل مي كنند. بنابراين ايجاد راديكالهاي آزاد ضمن متابوليسم AED مي تواند يك مكانيسم علي البدل باشد كه به وسيله آن ناهنجاريهاي مادرزادي در خانمهاي مصروع زياد مي شود. در متابوليسم فني تويين ، حد واسط هاي راديكال آزاد توليد مي شوند. در مطالعات حيواني ، پيش مداواي موش هاي حامله با تركيباتي كه باعث كم شدن راديكالهاي آزاد فني تويين مي شوند باعث كم شدن تعداد شكاف كام و لب شكري در نوزادان آنها شده است. به علاوه عقيده بر اين است كه گلوتاتيون حد كونژوگاتهاي غير سمي ، فاقد سميت مي كند.

  مطالعات نشان داده اند كه موادي كه توليد گلوتاتيون را مهار مي كنند ميان آسيب جنين توسط فني تويين را افزايش مي دهند. بعضي از جنين ها ممكن است مقدار آنزيمهاي جاروب كننده راديكالهاي آزاد را كم داشته باشند و لذا در آنها به علت نقص هاي ژنتيكي مقدار راديكالهاي آزاد خودي زيادتر باشد كه اين جنين ها ممكن است بيشتر در معرض خطر نقص هاي مادرزادي باشند. پلي تراپي به خاطر اثرات تجمعي روي ناهنجاريهاي مادر زادي داشته باشد. اثرات آنتي فولات AEDs نيز مي تواند در ناقص الخلقه زايي آنها دخيل باشد. AEDs ميتوانند غلظت خوني فولات را از طريق افزايش سرعت متابوليسم فولات در كبد كاهش دهند. در خانمهايي كه مبتلا به صرع نيستند كمبود فولات همراه با نتايج سوء حاملگي و ناهنجاريهاي جنيني مثل نقص هاي مجراي عصبي و Ventricuseptal مي باشد. در خانمهاي حامله مبتلا به صرع ، كمي غلظت فولات در گلبولهاي قرمز همراه با افزايش ميزان ناهنجاري در بچه هاي آنهابوده است ولي كمبود اسيد فوليك نمي تواند توضيح كافي براي اين مورد باشد زيرا فني توئين و باربيتورانها بيشترين تاثير را در ايجاد كمبود اسيد فوليك دارند در حالي كه كمترين خطر براي نقص هاي مجراي عصبي ايجاد مي كنند. در حالي كه والپروات و كاربامازپين كه بيشترين ميزان نقص هاي مجراي عصبي را دارند كمترين اثر را روي پارامترهاي مقداري اسيدفوليك دارند. مكمل فولات با دوز 4/0 ميلي گرم در روز خطر نتايج سوء جنيني را در خانمهاي بدون صرع كاهش مي دهد.

  براي كم كردن خطر neural tube defects مكمل فولات بايد بين روزهاي 1 و 28 آبستني كه زمان بسته شدن neuropore خلفي لوله عصبي است مصرف شود. سالم بودن آن خانمهايي كه داروهاي ضد صرع دريافت مي كنند نا معلوم است. بعضي از محققين عقيده دارند كه خانمهاي تحت درمان با AEDs ، تا موقعي كه تجربيات باليني كنترل شده نشان دهند كه اسيدفوليك موثر بوده و بدون هر گونه اثر سوء روي جنين است نبايد عموما با دوزهاي بالاي اسيدفوليك درمان شوند. مصرف اسيدفوليك مي تواند فعاليت آنزيم هاي ميكروزومي كبدي را افزايش داده و غلظت AED را پايين بياورد. كالج مامايي و زنان آمريكا مي گويد كه به نظر مناسب مي رسد كه زنان تحت درمان با AEDs كه به طور ويژه اي در خطر نقص لوله عصبي هستند ( يعني والپروات و كاربامازپين دريافت مي كنند ) دوز اسيدفوليك معادل 4 ميلي گرم در روز قبل از حاملگي دريافت كنند. علي رغم دليل واضح براي سودمندي در اين افراد ، ديگران روزانه 4 تا 5 ميلي گرم مكمل فولات به مدت سه ماه قبل از حاملگي و در طول سه ماهه اول توصيه كرده اند.

  مداوا با ضد صرع ها

  به نظر نمي رسد كه ناهنجاري مادر زادي ويژه اي مختص يك AED ويژه اي باشد. اولين سيندرم ايجاد شده با يك AED ، سيندرم fetal trimethadione بوده است. سيندرم هاي مشابهي با مصرف ساير AEDs شرح داده شده كه مشخصات آن ها به قدري شبيه هم هستند كه يك عنوان كلي fetal anticonvulsant syndrome تقريبا براي هر AED به كار رفته است كه عمدتا شامل ناهنجاري هاي دهاني صورتي ، قلبي عروقي و انگشتي مي باشند. شكاف هاي دهاني صورتي معمول ترين ناهنجاري هاي گزارش شده در فرزندان مادران مصروع هستند كه با AEDs درمان مي شوند. اين ناهنجاري ها 30 درصد همه ناهنجاري هاي ماژور را تشكيل مي دهند. نقص هاي قلبي و اسپينابي فيدا به ترتيب در رديف دوم و سوم هستند. اسيدوالپروئيك در 1 تا 2 درصد موارد ايجاد اسپينابي فيدا كرده و كاربامازپين در 5/0 تا 1/0 موارد همراه با خطر ايجاد نقص هاي لوله عصبي است. علاوه بر اين ، سيندرم هاي متعددي كه شامل ناهنجاري هاي جزيي مي باشند با مصرف AEDs در جنين ايجاد شده اند.

  فني توئين

  يك ضد صرع هيدانتوئيني است. ساير داروهاي اين گروه شامل اتوتوئين ، مفنيتوئين و فناسمايد هستند. فني توئين برا ي درمان حملات پارشيال تونيك ـ كلونيك و استاتوس اپي لپتيكوس به كار مي رود. دوز معمولي آن 300 تا 600 ميلي گرم در روز است كه در سه دوز منقسم مصرف مي شود. اگر از فرآورده هاي مداوم آزادكننده استفاده شود يك تك دوز آن مي تواند مناسب باشد. غلظت درماني آن 10 تا 20 ميكروگرم در ميلي ليتر است. بيش از 90 درصد آن به پروتئين متصل مي شود. فني توئين در كبد متابوليزه مي شود و آنزيم هاي اكسيداتيو ميكروزوم كبدي را تحريك مي كند. اثرات سمي آن شامل بي نظمي حركات (آتاكسي) ، چرخش كره چشم ، تهوع ، هيپرپلازي لثه ، افسردگي ، كم خوني مگالوبلاستيك و بي نظمي حركات قلب است.

  خطر ناهنجاري هاي مادرزادي ماژور با اين دارو 2 تا 5 درصد است كه شامل نقص هاي قلبي در ديواره بين دو بطن ، شكاف هاي دهاني صورتي و نقص هاي ادراري تناسلي هستند. سيندرم فتال هيدانتوئين اولين بار توسط Hanson و Smith در سال 1975 شرح داده شد. خطر سيندرم فتالهيدانتوئين در جنيني كه در معرض فني توئين قرار گرفته باشد تقريب 10 درصد است. اين سيندرم مجموعه اي از ناهنجاري هاي جزيي شامل ناهنجاري هاي جمجمه اي صورتي ( بيني كوتاه ، پل بيني پهن ، لب هاي پهن ) هيپرتلوريسم ( فاصله زياد بين قسسمت هاي مختلف بدن )، پتوزيس ( افتادگي پلك ها ) ، چين هاي گوشه داخل چشم ( epicanthal folds) ، گوش هاي low –set و ناهنجاري هاي اندامي مثل هيپوپلازي فاصله بين انگشتان ، فقدان ناخن ها و چين هاي تغيير يافته كف است مي باشند . علاوه بر اين ، تاخير در رشد جنين نيز گزارش شده است. فني توئين مي تواند به عنوان مهار كننده رقابتي انتقال جفتي ويتامين K عمل كند و اين منجر به كاهش فاكتورهاي انعقاديي IX ‘ VII’II و X در جنين مي شود . فني توئين هم چنين متابوليسم فاكتورهاي انعقادي در كبد جنين را افزايش مي دهد. كاهش ايجاد شده در فاكتورهاي انعقادي جنين همراه با افزايش خطر خونريزي در نوزاد است. براي جلوگيري از اين كوآگولوپاتي ، بعضي از مصرف مكمل ويتامين K خوراكي ( 10 ميلي گرم در روز ) در خانم هاي حامله مصروع در ماه آخر حاملگي و تزريق ويتامين K به نوزاد موقع تولد طرفداري مي كنند. فني توئين در طبقه بندي مصرف داردها در دوران حاملگي در گروه D قرار دارد و مصرف آن در دوران شيردهي منعي ندارد . غلظت آن در شير 15 درصد غلظت آن در خون مادر است.

 

 كاربامازپين

  يك ايمينواستيلبن است كه در درمان همه انواع حملات بجز صرع كوچك مصرف مي شود. اين دارو بيشتر در درمان صرع سايكوموتور ( لوب تمپورال ) و صرع بزرگ مصرف مي شود. دوز آن 200 تا 1200 ميلي گرم در روز و غلظت درماني آن 4 تا 12 ميكروگرم در ميلي ليتر است. اثرات جانبي وابسته به دوز كاربامازپين شامل سرگيجه ، سردرد ، تهوع ، خواب آلودگيي ، نوتروپني و هيپوناترمي است.

  در يك مطالعه روي 72 زن مبتلا به صرع كه كاربامازپين مصرف مي كردند وقوع ناهنجاري هاي مادرزادي افزايش داشته است. 11 درصد وقوع نقص هاي كرانيوفاسيال ، 26 درصد وقوع هيپوپلازي انگشت و 20 درصد وقوع تاخير در تكامل گزارش شده است. اين مجموعه اثرات جنيني به نام سيندرم fetal carbamazepine ناميده شده و خيلي شبيه به نقص مادرزادي ديده شده در سيندرم fetal hydantion است. علاوه بر اين ، مصرف كاربامازپين توسط مارد همراه با وقوع اسپينابي فيدا بوده است. با آناليز همه اطلاعات موجود درباره زنان حامله اي كه كاربامازپين دريافت مي كردند نتيجه گيري شده كه تماس جنين با كاربامازپين تقريبا همراه با خطر 5/0 تا 1 درصد اسپينابي فيلدا است.

  كابامازپين مثل فني توئين در كبد متابوليزه شده و آنزيم هاي ميكروزمال كبدي را افزايش مي دهد. به علاوه كاربامازپين با فاكتورهاي انعقادي وابسته به ويتامين k مداخله كرده و باعث خونريزي در نوزاد مي شود.

  مصرف كاربامازپين در دوران شيردهي منعي ندارد. غلظت دارو در شير 25 تا 70 درصد غلظت آن در خون مارد است. بنا به گزارش گروه كار WHO درباره Human lactation مصرف آن در دوران شيردهي احتمالا سالم است. در طبقه بندي مصرف داروها در دوران حاملگي كاربامازپين در pregnancy eategory C قرار دارد .

  فنوباربيتال

  يكي از پرمصرف ترين AEDs از گروه باربيتورات ها است. از باربيتورات ها ، فنوباربيتال ، مفوباربيتال و متاباربيتال در درمان صرع به كار رفته اند. فنوباربيتال در درمان حملات تونيك ـ كلونيك عموميت يابنده و پارشيال و هملات مكرر صرع به كار مي رود. اين دارو با دوز 60 تا 240 ميلي گرم در روز مصرف شده و غلظت درماني آن در محدوده 10 تا 40 ميكروگرم در ميلي ليتر است. اثرات جانبي وابسته به دوز فنوباربيتال شامل خواب آلودگي ، آتاكسي ، چرخش كره چشم ، خستگي ، بي ميلي و افسردگي است. فنوبارربيتال در كبد متابوليزه شده و آنزيم هاي اكسيداتيو ميكروزمال كبدي را تحريك مي كند. تماس جنين با فنوربابيتال همراه با ناهنجاري هاي ماژور مثل نقص هاي مادرزادي قلبي و شكاف دهاني صورتي مي شود. سيندرم fetal phenobarbital با مشخصات ديسمورفيك مشابه با سيندرم fetal hydantoin است. تماس جنين با فنوربابيتال هم چنين همراه با كاهش تكامل هوشي و شناختن در نوزاادان و بچه ها مي شود. مصرف فنوربابيتال توسط مادر در طول حاملگي مي تواند منجر به خونريزي در نوزاد و سيندرم قطع در نوزاد پس از زايمان مي شود. علايم قطع شامل تحريك پذيري است و تقريبا در روز هفتم زندگي شروع شده و معمولا 2 تا 6 هفته ادامه دارد. مصرف فنوباربيتال در مادران شيرده ممكن است منجر به خواب آلودگي نوززاد شده و وقتي شيردهي قطع مي شود باعث بروز علايم قطع در بچه شود. در صورت ايجاد سديشن ( تسكين رواني ) در نوزاد بايد شيردهي قطع شود. در طبقه بندي داروها در دوران حاملگي فنوباربيتال در گروه D قرار دارد.

  پريميدون

  پريميدون در كبد به فنوباربيتال و فنيلاتيل مالون آميد ( PEMA) متابوليزه مي شود كه همه اين مواد اثر ضد تشنجي داشته و عليه حملات تونيك ـ كلونيك عموميت يابنده و پاشيال موثرند. اين ها ممكن ااست حملات مقاوم به فنوباربيتال را كنترل كنند. پريميدون با دوز 500 تا 2000 ميلي گرم در روز براي ايجاد غلظت درماني حدود 5 تا 12 ميكروگرم در ميلي ليتر مصرف مي شود. اثرات جانبي وابسته به دوز آن شامل خستگي ، افسردگي ، سايكوز ، تهوع ، آتاكسي و چرخش كره چشم هستند. از آنجايي كه مطالعاتي با پريميدون تنها وجود نداشته درباره تراتوژنيسيته آن اطلاعات چندان وجود ندارد. فقط در مواردي از تماس جنين با پريميدون مشخصات ديسمورفيك شبيه سيندرم fetal hydantoin گزارش شده است. نقص هاي مادرزادي قلبي ، شكاف هاي دهاني صورتي و ميكروسفالي با مصرف اين دارو همراه بوده است. مثل فنوباربيتال ، مصرف اين دارو همراه با سيندرم قطع نوزاد و هموراژي بوده است. پريميدون در خانم خاي حامله بايد با احتياط مصرف شود. در واقع گروه كار WHO درباره Human lactation مصرف اين دارو را به عنوان داروي ناسالم در خانم هاي شيرده تقسيم بندي كرده است. خواب آلودگي جنين ، هيپوتوني و مشكلات تغذيه در اطفال شيرخوار در معرض پريميدون گزارش شده است.

  اسيدوالپروئيك

  اين دارو در درمان حملات صرع كوچك و بزرگ مصرف مي شود. دوز روزانه آن 15 ميلي گرم براي هر كيلوگرم وزن بدن در 3 يا 4 دوز منسقم است. غلظت درماني آن 50 تا 100 ميكروگرم در ميلي ليتر است. اثرات جانبي وابسته به دوزان شامل سوءهاضمه ، تهوع ، لرزش ، افزايش وزن ، طاسي و ادم محيطي مي باشند. اطفال در معرض اسيدوالپرئيك 1 تا2 درصد در خطر اسپينابي فيدا هستند. نقص لوله عصبي بيشتر در ناحيه lumbosacral ( كمري خاجي ) است. همچنين نقص هاي قلبي ، شكاف هاي دهاني صورتي و ناهنجاري هاي ادراري تناسلي ايجاد مي كند. سيندرم fetal valproate با مشخصات ديسمورفيك مثل چين هاي اپي كانتال ، حدقه هاي كم عمق ، هيپرتلوريسم ، گوش هاي low – set پل بيني پهن و نوك بيني سربالا ، ميكروسفالي و غيره مشخص مي شود. اسيدوالپرئيك در كبد متابوليزه مي شود و يك مهار كننده آنزيم هاي ميكروزمال كبدي است. همراه با خونريزي در نوزاد و آسيب كبدي است. مصرف اسيدوالپروئيك توسط مادر شيرده منعي ندارد و غلطت آن در شير 15% غلظت خوني آن است. ااسيدوالپروئيك جزء pregnancy catogory D است.

  اتوسوكسيميد

  اين دارو و تركيبات وابسته به آن مثل فن سوكسيميد و مت سوكسيميد تركيبات سوكسين ايميدها مي باشند. اتوسوكسيميد براي درمان صرع كوچك ساده به كار مي رود.

  دوز آن 500 تا 2000 ميلي گرم در روز در دوزهاي منقسم براي ايجاد غلظت درماني 40 تا 100 ميكروگرم در ميلي ليتر مصرف مي شود. اثرات جانبي وابسته به دوز شامل تهوع ، استفراغ ،بي اشتهايي ، تحريك پذيري ، سردرد ، خواب آلودگي و درد شكمي مي باشند. مصرف اين دارو توسط مادر در دوران حاملگي مي تواند همراه با بيماريهاي قلبي مادرزادي ، شكاف دهاني صورتي و هيدروسفالي باشد. تماس جنين با اين AED همچنين همراه با خونريزي در نوزاد مي باشد. مصرف اين دارو توسط مادران شيرده باعث كم شدن قدرت مكيدن نوك پستان و تحريك پذير شدن نوزاد مي شود. آكادمي پدياتريك آمريكا رأي بر سازگار بودن مصرف اين دارو در درمان مادران شيرده داده است. جزء گروه C در حاملگي است.

  كلونازپام

  يك بنزوديازپين است كه در درمان حملات ميوكلونيك مقاوم به كار مي رود. دوز شروع آن 5/1 ميلي گرم در روز است كه نبايد به بيشتر از 20 ميلي گرم در روز برسد. در نوشتجات موجود غلظت درماني مشخصي وجود ندارد. مصرف كلونازپام به خاطر ايجاد خواب آلودگي خستگي و سرگيجه و به خاطر توانايي آن براي ايجاد تحمل دارويي محدود است. اشاره شده كه مصرف آن توسط مادر خطر نقص هاي مادرزادي قلبي را زياد مي كند ولي دليل قطعي درباره تراتوژنيسيته آن در انسان وجود ندارد. كلونازپام بايد در مادران شيرده با احتياط مصرف شود زيرا خطر ايجاد آپنه در نوزاد وجود دارد. آكادمي طب اطفال آمريكا مصرف با احتياط بنزوديازپين ها را توصيه كرده ولي هيچ گونه اثر جانبي گزارش نشده است. بايد به دقت تضعيف CNS يا آپنه ( وقفه تنفسي ) در مادر شيرده زير نظر باشد. در گروه C دوران حاملگي قرار دارد. ديازپام عمدتا در درمان حملات حاد و حملات مكرر و طولاني به كار مي رود. استاتوس اپي لپتيكوس مي تواند در زنان مصروع و غير مصروع رخ دهد و مي تواند منجر به آسيب برگشت ناپذير مغز يا مرگ در مادر و يا جنين شود. ديازپام داروي انتخابي در درمان استاتوس اپي لپتيكوس است.

  داروهاي ضد صرع جديد

  AED ايده آل بايد وقتي تنها مصرف مي شود كه بتواند حملات را به طور كافي كنترل كرده ، اتصال به پروتئين كم داشته يا نداشته باشد ، سيستم سيتوكرم 450 ـ P كبدي را به كار نگيرد ، متابوليت اپوكسايد ايجاد نكند و روندهاي بيولوژيك واسطه گري شده توسط فولات را تغيير ندهد. از داروهاي ضد صرع جديد مي توان به فلبامات ، گاباپنتين ، لاموتريجين ، اوكسي كاربامازپين ، توپي راميت ، تياگابين و ويگاباترين اشاره كرد.

  فلبامات توسط FDA آمريكا براي منوتراپي تاييد شده بود ولي سپس با توجه به ايجاد آنمي آپلاستيك و نارسايي كبدي مصرفش شديدا محدود شد. اين دارو يك مهار كننده سيستم سيتوكرم 450 ـ P است. به پروتئين متصل نشده يا خيلي كم متصل مي شود و متابوليك اپوكسايد قابل توجهي ايجاد نمي كند.

  گاباپنتين در آمريكا به عنوان درمان كمكي براي حملات پارشيال و حملات تونيك ـ كلونيك بعدا عموميت يابنده وارد بازار شد. اين دارو آزادشدن دوپامين در سيستم عصبي مركزي را مهار مي كند. گاباپنتين از لحاظ ساختماني شبيه GABA است ولي با گيرنده هاي GABA تركيب نمي شود و اثري روي سيستم سيتوكرم 450 ـ P ندارد و ايجاد متابوليت هايي اكسايد قابل توجه نمي كند. در گروه C داروها در حاملگي قرار ميگيرد. اطلاعي درباره ترشح آن به داخل شير وجود ندارد.

  لامونريجين به صورت منوتراپي در صرع پارشيال تراتولوژي در حيوانات نشان داده كه ناهنجاري مادرزادي در حيوانات ايجاد نمي كند. با دوزهاي زياد در جوندگان حامله باعث تاخير در استخواني شدن و كاهش وزن شده است. لاموتزيجين يك مهار كننده دي هيدروفولات ردوكتاز بوده و غلظت فولات در جنين را كاهش مي دهد و لذا مصرف آن در انسان ممكن است منجر به سميت تكامليي شود. كارهاي مقدماتي 6 درصد نقص مادرزادي را در جنين ها ايجاد كرده است. لاموتريجين به پروتئين متصل نشده. روي سيستم سيتوكرم 450 ـ P اثري نداشته و به نظر نمي رسد كه متابوليت هاي اپوكسايد به مقدار قابل توجه ايجاد كند. لاموتريجين داخل شير ترشح مي شود ولي اثرات آن در بچه هاي شيرخوار نامعلوم است. جزء PREGNANCY CATEGORY C مي باشد. بسياري از صاحب نظران پيشنهاد كرده اند كه از مصرف AEDs جديدتري تا موقعي كه سلامتي آن ها كاملا تاييد نشده اجتناب شود.

  منابع ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

  1. Ellsworth AJ. Et al. Medical drug reference mosby 2001.

  2. Nakane Y. et al. Multi – istitutional study on the teratatogenicity and fetal toxicity of antiepileptic drugs; a report of a collaborative study group in Japan Epilepsia 1980;21:663-680.

  3. Wylen M. et al. Anticonvulsants in pregnancy in : Drug therapy in pregnancy ( Yankowitz. J. et al ) 2001 : 221 – 230.

  دكتر مرتضي ثميني

  گروه فارماكولوژي دانشكده پزشكي ـ دانشگاه علوم پزشكي تهران

 

آگاهی از باروری


آگاهی از باروری
به این روش، روش طبیعی پیشگیری از بارداری یا پرهیز دوره ای هم گفته می شود. آگاهی از باروی مستلزم پرهیز از ارتباط جنسی یا استفاده از روشهای سد کننده پیشگیری از بارداری در روزهایی از چرخه قاعدگی زن است که احتمال بیشتری برای حاملگی اش وجود دارد.
از آنجا که اسپرم تا حدود ۷ روز می تواند در راههای تناسلی زنانه باقی بماند و تخمک تا ۲۴ ساعت پس از آزاد شدن قابل بارور شدن است، یک زن می توند از رابطه جنسی ۷ روز پیش از تخمک گذاری تا ۲۴ ساعت پس از آن باردار شود. روشهایی که تخمین می زنند چه زمانی یک زن بارور است بستگی به چرخه قاعدگی، تغییرات مخاط دهانه رحم یا تغییر در درجه حرارت بدن دارد. این روش می تواند اثر بخش باشد ولی احتیاج به یک زوج بسیار با انگیزه و هوشمند برای اثر بخشی این روش است.
با توجه به كشفيات چند سال اخير در رابطه با آزاد شدن بيش از يك تخمك در برخي زنان آن هم در زمانهاي مختلف امكان دارد اين روش حتي با دقت بالاي فرد كارساز نباشد .

روش صرفنظر کردن (withdrawal)
در این روش که قطع رابطه جنسی هم خوانده می شود، رابطه قبل از برز انزال قطع ميشه .
این روش هیچ حفاظتی علیه عفونتهای منتقله از راه جنسی مانند ایدز ندارد. بیماریهای عفونی به وسیله تماس مستقیم با ضایعات سطحی و مایع پیش انزالی قابل انتقال است .
با توجه به اينكه اندكي اسپرم در مايع مني پيش از انزال وجود دارد اين روش چندان مطمئن نيست و توصيه نمي شه

دستگاه داخل رحمی یا IUD

دستگاه داخل رحمی یا IUD وسیله ‌ای پلاستیکی است که در داخل رحم برای جلوگیری از باردار شدن گذاشته می‌شود. مزیت آن این است که طولانی اثر بوده و مانند قرص نیازمند یادآوری روزانه مصرف کننده ندارد. در لذت جنسی دخالتی ندارد و روشی برگشت پذیر است به نحویکه پس از خارج کردن از بدن، فرد دوباره می تواند بچه دار شود.
دستگاه داخل رحمی برای خانمهایی که یک فرزند دارند و تمایل به فاصله گذاری دارند، برای خانمهای شیرده و برای خانمهایی که بدلایل پزشکی نمی خواهند از قرصهای ضد بارداری استفاده کنند قابل استفاده است.
دو نوع مختلف IUD در دسترس است: یک نوع به شکل T است و با مس پوشیده شده است، نوع دوم با مارپیچی پلاستیکی پوشیده شده است که هورمون پروژسترون آزاد می‌کند.
IUD چگونه عمل می‌کند؟

IUD از نوع پوشیده شده با مس، اکثرا مانع بارور شدن تخمک توسط اسپرم می‌شود. در نوع هورمونی آزاد کننده پروژسترون، تخمک گذاری (خارج شدن تخمک از درون تخمدان در طی سیکل قاعدگی) مهار می‌شود و همچنین مخاط دهانة رحم را ضخیم می‌کند که مانع ورود اسپرم به رحم می‌شود. وجود IUD در رحم مانع لانه گزینی تخم در رحم حتی در صورت بارور شدن تخمک است که خود مانع رشد تخم و از بین رفتن آن می‌شود.
در انتهای IUD نخی قرار داده شده است که از رحم خارج می گردد. این نخ در حقیقت یک وسیله کنترل است که به فرد این امکان را می دهد که بتواند از وجود دستگاه درون رحم و محل قرار گیری آن اطمینان حاصل کند.
کارآیی IUD چقدر است؟

در طی یک دوره یکساله از هر 100 زوج استفاده کننده از این روش کمتر از 1 زوج احتمال بارداری دارد. در حقیقت IUD یکی از مؤثرترین و مطمئن‌ترین روشهای جلوگیری از بارداری است. با وجودیکه IUD روشی مطمئن برای پیشگیری از حاملگی است، ممکن است از محل مناسب خود در رحم خارج ‌شود و در نتیجه خطر بارداری وجود داشته باشد. IUD روش جایگزین برای زنانی است که به دلایل پزشکی و یا به دلیل استفاده از برخی داروها نمی‌توانند و یا نباید از قرص های پیشگیری از بارداری استفاده نمایند. IUD روش طولانی مدت اما برگشت پذیر جلوگیری از بارداری است.

فراموش نکنیم که اصل اساس در کارآیی روش‌های پیشگیری از بارداری ناخواسته، انتخاب روش مناسب جهت هر فرد و استفاده دائمی و مناسب از آن روش مطابق دستورالعمل آن است.
پیشگیری از ابتلا به بیماریهای مقاربتی

IUD در مقابل بیماریهای مقاربتی فرد را محافظت نمی‌کند. برای این منظور همواره استفاده از کاندوم در کنار IUD لازم است.
عوارض جانبی احتمالی

شایعترین عوارض جانبی IUD عبارتند از:

·    قاعدگی شدیدتر همراه با دل پیچه در نوع IUD مسی

·    قاعدگی‌های نامنظم در نوع IUD هورمونی

·    خارج شدن IUD از محل خود به خصوص در زنان جوان

·    سوراخ شدن رحم که بسیار نادر است

در گذشته IUD خطر عفونت‌های لگنی را اضافه می‌نمود. امّا در انواع جدید خطر این عفونت بسیار ناچیز است. یکی از مسائل مطرح دیگر در خصوص IUD افزایش خطر حاملگی نابجا بود. حاملگی نابجا زمانی است که تخم بارور شده در جایی غیر از رحم لاله‌گزینی و شروع به رشد نماید. این خطر در حال حاضر نه تنها مطرح نیست بلکه دانشمندان متوجه شده‌اند که حتی خطر حاملگی نابجا در مصرف کنندگان IUD کمتر از سایرین است.
توجه: در صورت عدم لمس نخ دستگاه و یا لمس آن در محلی بالاتر یا پایین تر از محل اولیه، مراجعه به پزشک و یا ماما برای بررسی نحوه قرارگیری IUD لازم است.
IUD برای چه کسانی مناسب است؟

IUD برای جوانان و زنانی که تا کنون فرزندی نداشته‌اند توصیه نمی‌شود. از هر 100 IUD که در رحم گذاشته می‌شود ممکن است 10 IUD در طی سال اول از محل خود خارج شود که این مسأله در زنانی که تا کنون زایمان نداشته‌اند شایع تر است. همچنین زنانی که شرکای جنسی متعدد دارند و شرکایشان از کاندوم استفاده نمی‌کنند در معرض ابتلا به بیماریهای مقاربتی هستند. به همین جهت اکثر پزشکان IUD را به گروه‌های گفته شده در بالا پیشنهاد نمی‌دهند. در حقیقت اگر یک زن جوان که تا کنون زایمان نداشته است از IUD استفاده کند، در صورت ابتلا به عفونت‌های لگنی این خطر برایش وجود دارد که هیچگاه نتواند بچه‌دار شود.
چگونه می توان IUD را تهیه نمود؟

IUD حتماً باید توسط پزشک یا ماما در رحم کار گذاشته شود. بهترین زمان برای این عمل زمان خونریزی قاعدگی است. IUD های مسی می‌بایستی هر 10 سال یکبار توسط پزشک یا ماما جایگزین شوند. IUDهای هورمونی باید سریعتر تعویض شوند که معمولاً کمتر از هر 5 سال یک بار است. همچنین اگر زنی که از IUD استفاده می‌کند بخواهد باردار شود می‌تواند به پزشک مراجعه نماید و IUD را خارج نماید.

مقدمه

قرص پیشگیری از بارداری که به نام "قرص" مشهور است، روشی مؤثر، متداول و مطمئن در پیشگیری از بارداری است. قرص روزانه توسط خانمها مصرف می‌شود و دارای هورمونهای استروژن و پروژسترون (هورمونهای زنانه) است. هورمونها مواد شیمیایی هستند که کنترل کارکرد اعضای مختلف بدن را بر عهده دارند. هورمونهای زنانه فعالیت تخمدانها و رحم را در زنان کنترل می کنند. قرص پیشگیری از بارداری به نحوی این هورمونها را به بدن می رساند که کنترل تخمدان و رحم را از هورمونهای بدن می گیرد و با نظم جدیدی که با هورمونهای خود ایجاد می کند مانع بارداری می گردد.
قرص چگونه کار می‌کند؟

تخمک گذاری آزاد شدن تخمک در حدود اواسط هر دورة یک ماهة قاعدگی در خانمهاست. در صورتیکه بدنبال مقاربت تخمک با اسپرم ترکیب ‌شود، تخم جنین بوجود می‌آید. اگر تخمک آزاد نشود حاملگی نیز امکان پذیر نیست. قرص پیشگیری از بارداری با در دست گرفتن نظم هورمونهای زنانه در بدن خانم، علاوه بر جلوگیری از تخمک گذاری، مخاط دهانه رحم را ضخیم می‌کنند که خود از وارد شدن اسپرم به رحم جلوگیری می‌کند.

انواع قرص های پیشگیری از بارداری

·    قرص های ترکیبی: اکثر قرص‌های پیشگیری از بارداری "قرص‌های ترکیبی" هستند که از ترکیب هر دو هورمون استروژن و پروژسترون ساخته شده اند. این قرصها بسته به میزان هورمون موجود، به انواع کم هورمون (LD) ، نوع با هورمون زیاد (HD) و نوع چند مرحله ای با میزان هورمون متغیر تقسیم بندی می شوند.

-امروزه مصرف نوع LD که بدلیل میزان هورمون کم دارای عوارض کمی است، متداولتر است.
-قرص HD به دلیل میزان هورمون زیاد عوارضی را برای بیمار بوجود می آورد و غیر از موارد خاصی که توسط پزشک تجویز می شود، به هیچ کس توصیه نمی شود.
-در نوع چند مرحله ای میزان هورمون موجود در هر قرص با قرص روز بعد متفاوت است و میزان هورمون استروژن و پروژسترون شبیه به یک دوره قاعدگی یک ماهه طبیعی تعیین شده است. مصرف این قرصها بدلیل عوارض کم بویژه در کشورهای پیشرفته رو به افزایش است.

اکثر قرص‌های ترکیبی در بسته‌بندی‌های 21- روزه یا 28- روزه در بازار موجودند. در نوع 21- روزه، روزانه برای 21 روز، در زمان ثابتی از هر روز، یک قرص مصرف می‌شود. در نوع 28 – روزه، 21 قرص اول حاوی هورمون است که مانند بسته‌بندی قبلی است و 7 قرص بعدی فاقد هورمون است که ممکن است حاوی آهن و بعضی مواد مفید دیگر باشد. در هر حال پس از اتمام 21 قرص حاوی هورمون، قاعدگی اتفاق می‌افتد. مصرف بسته‌های 28 روزه کمک می‌کند که فرد عادت مصرف روزانه قرص را همیشه داشته باشد و ریزمغزیها را نیز دائما دریافت کند.

·    قرص های تک هورمونی (پروژسترونی نوع دیگر قرص که به قرص‌ پروژسترونی شهرت دارد با قرص‌های ترکیبی این فرق را دارد که فقط حاوی هورمون پروژسترون است. روش کار آن مشابه قرصهای ترکیبی است اما ممکن است کارآیی آن از نوع قبلی کمتر باشد. مزیت آن کمتر کردن تعداد قاعدگی‌هاست که ممکن است با مصرف این قرصها، قاعدگی هر چند ماه یک بار اتفاق بیفتد. با این حال، قرصهای پروژسترونی به دلیل لکه بینی مکرر چندان مورد علاقه خانمها نیست. این قرص‌ها روزانه بدون توقف مصرف می‌شوند. همانگونه که گفته شد خانمی که از این روش استفاده کند ممکن است ماهها قاعده نشود که خود به معنی عدم تخمک گذاری است. در صورتیکه علی‌رغم مصرف این قرص‌ها، فرد همانند گذشته قاعده شود به معنی تخمک گذاری و در نتیجه خطر حاملگی است و بنابراین می‌بایست با مشورت پزشک یا ماما از نوع دیگر قرص و یا روش دیگر استفاده نماید.



نحوه مصرف قرص و مسائل مرتبط با آن

روز آغاز خونریزی قاعدگی روز اول محسوب می شود و روز پنچم -چه خونریزی تمام شده و یا هنوز ادامه داشته باشد- اولین قرص را بخورید. پس از آن، هر شب در ساعت معینی که ترجیجا پس از شام و قبل از خواب است، یک قرص مصرف کنید تا 21 قرص هورمون دار موجود در بسته تمام شود. پس از پایان 21 قرص حاوی هورمون، هفت روز کامل هیچ قرصی نخورید (در بسته بندی 21 روزه) و یا تنها قرص های تقویتی فاقد هورمون مصرف کنید (در بسته بندی 28 روزه) .

توجه: در طی این هفت روز که هورمون به بدن نمی رسد بایستی قاعدگی اتفاق بیفتد. در غیر اینصورت باید مصرف قرص را قطع کرده و به پزشک مراجعه کنید.

پس از گذشت 7 روز کامل، مصرف قرص های بسته بعدی را آغاز کنید. برای مصرف قرص پس از این 7 روز، تنها شرط اتفاق افتادن قاعدگی است. زمان خونریزی و اینکه آیا هنوز خونریزی ادامه دارد یا خیر تأثیری در زمان شروع مصرف دوره بعدی قرص ندارد.

·    نکته مهم در مصرف قرصهای پیشگیری از بارداری آن است که قرص‌های ضد بارداری باید هر روز در ساعت معینی بدون توجه به اینکه آیا فرد رابطة جنسی دارد یا خیر مصرف شوند تا بهترین کارآیی را داشته باشند.

·    هرگز نباید از قرص‌های خواهر یا دوست خود استفاده کنید زیرا بسته‌بندی‌ها به نحوی آماده شده‌اند که مطابق برنامة مشخصی به صورت روزانه مقدار مناسبی هورمون را به بدن برسانند و بنابراین قرصهای مربوط به یک روز با قرص روز بعد ممکن است ترکیب مختلفی داشته باشد. پس همیشه قرص هر روز را در همان روز مصرف کنید.

·    اگر خانمی فراموش کرد که یک قرص را مصرف نماید ممکن است خطر حاملگی وجود داشته باشد.

در مورد فراموشی قرصهای LD یا HD:

1.  در صورت فراموش شدن قرص یک شب، بایستی تا نوبت بعدی هر موقع به یاد آمد، قرص فراموش شده را بخورید. چنانچه تا شب بعد به یاد نیامد، شب بعد دو قرص با هم مصرف کنید.

2.  در صورتی که خوردن قرص دو شب فراموش شود، تا دو شب متوالی هر شب دو قرص بخورید و تا آخر بسته، همزمان از روش جلوگیری دیگری مانند کاندوم هم استفاده کنید.

3.  در صورت فراموشی قرص 3 شب متوالی یا بیشتر، از خوردن بقیه قرصها خودداری کنید و تا شروع خونریزی و آغاز دوره قاعدگی جدید از روش جلوگیری دیگری استفاده کنید. از روز پنجم قاعدگی بسته جدید را شروع کنید

در مورد فراموشی قرصهای چند مرحله ای:
در صورتیکه در فاصله 12 ساعت پس از زمان همیشگی مصرف به خاطر آمد، قرص فراموش شده را مصرف کنید. اگر پس از 12 ساعت بخاطر آمد، نیازی به مصرف قرص فراموش شده نیست. ولی باید تا پایان بسته، بقیه قرصها را همراه با استفاده از یک روش دیگر مانند کاندوم مصرف کنید.

·    قرص نباید به صورت ناپیوسته، مثلا یک ماه درمیان و یا دوماه درمیان و یا چند روز در میان مصرف شود.

·    وجود لکه بینی همزمان با مصرف مرتب قرص برای 2 تا 3 ماه اهمیتی ندارد. در صورت تداوم بیشتر باید به پزشک مراجعه کرد.

·    علائمی مانند تهوع، استفراغ و سردرد همراه با مصرف قرص به تدریج پس از 2 تا 3 ماه برطرف می شود. برای پیشگیری از این عارضه بهتر است قرصها را پس از شام و قبل از خواب مصرف کنید.

·    کم شدن حجم خونریزی قاعدگی پس از قطع قرص در مقایسه با حالت قبل از مصرف قرص طبیعی است. اما در صورت کم شدن بیش از حد و لکه بینی یک روز درمیان و یا قطع کامل باید به پزشک مراجعه نمود.

·    برای مصرف قرص LD محدودیت سنی وجود ندارد و می توان آن را تا سن 45 سالگی و حتی بیشتر تحت نظارت پزشک مصرف کرد. لیکن در مواردی نظیر فشارخون کنترل نشده و مصرف سیگار توصیه می شود که مصرف قرص به سن کمتر از 35سال محدود گردد.

·    زنان شیرده بهتر است از قرصهای پروژسترونی که ترشح شیر را کم نمی کند، استفاده کنند.

·    بیماریهای قلبی-عروقی، بیماریهای عروقی مغز، بیماریهای حاد کبد، سرطان پستان و سرطان رحم، خونریزی رحمی با علت ناشناخته، احتمال حاملگی یا حاملگی ثابت شده موارد منع مصرف قرصهای ضد بارداری است که پزشک پیش از تجویز این قرصها آنها را مد نظر دارد.



قرص تا چه میزان مؤثر است؟

در طی یک سال، ممکن است 8-5 زوج از 100 زوجی که تنها از قرص برای پیشگیری از بارداری ناخواسته استفاده می‌کنند، حامله شوند. البته علت اکثر این موارد مصرف نادرست قرص است. حتی فراموش کردن قرص برای 1 روز می‌تواند احتمال حاملگی داشته باشد. به هر حال قرص یک روش مؤثر پیشگیری از بارداری است. توجه داشته باشید که بعضی مسائل دیگر نیز ممکن است در کارآیی قرص تأثیر گذار باشد. بعضی از داروهایی که فرد مصرف می‌کند و یا حتی بعضی‌ از ترکیبات گیاهی و مکمل‌ها ممکن است با قرض تداخل داشته باشند و اثر آنرا کم کنند. مثلاً بعضی از آنتی بیوتیک‌‌ها با قرص تداخل دارند. بهتر است در صورت مصرف اینگونه مواد حتماً با پزشک خود مشورت نمایید.
فراموش نکنیم که اصل اساس در کارآیی روش‌های پیشگیری از بارداری ناخواسته، انتخاب روش مناسب جهت هر فرد و استفاده دائمی و مناسب از آن روش مطابق دستورالعمل آن است.


پیشگیری از ابتلا به بیماریهای مقاربتی

قرص پیشگیری از بارداری از بیماریهای مقاربتی پیشگیری" نمی‌‌کند". کسانی که رابطه جنسی دارند حتماً باید از کاندوم در کنار استفاده از قرص برای پیشگیری از ابتلا به بیماریهای مقاربتی استفاده نمایند.


عوارض جانبی احتمالی

قرص پیشگیری از بارداری روشی مؤثر و مطمئن است. اکثر زنان جوان که قرص مصرف می‌کنند دچار هیچ عارضة جانبی نمی‌شوند. با این وجود در تعداد کمی از زنان ممکن است عوارضی مشاهده شود که اکثراً بعد از 3 ماه مصرف این قرصها خود به خود بر طرف می‌شود. این عوارض عبارتند از:

·    خونریزی قاعدگی غیر طبیعی

·    تهوع، افزایش وزن، سردرد، سرگیجه، و درد پستان

·    تغییر در خلق و خو

·    لخته شدن خون (در زنان زیر 35 سال غیر سیگاری بسیار نادر است)

پزشک ممکن است در صورت بروز عوارض نوع قرص را تغییر دهد.
علاوه بر این عوارض ناخوشایند، قرص ممکن است عوارض داشته باشد که برای اکثر زنای خوشایند است؛ مثلاً قرص ممکن است میزان خونریزی قاعدگی را کمتر کند، دل پیچه هنگام قاعدگی را از بین ببرد حتی ممکن است پزشک قرص‌های ضد بارداری را برای زنانی که اختلالات قاعدگی دارند تجویز کند. مصرف این قرص‌ها جوش جوانی (آکنه) را در زنان جوان کم می‌کند. حتی مصرف این قرص‌ها از فرد در مقابل برخی از بیماریهای پستان، کم خونی، کیست تخمدان و سرطان رحم محافظت می کند.


قرص برای چه کسانی روش مناسبی است؟

زنان جوانی که می‌توانند مصرف روزانه و به موقع قرص را به یاد آورند و به دنبال پیشگیری مؤثر از بارداری هستند از قرص استفاده می‌کنند.

امّا همة زنان نمی‌توانند و یا حتی نباید از قرص استفاده کنند. برخی از بیماریها و یا مصرف بعضی از داروها استفاده از قرص را پرخطر و یا غیر مؤثر می‌کند. مثلاً برخی از زنانیکه اشکالات انعقاد خون دارند، آنهایی که فشار خون بالا یا از برخی از انواع سرطانها رنج می برند، برخی انواع سردردهای میگرنی دارند و یا دیابت کنترل نشده دارند بهتر است از قرص ضد بارداری استفاده نکنند. پزشک شما قبل از تجویز این قرصها مسائلی از این دست را در نظر می گیرد و اگر قرص را مناسب دانست، برایتان تجویز می کند. اگر تمایل دارید اطلاعات بیشتری در خصوص انواع قرص‌های ضد بارداری داشته باشید می‌توانید با پزشک خود مشورت کنید.


چگونه می توان این قرص‌ها را تهیه نمود؟

پزشک یا ماما قرص را تجویز می‌نمایند. پس از انجام معاینة کامل به همراه معاینة لگنی، پزشک یا ماما قرص را برای 3 ماه تجویز می‌کند. پس از 3 ماه مجدداً به پزشک یا ماما مراجعه می‌کنید و از نظر فشار خون و عوارض بررسی می شوید. اگر مشکلی وجود نداشت و شما نیز تمایل به ادامه مصرف قرص داشتید، احتمالاً پزشک یا ماما برای مدت 6 یا 12 ماه دیگر قرص را تجویز می‌نماید. پس از آن ویزیت های دوره‌ای هر 6 ماه یک بار برای زنانی که از نظر جنسی فعال هستند با توصیة پزشک یا ماما انجام می‌شود.

کاندوم (غلاف)

کاندوم (غلاف) یک روش جلوگیری از بارداری ناخوسته است که بصورت فیزیکی مانع رسیدن اسپرم مرد به تخمک زن می شود. کاندوم انواع مردانه و زنانه دارد که نوع مردانه آن بصورت شایع تری مورد استفاده است.
کاندوم مردانه چیست و چگونه مصرف می شود؟

کاندوم مردانه از لایه نازکی از لاتکس (نوعی پلاستیک) ساخته شده است که بر روی آلت مردانه کشیده می‌شود. کاندوم همانند آلت در حالت نعوظ، گرد و استوانه ای شکل است که از یک طرف باز است و از طرف دیگر بسته است. در سمت باز این استوانه یک حلقه کامل پلاستیکی و جود دارد. کاندوم در ابتدا به دور این حلقه پیچیده شده است و در بسته بندیهای 3 تا 12 عددی بدون نسخه به فروش می رسد. کاندوم ها از نظر اندازه، ضخامت، رنگ، نوع بسته بندی و نیز از نظر داشتن یا نداشتن ماده لزج کننده و یا مواد اسپرم کش با یکدیگر متفاوت هستند و انتخاب نوع بسته به تجربه شخصی و در صورت نیاز راهنمایی پرسنل بهداشتی انجام می گیرد. نکته حائز اهمیت در تهیه کاندوم، تهیه از داروخانه ها و یا مراکز بهداشتی معتبر و توجه به تاریخ مصرف آن چه در هنگام خرید و چه در زمان مصرف است.
در مصرف کاندوم مردانه به موارد ذیل به دقت توجه کنید:
- پس از خارج کردن کاندوم حلقه شده از درون بسته بندی، در زمان نعوظ کامل آلت، حلقه ارتجاعی سر کاندوم را بر روی نوک آلت قرار دهید و کاندوم را باز کرده و بر روی آلت بکشید. کاندوم باید تمام طول آلت تا قاعده آلت را بپوشاند.
- در انتهای کاندوم در قسمت بسته آن کلاهکی تعبیه شده است تا در زمان انزال، بدون پاره شده کاندوم، منی را در خود جای دهد. توجه داشته باشید که در هنگام کشاندن کاندوم بر روی آلت، درون این فضا هوا جمع نشود؛ چراکه هنگام انزال فضایی برای منی نمی ماند و خطر پاره شدن کاندوم وجود دارد. برای این منظور با فشار دادن کلاهک سر کاندوم در هنگام پوشیدن کاندوم، هوا را خارج نمایید. همچنین توجه نمایید که کاندوم نباید تا انتها کشیده شود و قسمت کلاهک آن باید در مقابل نوک آلت آزاد باشد تا پذیرای منی در هنگام انزال باشد.
- پس از نعوظ آلت و پیش از نزدیکی باید کاندوم بر روی آلت کشیده شود. توجه داشته باشید که حتی در ترشحات پیش از انزال نیز ممکن است اسپرم موجود باشد که در صورت عدم استفاده از کاندوم خطر بارداری با همین ترشحات نیز وجود دارد.
- کاندوم را دور از نور و حرارت نگه دارید چراکه این عوامل به کاندوم آسیب می رساند و خطر پاره شدن در حین مقاربت را می افزاید.
- از مصرف کاندوم تاریخ مصرف گذشته اکیدا خودداری کنید زیرا احتمال پارگی کاندوم وجود دارد.
- پس از انزال بلافاصله آلت را با گرفتن قاعده کاندوم از واژن خارج کنید. در صورت تأخیر، آلت از حالت نعوظ خارج می شود و احتمال نشت منی جمع شده درون کاندوم و در نتیجه خطر حاملگی وجود دارد. در صورتیکه بدون گرفتن قاعده کاندوم با دست، آلت را خارج نمایید، ممکن است آلت بیرون آمده و کاندوم حاوی اسپرم درون واژن بماند و احتمال حاملگی را بیفزاید. در صورت وقوع پیش بینی نشده هر یک از این وقایع و یا در صورت پارگی کاندوم حین مراقبت، به فکر استفاده از روش پیشگیری اورژانسی باشید.
- در صورت پارگی کاندوم در حین نزدیکی، بلافاصله آلت را خارج کرده و کاندوم جدید استفاده نمایید. لذا لازم است که همواره پیش از شروع مقاربت حداقل دو کاندوم در دسترس داشته باشید تا در صورت بروز مشکل برای یک کاندوم، بدون روش پیشگیری مقاربت ننمایید.
- کاندوم وسیله ای یکبار مصرف است. برای هر بار مقاربت از یک کاندوم جدید استفاده کنید. سر کاندوم مصرف شده حاوی منی را گره بزنید تا منی از آن بیرون نریزد. کاندوم گره زده را درون یک کیسه نایلونی انداخته، درب کیسه را ببندید و درون سطل آشغال و نه توالت بیندازید.
- کاندوم می‌بایستی در هر مرحله از مقاربت و در هر نوع رابطة جنسی استفاده شود مثلاً زمانی که آلت در تماس با دهان، واژن و مقعد است، برای محافظت از ابتلا به بیماریهای مقاربتی باید از کاندوم استفاده کرد.
- برای انجام رابطة جنسی اگر می‌خواهید از لزج کننده استفاده کنید برای آنکه این مواد اثر محافظتی کاندوم را کم نکنند و یا حتی آنرا از بین نبرند، باید از مواد با پایة آبی مانند ژل‌های مناسب (مانند KY) استفاده نمایید. لزج کننده‌های با پایة روغنی مانند وازلین، روغن بچه یا لوسیونها می‌توانند مواد کاندوم را حل کرده و اثر محافظتی آنرا از بین ببرند.

کاندوم زنانه چیست و چگونه مصرف می شود؟

کاندوم زنانه محافظی از جنس پلی اورتان است که در هر دو سمت خود حلقة ارتجاعی دارد. یک حلقه بسته‌ است که داخل واژن (مهبل) قرار می‌گیرد و سمت دیگر باز است که در ورودی واژن جای می‌گیرد.
کاندوم زنانه از سمت حلقة بسته به داخل واژن فرستاده می‌شود. سمت دیگر، حلقة باز کاندوم زنانه است که در دهانة واژن جای می‌گیرد و در هنگام مقاربت، آلت وارد آن می شود. در این صورت کاندوم دیوارة واژن را می پوشاند و چون فضای بسته ای را بوجود می آورد که آلت مردانه داخل آن قرار می گیرد، سدی را میان اسپرم و ورودی رحم ایجاد می‌کند. کاندوم مردانه و زنانه نباید همزمان با هم استفاده شوند چرا که در هم قفل می‌شوند.
کاندوم زنانه تا 8 ساعت پیش از رابطة‌ جنسی می‌تواند جایگذاری گردد. کاندوم مصرف شده همانند کاندوم مردانه گره زده شده، درون کیسه پلاستیکی سربسته گذاشته شده و به سطل آشغال انداخته می شود و نه در توالت. پس از آنکه کاندوم مصرف شد نباید مجدداً مصرف شود. یک کاندوم بایستی از ابتدا تا انتهای هر رابطة جنسی استفاده گردد تا از حاملگی و بیماریهای مقاربتی پیشگیری شود. هیچگاه از لزج کننده های با پایه روغنی مانند روغن معدنی، وازلین و یا روغن کودک به همراه کاندوم استفاده نکنید زیرا که این مواد می‌توانند مادة لاتکس کاندوم را در خود حل کند و اثر آن را از بین ببرند. اکثر کاندوم های موجود در بازار، خود مواد لزج کننده دارند. اگر می خواهید سطح خارجی کاندوم را بیشتر لزج کنید، تنها از لزج کننده های با پایه آب مانند بعضی از ژل های لزج کننده که در داروخانه ها موجودند استفاده نمایید. در صورتیکه پس از خارج نمودن کاندوم از محافظ آن، مشاهده کردید که کاندوم خشک و سفت به نظر می‌رسد و یا تاریخ مصرف آن گذشته است، آنرا بیرون انداخته و از کاندوم دیگری استفاده نمایید. بنابراین بهتر است همیشه چند عدد کاندوم در دسترس داشته باشید. بهتر است کاندوم‌ها را قبل از مصرف در محلی خنک و خشک نگه دارید.

کاندوم تا چه حد مؤثر است؟

در طی دوره یکساله، 15 زوج از 100 زوجی که تنها از کاندوم مردانه برای پیشگیری از بارداری استفاده می‌نمایند ممکن است به صورت اتفاقی باردار شوند. کاندوم زنانه کمی کمتر از نوع مردانه قابل اعتماد است چرا که از هر 100 زوج استفاده کننده از آن، 21 زوج احتمال بارداری در طی یک سال دارند. این ارقام به صورت متوسط ارائه شده است و احتمال حاملگی برای هر زوج وابسته است به مصرف صحیح کاندوم در تمام زمانهایی که یک زوج رابطة جنسی دارند. قابل ذکر است که بررسی‌ها نشان داده است که استفاده از مواد اسپرم کش در داخل کاندوم کمک چندانی به بهتر شدن کارآیی آنها ندارد.
فراموش نکنیم که اصل اساس در کارآیی روش‌های پیشگیری از بارداری ناخواسته، انتخاب روش مناسب جهت هر فرد و استفاده دائمی و مناسب از آن روش مطابق دستورالعمل آن است.
پیشگیری از ابتلا به بیماریهای مقاربتی

اکثر کاندوم‌های مردانه که از لاتکس ساخته شده‌اند می‌توانند در مقابل بیماریهای مقاربتی از جمله ایدز نیز محافظت ایجاد کنند. بنابراین همیشه از کاندوم‌هایی از جنس لاتکس استفاده نمایید. برای کسانی که به لاتکس حساسیت دارند، کاندوم‌های مردانه و زنانه از جنس پلی اورتان وجود دارند که می‌توانید از بازار تهیه نمایید. بدیهی است در صورتیکه زخم‌هایی در محل غیر پوشیده با کاندوم وجود داشته باشد، کاندوم در پیشگیری از انتقال بیماری کمک نمی‌کند. برای پیشگیری از ابتلا به بیماریهای مقاربتی لازم است که همواره کاندوم استفاده شود حتی اگر روش دیگری برای پیشگیری از حاملگی مانند قرص ضد بارداری مورد استفاده است.
عوارض جانبی احتمالی

اکثر مردان و زنان مشکل خاصی با کاندوم ندارند. بعضی از عوارض جانبی احتمالی عبارتند از: حساسیت به لاتکس کاندوم، حساسیت به مواد اسپرم کش و لزج کننده‌هایی که در برخی کاندوم‌ها وجود دارد. کاندوم ممکن است در کاهش لذت جنسی برخی مردان نقش داشته باشد.
کاندوم برای چه کسانی مناسب است؟

زوجهایی که آنقدر مسؤولیت شناس هستند که بتوانند پیش از هر رابطة‌ جنسی از کاندوم استفاده کنند. افرادی که می‌خواهند از ابتلا به بیماریهای مقاربتی و ایدز پیشگیری کنند، باید از کاندوم استفاده کنند حتی اگر از یک روش دیگر پیشگیری از بارداری مانند قرص یا IUD استفاده می کنند. کاندوم روش مناسبی برای کسانی است که به دنبال یک روش ارزان قیمت پیشگیری از بارداری هستند.
از کجا باید کاندوم تهیه نمود؟

کاندوم به آسانی و بدون نیاز به تجویز در تمام داروخانه‌ها قابل خریداری است. بسیاری از مراکز بهداشتی نیز کاندوم رایگان در اختیار قرار می دهند. کاندوم در سایزها، بافت و رنگهای مختلفی تولید می‌شود

استفاده از اسپرم کش‌ها

مواد اسپرم کش به صورت کرم، ژل، کف و شیاف تولید می‌گردند.
اکثر این مواد حاوی nonoxynol-9 هستند که کشندة اسپرم است. مواد اسپرم کش می‌توانند به تنهایی به کار روند امّا اثر بهتر را زمانی دارند که همراه با یک روش دیگر پیشگیری از بارداری مانند کاندوم یا دیافراگم بکارگرفته شوند.
اسپرم کش چگونه کار می‌کند؟

این مواد اسپرم‌ها را پیش از آنکه بتواند به سمت رحم شنا کنند، می‌کشد. برای تأثیر مناسب، اسپرم کش‌ها باید در عمق واژن و در تماس با دهانه رحم ریخته شوند. کرم، ژل و کف با استفاده از اپلیکاتور (اعمال کننده) به درون واژن ریخته می‌‌شود.
اسپرم کش‌ها را می‌بایستی قبل از رابطة جنسی به داخل واژن ریخت. بعضی از انواع مانند کف و ژل بلافاصله پس از مصرف، اثر اسپرم کشی دارند. همة انواع اسپرم کش در صورتیکه کمتر از 1 ساعت قبل از انجام رابطة جنسی به داخل واژن ریخته شوند اثر دارند. در صورتیکه یک ساعت از زمان مصرف بگذرد و هنوز رابطة جنسی بر قرار نشده باشد، می‌بایستی مجدداً مصرف شوند. مواد اسپرم کش نباید برای حداقل 6 ساعت پس از رابطة جنسی شسته و خارج شوند.
کارآیی مواد اسپرم کش به چه میزان است؟

از هر 100 زوج که تنها از این مواد برای پیشگیری از بارداری استفاده می کنند، 29 زوج در طی یک دورة یک ساله باردار می‌شوند. مصرف صحیح و به موقع این مواد در تعیین میزان موفقیت این روش نقش دارد. اسپرم‌ کش‌ها زمانی بیشترین اثر را دارند که همراه یک روش دیگر جلوگیری از بارداری بکار گرفته شوند.
فراموش نکنیم که اصل اساس در کارآیی روش‌های پیشگیری از بارداری ناخواسته، انتخاب روش مناسب جهت هر فرد و استفاده دائمی و مناسب از آن روش مطابق دستورالعمل آن است.
پیشگیری ازابتلا به بیماریهای مقاربتی

مواد اسپرم کش محافظتی در مقابل بیماریهای مقاربتی ایجاد نمی‌کنند. برای این منظور همواره باید از کاندوم استفاده نمود.






عوارض جانبی احتمالی

مواد اسپرم کش ممکن است باعث التهاب و یا حساسیت واژن شوند. یک عارضه احتمالی دیگر افزایش خطر عفونت تکرار شونده دستگاه ادراری است که به دلیل بر هم زدن نظم باکتری‌های بدن اتفاق می‌افتد.
استفاده از مواد اسپرم کش برای چه کسانی مناسب است؟

کسانی که این مسئولیت را می‌پذیرند که پیش از انجام رابطة جنسی برای پیشگیری از حاملگی ناخواسته اقدامی انجام دهند و زوجهایی که از کاندوم و یا دیافراگم استفاده می‌کنند و تمایل دارند که محافظت بهتری در مقابل بارداری داشته باشند از مواد اسپرم کش استفاده می‌کنند.
چگونه می‌توان مواد اسپرم کش را تهیه کرد؟

این مواد در داروخانه‌ها بدون نیاز به نسخه پزشک قابل تهیه هستند.

جلوگیری از بارداری اورژانسی (جلوگیری از بارداری پس از مقاربت)

این روش برای جلوگیری از بارداری پس از برقراری رابطه جنسی بدون داشتن روش پیشگیری و یا نقص غیرقابل پیش بینی در روش مورد استفاده (مانند پاره شدن کاندوم حین مقاربت) مناسب است. اکثرا برای این منظور از قرصهای جلوگیری از بارداری به نحو خاصی استفاده می شود. بنابراین بعضی این روش را "قرص روز بعد" نیز می نامند. این قرص‌ها که هورمونی هستند در هر زمان در طی 72 ساعت پس از برقراری رابطه جنسی قابل استفاده هستند. بهتر است قبل از استفاده از این روش با پزشک یا ماما مشورت کنید.

علاوه بر قرص، دستگاه درون رحمی (iud) نیز گاهاً به عنوان وسیلة پیشگیری از بارداری اورژانس مورد استفاده قرار می‌گیرد. با این وجود این روش کمتر برای زنان جوان توصیه می‌شود.
توجه: پیشگیری اورژانسی همانگونه که از نامش مشخص است تنها در موارد اضطراری (مثلا پاره شدن اتفاقی کاندوم) کاربرد دارد و نباید به عنوان روش پیشگیری در مقاربت های عادی مورد استفاده قرار گیرد. این روش هیچ پیشگیری در مقابل بیماریهای مقاربتی نمی دهد و مصرف میزان بالای هورمون که در این روش مورد نیاز است عوارض بسیار ناخوشایندی را بهمراه دارد که تنها در شرایط اورژانس که چاره دیگری وجود ندارد ممکن است قابل پذیرش باشد. درصورتیکه بدون مراجعه به پزشک یا ماما اقدام به استفاده از این روش نموده اید، در اسرع وقت جهت مشاوره های بعدی و انتخاب روش مناسب پیشگیری از بارداری برای خود و همسرتان به پزشک یا ماما مراجعه کنید.
این روش چگونه عمل می‌کند؟

هورمونهای استروژن با دوز بالا (مقدار زیاد) (hd) می‌توانند از حاملگی بعد از برقراری رابطه جنسی پیشگیری کنند.
تعداد قرص مورد نیاز بستگی به نوع قرص دارد. اولین دوز باید در طی 72 ساعت پس از رابطة جنسی مصرف شود. دوز بعدی 12 ساعت بعد مصرف می‌شود. هر چه سریعتر از این قرص‌ها استفاده شود، احتمال حاملگی کمتر است. در صورتیکه اولین دوز در طی 72 ساعت اول استفاده شود، خطر حاملگی 89-75% کاهش می‌یابد. امّا در صورتیکه لقاح اتفاق افتاده باشد دیگرمؤثر نیست.

·    بعد از مقاربتی که احتمال بارداری وجود دارد، در اولین فرصت 2 قرص خوراکی hd را باهم همراه با شیر یا آب زیاد مصرف نمایید. 12 ساعت پس از خوردن قرصهای نوبت اول، 2 قرص hd دیگر با هم مصرف کنید.

o   اگر فرد در طی 2 ساعت پس از مصرف قرصها در نوبت اول یا دوم، دچار استفراغ شد، در اولین فرصت باید 2 قرص hd دیگر مصرف کند. اگر این اتفاق بعد از خوردن قرصها در نوبت اول رخ دهد، قرصهای نوبت دوم کماکان باید 12 ساعت بعد از نوبت اول مصرف شوند. تزریق یک آمپول ب 6 بصورت عضلانی می تواند در کاهش تهوع مؤثر باشد. استفراغ اگر بعد از 2 ساعت از مصرف قرص رخ دهد، اهمیتی ندارد زیرا دارو جذب شده است.

·    در صورتیکه از قرصهای جلوگیری از بارداری نوع ld (نوع با دوز پایین دارو) استفاده می‌کنید بایستی 4 قرص ابتدا و 12 ساعت بعد 4 قرص دیگر باهم خورده شود.

کارآیی این روش چقدر است؟

از هر 100 زن استفاده کننده از این روش 2-1 نفر حامله می‌شوند. کارآیی این روش به دلیل نحوة استفاده از آن متفاوت از سایر روشها محاسبه می‌شود و نباید با سایر روشها مقایسه گردد. این روش تنها روشی است که بعد از انجام رابطة جنسی برای جلوگیری از بارداری وجود دارد. هر چه که این قرص ها سریعتر مصرف شوند، احتمال حاملگی کمتر است. بنابراین، حتی باید بلافاصله بعد از رابطة جنسی آن را مصرف نمود و هیچگاه نباید تا صبح روز بعد، چنانکه اسم مستعار "قرص روز بعد" ممکن است به غلط پیشنهاد کند، به تأخیر انداخته شود.
این روش نمی‌تواند جلو باردار شدن زنی را که پس از مصرف این قرصها رابطة جنسی بدون داشتن روش مطمئن جلوگیری از بارداری دارد را بگیرد. بنابراین این روش تنها برای زمانی مناسب است که رابطه جنسی بدون داشتن روش پیشگیری مناسب انجام شده است و حال به دنبال روشی برای پیشگیری به صورت اورژانسی هستید. اگر هنوز رابطه جنسی نداشتید و به دنبال راهی برای پیشگیری از حاملگی ناخواسته و پیشگیری از ابتلا به بیماریهای مقاربتی هستید، روش مناسب خود را انتخاب و به درستی و در زمان مناسب از آن استفاده کنید.
از آنجا که جلوگیری از بارداری اورژانس نمی‌تواند همواره‌ از حاملگی پیشگیری کند، بنابراین زنی که در طی 3 هفته پس از مصرف این قرص‌ها قاعده نمی‌شود باید به پزشک مراجعه نماید تا از نظر احتمال بارداری بررسی شود.
پیشگیری از ابتلا به بیماریهای مقاربتی

این روش نمی‌تواند از انتقال بیماریهای مقاربتی پیشگیری نماید. برای این منظور تنها استفاده از کاندوم می‌تواند مؤثر باشد. در صورتیکه فردی خود را در خطر ابتلا به این بیماریها می‌داند، می‌بایستی بلافاصله به پزشک مراجعه نماید.
عوارض جانبی احتمالی

دوز بالای مورد استفاده هورمون در این قرص‌ها، بسیاری از زنان را دچار عوارضی مانند تهوع، استفراغ، دردناک شدن پستان و سردرد می‌کند. این عوارض اکثراً محدود هستند و در طی 2-1 روز خوب می‌شوند.
بعد از مصرف این قرصها، قاعدگی تا مدتی نامنظم می‌گردد.
جلوگیری از بارداری اورژانس برای چه کسانی مناسب است؟

این روش هیچگاه به عنوان روش دائمی پیشگیری از بارداری توصیه نمی‌شود بلکه تنها در شرایط اورژانس کاربرد دارد مانند زمانیکه در حین رابطة جنسی کاندوم پاره شود و یا از آلت بیرون کشیده شود، زمانیکه دیافراگم از محل مناسب خود خارج شود، زمانیکه زنی فراموش کند که قرصهای ضد بارداری را برای 2 روز متوالی مصرف نماید. همچنین در مواردی که فردی به زور به رابطة جنسی بدون روش پیشگیری مناسب مجبور شود نیز کاربرد دارد. درصورتیکه زنی می‌داند که باردار شده است نباید از قرص استفاده نماید. در برخی از بیماریها نیز نباید از این روش استفاده کرد که مشورت با پزشک قبل از مصرف کمک کننده است.
چگونه می‌توان این قرص‌ها را تهیه کرد؟

در اکثر موارد پزشکان این قرص‌ها را تجویز می‌کنند. بسیاری از درمانگاهها و مرکز بهداشتی نیز این قرص‌ها را در اختیار قرار می‌دهند. شما می‌بایستی "در اسرع وقت" پس از انجام رابطة‌ جنسی بدون داشتن روش جلوگیری از بارداری مطمئن به پزشک یا این مراکز مراجعه نمایید چرا که هر چه سریعتر از این روش استفاده کنید احتمال بارداری کمتر است.

روش طبیعی بر اساس ریتم قاعدگی (روش تقویمی)

در روش طبیعی (تقویمی) با نداشتن نزدیکی در حوالی زمان احتمالی تخمک گذاری (آزاد شدن تخمک از تخمدان در طی دورة ماهانه قاعدگی) سعی می‌شود تا از حاملگی جلوگیری شود. از طرف دیگر زوج‌هایی که تمایل به بارداری دارند نیز می‌تواند با برقراری رابطة جنسی در زمان احتمالی تخمک گذاری شانس بارداری را افزایش دهند.
هشدار: روش طبیعی (تقویمی) با وجودیکه بصورت تاریخی در میان عوام به عنوان روش پیشگیری از بارداری ناخواسته شناخته می شود و بکار می رود، اما از نظر علمی به دلیل کارآیی پایین و غیرقابل پیش بینی بودن، به هیچ زوجی پیشنهاد نمی گردد. ارائه مطلب در خصوص این روش در کنار سایر روشهای پیشگیری از بارداری تنها بدلیل آگاهی مخاطبان عزیز درباره این روش است و جوان سالم استفاده از این روش را برای پیشگیری از بارداری به شما پیشنهاد نمی کند.
این روش چگونه کار می‌کند؟

در صورتیکه زوجی در زمان تخمک گذاری رابطة جنسی نداشته باشند، بارداری اتفاق نمی‌افتد. اما مشکل آن است که نمی‌توان به دقت زمان تخمک گذاری را تعیین نمود. بعضی از زوجها از تقویم استفاده می‌کنند که خود وابسته به وجود نظم کامل و همیشگی در دوره های قاعدگی است که چنین نظمی را اکثر زنان جوان ندارند، بعضی دیگر با دانستن این واقعیت که در طی تخمک گذاری دمای بدن اندکی افزایش می‌یابد از دماسنج استفاده می‌کنند که چندان قابل اعتماد نیست. کیت‌های تجاری برای سنجش ضخامت مخاط دهانه رحم و یا کیت سنجش تخمک گذاری در حال حاضر بیشتر کمک کننده به زوج‌هایی است که قصد بارداری را دارند و استفاده از آن به عنوان روش پیشگیری از بارداری مقرون به صرفه و عملی نیست. حدود 9-6 روز در حوالی زمان تخمک گذاری احتمال حاملگی وجود دارد و مطابق این روش در این محدودة زمانی فعالیت جنسی نباید انجام شود.
همانطور که توضیح داده شد، تعیین دقیق این محدودة زمانی اکثراً امکان پذیر نیست ولی به شکل زیر محاسبه تخمینی از زمان باروری زن انجام می شود:
- از کوتاه ترین دوره قاعدگی 18 روز کم کنید. این تاریخ اولین روز دوره باروری است.
- از طولانی ترین دوره قاعدگی 10 روز کم کنید. این تاریخ آخرین روز دوره باروری است.
مثال: سیکل قاعدگی زنی بین 25 (کوتاه ترین دوره ) تا 31 (طولانی ترین دوره) روز طول می کشد. دوره باروری او از روز 7 تا روز 21 دوره قاعدگی است که در این دوره می بایستی از آمیزش جنسی بر طبق این روش اجتناب نمود.
مجددا تأکید می شود که این محاسبه تخمینی است و کاملا قابل اطمینان و توصیه نیست.
کارآیی این روش به چه میزان است؟

روش طبیعی روش مطمئن برای جلوگیری از بارداری نیست. در طی دورة یکساله 25 زوج از 100 زوج وابسته به این روش باردار می‌شوند. البته عامل تعیین کننده موفقیت این روش تعیین دقیق زمان تخمک گذاری و نداشتن رابطة‌ جنسی در محدودة تخمک گذاری است.
پیشگیری از ابتلا به بیماریهای مقاربتی

روش طبیعی از ابتلا به بیماریهای مقاربتی پیشگیری نمی‌کند. برای این منظور می‌بایستی حتماً از کاندوم استفاده نمود.
این روش برای چه کسانی مناسب است؟

برای اکثر زنان جوان، روش طبیعی (تقویمی) روشی مطمئن نیست چرا که تخمک گذاری در سنین پایین اکثراً نظم کاملی ندارد و پیش بینی زمان تخمک گذاری به ندرت امکان پذیر است. برای یافتن تخمک گذاری معمولاً نیاز به ثبت روزانه دمای بدن و یا استفاده روزانه از کیت‌هاست که معمولاًً کاری سخت و گرانقیمت است و اکثر زوجها نیاز به چند ماه تمرین دارند تا بتوانند از این روش استفاده نمایند. این روش به دلیل تأثیر غیر قابل پیش بینی و سختی اجرا به عنوان یک روش مطمئن پیشگیری از حاملگی ناخواسته به هیچ زوجی پیشنهاد نمی‌گردد

روشهای جلوگیری از بارداری ناخواسته

با داشتن رابطة جنسی بایستی مراقبت دو مسأله عمده باشید:
1. بارداری ناخواسته
2. بیماریهای مقاربتی
کدام روش مناسب من و همسرم است؟

بدیهی است که مؤثرترین روش پیشگیری از حاملگی ناخواسته‌، نداشتن رابطة جنسی است که در این صورت است که زوج می‌توانند مطمئن باشند به هیچیک از مسائل فوق دچار نمی‌شوند. امّا زوجهایی که دارای رابطة جنسی هستند می‌بایستی از روشهای پیشگیری از بارداری به درستی و در زمان مناسب استفاده نمایید تا از حاملگی ناخواسته پیشگیری شود. برای مثال جدول زیر نشان می‌دهد که قرص ضد بارداری می‌تواند در پیشگیری از بارداری مؤثر باشد اما اگر خانمی فراموش کند که این قرص‌ها را به موقع بخورد، در این صورت قرص روش مناسبی برای او نیست. کاندوم نیز روش مؤثری برای جلوگیری از بارداری است؛ اما اگر آقایی فراموش کند که از کاندوم استفاده کند و یا به درستی از آن استفاده نکند، در این صورت کاندوم برای او روش مناسبی نیست.
جدول زیر نشان می‌دهد که از هر 100 زوجی که از هر یک از روشهای جلوگیری از بارداری ناخواسته استفاده می‌کنند، چند زوج در طی یک سال به صورت ناخواسته حامله می‌شوند. بنابراین هرچه که این عدد کمتر باشد، نشان دهنده موفقیت بالاتر روش است. برخی از روشها در صورتیکه توسط جوانان مورد استفاده قرار گیرد می تواند میزان خطای بیشتری داشته باشد. مثلاً زوجهای جوانی که از روش طبیعی بر اساس ریتم قاعدگی استفاده می‌کنند احتمال حاملگی آنها بیشتر از زوجهای مسن‌تر است چرا که ریتم قاعدگی در زنان جوان معمولاً نامنظم‌تر و غیر قابل پیش‌بینی‌‌ تر است.

* پیشگیری اورژانسی همانگونه که از نامش مشخص است تنها در موارد اضطراری (مثلا پاره شدن اتفاقی کاندوم) کاربرد دارد و نباید به عنوان روش پیشگیری در مقاربت های عادی مورد استفاده قرار گیرد. همچنین کارآیی این روش به دلیل نحوة استفاده از آن متفاوت از سایر روشها محاسبه می‌شود و نباید با سایر روشها مقایسه گردد.
** مقاربت منقطع و روش طبیعی با وجودیکه بصورت تاریخی در میان عوام به عنوان روش پیشگیری از بارداری ناخواسته شناخته می شود و بکار می رود، اما از نظر علمی به دلیل کارآیی پایین و غیرقابل پیش بینی بودن، به هیچ زوجی پیشنهاد نمی گردد. ارائه مطلب در خصوص این روشها در کنار سایر روشهای پیشگیری از بارداری بدلیل آگاهی مخاطبان عزیز درباره این روشهاست و جوان سالم استفاده از این روشها را به شما پیشنهاد نمی کند.
توجه: علاوه بر روشهای ذکر شده در جدول، بستن لوله در زنان (توبکتومی) و بستن لوله در مردان (وازکتومی) نیز از روشهای بسیار مؤثر پیشگیری از بارداری است که به دلیل اثر غیرقابل بازگشت آن، مناسب گروه جوان نیست و بیشتر به زوجهایی توصیه می شود که دارای فرزند هستند و هرگز قصد بچه دار شدن دیگری را ندارند. این روشها با توجه به مخاطب سایت جوان سالم که گروه نوجوان و جوان است، در اینجا مورد بحث قرار نمی گیرد.
توجه: دوش واژن پس از انجام رابطة جنسی روشی است که توسط بعضی زوجین به عنوان پیشگیری از بارداری و یا حتی پیشگیری از ابتلا به بیماریهای مقاربتی بکار می رود. در این روش پس از انجام رابطة جنسی، واژن با آب یا محلول دیگری شسته می‌شود. دوش واژن نه تنها هیچ کمکی برای پیشگیری از حاملگی نمی‌کند، بلکه فشار مایع حتی می‌تواند اسپرم را سریعتر به رحم برساند. همچنین خطر انتقال بیماریهای مقاربتی از این طریق افزایش می‌یابد. در واقع در اکثر مواقع بسیاری از اسپرم‌ها که شناگران بسیار سریعی هستند پیش از آنکه دوش واژن انجام شود به سرعت خود را به رحم رسانده‌اند. دوش واژن همچنین باکتریهای مفید واژن را از آن خارج می‌کند و قدرت دفاعی در مقابل میکروبهای بیماریزا را از واژن می‌گیرد. به همین دلیل این روش نه تنها قابل توصیه نیست بلکه پزشکان به شدت با استفاده از این روش مخالفند.

ب
رای تصمیم گیری در انتخاب روش پیشگیری از بارداری، مهمترین عاملی را که باید در نظر بگیرید کارآئی روش است. با این وجود سایر مسائل نیز در انتخاب مؤثر است. مثلا اینکه استفاده از یک روش چقدر آسان است و هزینه آن چقدر است نیز در انتخاب روش کمک کننده است. مسأله دیگر پیشگیری همزمان از ابتلا به بیماریهای مقاربتیمی بایستی برای پیشگیری از ابتلا به بیماریهای مقاربتی مانند ایدز، حتما از کاندوم هم استفاده کنید.

برای تصمیم گیری در انتخاب روش پیشگیری از بارداری، مهمترین عاملی را که باید در نظر بگیرید کارآئی روش است. با این وجود سایر مسائل نیز در انتخاب مؤثر است. مثلا اینکه استفاده از یک روش چقدر آسان است و هزینه آن چقدر است نیز در انتخاب روش کمک کننده است. مسأله دیگر پیشگیری همزمان از ابتلا به بیماریهای مقاربتی
است که اهمیت بالایی دارد. همانطور که در جدول می بینید فقط کاندوم این مزیت را دارد. بنابراین حتی توصیه می شود اگر از یک روش دیگر مانند قرص ضدبارداری برای جلوگیری از بارداری ناخواسته استفاده میکنید،



اطلاعات بیشتر :

·    قرص پیشگیری از بارداری

·    کاندوم

·    دستگاه داخل رحمی (IUD)

·    دیافراگم*

·    استفاده از اسپرم کش‌ها

·    پیشگیری از بارداری اورژانس

·    روش طبیعی بر اساس ریتم قاعدگی

·    مقاربت منقطع

 

دیافراگم

دیافراگم وسیله گنبدی شکل از جنس پلاستیک با قابلیت ارتجاع است که در دهانه رحم (محلی میان واژن و رحم) قرار می‌گیرد.
این روش در ایران متداول نیست.
دیافراگم چگونه کار می‌کند؟

دیافراگم از ورود اسپرم به درون رحم جلوگیری می‌کند. برای افزایش اثر آن، مواد اسپرم کش در قسمت گنبدی و لبه‌های آن ریخته می‌شود. دیافراگم تا 6 ساعت قبل از داشتن رابطة‌ جنسی در محل مناسب آن قرار داده می‌شود. پس از رابطة جنسی بایستی حداقل 6 ساعت در محل باقی بماند و حداکثر تا 24 ساعت بعد، از محل خارج شود. به عبارت دیگر از 6 تا 24 ساعت بعد از رابطة‌ جنسی زمان خارج کردن دیافراگم است. دیافراگم را می‌توان با وارد کردن انگشت در واژن به بیرون کشید. پس از هر بار استفاده، دیافراگم می‌بایستی شسته شده و خشک گردد و در ظرف خود قرار گیرد.
در هر بار استفاده بایستی مواد اسپرم کش را درون قسمت گنبدی (سمتی که به طرف دهانه رحم قرار می گیرد) و در سرتاسر لبه‌های دیافراگم ریخت و دیافراگم را در محل مناسب جاگذاری کرد.
هیچگاه نباید از مواد لزج کننده با پایه روغنی مانند روغن معدنی، وازلین یا روغن بچه همراه دیافراگم استفاده کرد چرا که باعث حل شدن آن می‌گردد. بعضی از کرمهای دارویی مانند کرم ضد قارچ واژنی نیز می‌توان به دیافراگم آسیب برساند.

هر 2 سال یکبار می‌بایستی دیافراگم تعویض شود.

کارآیی دیافراگم چقدر است؟

در طی یکسال، از هر 100 زوج استفاده کننده از دیافراکم، 16 زوج بصورت ناخواسته باردار می‌شوند. استفادة صحیح و به موقع از این روش در موفقیت آن نقش عمده‌ای دارد.
فراموش نکنیم که اصل اساس در کارآیی روش‌های پیشگیری از بارداری ناخواسته، انتخاب روش مناسب جهت هر فرد و استفاده دائمی و مناسب از آن روش مطابق دستورالعمل آن است.
پیشگیری از ابتلا به بیماریهای مقاربتی

دیافراگم در مقابل بیماریهای مقاربتی محافظتی ایجاد نمی‌کند. کسانی که فعالیت جنسی دارند همواره علاوه بر دیافراگم می بایستی از کاندوم برای پیشگیری از ابتلاء به بیماریهای مقاربتی استفاده نمایند.
عوارض جانبی احتمالی

اکثر زنانی که از دیافراگم استفاده می‌کنند، مشکلی با آن ندارند. عوارض احتمالی عبارتند از:

·    مواد اسپرم کش ممکن است واژن و پوست اطراف را ملتهب کنند

·    در صورتیکه دیافراگم دیر خارج شود ممکن است بوی بد و ترشح زیاد واژن بوجود‌ آید

·    مواد پلاستیکی دیافراگم ممکن است حساسیت ایجاد نمایند

·    سندرم شوک سمی یک عارضة نادر است

دیافراگم برای چه کسانی مناسب است؟

زنان جوانی که می‌توانند پیش از رابطة‌ جنسی مسئولیت پیشگیری از بارداری را بپذیرند از دیافراگم استفاده می‌کنند. در صورتیکه از دیافراگم استفاده می‌کنید همیشه بایستی به مقدار کافی مواد اسپرم کش در دسترس داشته باشید. علاوه بر این، دیافراگم مناسب افرادی است که تمایل دارند در حین قاعدگی، رابطة جنسی داشته باشند. دیافراگم جلو خروج خون قاعدگی از طریق واژن را می‌گیرد. دیافراگم برای کسانی که احساس خوبی از وارد کردن جسم خارجی به درون واژن خود ندارند، مناسب نیست.
چگونه دیافراگم را تهیه کنیم؟

پزشک می‌بایستی با معاینه لگنی، سایز مناسب دیافراگم را تعیین کند. پزشک یا ماما سپس به فرد نحوة استفاده صحیح از دیافراگم را آموزش می‌دهند. در صورتیکه دیافراگم به درستی در محل خود قرار نگیرد ممکن است باعث حاملگی گردد

تأثیر نسبی روش های جلوگیری از بارداری


وقتی هیچ روش جلوگیری از بارداری توسط زن و مردی که از نظر جنسی فعالند استفاده نمی شود، حدود 90% خانم ها در طی یک سال حامله خواهند شد. بنابراین برای پیشگیری از ایجاد حاملگی های ناخواسته، زوجین باید از یک روش جلوگیری از بارداری استفاده نمایند.
البته باید توجه داشت که هیچ روش جلوگیری از بارداری به طور 100% موثر نخواهد بود.
مهمترین روش های جلوگیری از بارداری عبارتند از:
* روش های دارویی جلوگیری از بارداری
1. قرص های خوراکی جلوگیری از بارداری
2. آمپول های تزریقی پروژسترون
3. کپسول های کاشتنی(نورپلانت)
* روش های مکانیکی جلوگیری از بارداری
1. وسایل داخل رحمی(IUD)
2. کاندوم ها
3. مواد اسپرمیسید
4. دیافراگم
5. Sponge and Cervical Cup
* روش های جراحی جلوگیری از بارداری
1. بستن لوله در زن(TL)
2. بستن لوله در مرد(وازکتومی)
* روش های طبیعی جلوگیری از بارداری
1. شیردهی
2. پرهیز از نزدیکی به صورت ریتمیک یا پریودیک
 تأثیرð ïنسبی روش های جلوگیری از بارداری
روش / شکست درصد زن در سال
* عقیم سازی(Sterilization)
1. وازکتومی 02/0
2. بستن لوله 13/0
* قرص جلوگیری از بارداری(OCP)
1. بیش ازmcg 50 استروژن و پروژستین 32/0
2. کمتر از mcg 50 استروژن و پروژستین 27/0
3. فقط پروژستین 2/1
* باریر(Barrier)
1. دیافراگم 9/1
2. کاندوم مردانه 2
3. کاندوم زنانه 5
4. اسپرمیسید 9/11
5. سرویکال کاپ 6
* طبیعی(Natural)
1. Withdrawal 6/7
2. Rythm 15/5

 

 

مالتيپل اسكلروزيس

مالتيپل اسكلروزيس فصل چهارم- تجربيات يك بيمار فصل چهارم
-------
تجربيات يك بيمار مبتلا به مالتيپل اسكلروزيس

من مي توانم احساس شمارا درك كنم .من 20 سال پيش متوجه شدم كه به بيماريMS مبتلا شده ام.هنوزبه سن 30 سالگي نرسيده بودم و خانواده من را شوهرم،2دختر10 و 8 ساله و يك پسر بچه 13 ماهه تشكيل مي دادند.حالا 2 دختربزرگ من از دانشگاه فارغ التحصيل شده اند ازدواج كرده اند ودر زندگي خود موفق مي باشند و دختر كوچك من يك دانشجوي فعال و كوشاي دانشكده مي باشد. من و شوهرم درتمام زندگي خود دركنار فرزندانمان لذت برده ايم . من مي خواهم بعضي از احساسات خودم را كه فكر مي كنم با شما مشترك است بيان كنم و شما ميتوانيد از تجربيات من در اين زمينه هر روز استفاده كنيد.

شرط اوليه احساس بيماري نكنيد:
بعد اينكه مشخص شد كه در شمار مبتلا يان به بيماري MS هستيد اگر به دنيا با يك ديد متفاوت نگاه كنيد آنوقت تمام اوقات شما دچار تغييرات ناگهاني خواهد شد.چه بخواهيد يا نخواهيد از اين شرايط نكات مثبت زيادي را ميتوانيد بدست بياوريد.من مي دانم كه فرد متفاوتي نسبت به كه كساني كه دچار MS نمي باشند هستيم.من قبول دارم كه داراي مشكلاتي هستم كه به چشم مي آيد.من از خودم مراقبت مي كنم و فكر مي كنم يادگيري روشهاي مراقبت از خود در حفظ سلامتي ، حداقل كاري است كه من مي توانم انجام بدهم . امكان دارد تعدادي از تجربيات من براي شما نيز كارآيي داشته باشد.در ابتدا نبايد فكر كني كه بيمار هستي و تمام كارهايي را كه فكر مي كني از نظر جسمي و بدني براي تو مفيد مي باشد انجام بده.من فكر نمي كنم كه ما بايد خودمان را بيمار در نظر بگيريم . حتي پزشكان پيشنهاد مي كنند كه در مقابل تمام نابرابري هاي ممكن بايد مبارزه كنيد.من قبول مي كنم كه اين مسئله هميشه راحت نيست اما خيلي هم سخت نيست . بعضي از مردم اين امر را راحت مي پذيرند وبعضي سختتر اما تو مي تواني رشته كار را دريك روز و زمان بدست بگيري.تو بايد بداني كه مي تواني امروز را اداره كني و فردا را در دست داشته باشي تو مي تواني سالم باشي و در همان زمان نيز MS داشته باشي درحقيقت تو بايد سالم باشي.بنظرمي رسد كه تحقيقات دانشمندان خيلي اميد بخش است.سعي كن كه در بهترين شكل ممكن از آنها استفاده كني حالا راحت شدي.

احساسات خود را تحت كنترل درآوريد:
اولين كار اين است كه خوب بودن را در خود بوجود آوريد . در ابتدا مشكل است و به راحتي مورد قبول قرار نمي گيرد .عبور شخص از دورهاي انكار – غم و اندوه و دشمني امري طبيعي است.تمام نقاط قوت خود را بيدار كنيد و آنچه دوست داريد انجام بدهيد.هرگز حس ترحم را در خود بوجود نياوريد.هر چيزي كه حس مثبت بودن را درشما ايجاد مي كند مانند كليدي است كه سبب باز شدن همه درها مي شود.
استرس مي تواند براي شما يك مشكل باشد و كنترل آن سخت و بعضي اوقات علت آن تأثير عوامل بيروني است.اگر استرس براي شما مسئله ساز است مي توانيد به پزشك مراجعه كنيد.اگر من كاري انجام دهم تا يك وضعيت مشكل را تغيير دهد در آن صورت آن كار به من كمك كرده است.سپس تصميم بگيريد كه نگران نباشيد و اين حقيقت را كه "من همه آن چيزهايي كه مي توانم درباره اين موضوع انجام بدهم را انجام داده ام بپذيريد."يك كارشناس با كفايت يا مديريك سازمان شويد.اگر براي مسافرت دور دنيا قبلاً يك كاتالوك بخريد تعطيلات مطبوع تري خواهيد داشت.انرژي خود را براي چيزهايي كه برايتان مهم است صرف كنيد.نسبت به خودتان سختگير نباشيد.اگر درختان شما نياز به هرس دارند يا اينكه چند روزي نتوانسته ايد پيانو خود را گردگيري كنيد هيچ كس نبايد از شما ايراد بگيرد . هر وقت نياز داشتيد استراحت كنيد چونكه خستگي يك مشكل رايج در بيماران مبتلا به MS مي باشد اما در ارتباط دادن تمام مشكلات خود به MS احتياط كنيد.

به حد افراط استراحت نكنيد.افسردگي و خواب زياد در ارتباط تنگاتنگ با يكديگر مي باشند.مقدار نياز به استراحت را مشخص كنيد سپس بلند شويد و يك كار مثبت انجام دهيد.اگر نياز داريد گريه كنيد ولي بايد خود را كنترل كنيد.افسردگي شديد نيازي بيشتر به روش هاي خود درمان دارد درباره احساسات خود سخت گير نباشيد.اگر تحت فشار شديد غم و اندوه و بيچارگي قرارگرفته ايد افسرده شده ايد.اين يك مشكل قابل درمان پزشكي است و شما به دريافت درمانهاي پزشكي نياز داريد. پزشك خود راببينيد.فكرتان را پرورش دهيد،بازي كنيد ،به موزيك گوش بدهيد ، جدول حل كنيد،اگر بينايي شما آسيب ديده است استفاده از خط بريل به شما كمك مي كند.هر وقت شما مطالبي را در ارتباط با بيماري MS مطالعه مي كنيد قسمتي را انتخاب كنيد كه به شما بگويددر اين وضعيت چه كاري بايد انجام بدهيد.وقتي من بعضي مواقع مطالبي را كه از روي حسن نيت در ارتباط با اين بيماري نوشته شده بود مي خواندم از شدت ترس نيمه جان مي شدم.بعضي از بيماراني كه دچار ناتواني شده اند و شما درباره آنها مطالعه مي كنيد واقعاً شجاع هستند ولي داستان زندگي آنها امكان دارد شما را بترساند يا افسرده كند چونكه مشكلات خيلي بزرگي دارند.بدانيد كه موارد شبيه به اين افراد اصلاً زياد نيستند و بيشتر از 3/2 بيماراني كه دچار MSهستند بطور جدي دچار ناتواني نمي باشند و زندگي اشان را بخوبي اداره مي كنند.يادداشت هاي اميدوار كننده و كمك كننده ايي در اين زمينه در دسترس شما وجود دارد.شخصيت اصلي خود و موارد جديد آن را آشكار كنيد.سرگرميها و مهارتهاي جديدي را براي خودتان بوجود آوريد البته اين كه مطلقاً خانه نشين شويد را به شما پيشنهاد نميكنم.جوراب ببافيد ،مدل قطار درست كنيد،مسافرت كنيد.يك بي خبري بچه گانه و حق شناسي نسبت به همه چيزهايي كه دراطراف شما وجود دارد در خود ايجاد كنيد.آيا هيجان ديدن يك مرغ مگس خوار را مي دانيد؟چشم هايتان را باز كنيد، خود را نوازش كنيد و چيزي را كه هميشه دوست داشتيد انجام بدهيد ، انجام دهيد.حس ماجراجويي شما كجاست؟

ورزش كنيد:
باورهاي پزشكي در مورد نوع بيماران مبتلا به MS تغيير كرده است.من اين مسئله را قبول كرده بودم كه فعاليت هاي منظم روزانه،تمام آن چيزي بودم كه من احتياج داشتم.و اين استدلال را پذيرفته بودم كه علي رغم خستگي ، مجبورم آنها را انجام بدهم.بسياري از جوامع پزشكي براي ايجاد آمادگي بدني در بيماران آنها را به ورزش كردن تشويق مي كنند و ورزش هاي خاصي را با توجه به مشكلات آنها برايشان برنامه ريزي كرده اند.من شما را تشويق مي كنم كه هر روز ورزش كنيد.خود را خسته نكنيد ولي هر روز بيشتر از روز قبل ورزش كنيد. در آن صورت از تغييراتي كه از نظر روحي رواني و بدني در شما ايجاد خواهدشد متحير خواهيد شد.دراز بكشيد و از همه عضلات خود استفاده كنيد. از يك فيزيوتراپ ياكسي كه در اين زمينه تخصص دارد كمك بگيريد.اگر او با اين بيماري آشنا نيست توضيح مختصري در مورد تـأثير گرما و خستگي بر اين بيماري و محدوديت هاي حركتي كه داريد به او بدهيد.ممكن است نياز داشته باشيد كه با پزشك خود مشورت كنيد.به خاطر داشته باشيد كه MS يك بيماري عضلاني نيست فقط وقتي جريان هاي عصبي دچار اختلال باشد روي عضلات و قدرت آنها اثر مي گذارند.بهر حال ورزشهاي فعال و غير فعال قدرت عضلاني را افزايش مي دهند.ورزش هاي آبي و شنا كردن بسيار مفيد مي باشند البته مطمئن باشيد كه آب خيلي گرم نباشد.در انجام فعاليتهاي ورزشي از استراحت و فعاليت توأم با يكديگر استفاده كنيد.در زير نمونه ايي از اين ورزش ها آورده شده است.روزانه قسمت هاي بالايي بدن خود را كه از قدرت بيشتري بر خوردار هستند ورزش دهيد و در صورت استفاده از وزنه ها ي كوچك و به تدريج از وزنه هاي بزرگتر استفاده كنيدو اين عمل را تا زمانيكه تعداد نبض و تنفس شما افزايش يابد ادامه دهيد.پس از انجام ، حداقل به مدت 10 دقيقه استراحت كنيد.مطمئن باشيد كه انجام آن نتايج خوب و عالي را به ارمغان خواهد آورد.البته قبل از شروع حتماً با پزشك متخصص تماس بگيريد.

آيا گرما دشمن شما است؟
آيا تا بحال شده پس از گرفتن يك حمام گرم يا كاركردن زير نور خورشيد احساس كنيد كه بي نهايت ضعيف شده ايد يا به خوبي نمي توانيد ببينيد؟اينها مثال هايي هستند كه نشان مي دهند درجه حرارت بالا چطور سبب بيماري مي شود.گرما دشمن بسياري از بيماران مبتلا به MS مي باشد چونكه بر هدايت جريان هاي عصبي تأثير مي گذارد.من متوجه شدم كه تأثير گرما بر افزايش علائم سيستم عصبي مركزي دائمي نيست ولي وقتي ايجاد مي شود آن را به مقدار زياد تهديد مي كند.عفونت سينوسها،اخيراً من را شديداً ضعيف كرده بود و قادر به تمركز چشم هايم نبودم وقتي كه تب من قطع شد من خوب بودم البته اين را به خاطر داشته باشيد كه ما نبايد فكر كنيم همه مشكلات جسمي ما دقيقا به MSمربوط مي شود.شما با پزشك خود مشورت كنيد آنوقت او براي شما معين مي كند كه چه مقدار علائم مربوط به MS است و چه مقدار مربوط نيست.بنابراين تا حد امكان از قرار گرفتن در گرما خودداري كنيد.
درابتداي تشخيص دوستان شما امكان دارد به مقداري زيادي نگران شوند يا حتي از شما فاصله بگيرند زيرا آنها نمي دانند چه بايد بگويند يا چه عملي انجام دهند.در ارتباط با علائق دوستانتان با آنها صحبت كنيد و در آنها آرامش ايجاد كنيد و اجازه ندهيد كه بيشتر صحبت ها ،حول بيماري MS دور بزند.علائم شما به سرعت ناپديد خواهد شد وهم چيز به وضعيت نرمال خود برخواهد گشت در آن چند روزي كه به حمله MS گرفتار هستيد ، مواظب باشيد كه اين فكر در ذهن شما ساكن نشود.اين مسئله را در ذهن خود بپرورانيد كه اين مشكل بر طرف خواهد شد.با همه اين حرفها دوستان شما در كنارتان خواهند بود اگر در همه چيز با دوستان خود شريك باشيد و يك دوست واقعي براي آنها باشيد.اجازه دهيد كه دوستانتان يك قسمتي از زندگي شما باشند.علاقه آنها را به خودتان از بين نبريد. حس عدم وابستگي را در خود بوجود آوريد. در ارتباط با انواع كمك هايي كه به آنها نياز داريد با دوستانتان صحبت كنيد مطمئن باشيد آنها آن را درك خواهند كرد.دوستان من متوجه شده اند كه من خجالتي نيستم و وقتي نياز به كمك دارم آنها نيز در اين مورد مردد نيستند.من پيشنهاد مي كنم كه شما نيز در اين زمينه تمرين كنيد.

MSو خانواده:
ما دقيقاً اين عنوان را كه MS فشار اضافي به خانواده وارد مي كند،انتخاب نميكنيم.من هيچوقت سعي نكردم كه خودم را به خانواده ام تحميل كنم.البته زماني كه از ارتباط با خانواده ام دچار شكست شدم آنها را رها كردم و بار اضافي را روي شانه هاي خودم گذاشتم.وقتي بتوانيد يك شغل داشته باشيد از شغل خود دست نكشيد.عدم وابستگي مي تواند به اين معنا باشد كه هر وقت نياز به كمك داشتيد از ديگران كمك بگيريد.تو مي تواني غير وابسته و در همان زمان توانا باشي.خانواده شما هنوز به شما احتياج دارند.حتي اگر خستگي براي شما مسئله ساز است شما مي توانيد براي روز خود طوري برنامه ريزي كنيد كه انرژي لازم براي انجام كارهايي كه دوست داريد داشته باشيد. با برنامه ريزي شما مي توانيد از زندگي خود لذت ببريد.خانواده شما پشتيبان شما خواهند بود و شما نيز از آنها پشتيباني خواهيد كرد همچنين اگر شما مانعي در زندگي داريد بطوري كه زندگي شما را تغيير مي دهد احساس گناه نداشته باشيد.اين مشكلات توسط افراد قوي حل خواهد شد.بخاطر داشته باشيد كه پدر و مادر شما نياز به پشتيباني شما دارند به آنها اطلاعاتي كه درباره MS نياز دارند بدهيم اما گفتن اينكه اين بيماري بدتر خواهد شد مصلحت نيست .پدر و مادر شما مي خواهند از شما محافظت كنند.
اگر شما بچه داريد مي دانيد كه چطور گاهي اوقات احساس شما درباره آنها اشتباه است.پدر و مادر شما هنوز شما را بچه خود مي دانند اما نبايد خيلي به آنها وابسته باشيد و يا آنقدر احساس قدرت نكنيد كه آنها را از خود برانيد.باز كردن يك سري راهها براي زندگي لازم است چه به MS مبتلا باشيد چه نباشيد.

حال شما چطوراست؟
هر كسي مشكلاتي دارد.احساس دندان درد دوست شما بدتر از درد ساق پاي شما مي باشد.من پيشنهاد مي كنم وقتي كسي بطور اتفاقي از شما مي پرسد كه چطور هستيد يك گزارش كامل از علائم بيماري خود به او ندهيد .من پاسخ عالي هستم را دوست دارم.

محل كارشما:
شما مي توانيد،مي خواهيد و احتمالاً بايد به كارتان ادامه بدهيد اگرچه در نهايت امكان دارد تصميم بگيريد خودتان را سازش دهيد و يا كاملاً بعضي جنبه هاي كار خود را تغيير بدهيد . تغييرات كوچك در محل كار شما مي تواند اغلب كارآيي كار شما را افزايش دهد و باعث خشنودي شما شود.

موانع:
ما دوست نداريم كه خيلي متفاوت از ديگران بنظر برسيم.من توانستم چشم هاي مشتاق و لبخند مردمي را كه دوست داشتند آنچه را كه من مي خواستم به آنها نشان بدهم ببينم.چه حس كنترلي!من توانستم به آنها حقيقت واقعي خودم را نشان بدهم.من باور نمي كنم شما بايد زندگي خود را بر اساس امكان عدم توانايي خوددر آينده برنامه ريزي كنيد نه تنها اين مسئله امكان پائيني دارد بلكه تعداد زيادي از بيماران مبتلابه MS هرگز ناتوان نمي شوند.من فكر مي كنم زمانهايي وجود دارد كه به شما اجازه ميدهد براي سازش با مشكلاتي كه داريد برنامه ريزي كنيد براي مثال وقتي ما خانه امان را 15 سال پيش مي ساختيم، مي دانستم كه مبتلابه MS هستم و ساق پاي من بعضي اوقات برايم مشكل سا ز خواهد بود اين امكان وجود نداشت كه درهاي حمام را به اندازه ساير درهاي خانه بسازيم و ما مجبور شديم كه در حمام را به اندازه ايي كه ويلچر من وارد آن شود پهن كنيم.
اگر پاهاي شما با هم همكاري ندارد يك ترمز دستي براي ماشين خود تهيه كنيد.شما ممكن است هرگز از آن استفاده نكنيد ولي آن آنجا خواهد بود تا شما مجبور نشويد كاري كه من انجام دادم انجام دهيد.من نتوانستم ترمز كنم و به گاز فشار دادم و از ميان ديوار عقب گاراژ عبور كردم.ترس آور و پرخرج بود اما خوشبختانه صدمه ايي به همراه نداشت.از آن زمان امتحان رانندگي كنترل با دست را دادم و حالا من هر كجا كه مي خواهم مي روم.تا حد امكان با احتمالات زندگي نكنيد و واقع بين باشيد.شما ممكن است مشكلاتي را در پيش روي خود داشته باشيد و من اميدوارم شما نقاط قوتي را كه به حل مسائلتان كمك مي كند پيدا كنيد از خانواده يا دوستان يا يك متخصص و يا كلينيك MS در بيمارستان شهدا و يا انجمن MS بخواهيد.

بودن يانبودن:
پايان صحبت هاي من آزاد شدن از زنجير MS است.يك بيمار حرفه ايي نباشيد و اجازه ندهيد اين حقيقت كه شما مبتلا به MS هستيد همه احساسات شمارا تحت تأثير قراربدهد.خودتان Jimmie Hevga دارنده مدال در رشته ورزشي اسكي در المپيك 1964 كه مي گويد من MS دارم MS من را. ندارد.

درباره کزاز


کزاز يا قفل شدن آرواره‌ها، به‌وسيله نوعي باکتري موسوم به کلستريديوم تتاني ايجاد مي‌شود که اسپور‌هاي آن در خاک زندگي مي‌کنند - دکتر سيدحميد حسيني
کزاز به زبان ساده


همه آنهايي که دچار جراحت‌هاي شديد و آغشته به خاک و گل شده‌اند حتما به ياد دارند که پزشک‌شان در نخستين مرحله برايشان واکسن خاصي تجويز کرده است. اين واکسن براي پيشگيري از بيماري کزاز تجويز و تزريق مي‌شود. درباره کزاز چه مي‌دانيد؟...

کزاز يا قفل شدن آرواره‌ها، به‌وسيله نوعي باکتري موسوم به کلستريديوم تتاني ايجاد مي‌شود که اسپور‌هاي آن در خاک يافت مي‌شوند. چنانچه اين اسپورها يا هاگ‌ها وارد يک زخم عميق با اکسيژن محدود شوند، جوانه زده و نوعي سم توليد مي‌کنند که در عملکرد اعصاب کنترل کننده عضلات تداخل ايجاد مي‌کنند.

دوره نهفتگي، از زمان آسيب تا ظهور نشانه‌ها بين پنج روز تا سه هفته است. هرچند برخي از افراد مبتلا به کزاز، تنها دچار درد و مورمور شدن محل زخم و گرفتگي عضلات مجاور مي‌شوند اما در اغلب آنها سختي فک و گردن، مشکل بلع و تحريک‌پذيري مشاهده مي‌شود. گرفتگي و انقباض عضلات فک و صورت هم اغلب در پي آن ايجاد و به انقباض و سفتي عضلات گردن، شکم و پشت مي‌انجامد.

در نهايت تشنجات دردناک ناشي از محرک‌هاي جزيي، عضلات تنفسي را تحت تاثير قرار مي‌دهند به طوري که شخص قادر به نفس کشيدن نخواهد بود. اگر گرفتگي و انقباض عضلات خيلي زود اتفاق بيفتد احتمال بهبود کم است. کزاز يک بيماري جدي و اغلب مرگبار، به خصوص در بچه‌هاي کوچک و سالمندان است بنابراين پيشگيري بهترين درمان است.


درمان

اگر دچار جراحتي شديد که احتمال آلودگي آن با خاک وجود دارد به ويژه اگر زخم عميق است بلافاصله با پزشک‌تان مشورت کنيد. اگر واکسيناسيون کزاز را انجام داده‌ايد و از تاريخ آخرين تزريق يادآور، بيش از پنج سال مي‌گذرد پزشک ممکن است براي شما يک دوز يادآور ديگر تجويز کند. بدن شما، خيلي زود آنتي‌بادي‌هاي لازم براي محافظت در برابر ميکروب کزاز را توليد خواهد کرد. پزشک ممکن است به علاوه، آنتي‌بيوتيک‌ هم تجويز کرده و زخم را براي تميز کردن آن باز کند. درصورت ابتلا به کزاز، بستري شدن فوري در بيمارستان ضروري است.


پيشگيري

واکسيناسيون براي همه افراد لازم و ضروري است. واکسن کزاز به‌‌طور‌معمول ابتدا به همراه دو واکسن ديگر يعني ديفتري و سياه‌سرفه که در مجموع در يک واکسن به نام ثلات فراهم شده‌اند تزريق مي‌شود و دوزهاي يادآور آن هم هر 10سال يک بار يا در مواقعي که جراحت شديدي ايجاد شده و از تاريخ آخرين دوز يادآور بيش از پنج سال مي‌گذرد، تزريق مي‌شوند.

واکسن‌ها ايمن‌تر مي‌شوند

در گذشته براي واکسن ثلات يعني ديفتري، کزاز و سياه‌سرفه از سلول‌هاي باکتري‌ سياه‌سرفه به طور کامل استفاده مي‌شد. عوارض جانبي شايع واکسن ثلات شامل تب و التهاب در محل تزريق بود و گاهي در موارد نادر تشنج نيز مشاهده مي‌شد. به همين دليل دانشمندان تصميم گرفتند که واکسن‌هاي ايمن‌تري بسازند.

اکنون واکسن‌هايي ساخته شده‌اند که تنها از بخشي از سلول باکتري‌ که براي ايجاد ايمني لازم است استفاده مي‌شود. به اين واکسن‌ها، واکسن فاقد سلول گفته مي‌شود و در مقايسه با واکسن‌هاي قديمي عوارض کمتري دارد. در سال 2001، سازمان غذا و داروي آمريکا نوع جديدي از اين واکسن را مورد تاييد قرار داد که حاوي هيچ ماده نگه‌دارنده‌اي به جز تيمروسال نبود و البته مقدار تيمروسال هم در مقايسه با انواع قبلي 95 درصد کمتر بود. تيمروسال نوعي نگه‌دارنده حاوي جيوه است که در برخي از واکسن‌ها به ميزان اندک براي محافظت در برابر آلودگي ميکروبي مورد استفاده قرار مي‌گيرد.

اگرچه شواهدي دال بر آسيب رسيدن به بچه‌ها در اثر تيمروسال موجود در واکسن در دست نيست اما مقامات بهداشتي در حال تلاش براي کاهش سطح اين نگه‌دارنده در واکسن به منظور به حداقل رساندن مواجهه احتمالي کودکان با جيوه هستند. با مورد تاييد قرار گرفتن شکل جديد واکسن ثلات همه واکسيناسيون‌هاي متداول در اطفال در حال حاضر با هدف به حداقل رساندن يا حتي حذف تيمروسال در حال فرمول‌بندي جديد هستند.

همه چیز درباره کراک

اطلاعات جامع در باره کراک


کرک (Crack) که گاهی راک (Rock) نیز نامیده میشود، ماده ای محرک است که از تصفیه کوکائین به دست می آید و به اشکال مختلف تدخین (استنشاق دود) میشود.

اما کراکی که در ایران رایج است از مشتقات هروئین است و در صورتی که بصورت علمی تولید شود از تصفیه هروئین به دست می آید .










اطلاعات جامع در باره کراک

کراک یکی از جدیدترین مواد مصرفی بین معتادان ایران است. این ماده شیمیایی خشک که در ترکیب آن به جای کوکائین و هروئین از قرصهای فاسد استفاده می شود. .

کراک (Crack) چیست ؟

مقدمه:

کرک (Crack) که گاهی راک (Rock) نیز نامیده میشود، ماده ای محرک است که از تصفیه کوکائین به دست می آید و به اشکال مختلف تدخین (استنشاق دود) میشود.

اما کراکی که در ایران رایج است از مشتقات هروئین است و در صورتی که بصورت علمی تولید شود از تصفیه هروئین به دست می آید .

کراک ماده‌ای بی‌بو است، مصرف آن راحت است و با یک فندک در هر جایی که باشی می‌توانی مصرف کنی؛ درست برخلاف مصرف تریاک و یا هروئین است.

کراک موجود در بازار ایران:

کراک جدیدترین ماده مصرفی بین معتادان ایران است. این ماده شیمیایی خشک که در ترکیب آن به جای کوکائین و هروئین از قرصهای فاسد استفاده می شود.
این ماده به سبب اینکه فاقد هر گونه بوی نامطبوع و خاص بوده مصرف را راحت کرده و موجب شده روند گرایش افراد به این ماده افزایش یابد.

جالب است که بدانید تنها سه بار مصرف مقدار بسیار اندکی از کرک موجود در بازار ایران ، اعتیاد به آن را حتمی خواهد کرد و پس از این زمان بسیار کوتاه، شخص را به شدت به خود نیازمند و وابسته میکند.

در حال حاضر کراک در بین گروهی از جوانان ایران شایع شده و به دومین ماده مصرفی معتادان تبدیل شده است. متأسفانه این شیوع بالا به دلیل تفکر اشتباهی است که در بین جوانان به وجود آمده است . در بین جوانان، این ماده به صورت ماده‌ای کم‌خطر با میزان نشئگی بالا معرفی شده و ۹۵درصد از مصرف‌کنندگان، آن را به اسم روان‌گردان می‌شناسند اما پس از شروع به مصرف، مشخص می‌شود که کراک ماده‌ای بسیار اعتیادآور است.


لازم به ذکر است ۹۰درصد از مصرف‌کنندگان کراک، زیر ۲۴سال هستند. و این ماده در بین دختران نیز رواج یافته است.

در ایران فشرده‌کردن هروئین در آزمایشگاه‌های خانگی‌ای انجام می‌شود که هیچ کدام استاندارد نیستند. و هر آزمایشگاهی بسته به نوع امکانات و سلیقه تولیدکننده متفاوت است و تولید کنندگان برای سود بیشتر انواع مواد دیگر (هر نوع داروی آرام‌بخش و کورتن ) را به این ماده اضافه می کنند . بنابراین عوارض ناشی از مصرف کراک با انواع‌ مختلفش، در هرد فرد می تواند بسیار متفاوت از دیگران باشد.

کراک های موجود در کشور ایران ۱۵۰ برابر هروئین قدرت تخریبی بر فکر ، مغز و اعصاب دارد و حتی منجر به مرگ های فجیعی می شود.

کراک در بین جوانان ایران به صورت ماده‌ای کم‌خطر با میزان نشئگی بالا معرفی شده و ۹۵ درصد از مصرف‌کنندگان آن را به اسم روان‌گردان می‌شناسند چرا که از نظر کارشناسان سم‌شناسی کراک در اصل انرژی‌زا و شادی‌آور بوده و هیچ‌گونه اعتیادی را در مصرف‌کننده به وجود نمی‌آورد. اما کراکی که در ایران توزیع می‌شود کراک اصل نبوده و در آزمایشگاه‌های مخفی و خانگی کشور با فشرده کردن هروئین بدون در نظر گرفتن هرگونه استانداردی تهیه می‌شود و در برخی موارد نیز از ضایعاتی که نمی‌توان از آن هروئین خالص به دست آورد کراک تولید می‌شود. بنابراین خلاف تصور مصرف‌کنندگان کراک از تبلیغات نوع خارجی نوع ایرانی آن اعتیادآور بوده و طی یک ماه اول مصرف دائم از آن مقدار مصرف به ۳ یا ۴ برابر روز اول مصرف رسیده و تعداد دفعات مصرف روزانه به ۱۰بار در روز افزایش پیدا می‌کند.

قیمت کراک از لحاظ گرمى بالا است بنابراین هر کسى قدرت خرید کراک را ندارد. به خاطر گران قیمت بودن این ماده بسیار محدود وارد کشور ایران شده و اقشار مرفه آنرا مصرف مى‌کنند، در نتیجه آنچه تحت عنوان کراک در بازار و میادین به فروش مى‌رسد واقعى نیست. و عوارض جانبی بسیار زیاد و مرگ آور است .


مشتقات هروئین:

هروئین به چهار گروه تقسیم می شود،

گروه اول همان مرفین است یعنی قبل از اینکه عمل استیلازاسیون روی آن انجام گیرد.

گروه دوم را هروئین خیابانی با درصد خلوص بین ۳ تا ۷ درصد که به هروئین خاکستری نیز معروف است نام برد و گفت: اغلب معتادان از این نوع هروئین استفاده می کنند که خطر جانی برای مصرف کنندگان در پی دارد.

گروه سوم هروئین آزمایشگاهی با درصد خلوص بین ۶۰ تا ۷۰ درصد نام برد که امروزه قاچاقچیان به منظور فریب معتادان و مصرف کنندگان به آن عنوان کراک داده اند. درواقع آنها با این عنوان اعلام نمودند که مصرف کنندگان کراک می تواند سایر مواد را به راحتی ترک نموده و ترک کراک راحت تر از سایر مواد مخدر می باشد.

نوع چهارم هروئین تزریقی با درصد خلوص بالای ۹۵ درصد است که در گذشته به آن اشک خدا گفته می شد و امروزه آن را هروئین کریستال می نامند.

گفتنی است،‌ کراک که از مشتقات هروئین است میزان وابستگی و مضرات آن به مراتب بیش از مواد مخدر دیگر است.


تاریخچه مصرف کرک:

ابتدا کشیش‌ها کرک را مى‌سوزاندند چون اعتقاد داشتند این کار باعث مى‌شود که خدایان به وجد بیایند. همچنین کریستف کلمپ در چهارمین سفر خود مصرف این گیاه را توسط سرخپوستان آمریکایى ذکر کرده است.
کشورهاى بولیوی، کلمبیا، آمریکا، هندوستان، جزیره سیلان و مالزى مراکز رشد و نمو کوکا است.
این ماده بوسیله پیپ های شیشه ای تدخین و دود آن استنشاق می شود و در کمتر از چند دقیقه به مغز حمله کرده و نئشگی ایجاد می کند و تاثیرات ناپایداری از خود بروز می دهد.
اعتیاد به کراک ،شیشه و کریستال بسیار شدیدتر و سریع‌تر از اعتیاد به تریاک، هرویین،موادمخدر دیگر و روانگردانها می باشد و ترک آن بسیار مشکل‌تر است.
در هر جامعه‌اى پس از شیوع مواد اعتیادآور و مشاهده عوارض سوء آن، میل به مصرف آن در افراد کم مى‌شود و در شرایط کنونى نیز هروئین به عنوان ماده مخدر خطرناک و خانمان‌سوز در جامعه جا افتاده است. بنابراین قاچاقچیان با تغییر رنگ، ظاهر و نام این ماده مخدر سعى در ایجاد بازار فروش کرده‌اند. تا جایى که با آزمایش بر روى حدود ۳۰ نمونه از کراک‌هاى مصرفى با قیمت هر گرم ۲۰ تا ۵۰ هزار تومان مشخص شد این مواد کراک واقعى نبوده، بلکه هروئین است. در حالیکه کراک واقعى نوعى از کوکائین است و قیمتى چندین برابر این رقم را دارد و نام صحیح آن کرک (CRACK ) می باشد،قیمت هر گرم آن حدود ۱۲۰ تا ۱۵۰ هزار تومان و قیمت هر کیلو از آن حدود ۱۵۰ میلیون تومان است که فعلا به صورت محدود در کشور های آمریکائی و توسط افراد مشهور و سرمایه داران بزرگ قابل مصرف می باشد و در آسیا و کشور های دیگر به صورت محدود وجود دارد.
در این بین نه تنها قاچاقچیان سنتی سعى در نابود کردن نوجوانان و جوانان دارند بلکه تبلیغ موادمخدر صنعتى به سایت‌هاى اینترنتى نیز رسیده است و هم اکنون حدود ۱۶ هزار سایت اینترنتى وابسته به عناصر نامشروع ، قاچاقچیان مدرن این مواد هستند.
کرکى که هم اکنون در ایران مورد استفاده قرار مى‌گیرد و با نام کراک شناخته می شود، واقعى نیست و در حقیقت نوعى هروئین غلیظ شده(هروئین فشرده) است که قیمت آن هم یک دهم قیمت
واقعى‌اش است و چهار تا شش ثانیه پس از مصرف اثراتش شروع مى‌شود. مصرف این ماده از کمترین مقدار توسط فرد در طول یک ماه به ده برابر افزایش پیدا مى‌کند تا جایى که فردى که روزى یکبار مصرف مى‌کرده مجبور است هرچند ساعت یکبار این کار را تکرار کند.
کراک برخلاف دیگر مواد مخدر بدون بو و مصرف آن بسیار ساده است. حتى اگر این ماده در حضور اعضاى خانواده مصرف شود هیچ کس متوجه آن نخواهد شد.

کوکائین و کراک چی هستند؟

کوکایین، آلکالوئید اصلی برگ کوکا است که از برگهای بوته ای به نام (Ergthroxglom Coca) بدست می آید، که مرکز اصلی رویش آن آمریکای جنوبی است. کوکایین به عنوان ماده موثر در سالهای ۶۰- ۱۸۵۹ م. از برگ کوکا (تصویر ۱) مجزا و استحصال شد. کراک را نیز از کوکایین تهیه و در اواخر تابستان و اوایل پاییز سال ۱۹۸۵ م. به بازار شهر نیویورک عرضه کردند. کراک خطرناکترین ماده اعتیاد آوری است که تا کنون به بازار آمده و به حدی وابستگی آور است که یک بار مصرف آن، فرد را معتاد می کند. از نظر طبقه بندی فارماکولوژی، محرک سیستم اعصاب مرکزی است.

کوکایین پودر سفید نرم شفاف کریستالی با طعمی تلخ است که اغلب با پودر تالک، یا ملین ها یا شکر مخلوط می شود و معمولا به صورت استنشاق، تزریقی، خوراکی یا دود کردن و گاهی هم به طریق پاشیدن روی دستگاه تناسلی مصرف می کنند.

دود معمولی آن برای انفیه و استنشاق ۳۰ تا ۱۰۰ میلی گرم است و ۱۰ تا ۲۵ میلی گرم آن برای تزریق استفاده می گردد. کوکایین بی حس کننده موضعی است و به ندرت برای برخی از اعمال جراحی استفاده می شود.

نامهای خیابانی آن Coke مخفف کلمه کوکایین (Cocaine)، Candy (شیرینی) ، Nose (بینی) ،Snow (برف) ، Happy (خوشحال، خوشبخت) و Dust (مواد گردی، گرد و خاک) می باشد.
استعمال کوکا قرنها است در کشورهای هند، پرو و بولیوی معمول بوده، برگهای رنگ کوکا را برای لذت و خوش بودن می جوند، مردم این کشورها برای قادر شدن به انجام کارهای سخت و جدی و راه رفتن و تحمل گرسنگی و تشنگی از جویدن کوکا یاری می گیرند.
تا آنجا که به تاریخچه کوکا مربوط می شود، این عادت در میان ساکنان کوه های آند رایج بوده است. در تابوت های (Huacas) باستانی پرو، مجسمه های در حال استعمال کوکا کشف شده اند. روشن ترین علامتی که بر چهره معتادان کوکا دیده می شود فرو رفتگی گونه هاست که در اثر مکیدن برگ کوکا به وجود می آید.


چه کسانی از کرک استفاده میکنند؟

هرچند کوکائین زمانی به عنوان ماده مخدر طبقه ممتاز شهرت داشت، اما اعتیاد به کرک محدود به یک گروه سنی یا شرایط اجتماعی / اقتصادی خاص نیست. در واقع کرک ارزان و در دسترس بوده لذا مصرف کوکائین را برای همه ممکن ساخته است. در بسیاری از کشورهای پیشرفته جهان، اعتیاد به کرک نه تنها از سنین مدرسه، که از هنگام تولد و توسط مادران معتاد، آغاز میشود!

در اروپا کراک کوکائین فقرا محسوب می شود

کراکی که در قارة آمریکا و اروپای غربی مصرف می‌شود، سال‌ها قبل از ترکیبات کوکائین ساخته شد. کوکائین جزو مواد محرک است و درختچة کوکا که گرد کوکائین را از برگ آن به دست می آورند، در آمریکای جنوبی کشت می‌شود.

تجارت کوکائین در قاره آمریکا همانند تجارت کراک در آسیا پرمنفعت است و قسمتی از درآمد کشاورزان فقیر بولیوی، اکوادور و کلمبیا را تشکیل می‌دهد.

کوکائین طی مراحل استخراج، حمل و توزیع، ارزش افزودة زیادی پیدا می‌کند. به طوری که تنها افراد دارای درآمد بالا قادر به تهیة آن هستند. ولی تاجران مواد مخدر برای این‌که اقشار نیازمند جامعه در حسرت تشنگی کوکائین نمانند، آن را با ترکیبات شیمیایی دیگری ترکیب کردند و «کوکائین فقرا» را ساختند که ارزان‌تر است و همگان می‌توانند از آن استفاده کنند.

این محصول به نام کراک شهرت یافت و مانند هر تجارت سودآور دیگر، دامنة آن به اروپا هم رسید. با این حال، کراک هنوز در آسیا گران‌قیمت بود. در واقع اگر کراک حقیقی از مسیر تجارت مواد مخدر تا ایران بیاید، بیش از صد هزار تومان در گرم قیمت خواهد داشت. پس کراک آسیایی که یک دهم این قیمت هم نیست، از چه چیزی ساخته شده است؟

برخی امتیاز اختراع کراک را به مافیای سرخ روسیه نسبت می‌دهند. عده‌ای دیگر، منشأ آن را در ترکیه، پاکستان یا دیگر کشورهای خاورمیانه می‌دانند. این سؤال که آن مدیر متخصصی که فرمول جدید را ساخته است چه ملیت یا چه اهداف بلند مدتی داشته است، هنوز به جواب نرسیده. زیاد هم مهم نیست، چون موضوع مهم‌تری وجود دارد.

کراک آسیایی از کوکائین ساخته نشده است. کراک امروزی موجود در کشور ما که در حال تخریب مصرف‌کنندگان جوانش است، فقط فرمول قوی‌تری از هروئین است!


کراک ایرانی خطرناک تر از کراک خارجی !
کراک اصل نوعی از مواد مخدر است از الکالوئیدهای دسته کوکائین، انرژی زا و شادی آور است و هیچگونه اعتیادی را در فرد مصرف کننده ایجاد نمی کند، ولی موادی که با نام کراک در ایران توزیع میشود کراک اصل نیست ، بلکه هروئین غلیظ شده است که توسط مافیای روسیه تولید و درایران پخش میشود .
در ایران کراک در آزمایشگاههای مخفی و خانگی با فشرده‌کردن هروئین بدون در نظر گرفتن هر گونه استانداری انجام می شود و هر آزمایشگاهی بسته به نوع امکانات و سلیقه تولیدکننده متفاوت است و همین موضوع، وضعیت بازار کراک و مصرف آن را آشفته‌تر کرده است.
در برخی موارد نیز از ضایعاتی که نمی توان از آن هروئین خالص بدست آورد کراک تولید میشود ، این کراک یکی از قویترین مواد مخدر محسوب شده و بشدت اعتیاد ایجاد میکند بطوریکه طی یکماه اول مصرف دائم از آن مقدار مصرف به ۳ یا ۴ برابر روز اول مصرف رسیده و تعداد دفعات مصرف روزانه به ۱۰ بار در روز (تقریبا ً هر ۲ ساعت یکبار) میرسد .
کراک بسیار کوچک است؛ از نخود کوچکتر. به‌اندازه یک عدس حتی یک دانه ماش را به نوک سنجاق می‌چسبانند و همین ‌اندازه می‌تواند بارها با یک سنجاق داغ دیگر مورد استفاده قرار گیرد.
هرچند کوکائین زمانی به عنوان ماده مخدر طبقه ممتاز شهرت داشت، اما اعتیاد به کرک محدود به یک گروه سنی یا شرایط اجتماعی یا اقتصادی خاص نیست و ارزان بودن و در دسترس بودن آن، کراک را همگانی کرده است و اعتیاد به کراک در بسیاری از کشورهای صنعتی شده اعتیاد به کراک نه تنها از سنین مدرسه، که از هنگام تولد و توسط مادران معتاد، آغاز میشود!
این ماده مخدر صنعتی بدلیل نداشتن بو و سهولت استفاده نسبت به سایر مواد مخدر باعث جذب مصرف کنندگان سایر مواد مانند تریاک گردیده است چرا که مصرف کراک به قدری آسان است که فرد در مدت ۵ دقیقه حتی در دستشوئی و با استفاده از فندک و نی یا لوله و سنجاق می تواند آنرا مصرف کند.

تقریبا هرگونه حالت تحرک و نشاط روحی و جسمی که توسط مواد اعتیاد آور ایجاد شود، با حس بیحالی و لختی همراه خواهد بود و هر چقدر مقدار به اصطلاح “پرواز” شادمانه حاصل از این سوء مصرف، بالاتر باشد، “سقوط” و احساس خماری و افسردگی پس از آن شدیدتر و طولانی تر خواهد بود.

اعتیاد از همین جا آغاز میشود زیرا نیاز به فرار از این حالت ناگوار، موجب مصرف مجدد کرک شده و پس از برطرف شدن تاثیر اولیه کرک، حالت افسردگی باز میگردد…و این چرخه همچنان ادامه میابد.

دوباره این مطلب را تکرار می کنیم تنها سه بار مصرف مقدار بسیار اندکی از کرک موجود در بازار ایران ، اعتیاد به آن را حتمی خواهد کرد و پس از این زمان بسیار کوتاه، شخص را به شدت به خود نیازمند و وابسته میکند.

کراک چطور در ایران رواج پیدا کرد؟

از سه سال قبل، نام مادة جدیدی در بازار مواد مخدر ایران شنیده می‌شد. خیلی از معتادان، وقتی به خرده‌فروش (ساقی) همیشگی خود مراجعه می‌کردند تا تریاک، هروئین یا مواد مشابه را تهیه کنند، با این جنس تازه مواجه می‌شدند که قوی، سریع و راحت بود و مهم‌تر از همه ارزان‌قیمت بود.

این مادة جدید به سرعت بازار مصرف را از آن خود کرد و هنوز هم با سرعت در حال پیشروی است. جمعیت مخاطب آن نیز بیشتر در سنین ۲۰ تا ۳۰ سال هستند، هر چند که قسمتی از معتادان قدیمی را هم به خود جذب کرده است.


روش‌های گسترش

جنس جدید معمولا با استفاده از سه روش عمده گسترش پیدا می‌کند. کراک هم برای رواج بیشتر در میان جوانان از هر سة این روش‌ها استفاده کرد.

اول این‌که کسانی که به هروئین اعتیاد دارند و می‌خواهند با کمک یک مادة دیگر، آن را ترک کنند، نوع مصرف را تغییر می‌دهند، در حالی که ماده جایگزین به مراتب خطرناک‌تر از اولی است.

دومین روش گسترش، این است که برای تسکین عوارض مواد محرک یا توهم‌زا که معمولا در پارتی‌ها مصرف می‌شوند، می‌توان از جنس جدید استفاده کرد. این توصیه‌ای است که بچه‌های اهل «توهم» به هم می‌کنند تا سردرد و تنش‌های ناشی از آن را کاهش دهند. معمولا هم تصور می‌کنند که اعتیادآور نیست. مشکل این‌جاست که بلافاصله وابستگی ایجاد می‌شود، زیرا این مادة جدید، از مواد مشابه اعتیادآورتر است.

سوم این‌که غیر از مدل لباس و آرایش مو، مصرف مواد مخدر هم به صورت یک «مد» از کشورهای غربی تقلید می‌شود. بنابراین اگر ماده‌ای که در غرب رایج است به ایران بیاید،‌ به جهت حفظ کلاس و کسب پرستیژ، بازار مصرف تضمین‌شده‌ای دارد. جوانانی هستند که بنگ و حشیش و تریاک را نشانة عقب‌ماندگی و کریستال و آیس و اسید را نشانة پیشرفت می‌دانند.

جوانانی که سابقة مصرف کراک دارند، آن را به تکه‌های سفیداب سنتی تشبیه می‌کنند با ظاهری سنگ‌مانند ولی متخلخل، سست و سفید رنگ که هیچ بوی خاصی ندارد.

کراک به صورت تدخینی و تزریقی، مصرف می‌شود، در مدت بسیار کوتاهی اثر می‌کند. حتی مراحل تزریق آن هم ساده‌تر است.

این ویژگی‌ها باعث شده کراک در پارتی‌ها و جمع‌های دوستانه، بیشتر رواج پیدا کند. دختران هم مصرف‌کنندة آن هستند و اگرچه به مقدار کمتری نشئه می‌شوند، ولی وابستگی بیشتری پیدا می‌کنند. آن‌ها که به دوستان خود به فرما می‌زنند استفاده از کراک را بعد از مصرف کریستال یا اسید پیشنهاد می‌کنند تا اثر محرک را کمتر کند.

شایعاتی دربارة تأثیر کراک بر فعالیت جنسی هم وجود دارد که ناشی از تبلیغات در مورد کراک آمریکایی است، ولی در مورد کراک آسیایی، مصداق پیدا نمی‌کند.

اطلاعات به دست آمده از مصرف کنندگان سابق کراک‌ که اکنون در دورة ترک به سر می‌برند، نکات دیگری از دلایل گسترش این ماده را روشن می‌کند.

آنها می گویند دفعة اول با سه تا پک، ۲۴ ساعت نشئه می شدیم. به یک ماه نرسید که مصرفمان دو برابر شد. بعد از ۶ ماه به جایی رسیدیم که هر سه‌چهار ساعت باید دود می‌گرفتیم. اگر دیر می‌شد، شروع می‌کردیم به لرزیدن و تشنج. بعد هم مجبور شدیم تزریق کنیم.

دیگری می گوید در اکس پارتی بودم. به یکی دیگر از دخترها گفتم دارم از سردرد می‌میرم. گفت فاز نگرفته‌ای، بیا کراک بزن. خودش هم برایم درست کرد. هنوز دود را بیرون نداده بودم که احساس کردم سرم آرام شد. چند روز بعد به او تلفن زدم و پرسیدم باز هم از آن‌ها داری؟

کم سن‌ترین نمونه‌ای که مصرف قابل توجهی هم داشت، یک پسر ۱۳ ساله بود که هر روز ۵ گرم کراک را در چند وعده به رگ‌هایش می‌ریخت.

چگونه معتادین به کرک را تشخیص دهیم؟

از جمله نشانه های اعتیاد به کراک می توان به :تغییرات بارز در شخصیت و رفتار، از دست دادن توجه و تمرکز ، کاهش وزن، ناپدید شدن لوازم قیمتی خانه و نداشتن توضیح قانع کننده برای مقدار پول خرج شده ، رفت و آمد با افراد معتاد، آشفتگی چشمگیر، رفتار کینه توزانه با افراد خانواده و دوستان ،برنامه خواب نامنظم ، بی توجهی به آراستگی ظاهری ، پارانویا شدید (سوء ظن به همه) ،بی قراری و
یک نشانه ابتدایی سوء مصرف کرک، جدایی ناگهانی جسمی / روحی فرد از کانون خانواده و تغییر رفتار چشمگیر اوست. هرچند بسیاری از نشانه های زیر با مشکلاتی چون اختلالات احساسی یا گذراندن دوران سخت بلوغ مشابه است، اما هرگز نباید احتمال مصرف مواد محرک یا مخدر را از نظر دور داشت :


تغییرات بارز در شخصیت و رفتار
از دست دادن توجه و تمرکز
کاهش وزن
ناپدید شدن لوازم قیمتی خانه و نداشتن توضیح قانع کننده برای مقدار پول خرج شده
رفت و آمد با افراد معتاد
آشفتگی چشمگیر
رفتار کینه توزانه با افراد خانواده و دوستان
برنامه خواب نامنظم
بی توجهی به آراستگی ظاهری
پارانویا شدید (سوء ظن به همه)
بی قراری
اضطراب

چرا هر روز آمار توزیع و مصرف کرک در جامعه بالاتر می رود ؟

فروشندگان مواد مخدر علاقه بسیاری به فروش کرک دارند زیرا نه تنها ارزان تر از کوکائین است و راحت تر به فروش میرسد، بلکه مصرف آن هم ساده تر است و به ظاهر چندان “خطرناک” نمیرسد و از طرفی پنهان کردن آن هم ساده است.

به این ترتیب فروش کرک در شهرهای بزرگ جهان و در مکانهایی مانند میادین شهر، مدارس، فروشگاههای بزرگ و … که پیش از این برای این تجارت مکانهایی بسیار خطرناک محسوب میشدند، به شدت افزایش یافته است.

اثرات کراک

در کل اثرات کوتاه ‌مدت مصرف کراک مشابه آمفتامین است ولی با مدت زمان کوتاه‌تر، احساس افزایش انرژی، چابکی و سرخوشی زیاد می‌کند ،افزایش ضربان قلب، نبض، تنفس، درجه حرارت بدن، فشار خون، گشادگی مردمک چشم، پریدگی رنگ، کاهش اشتها، تعرق شدید، تحریک و هیجان، بی‌قراری، لرزش به‌خصوص در دست‌ها، توهمات شدید حسی، عدم هماهنگی حرکات، اغتشاش دماغی، گیجی، درد پا، فشار قفسه سینه، تهوع، تیرگی بینایی، تب، اسپاسم عضله، تشنج و مرگ از عوارض مصرف این ماده مخدر صنعتی است.


اثرات مخرب مصرف کراک :

اعتیاد به کراک سبب از بین رفتن درد و خروج استرس و اضطراب از بدن فرد، احساس سرخوشى کاذب و ایجاد تحرک در فرد، بروز رفتارهاى خطرناک و حرف‌هاى بى‌ربط می شود که تمام اینها تنها ۵ تا ۷ دقیقه طول مى‌کشد.
تکرار مصرف این ماده طى چند روز همراه با استفراغ، گیجی، بى‌تفاوتى اسپاسم عضله و مرگ ناگهانى در اثر ایست تنفسى است.
مهم‌ترین اثر بلند مدت مصرف کراک در فرد معتاد از بین رفتن اثرات ماده در عرض سه تا پنج ساعت می باشد ،بنابراین فرد باید حداقل هر چهار ساعت یک‌بار و حتى بمقدار کمتر مصرف را تکرار کند تا دچار مشکل نشود. همچنین از بین رفتن اشتها، کاهش وزن، یبوست، عفونت‌هایى همچون ایدز و هپاتیت، شکنندگى پوست، پیرى زودرس، افزایش فشار خون همراه با آزادسازى هیستامین که خارش در فرد ایجاد مى‌کند، از آثار مصرف این ماده در دراز مدت است، همچنین اثرات تخریبى مصرف موادى همچون شیشه، کریستال و کراک بین ۱۱۰ تا ۱۴۰ برابر تریاک و هروئین بر روى مغز و اعصاب می باشد.
کراک شدیدا فرد مصرف کننده را دچار خواب آلودگی یا به اصطلاح خودمانی «چرت» میکند . مصرف مداوم این ماده مخدر در کوتاه مدت (مدت یکسال ) اثرات مخرب جبران ناپذیری در بدن فرد مصرف کننده اعم از عفونت اجزای داخلی بدن ، پوسیدگی دندانها ، سرطان حنجره و ریه ، نابودی ریه و کبد ایجاد میکند بطور کلی تمام اجزائیکه در تماس مستقیم با دود کراک هستند ذره ذره نابود شده و می پوسند و در برخی موارد طبق گزارشهای موجود افراد معتاد به کراک،میزان عفونت بدن به قدری است که اجزای بدن از هم جدا میشوند و گوشت زیر پوست دچار عفوت شده و به اصطلاح کرم میگذارد.
گفته می‌شود کسانی را که در اثر مصرف کراک می میرند در هنگام دفن غسل نمی‌دهند چون در هنگام شستشو اجزای بدن از هم جدا میشوند همچنین بررسى‌ها نشان مى‌دهد مصرف چهار روز کراک باعث مى‌شود که اثرات آن به مدت ۷ سال در فرد باقى بماند و موجب اختلالات حرکتی، افزایش هذیان گویى و تضعیف حس بینایى و لامسه شود.
متأسفانه شیوع مواد روانگردان و مخدر شیمیایى در میان جوانان و به خصوص نوجوانان به موضوعى بسیار خطرناک تبدیل شده تا جایى که هم اکنون ۱۴ درصد مدارس کل کشور در معرض آلودگى به موادمخدر، سیگار و الکل قرار دارند و آخرین تحقیقات حاکى از تجربه حداقل یکبار مصرف سیگار ۵/۳ درصد، حداقل یکبار مصرف مواد مخدر ۰/۵درصد و تجربه حداقل یکبار مصرف الکل، ۲/۱ درصد دانش‌آموزان کشور است.

اثرات کوتاه مدت مصرف کراک:

اثرات کوتاه مدت آن مشابه آمفتامین است ولی با مدت زمان کوتاهتر، احساس افزایش انرژی، چابکی و سرخوشی زیاد می کند، از جمله اثرات آن پس از مصرف عبارت است از: افزایش ضربان قلب، نبض، تنفس، درجه حرارت بدن، فشار خون، گشادگی مردمک چشم، پریدگی رنگ، کاهش اشتها، تعرق شدید، تحریک و هیجان، بی قراری، لرزش به خصوص در دستها، توهمات شدید حسی، عدم هماهنگی حرکات، اغتشاش دماغی، گیجی، درد پا، فشار قفسه سینه، تهوع، تیرگی بینایی، تب، اسپاسم عضله، تشنج و مرگ.

در حالت قطع ماده نیز افسردگی شدید حادث می شود. ناخالصی کوکایین خیابان اغلب موجب حساسیت و آلرژی شدید می شود که معمولا با آب ریزش بینی و بی خوابی شدید همراه است. در مسمومیت حاد با کوکایین، فرد مصرف کننده دچار بی قراری و تشویش، هیجان، شوریدگی فکر و اختلال تنفسی می گردد. ضربان، تنفس و فشار خون فرد افزایش می یابد.
اثرات دراز مدت مصرف کراک:

از جمله اثرات بلند مدت آن از دست دادن وزن بدن، یبوست، بی خواب، ضعف جنسی، دپرسیون تنفسی، اشکال در ادرار کردن، تهوع، کم خونی، رنگ پریدگی، تعرق شدید، دردهای شکمی و اسهال، اختلالات در هضم و دستگاه گوارشی، سردرد، لرزش دست ها، لرزش و تشنج، پریدن عضلات و سفتی آنها، هپاتیت، آب ریزش دائمی بینی، ایجاد زخم، آماس و جوشهای پوستی به خصوص اطراف مخاط گوش و بینی، زخم مخاط بینی (در مصرف به صورت انفیه)، اضطراب، بی قراری، تشنج پذیری شدید، سوء ظن، گیجی، اختلالات درک زمان و مکان، رفتار تهاجمی، تحریک پذیری شدید، افسردگی، پرخاشگری، تمایل به خود کشی، توهمات و اختلال در حواس (به خصوص بینایی، شنوایی، و لامسه)، افکار هذیانی، و گاهی اشتهای کاذب و سرانجام ناراحتی جدی دماغی و روانی به نام سایکوز و کوکایین.

تحمل و ایجاد وابستگی کوکایین مشابه آمفتامین است وابستگی شدید روانی ایجاد می کند که این وابستگی در عصاره کوکایین یعنی کراک شدیدتر می باشد.

در آزمایشاتی که برای تحقیق پیرامون اثر کوکایین بر روی موش و میمون انجام شده، پس از قطع مصرف آن، نشانه های ترک از جمله ضعف شدید، بد خوابی، افسردگی، تحریک پذیری، گرسنگی زیاد دیده شده است.

مصرف کننده، کراک را چه به طریق استنشاق یا پاشیدن روی توتون و ماری جوانا و چه از راه کشیدن با پیپ استعمال کند، دیگر نمی تواند از مصرف آن خودداری کند و باید پی در پی آن را استعمال نماید. خیلی سریع جذب ریه گشته و به مغز می رسد و حالت تهاجمی به مصرف کننده دست داده، باعث بزرگ شدن قلب، افزایش فشار خون می شود، به گونه ای شدیدتر از کراک پدیدار می گردد. اصولا فردی که کراک مصرف می کند، دیگر بر خود تسلط ندارد و گویا خودی خود را گم کرده است.

کراک، هروئینی است که تا حد امکان اشباع شده یعنی یک گرم کراک از ۱۰ تا ۱۰۰گرم هروئین ساخته شده ولی قیمت آن هم‌قیمت هروئین و در بعضی مواقع، به مراتب ارزان‌تر از هروئین است. اعتیاد آن نسبت به هروئین بسیار شدیدتر و فوری‌تر و ترک آن بسیار مشکل‌تر است.

کراک ماده مخدر جدیدی است؛ یعنی در واقع با نام جدید معرفی شده. نوجوانان نمی‌دانند که بدتر از هروئین است بنابراین وحشتی که از هروئین دارند از کراک ندارند و اکثرا خیال می‌کنند کراک چیزی در حد قرص‌های روان‌گردان و اکستازی است. به همین دلیل از مصرف آن وحشت ندارند و این عامل شروع اعتیاد و علت فاجعه است.

مصرف حتی یک بار کراک اعتیادآور است و این تفاوت اساسی کراک با قرص‌های اکستازی است که اگرچه در بلندمدت کشنده هستند اما اعتیاد با قدرت بالا ندارند. تبلیغات زیادی که شبانه‌روزی علیه قرص‌های اکستازی شده باعث شده که خطر کراک در سایه و پنهان باقی بماند.

کراک بر خلاف هروئین، تریاک، حشیش و… بدون بوست و مصرف آن بسیار ساده و بدون نیاز به وسایل حجیم و صرف وقت است و فرد می‌تواند در حمام یا توالت، ظرف کمتر از ۱ الی ۲دقیقه مصرف کند.

کراک بسیار کوچک است؛ از نخود کوچکتر. به‌اندازه یک عدس حتی یک دانه ماش را به نوک سنجاق می‌چسبانند و همین ‌اندازه می‌تواند بارها با یک سنجاق داغ دیگر مورد استفاده قرار گیرد.

بنابراین جاسازی آن بسیار ساده و خانواده‌ها به‌سادگی نمی‌توانند آن را کشف کنند؛ چیزی شبیه یک تکه گچ از دیوار کنده‌شده و به‌ اندازه یک ماش که توجه هیچ کس را جلب نمی‌کند.

معتاد به تریاک می‌تواند سال‌ها زنده بماند و زندگی عادی داشته باشد؛ حتی کار کند و خانوده‌اش را سرپرستی کند.حتی معتاد هروئین نیز اگر به طرف تزریق کشیده شود می‌تواند ۱۰ تا ۲۰سال زنده بماند اما معتادی که ۳ماه بعد از مصرف کراک تا ۳۰کیلو از وزن بدنش کم می‌شود آیا بیش از ۲سال زنده می‌ماند؟


نشانه های هشدار دهنده در هنگام مصرف کراک
به گفته معتادین به کرک حالات زیر در هنگام برطرف شدن آثار ماده محرک بروز میکنند :

نگرانی و بیقراری برای تهیه مجدد کرک
افسردگی شدید
فقدان انرژی و بی اشتهایی
بی خوابی
داشتن احساساتی متناقض از عشق و تنفر نسبت به خود

اثرات روانی مصرف کرک چیست؟

شخصی که کرک مصرف میکند به سرعت در حالات و شرایط مختلف روانی در حرکت است که با خوشی و رضایت فراوان و احساس برانگیختگی و هیجان همراه است، سپس با کم شدن اثر این ماده، دلتنگی و افسردگی و متعاقب آن زودرنجی، بی خوابی و پارانویا بر شخص غلبه میکند.

معتادان به کرک، ممکن است حالات روانی اسکیزوفرنیک، توهم و خطاهای حس را نیز تجربه کنند. کسانی که مصرف کرک بسیار زیادی دارند در یک binge (مصرف) تمام این حالات را از سر میگذرانند، عده ای از این افراد در اثر ابتلا به پارانویا و افسردگی ناشی از مصرف دائم کرک، دست به خودکشی یا جنایت میزنند.

مصرف بیش از حد یا Overdose و جنون
تدخین کرک، به علت مقدار بسیار زیاد ماده محرکی که وارد جریان خون و به دنبال آن به مغز میکند، احتمال مصرف بیش از حد و مرگ آور یا مسمویت از کوکائین را هم افزایش میدهد. نشانه های این دو وضعیت مشابه بوده و شامل تهوع، استفراغ و تنفس نامرتب، تشنج و اغما است که میتواند به مرگ منتهی شود.

مصرف همزمان کوکائین با الکل یا مواد مخدر دیگر، میتواند واکنشهایی شدید و مرگ آور به دنبال داشته باشد. مصرف مداوم کرک ممکن است به جنون کوکائین منجر شود که نوعی حالت روانی دائمی بوده و نشانه های آن پارانویا و توهم دیداری و شنیداری است.

تاثیرات فیزیکی مصرف کرک

ابتدایی ترین تاثیرات جسمانی کرک، گلودرد مزمن، گرفتگی صدا و تنگی نفس است که به برونشیت (ورم نایژه) و نفخ ریه منجر میشود. چشمها درشت شده و شخص هنگام تمرکز برای دیدن هر چیز، هاله هایی نورانی در اطراف آن مشاهده میکند.

ضربان قلب تا حد ۵۰% افزایش میابد و رگها به سرعت منقبض شده موجب بالا رفتن فشار خون میشوند که میتواند به حمله قلبی، تشنج و سکته منجر شود. کرک به دلیل از بین بردن میل به غذا خوردن و ایجاد بیخوابی، موجب کاهش وزن شدید و سوء تغذیه میشود.

آنالیز:

میزان مصرف کراک به شدت در میان گروه سنی ۱۷ تا ۲۵ سال در حال افزایش است و این امر به‌طور حتم میزان

مرگ و میر را در سال‌های آتی افزایش خواهد داد چرا که براساس آمار ، تدخین کراک برای شخص حس نشاط ظاهری شدید یا به اصطلاح «پرواز شادمانه» به وجود می‌آورد که حدود ۵ تا ۷ دقیقه طول می‌کشد و پس از آن با ایجاد افسردگی حاد واحساس بی‌ارزش بودن و ولع زیاد برای مصرف این ماده ادامه می‌یابد و در مراحل بعد ترک اعتیاد را مشکل می‌سازد و بیشتر به همین علت است که معتادان به کراک کمتر اقدام به ترک آن می‌کنند .

۱۳/ ۷ درصد دانش‌آموزان در معرض مستقیم اعتیاد
هنگامی که بیشترین تبلیغات قاچاقچیان و فروشندگان مخدرهای صنعتی با عنوان‌هایی همچون بی‌خطر‌بودن، اعتیادآور نبودن و… در کنار ارزانی و آسانی تهیه آنها قرار می‌گیرد، طبیعی است که درصد زیادی از جوانان جامعه به مصرف آن مبادرت ورزند.
هم‌اکنون از ۱۰ میلیون دانش‌آموز سراسر کشور ۱۳/۷ درصد آنها در معرض مستقیم اعتیاد قرار دارند. این در حالیست که به گفته محمد موسی‌زاده، کارشناس، آشنایی جوانان با کراک در دوره دبیرستان و گاه در دوره راهنمایی صورت می‌گیرد و تبلیغ کلامی مواد، منجر به استفاده از آن می‌شود.
در سال‌های گذشته بیشتر مراجعان کلینیک‌های ترک اعتیاد را میانسالانی تشکیل می‌داد که به تریاک و هروئین و نمونه‌های مشابه اعتیاد داشتند، بیشتر مراجعان جوانان کم‌سن و سالی هستند که همراه خانواده‌هایشان برای سم‌زدایی می‌آیند و نزدیک به ۶۷درصد این افراد معتادان به مواد صنعتی هستند که نیاز به سم‌زدایی‌های فوق‌سریع دارند و در حقیقت چهره معتادان و نوع اعتیادشان کاملاً عوض شده و این نگران‌کننده است.
یک مادر که کودکش را برای ترک به کلینیک برده می گوید ک پسرم تنها ۱۵ سال سن دارد و مصرف موادمخدر را از ۱۲ سالگی و با مصرف حشیش شروع کرده است و در حال حاضر به کراک اعتیاد دارد و وضعیت روحی و جسمی خوبی ندارد.
او تاکید می‌کند که پسرش توسط همسالان خود معتاد شده و گاهی برای تهیه مواد همراه دوستانش دست به کارهای خلاف می‌زد.

معتادان به کراک در رفتارهای خود تغییرات بارزی را نشان می‌دهند که از جمله آنها عبارتند از: از دست‌دادن توجه و تمرکز، کاهش وزن، ناپدید‌شدن لوازم قیمتی خانه، آشفتگی، برنامه خواب نامنظم، بی‌توجهی به آراستگی ظاهری، پادرانویای شدید، بی‌قراری و اضطراب.
بنابراین کراک، شخصیت معتادان را متزلزل کرده و بار روانی آن به‌مراتب بیشتر از سایر مواد دیگر است.


مرگ ناگهانی معتادان کراک

هر چند اثرات کوتاه‌مدت کراک مشابه‌ آمفتامین است و در مدت زمان کوتاه‌تری فرد احساس چابکی و سرخوشی مفرط می‌کند اما پس از آن منجر به بروز عوارض جسمانی و حتی مرگ مصرف‌کننده می‌شود. دکتر جلالی فوق‌ تخصص سم‌شناسی درباره عوارض کراک به می‌گوید: کراک نوعی مواد از الکائیدهای دسته کوکائین است که اصل آن انرژی‌زا و شادی‌آور است.
اعتیاد به کراک در کشورهای صنعتی محدود به یک گروه سنی با شرایط اجتماعی یا اقتصادی خاص نیست و ارزان بودن و در دسترس بودن این موادمخدر را همگانی کرده است. البته در ایران بیشتر گروه سنی ۱۷ تا ۲۵ سال به آن گرایش دارند. کراک ماده‌ای است که خوشی و نشئگی آن چند ماه بیشتر طول نمی‌کشد و بعد از مدت کوتاهی خوشحالی روز اول را به مصرف‌کننده نمی‌دهد و فرد برای به دست آوردن خوشی روز اول مصرف خود را زیاد می‌کند به‌طوری که در ماه سوم و چهارم هر دو ساعت یک‌بار اقدام به مصرف کراک می‌کند.

تزریق کراک آخرین مرحله برای کسب خوشی بیشتر است که عوارض جسمانی و روانی جبران‌ناپذیری برای معتاد به همراه دارد. تزریق به شدت مغز، کبد و قلب را تحت‌تاثیر قرار داده و موجب التهاب این اعضا می‌شود. تحت‌تاثیر عوارض منفی کراک تمام اجزایی که در تماس مستقیم با دود کراک هستند ذره‌ذره نابود شده و می‌پوسند.
اجزای داخلی بدن عفونت می‌کند و در برخی موارد دیده شده مصرف‌کنندگانی که به مدت طولانی از این ماده استفاده می‌کنند، میزان عفونت به اندازه‌ای است که اجزای بدن از هم جدا می‌شوند، یعنی گوشت زیر پوست دچار عفونت شده و به اصطلاح «کرم» می‌زند.
محرومیت چند هفته‌ای یا چندماهه یک معتاد کراک از این ماده او را نمی‌کشد بلکه استفاده مجدد پس از یک دوره زمانی، موجب مرگ معتاد می‌شود چرا که با ایجاد مسمومیت تعداد تنفس‌ها را کاهش داده و خواب معتاد را عمیق‌تر می‌کند و در اکثر اوقات شاهدیم که این افراد حین مصرف در خرابه‌ها و دستشویی‌های اماکن عمومی می‌میرند.
ترک کراک تنها به‌وسیله روش سم‌زدایی فوق‌سریع URD میسر است و روش‌های دیگر ترک کراک از قبیل استفاده از دارو و قرص‌های ترک در این مورد چندان تاثیرگذار نیستند.

عوارض اجتماعی کراک:

در میان افراد معتاد به هر گونه ماده اعتیاد آور، تهیه “مواد” در بسیاری از مواقع از راههای نامشروع و خلاف انجام میگیرد و بسیاری از کسانی که به کرک اعتیاد دارند نیز برای برآمدن از عهده مخارج تهیه مداوم آن به روشهای خلافکارانه دست میزنند. اما نکته پر اهمیت این است که دست زدن این افراد به اعمال خشونت بار و جنایتکارانه دلیل مهم دیگری هم دارد و آن بروز رفتارهای شرورانه و پرخاشگرانه ناشی از بروز بیماری پارانویا (بیماری سوء ظن) است که از عوارض مصرف کرک به شمار می آید و در واقع پرداختن این اشخاص به اعمال خشونتبار، لزوما به دلیل نیاز به پول نیست.

آیا اجساد کراکی‌ها را به دلیل پوک و فاسد شدن در مرده‌شورخانه نمی توان شست ؟

قبلا شنیده بودیم و در جامعه دیده بودیم که تریاکی‌ها پوستشان کاملا سیاه می‌شود. اما در مورد کراکی‌ها تکلیف چیست؟

مردم می گویند : چون اجساد آن‌ها چنان پوک و فاسد است که قابل شستن نیست. بدون غسل دفن می گردند. شایعات، حاکی از این بودند که اعتیاد به کراک در مراحل آخر خود، چنان جسم فرد را نابود می‌کند که ممکن است استخوان‌هایش در حین جابه‌جا کردن بشکند یا اعضای بدنش از هم جدا شود. یعنی کراک این‌قدر خطرناک است!!

در جواب باید گفت که مواد مخدر می‌توانند چنین تأثیری بر روی اندام‌ها بگذارند. ولی با این حال هنوز به طور دقیق، یافته‌ای برای تأیید این قضیه در رابطه با مصرف کراک وجود ندارد. بر روی مواد مخدر سنتی، مطالعات زیادی انجام گرفته. اما به دلیل نو ظهور بودن انواع مواد مخدر صنعتی و آزمایشگاهی، تحقیقات زیادی در دسترس نداریم تا بتوانیم به آن‌ها استناد کنیم. همچنین لازم به ذکر است با توجه به آنکه کراکی که در نقاط دیگر جهان مصرف می شود خالص تر است و با نوع ایرانی که انواع قرض ها در آن ریخته می شود کاملا فرق دارددر نتیجه نوع ایرانی به مراتب خطرناکتر است و نتیجه تحقیقات در اروپا در مورد ایران صدق نمی کند .

اما می توان دلایل زیر را برای پوسیدن بدن این افراد به دست آورد:

«مصرف کراک باعث می‌شود که فرد هیچ دردی را حس نکند و در نتیجه بیماری‌های مختلف در بدنش به راحتی پخش شود. علاوه بر آن، مخدرها سیستم ایمنی را تضعیف می‌کنند و راه برای ورود عوامل عفونی باز می‌شود. در نتیجه، یک شخص معتاد به کراک احتمالا دچار چند بیماری مختلف هم خواهد بود.

حالا اگر این شخص، کارتن‌خواب باشد قطعا عوامل عفونت‌زا در جسم او خانه کرده‌اند. ولی به دلیل بی‌حس بودن ناشی از مصرف مخدرها درکی از وضعیت خود ندارد. وقتی یک فرد سالم می‌میرد، پس از طی زمان مشخصی مثلا ۷۲ ساعت جسمش دچار پوسیدگی‌هایی خواهد شد.

حال اگر شخصی معتاد به کراک و آلوده به عفونت درونی باشد، پس از مرگ در مدت ۱۲ ساعت به همین مرحله خواهد رسید. جنازة یک روزة او مانند جنازة چندین روزة افراد سالم است و بسیار زودتر فاسد شده و از هم می‌پاشد. در بسیاری از انواع دیگر مواد مخدر هم این حالت به درجات مختلف دیده می‌شود.»
«اظهارات افراد خارج از دبیرخانه ستاد، مندرج در سایت الزاماً به معنای موضع رسمی ستاد مبارزه با موادمخدر نمی باشد.»




منبع خبر: سایت کنگره 60 1-8-87

تازههای پزشکی

 

 

 

ژن های مرتبط با آلزایمر کشف شدند
دو ژن که به طور بالقوه در ایجاد بیماری آلزایمر نقش دارند توسط محققان بریتانیایی کشف شده اند.  ...

17/6/88

آفتاب مصنوعی "بدون شک" سرطان زاست
محققان می گویند آفتاب مصنوعی که بسیاری از آن برای برنزه شدن استفاده می کنند، بدون شک خطر ابتلا به سرطان پوست را افزایش می دهد.
 ...

10/5/88

مغز مصنوعی تا ده سال دیگر تولید می شود
به گفته یک محقق برجسته تولید مغز مصنوعی تا ده سال دیگر امکان پذیر خواهد بود.  ...

4/5/88

امکان کاهش بیماری های قلبی در مبتلایان به دیابت
تحقیقات جدید حاکی از آن است که حفظ میزان قند خون بیماران دیابتی در حد افراد عادی، خطر ابتلا به بیماریهای قلبی را در آنها کاهش می‌دهد. ...

10/3/88

دستاورد جدید محققان در درمان افسردگی
نتایج مطالعات جدید پژوهشگران نشان می دهد، محرک الکتریکی هدفمند بخشی خاص از مغز، عوارض افسردگی شدید را که با دیگر درمان ها بهبود نیافته است، کاهش می دهد.  ...

30/2/88

غذاهای چرب حافظه را تقویت می‌کند
مطالعه‌ای تازه در آمریکا حاکیست که مصرف غذاهای چرب می تواند به تقویت حافظه کمک کند. تیمی از محققان دانشگاه ایالتی کالیفرنیا در اِرواین کشف کرده است که اسیدهای اولیک موجود در چربی، در معده تبدیل به یک عامل تقویت کننده حافظه می شود. ...

9/2/88

  خواب کافی؛ تصفیه مغز
در پی تحقیقات جدیدی که نشان می‌دهد مغز انسان در حین خواب زواید انباشته در مغز را دور می‌ریزد دانشمندان بار دیگر در مورد خطرات ناشی از بی‌خوابی هشدار می‌دهند.
...

17/1/88

خونریزی بیش از 30 دقیقه از بینی خطرناک است
خونریزی از بینی در صورتی که خون زیادی از بدن مصدوم خارج شود خطرناک است. ...

20/12/87

 کمردرد بدون علت، زنگ خطری است برای پوکی استخوان
با توجه به اینکه پوکی استخوان در مراحل اولیه علامت ویژه ای ندارد، کمر دردهای بی دلیل به ویژه در زنان میانسال می تواند زنگ خطری برای این عارضه باشد.  ...

20/12/87

سیگار کشیدن طاسی سر را در مردان تشدید می کند
محققان هشدار دادند که کشیدن سیگار، احتمال ریزش مو و طاسی سر را در مردان افزایش می‌دهد.  ...

20/12/87

ریحان خاصیت ضد پیری دارد
 استفاده از گیاه ریحان در رژیم غذایی به جوان ماندن بدن کمک می کند.
 ...

21/11/87

سودمندی ویتامین دی برای دختران نوجوان
 مصرف مناسب ویتامین دی سبب تقویت ماهیچه های دختران نوجوان می شود.
  ...

21/11/87

داروی چاقی در اروپا بدون نسخه عرضه می شود
داروی چاقی موسوم به اورلیستات برای فروش بدون نسخه در داروخانه های اتحادیه اروپا مجوز گرفته است.
  ...

5/11/87

 

خواب منظم خطر ابتلا به دیابت را کاهش می دهد
 پر خوابی یا کم خوابی، خطر ابتلا به دیابت را افزایش می دهد.  ...

6/2/88

   
 

احتمال ابتلا به بیماری های عفونی در اثر انجام کاشت ابرو
احتمال ابتلا به بیماری های عفونی خطرناک در اثر انجام تاتو یا کاشت ابرو در خانم ها وجود دارد.  ...

5/11/87

   
 

پژوهشگران ارتباط ویتامین «ب» با پیشرفت بیماری آلزایمر
یافته های یک پژوهش جدید حاکی از آن است که مصرف ویتامین ب، سرعت پیشرفت بیماری آلزایمر را کاهش نمی دهد و ممکن است افسردگی برخی از بیماران مبتلا را افزایش دهد.  ...

2/10/87

   
 

بیضه 'منبع سلول پایه است'

براساس تحقیقات تازه تنها وظیفه سلول های موجود در بیضه تولید اسپرم نیست و این سلول ها می توانند منبعی برای تامین سلول پایه باشند که قابلیت بدل شدن به کلیه انواع سلول های بدن را دارد. ...

21/9/87

   
 

نوزادان درشت در معرض خطر سرطان پستان

دانشمندان بریتانیایی می گویند شواهدی به دست آورده اند که نشان می دهد بین وزن نوزادان دختر در زمان تولد و احتمال ابتلای آنها به سرطان پستان در بزرگسالی ارتباط وجود دارد. ...

خبر های روز

 

راستی بروبچ گوش کنن آدرس جدید سایتم:www.masih-devil.tk

مصرف داروهاي ضد تشنج در کودکان صرعي، باعث کاهش کلسيم مي شود

نتايج يک بررسي حاکي است درمان صرع با استفاده از داروهاي ضد تشنج در كودكان و نوجوانان موجب افزايش متابوليسم استخوان و کاهش کلسيم مي شود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از ایسنا  ، اين مطالعه به منظور بررسي وضعيت ويتامين D و كلسيم در كودكان تحت درمان با داروهاي ضد تشنج و ارزيابي تأثير اين داروها بر متابوليسم ويتامين D و كلسيم در اين گروه سني توسط جمعي از محققان دانشگاه علوم پزشکي تبريز انجام شده است.

صرع و اختلالات تشنجي و به تبع آن مصرف داروهاي ضد تشنج در گروه سني كودكان بيشتر از بزرگسالان مشاهده مي شود.

با روش نمونه گيري آسان از ميان مراجعين به كلينيك اعصاب كودكان در ۶۰ كودك و نوجوان صرعي تحت درمان كه شرايط ورود به مطالعه را داشتند انتخاب شدند.

۳۰ كودك و نوجوان سالم كه از نظر سني و جنسي با گروه بيماران متناسب بودند به عنوان گروه كنترل در نظر گرفته شدند. سطوح سرمي ۲۵OHD۳، كلسيم و آلكالن فسفاتاز دو گروه با هم مقايسه شد.

يافته ها حاکي از آن است که تفاوت قابل توجهي بين دو گروه از نظر سطوح سرمي، كلسيم و آلكالن فسفاتاز مشاهده شد. در ۱۰ درصد بيماران سطح سرمي ۲۵OHD۳ كمتر از حداقل مقدار طبيعي بود. بين طول مدت مصرف دارو و سطح سرمي يك رابطه معكوس مشاهده شد.

نتايج مطالعه نشان مي دهد: درمان با داروهاي ضد تشنج در كودكان و نوجوانان باعث كاهش سطح سرمي ۲۵OHD۳ و كلسيم شده، متابوليسم استخوان را افزايش مي دهد. هر چه مدت مصرف دارو طولاني تر شود، ميزان اين كاهش بيشتر خواهد بود.

گفتني است خلاصه اين مقاله در مجله بيماري هاي کودکان ايران به چاپ رسيده است.

حتما تاکنون نام بیماری آلزایمر را شنیده اید. آلزایمر از آن دسته بیماری هایی است که با افزایش سن، بعضی به آن دچار می شوند، اولین موضوعی که با شنیدن کلمه آلزایمر در ذهن تداعی می شود، از دست دادن حافظه است.



حتما تاکنون نام بیماری آلزایمر را شنیده اید. آلزایمر از آن دسته بیماری هایی است که با افزایش سن، بعضی به آن دچار می شوند، اولین موضوعی که با شنیدن کلمه آلزایمر در ذهن تداعی می شود، از دست دادن حافظه است. اما از دست دادن حافظه یا فراموشی در واقع اولین نشانه این بیماری است و در پی آن مشکلات عدیده ای برای مبتلایان به آلزایمر به وجود می آید. آنچه در این بیماری، همانند تعداد زیادی از بیماری ها قابل توجه است، تشخیص زودهنگام و شروع درمان است. این بیماری بر خلاف تصور بسیاری از مردم، قابل پیش گیری و کنترل است و با رعایت مواردی می توان آن را مهار کرد. در این مطلب نکته های قابل توجهی درباره این بیماری ذکر شده است که بدون تردید برای خانواده هایی که از یک سالمند مبتلا به آلزایمر نگه داری می کنند، مفید است. درباره این بیماری با دکتر سرمد قباد، جراح و متخصص مغز و اعصاب گفت وگو کرده ایم.
وی درباره این بیماری این گونه توضیح می دهد که: بیماری آلزایمر یکی از انواع دمانس یا زوال عقل است. زوال عقل یک بیماری پیش رونده، مزمن و تحلیل رونده سلول های مغزی است که به اختلال شناختی در بیمار منجر می شود. فرد مبتلا در طول بیماری در شناخت زمان ومکان دچار اختلال می شود و حافظه اخیرش از کار می افتد. بیماری های زوال عقل به انواع دمانس های کورتیکال که شایع ترین آن بیماری آلزایمر است و دمانس های ساب کورتیکال یا تحت کورتکس مانند بیماری هانتینگون تقسیم می شود. دسته سوم دمانس های کورتیکو ساب کورتیکال نامیده می شود که بیماری های نادری است و در دسته چهارم دمانس های مولتی فوکال قرار دارد.
شایع ترین شکل دمانس، بیماری آلزایمر است و ۵۰درصد کل دمانس ها را تشکیل می دهد. آلزایمر، در واقع رایج ترین شکل اختلال در عملکرد ذهن و حافظه اخیر است که به صورت یک بیماری پیش رونده باعث از بین رفتن توانایی های ذهنی فرد می شود. دوره این بیماری بین ۲ تا ۲۰سال در افراد متفاوت است و متوسط دوره ۵ تا ۱۰سال است.
بیمار در اوایل ابتلا به آلزایمر، از نظر شخصیتی کاملا سالم و بدون نقص است اما دچار اختلال در حافظه اخیر می شود و حافظه دور و گذشته او کاملا دست نخورده است. دلیل این بیماری از نظر علمی شناخته شده نیست اما دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که عوامل ژنتیکی، ارثی و شکستگی نوعی از پروتئین در مغز که به ایجاد رسوب و پلاک های پیری منجر می شود، علت بروز این بیماری است. هم چنین کاهش استیل کولین، ماده ای شیمیایی در مغز که پیام های عصبی را منتقل می کند و تشکیل پلاک های پیری، باعث ایجاد دسته هایی در اطراف سلول های عصبی می شود که انتقال پیام های عصبی را مختل می کند. محققان از کمبود ویتامین یتامین، اختلالات متابولیک مثل کم کاری تیروئید و بیماری های متابولیک ارثی مثل بیماری ویل استرانگ و اختلالات متابولیسم داخل سلولی به عنوان عوامل ابتلا به این بیماری یاد می کنند. عفونت ها و عوامل محیطی در پیشرفت بیماری موثر است اما تاثیر آن ها هنوز شناخته شده نیست. معمولا کسانی که سابقه ضربات مغزی شدید دارند بیش از دیگران در خطر ابتلا به آلزایمر قرار دارند.
دکتر قباد درباره تشخیص آلزایمر توضیح می دهد: اولین علامت اختلال در حافظه اخیر است. یادآوری وقایع اخیر و روزمره برای فرد دشوار می شود و ممکن است از گم کردن لوازم شخصی شروع شود و تا فراموش کردن آدرس، روزها و هفته ها ادامه پیدا کند. به تدریج اختلال حافظه به حدی می رسد که تکلم به زبان مادری برای فرد غیرممکن می شود و توانایی برقراری ارتباط با دیگران را از دست می دهد.
از دیگر علایم بیماری، بی اختیاری، زودرنجی، حالات هیجانی ، ناتوانی در کنترل هیجانات، خواب آلودگی، افسردگی، اختلال در تشخیص زمان، مکان و اشخاص ، رفتارهای کودکانه و اختلال در اجابت مزاج است. بیمار ممکن است در مراحل نهایی بیماری توانایی انجام کارهای شخصی مثل لباس پوشیدن، شست وشو، خوردن و آشامیدن را از دست بدهد و به دیگران وابسته شود.
اضطراب و بی قراری به صورت هذیان، بدبینی و راه رفتن های بی هدف در بسیاری از این بیماران مشاهده می شود.
از آنجا که جرم مغز کاهش پیدا می کند و بافت مغز از بین می رود و پلاک های پیری بافت مغز را احاطه می کند، در سی تی اسکن و ام آر آی، مغز بیمار مبتلا به آلزایمر به طور مشخص کوچک می شود و چین و شکن های مغز واضح و بزرگ تر از حد معمول قابل مشاهده است. تست های آزمایشگاهی برای اندازه گیری سطح ویتامین ب ۱۲، قند خون، تست تیروئید، و آزمایش های مربوط به بیماری های عفونی مثل HIV و بیماری سفلیس، گرفتن نوار مغزی EEG و تست های روان پزشکی برای تشخیص شخصیت بیمار و اندازه گیری حافظه انجام می شود.
آزمایش اختصاصی آلزایمر، بیوپسی از مغز بیمار و مشاهده پلاک های پیری یا neurofibrillary tangle است.
به گفته این متخصص مغز و اعصاب هیچ درمان قطعی و شناخته شده ای برای ترمیم سلول های آسیب دیده مغزی وجود ندارد. هدف درمان، کاهش علایم و جلوگیری از پیشرفت بیماری است و البته درمان در مراحل اولیه بیماری با موفقیت بیشتری همراه است. به این معنا که بیمار از وضعیت خودش آگاهی دارد و اختلال حافظه و اختلال شناختی (Cognitive) او پیشرفت نکرده است.
چندین دسته از داروها در درمان آلزایمر موثر است که از مهم ترین آن ها می توان به مهارکننده های استیل کولین اشاره کرد که باعث کاهش سرعت شکسته شدن استیل کولین در سیناپس های سلول های عصبی و افزایش غلظت واسطه شیمیایی استیل کولین در سلول های مغزی می شود.
دسته ای از داروها که در کاهش برخی علائم بیمار مبتلا به آلزایمر تاثیر دارد، آنتی سایکوتیک است که توهم و بی قراری در فرد را کاهش می دهد، در مراحل پیشرفته بیماری از داروهای ضدافسردگی به دلیل اختلال پیش رونده عصبی و داروهای ضداضطراب به هنگامی که بیمار دچار اختلال خواب و بی قراری است، استفاده می شود.
در کنار دارو درمانی، درمان های مکملی مانند طب سوزنی، ماساژ درمانی، روان درمانی و مصرف داروهای گیاهی نیز در جلوگیری از پیشرفت بیماری تاثیر دارد، روان درمانی در مراحل اولیه بیماری به بیمار کمک می کند و باعث کاهش علائم افسردگی و بی قراری می شود.
به گفته وی اطرافیان یک فرد بیمار مبتلا به آلزایمر باید توجه داشته باشند که تماشای عکس، یادآوری خاطرات گذشته، صحبت کردن با بیمار درباره اقوام ، دوستان و آشنایان و تداعی کردن خاطرات می تواند تا حد زیادی هوشیاری بیمار را به دنبال داشته باشد و از طرفی باعث می شودتوانایی های بیمار به مدت بیشتری حفظ شود. محققان می گویند حل جدول، دیدن فیلم و سریال، خواندن کتاب و رمان حافظه فرد را تقویت می کند و حافظه کوتاه مدت او را درگیر می کند و چه در پیش گیری از آلزایمر و چه در بهبود وضعیت بیمار تاثیر چشمگیری دارد.
خانواده یک فرد مبتلا به آلزایمر برای نگهداری وی باید دلسوزی، صبر و انرژی بسیار زیادی داشته باشند و تا حد امکان او را در محیط خانواده و در کنار اعضای خانواده نگهداری کنند. بیمار باید برای اعمال روزانه خود تشویق به همکاری شود و اگر نیاز به کمک دارد، باید با دلسوزی تمام، حمایت شود. حضور پرستار در منزل در مواردی می تواند کمک کننده باشد.
اما در مراحل پیشرفته، گاه چاره ای جز بستری کردن بیمار در بیمارستان نمی ماند وبیشتر بیماران بر اثر زخم بستر، بستری بودن طولانی و عفونت ریوی فوت می کنند. کمک خانواده به بیمار باعث کاهش رنج بیمار و حفظ شان او به عنوان یک سالمند در خانواده می شود.
این جراح مغز و اعصاب در پاسخ به این سوال که آیا آلزایمر قابل پیش گیری است، توضیح می دهد: آلزایمر، بیماری قابل پیش گیری است. حذف عوامل محیطی به وجود آورنده بیماری مانند تغذیه ناسالم، آب و هوای آلوده، استرس و عاداتی نادرست مانند مصرف مواد مخدر در پیش گیری از آلزایمر بسیار موثر است. هم چنین ثابت شده است سن ابتلا به آلزایمر در افرادی که به طور ثابت ورزش می کنند، بیشتر از دیگران است. استفاده از غذاهای تازه، سرشار از فیبر و مواد آنتی اکسیدان و مواد غذایی سرشار از ویتامین ب در پیش گیری از آلزایمر موثر است.

جام جم آنلاين: دانشمندان استراليايي در يك تحقيق جديد دريافته‌اند كه ويروس ايدز مي‌تواند درون مغز مخفي شود.پژوهشگران با توجه به اين يافته خاطرنشان كردند: كشف جديد درباره امكان مخفي شدن ويروس ايدز در مغز چالش‌ تازه‌اي را در زمينه پيدا كردن راهي براي معالجه اين بيماري به ميدان مي‌كشد.
دكتر «مليسا چرچيل» از پژوهشگران ملبورن در استراليا اظهار داشت: پيش از اين محققان مي‌دانستند كه ويروس «اچ آي وي» در ساير بخشها و بافتهاي بدن مانند روده و مغز استخوان پنهان مي‌شود اما اين اولين پژوهشي است كه نشان مي‌دهد اين ويروس مي‌تواند همچنين در سلولهاي «آستروسيت» مغز مخفي شود.

چرچيل در گفتگو با آسوشيتدپرس اظهار داشت: «آستروسيت»‌ها اساسا سلولهاي پشتيباني در مغز هستند كه مواد سمي حاصل از ديگر سلولها را پاك مي‌كند و يك محيط واقعا مطلوبي براي عملكرد نورونها ايجاد مي‌كند.

اين يافته حاصل تلاش دكتر چرچيل از انستيتو بورنت استراليا، محققان دانشگاه استراليايي موناش و بيمارستان «سنت وينسنت» در سيدني و محققان دانشگاه جان هاپكينز است.

محققان مي‌گويند؛ اين كشف براي دانشمنداني كه در جستجوي راهي براي ريشه كني ايدز هستند ، چالش‌هاي جديدي بوجود مي‌آورد.
عارضه سکته ناگهانی در افرادی که فشار خون, کلسترول, تری گلیسیرید نداشته و وزن طبیعی دارند و سیگار نیز نمی کشند مدتها مورد توجه محققین بود که در این پژوهش موفق شدیم با بررسی رگ آئورت 200 نفر از قربانیان این عارضه عامل بروز آن را که میکروبی موسوم به "کلامیدیا مینومینا" است شناسایی کنیم .
دکتر بهره مند با اشاره به اینکه این میکروب تز جمله میکروبهای شناخته شده بوده است تصریح کرد: بر رمی رگ آئورت قلب بیماران مورد بررسی که عمدتا سن کمی داشته و دارای هیچ یک از فاکتورهای خطر سکته قلبی نبوده اند , زخمهایی مشاهده شد که عامل بروز آن ورود این میکروب بوده است.
وی با اشاره به اینکه عوارض خطرناک نا شی از این میکروب قابل پیشگیری است, خاطر نشان کرد : بیمارانی که در قلب خود احساس درد می کنند می توانند با مراجعه به پزشک و انجام آنژیوگرافی یا گرفتن نوار قلبی نسبت به شناسایی و درمان این بیماری اقدام کنند. این پزوهشگر انستیتوپاستور ایران در ادامه افزود: با سه هفته مصرف مداوم دارو های داکسی سایکلین یا تتراسایکلین می توان این میکروب را به طور کامل از بین برد و زخمهای ایجاد شده را بهبود بخشید.
وی تصریح کرد: بیماران باید در دوره استفاده از این آنتی بیوتیکها قرصهای ویژه قلب را نیز مصرف کنند تا همزمان با از بین رفتن میکروب, مشکل قلبی آنها نیز برطرف شود.
دکتر بهره مند در پایان نیز اشاره کرد: بیمارانی که با مصرف آنتی بیوتیک تحت درمان قرار می گیرند پس از گذراندن کامل دوره درمان نیازی به عمل جراحی نداشته و می توانند براحتی به زندگی روزمره خود ادامه دهند.

جدیدترین اخبار پزشکی

 

 

راستی بروبچ گوش کنن آدرس جدید سایتم:www.masih-devil.vov.ir

چشم آبی‌ها باهوشترند : ضریب هوشی افرادی که چشمان آبی دارند از چشم تیره‌ها بالاتر است.به گزارش دیلی، محققان دریافته‌اند که رنگ چشم می‌تواند اطلاعاتی درباره قابلیت‌های فردی بدهد و در این میان ...   ::.ادامه مطلب.::

 

كشف درمان جديد براي پوکي استخوان:دانشمندان مي‌گويند درمان جديدي را براي مبتلايان به پوکي استخوان کشف کرده‌اند.محققاني از 27 کشور جهان اين درمان جديد را براي سه سال مورد ارزيابي قرار داده‌اند و نتيجه آن را در مجله معتبر پزشکي نيواينگلند (New England Journal of Medicine) منتشر كرده‌اند. مهم‌ترين مزيت اين دارو اين است كه يك بار مصرف آن در سال كافي است، درحالي‌كه داروهاي فعلي اغلب بايد بصورت روزانه مصرف شوند.   ::.ادامه مطلب.::

بى‌اشتهايى عصبى چيست؟ :بى اشتهايى عصبى  بيمارى است كه معمولاً در دختران نوجوان  را گرفتار می‌کند، ولى پسران نوجوان، مردان و زنان بزرگسال نيز در معرض ابتلا به اين بيمارى قرار دارند. اشتغال ذهنی اين بيماران داشتن اندامى لاغر و باريك است. از اين رو وزن زيادى را از دست مى دهند و همواره در اين وحشت به سر مى برند كه مبادا دوباره وزن شان زياد شود...::.ادامه مطلب.:: 

سرطان؛ ارثي است؟  وقتي روي يكي از اقوام‌مان تشخيص سرطان گذاشته مي‌شود، اولين نكته‌اي كه بعد از ناراحتي اوليه براي خود فرد بيمار به ذهن خيلي از ما مي‌رسد، اين است كه ما با هم فاميليم، نكند ارثي باشد، نكند من هم سرطان بگيرم؟ يا داشته باشم و خبر نداشته باشم؟ ::.ادامه مطلب.::

تا به حال به اين سؤال فكر كرده‌ايد كه چرا آدم‌هاي چاق، از خوردن غذا لذت مي‌برند؟ چرا افراد لاغر ميلي به خوردن غذاهاي رنگين ندارند؟ چه اتفاقي در بدن آدم‌هاي لاغر باعث كاهش اشتهاي آنان مي‌شود؟ آيا چاق‌ها براي شاد بودن نياز به خوردن دارند؟ آيا به نظر شما رابطه‌اي بين خوشحالي و لاغري وجود دارد؟::.ادامه مطلب.::

 

 

روشی جدید براي زدودن فيبروئيدهاي رحمي : يك شيوه غيرتهاجمي كه جراحي با اولتراسوند متمركز با  هدايت تشديد مغناطيسي (MRgFUS) خوانده مي‌شود، فيبروئيدهاي رحمي را تحليل مي‌برد و علائم ناشي از آنها را برطرف مي‌كند...    ادامه

سلول‌هاي سركش : متخصص زنان و نازايي در مورد بيماري شايع زنانه توضيح مي‌دهد.خانمي30 ساله از حدود يك سال پيش دچار قاعدگي‌هاي بسيار دردناک شده، ‌طوري كه حتي به دارو هم جواب نمي‌دهد؛...     ادامه

مصرف زياد چربي حيواني، خطر سرطان سينه را بالا مي‌برد : «سن ابتلاي زنان ايران به سرطان سينه به دلايل ژنتيكي حدود 10 سال كمتر از آمار جهاني است.» رئيس انجمن سرطانهاي زنان ديروز با اعلام اين خبر گفته بود كه از هر 35 زن در كشور، يك نفر به سرطان سينه مبتلا است...    ادامه

 


هموروئيد چيست؟ :هموروئيدها بالشتك هاى عروقى طبيعى هستند كه در ناحيه مجرای مقعدى در چهار سانتى مترى انتهاى روده بزرگ (راست روده) قرار دارند.این بالشتک‌ها در دو قسمت داخل و خارج مجرای مقعد قرار دارند كه به آن هموروئيدهاى داخلى و خارجى مى‌گويند...    ادامه

نصيحت‌هاي دنداني به بزرگان : دکترعليرضا آشوري :توصيه‌هايي براي مراقبت از دهان و داندان سالمندان در گفت وگو با يك متخصص.افزايش چشمگير جمعيت سالمندان طبعاً باعث تمرکز بيش از پيش شاخه‌هاي گوناگون علوم پزشکي بر مباحث مربوط به بهداشت و درمان سالمندان شده است که يکي از اين شاخه‌هاي تخصصي مربوط به علوم دندانپزشکي است...   ادامه

چطور بر ترس از دندانپزشکی غلبه کنیم؟ :ترس رفتن به ديدار دندانپزشك از دندان درد هم بدتر است. اگر از رفتن به مطب دندانپزشك مى ترسيد، خيال نكنيد تنها شما اين گونه هستید،بسیاری از افراد فقط به همين خاطر از درمان منظم دندانپزشكى اجتناب مى‌کنند...    ادامه


دانشمندان به دنبال شناخت بوی بد دهان :بوی بد دهان یک مشکل عمده اجتماعی برای افراد دچار آن است و با اینکه فراورده‌های مختلفی برای درمان در داروخانه‌ها عرضه می‌شود، اما دانشمندان تازه شروع به شناسایی علمی این پدیده کرده‌اند...     ادامه

ليزر هميشه جايگزين عينك نيست :گفت‌وگو با دكتر سيد حسن‌هاشمي،‌ درباره انواع جراحي با ليزر و سردرگمي بيماران.براي تصحيح عيوب انكساري چشم شيوه‌هاي متعددي چون استفاده از عينك، عدسي تماسي (كنتاكت لنز) و عمل جراحي (شامل ليزرPRK، ليزيك و برش شعاعي قرنيه) استفاده مي‌شود...     ادامه

آستیگماتیسم چیست؟ :آستيگماتيسم (astigmatism) يك نقص خفيف و به راحتى قابل درمان انحناى چشم شماست که باعث تارى ديد مى‌شود.آستيگماتيسم هنگامى به وجود مى آيد كه لايه خارجى و شفاف جلوى چشم يعنى قرنيه و يا عدسى چشم كه درون چشم قرار دارد، انحنايش در يك جهت كمى متفاوت از انحنايش در جهت ديگر است...     ادامه


لنز تماسی چيست؟ : لنزهای نماسی قطعات کوچک پلاستیکی هستند که بر  روی قرنیه چشم قرار داده می‌شوند، و دید چشم مبتلا به عیوب انکساری را تصحیح می‌کنند.زمانى كه شما با مشكل بينايى روبه رو هستيد، عينك معمول ترين راه حل است...     ادامه

 

داروی جدید ضد ‌ایدز تاييد شد :سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) یک قرص جدید ضد ایدز را  مورد تایید قرار داد که می تواند گزینه جدیدی برای بیمارانی باشد که به سایر درمان‌ها پاسخ نداده‌اند.به گزارش آسوشیتدپرس شرکت مرک که سازنده دارو است می‌گوید ...   ادامه

امن ترين شغل در امريكا : در آمریكا و سراسر جهان تقاضا برای پرستاران زیاد است. برای بیشتر افراد در آمریكا و سراسر جهان، امنیت شغلی یك نگرانی دائم است. برای برندا برینكلی، امنیت شغلی هیچ وقت موضوعی نگران كننده ای نبوده است...   ادامه

 

مسواك زدن موجب تقويت لثه‌ها مي‌شود :محققان مي‌گويند، آسيب سلولي ناشي از مسواك زدن دندان‌ها، درواقع مي‌تواند به حفظ سلامت لثه‌ها كمك كند...   ادامه

اهداي خون، حجامت نوين براي درمان بيماري ها : تصوير پزشكي دستار بر سر كه تيغ بر گرده مردي مي‌كشد تا خون‌هاي كثيف را از بدنش خارج كند، بخشي از تاريخ مصور پزشكي است كه بسياري از مردم نگاهي گذرا بر آن داشته‌اند...   ادامه


تعریق مفرط چيست؟تعریق مفرط - حتی در هنگام استراحت - یک عارضه پزشکی است که هیپرهیدروز نامیده می‌شود.این عارضه به علت فعالیت بیش از حد غدد عرقی رخ می‌دهد، که بدون دلیل حتی هنگامی که بدن خنک است، عرق تولید می‌کنند ...   ادامه

چرا انسانها خواب مي بينند؟  :چرا انسان ها خواب می بینند، تعابیر خواب ها چیست، چه رازهایی در آنها نهفته است و ... از مواردی هستند که در مقاله امروز در مورد آنها بحث می کنیم. علاقه به خواب و رویا پیشینه ای به قدمت تاریخ بشریت دارد....    ادامه

پزشک بودن يک نعمت است :گفت‌وگو با رئيس موزه تاريخ علوم پزشکي کشور به بهانه روز پزشك.حتي امروز هم، اغلب مردم، پزشکان را افرادي سپيدجامه که از بسياري مشکلات روزگار مبرا هستند مي‌شناسند. اما شايد کمتر کسي بتواند تصور کند که آنان با چه مشکلاتي اين لباس مقدس را به تن کرده‌اند...    ادامه

پوكى استخوان چيست؟  : پوكى استخوان يك بيماری‌ است كه در آن استخوان ها شكننده مى‌شوند و با كوچك‌ترين ضربه مى‌شكنند. اين بيمارى معمولاً قبل از بروز شكستگى علائم چندانى ندارد. در اين بيمارى از دست رفتن كلسيم باعث متخلل‌شدن شدن استخوان مى‌شود...    ادامه

پاتولوژی بیماریها

irteb-banner

راستی بروبچ گوش کنن آدرس جدید سایتم:www.masih-devil.vov.ir

Autopsy: aw'top-see. Origin - autopsia: seeing with one's own eyes

1. An examination of the organs of a dead body to determine the cause of death or to study the pathologic changes present. Syn: necropsy, thanatopsy.

2. In the terminology of the ancient Greek school of emperics, the intentional reproduction of an effect, event, or circumstance that occurred in the course of a disease and observation of its influence in ameliorating or aggravating the patient's symptoms. Syn: postmortem examination.

Rigor mortis

An unfortunate victim of suicide. Note that rigor mortis has maintained the position of his arms after the shotgun has been removed.

Rigor mortis occurs because metabolic activity continues in the muscle after death. Adenosine triphosphate (ATP) is needed to maintain the postmortem relaxation of the muscles. So long as the store of glycogen in a muscle is sufficient to permit the regeneration of ATP by the formation of lactic acid, the muscle remains lax. When its store of glycogen is exhausted, the concentration of ATP falls, and the muscle becomes rigid because of the formation of abnormal links between actin and myosin. The rigor mortis persists until these links are destroyed by advancing autolysis.

Suicide is a risk for people with depression. The cardinal signs and symptoms of depression are included in the pneumonic "SIG E CAPS" Increased, decreased or changes in S-sleep, I-interest, G-guilt, E-energy (low), C-concentration, A-appetite, P-psychomotor agitation or retardation, S-suicidal ideation.

Also, substance use, especially alcohol, is highly correlated with homicide and suicide. Note the beer cans in the background.

 

Bone marrow embolus.

This was secondary to bone fractures. Bone marrow emboli must be considered with any fracture, especially those of long bones. They can lead to pulmonary emboli, which can potentially be a life threatening complication.

The clinical signs and symptoms of pulmonary emboli ("PE") are: chest pain, shortness of breath, cough and hemoptysis. If a "PE" is suspected, one must order a ventilation/perfusion scan ("VQ scan") to help make the diagnosis. Early treatment with heparin or other thrombolytics can greatly reduce the morbidity and mortality.

 

Dislocated Knee -- 18 hours

I kept me leg elevated throughout the night, but was unable to get any rest secondary to the pain. By the next morning, my leg looked like this. Note the severe swelling and bruising starting at the foot extending to the upper leg. At this time I went imediately back to the hospital and an emergency MRI was performed to assess the integrity of the popliteal artery. A possible BKA (below the knee amputation) was pending the MRI results. Fortunately, the artery was still intact, but I had torn the anterior cruciate ligament, posterior cruciate ligament, lateral collateral, lateral arcuate, lateral coroner ligaments, and the ilio-tibial band.

I had the knee reconstructed in 1997, and now have cadaver ligaments (allograft).

 

Lipofuscin

Easily seen at the poles of the cardiac nuclei, brown-red in color. The faster a mammal's basal rate of metabolism, the faster it produces lipofuscin. But for some reason, lipofuscin is also the pigment in earwax, giving it a characterisitc yellow-brown color. As one ages, the amount of lipofuscin will continue to increase, especially in the heart. One can determine the whether a heart is relatively young or old, as a direct reflection of the amount of lipofuscin present.

Cholesterol crystals in an atherosclerotic plaque.

This picture shows the depths of a plaque. The cholesterol crystals appear to be needle-shaped. They are actually rectangles in cross-section. The surrounding tissue is all necrotic (dead) debris. When this material ruptures from the plaque into the bloodstream, it makes the blood clot. This causes myocardial infarcts, strokes, gangrene, etc.

 

Myocardial Cell Hypertrophy

Compare the nuclei of these huge myocardial cells to the little endothelial cell nuclei that lie between them. Obviously these have more than 92 chromosomes (normal for a sedentary person's heart).

Athletic hypertrophy is good, but hypertrophy due to high blood pressure is part of the problem.

 

Aspergillosis Fungus Ball

This was a mass of fungi from a cavity within the lung. There is no normal lung tissue here. The patient had mild diabetes, and this set him at risk.

The spores were inhaled, germinated, invaded a blood vessel, and infarcted a portion of lung.

Each individual fungal hypha is about 8 mm across. They branch at 45 degree angles and have septa.

< name="I1" src="http://birjandchat.com/index2.php" width="180" height="66">

 

عکس هایی از کالبد شکافی حوادث رانندگی

با سلام به دوستان از اونجا که میدونید دیگه مسخره بازی رو تعطیلش کردم و اومدم سایتمو یکم رسمی

کردم"و مطالب این سایت از این به بعد همه جنبه علمی پیدا خواهد کرد.

امیدوارم اوقات علمی خوشی به کسانی که طالب آموختن هستند بگذرد.

وهمچنین ممنون میشم یه کوچولو نظر بدید.

اولین گالری مستند حوادث به زبان فارسی - WWW.PHOTOHORROR.COM

اولین گالری مستند حوادث به زبان فارسی - WWW.PHOTOHORROR.COM

Cdgol CD-DVD Shopping Center


 

Pregnant woman was kiled by a train
A pregnant woman who caught her foot in railway tracks was hit by a train and killed... but the most interesting fact was that the baby miraculously survived such traumatic abortion.
اولین گالری مستند حوادث به زبان فارسی - WWW.PHOTOHORROR.COM
 
اولین گالری مستند حوادث به زبان فارسی - WWW.PHOTOHORROR.COM
 
اولین گالری مستند حوادث به زبان فارسی - WWW.PHOTOHORROR.COM
 
اولین گالری مستند حوادث به زبان فارسی - WWW.PHOTOHORROR.COM
 
اولین گالری مستند حوادث به زبان فارسی - WWW.PHOTOHORROR.COM
 
Cdgol CD-DVD Shopping Center
 

پزشکی

نكات كليدي در بيماري تب‌ مالت تب مالت عبارتست از يك عفونت باكتريايي كه از گاو، گوسفند و يا بزهاي آلوده و عفوني شده، به انسان انتقال مي‌يابد. تب مالت از انسان به انسان منتقل نمي‌شود. اين عفونت باكتريايي اعضاي خونساز بدن، از جمله مغز استخوان، گره‌هاي لنفاوي، كبد و طحال را متاثر مي‌كند. بيماري در مردان 20-60 ساله شايعتر است. دوره نهفتگي بيماري ممكنست 60-5 روز يا حتي تا چندين ماه باشد، ‌بيماري يك نوع حاد و يك نوع مزمن دارد. علايم شايع: در نوع حاد، علايم زير به طور ناگهاني ظاهر مي‌شوند: لرز، تب متناوب، تعريق خستگي قابل توجه درد به هنگام لمس ستوان فقرات سردرد بزرگ شدن گره‌هاي لنفاوي در نوع مزمن، علايم زير تدريجا ظاهر مي‌شوند: خستگي درد عضلاني كمردرد يبوست كاهش وزن افسردگي ناتواني جنسي ندرتا بروز آبسه در تخمدانها، كليه‌ها و مغز علل:‌ عفونت ناشي از باكتريهايي تحت عنوان بروسلا، كه از راه مصرف شير يا محصولات لبني (كره، پنير) يا محصولات گوشتي به انسان انتقال مي‌يابد عوامل افزاينده خطر: وجود كم خوني وخيم يا سابقه جراحي معده اين مشكلات باعث كاهش اسيد معده مي‌شوند، ‌وجود اسيد معده شانس عفونت را كاهش مي‌دهد. در افرادي كه با حيوانات سر و كار دارند، مثل كشاورزان، قصابان، دامپزشكان يا دامداران مسافرت به مناطق آلوده پيشگيري: هيچگاه شير غير پاستوريزه از هر منبعي كه باشد، مصرف نكنيد. زماني كه با حيوانات سر و كار داريد، از دستكش،‌ محافظ چشم، پيش‌بند و ساير وسايل محافظتي استفاده كنيد. واكسيناسيون دامها با درمان معمولا در عرض 4-3 هفته خوب مي‌شود ندرتا عفونت قلب،‌ استخوان، مغز يا كبد در صورت ناكافي بودن مراقبت و درمان، بيماري ممكن است مزمن شود يا معلوليت رخ دهد درمان: تشخيص قطعي با آزمايش خون انجام مي‌گيرد. درمان شامل يك دوره استراحت در رختخواب و مصرف آنتي‌بيوتيك است. معمولا لازم نيست بيمار از ديگران جدا شود. تمامي اعضاي خانواده كه ممكن است از همان محصول لبني آلوده مصرف كرده باشند بايد تحت معاينه و آزمايش قرار گيرند. تا زمان برطرف شدن تب و ساير علايم، در رختخواب استراحت نماييد. پس از آن تدريجا فعاليت‌هاي عادي خود را از سر گيريد. انواع هپاتيت **** “كامليا صارمي” هپاتيت حاد ويروسي به‌وسيله يكسري ويروس ايجاد و به نامهاي هپاتيت A و هپاتيتB و هپاتيت C و هپاتيت D خوانده مي‌شود .اين نوع از هپاتيت يك عفونت شايع ويروسي است كه مي‌تواند خطرناك هم باشد بدن را درگير كند و منجر به التهاب و از بين رفتن بافت و عملكرد طبيعي كبد شود. علائم ابتلا به هپاتيت در تمامي انواع آن مشابه است؛ به اين صورت كه اول علائم عمومي مثل بي‌اشتهايي ضعف، خستگي، تهوع، استفراغ و درد مبهم در قسمت فوقاني و راست شكم بروز مي‌كند.گاهي در اين مرحله تب هم وجود دارد.بعد از اين مرحله زردي پيش‌رونده بروز مي‌كند كه ملتحمه (پرده داخلي چشم) مخاط ها و پوست تمام بدن زرد مي‌شود. هپاتيت نوع A: اين نوع هپاتيت توسط يك ويروس شديدا آلوده كننده و مسري ايجاد مي‌شود و از طريق تماس‌هاي نزديك قابل انتقال است .عمده‌ترين انتقال آن از طريق دهاني، مدفوعي مي‌باشد؛ يعني در مناطقي كه بهداشت رعايت نشده و پس از دستشويي دستها با آب و صابون شسته نمي‌شود و با همان دست غذا خورده مي‌شود،اين ويروس به راحتي انتقال مي يابد.همچنين در اثر آب غذاها و شير آلوده و همچنين در اثر خوردن صدف و گوشت نپخته ماهي انتقال مي‌يابد. در زماني كه علايم بيماري و زردي بروز كرد فرد فقط بايد استراحت كند تا ويروس توسط دفاع سيستم ايمني بدن مهار شود و به تدريج التهاب كبدي به وضعيت سابق برگردد. نكته قابل ذكر اين است كه هپاتيت A به هيچ نوع درمان دارويي احتياج ندارد. هپاتيت نوع B: ابتلا به اين نوع هپاتيت عوارض بي شماري دارد از اين رو اهميت شناخت آن بسيار بالاست. راههاي انتقال اين ويروس عبارتند از: _مادر به جنين:به ويژه اگر مادر در سه ماهه سوم بارداري آلوده شده باشد، احتمال انتقال بيماري به جنين بسيار بالا است. _تماس جنسي:از راه خون، استفاده از سرنگ مشترك در معتادان تزريقي و يا فرو رفتن سوزن آلوده به ويروس به طور اتفاقي در پوست افراد سالم و استفاده از تيغ هاي آلوده. _ترشحات بدن:از جمله بزاق، مدفوع، صفرا، اشك و مايع مني به عنوان يكي از منابع انتقال ويروس مطرح هستند . بعد از آلوده شدن به ويروس هپاتيتB سه مشكل باليني رخ مي‌دهد.اولا علايم ديده نمي شود،ثانيا مانند هپاتيتA علايم به صورت حاد يعني ضعف، بي‌اشتهايي و زردي پيش رونده بروز مي كند،ثالثا آنتي ژن ويروس در بدن باقي مي‌ماند و اشكال مزمن بيماري اتفاق مي‌افتد و بعدا با فعاليت مجدد ويروس علائم هپاتيت بروز مي كند.گاهي باعث ايجاد سرطان در كبد مي‌شود.گاهي با بروز علائم هپاتيت حاد زردي آنقدر زياد مي‌شود كه روي عملكرد طبيعي مغز تاثير گذاشته و باعث علائم خواب آلودگي و عدم هوشياري مي‌شود و به علت تخريب سلولهاي كبدي زمان انعقاد خون به شدت طولاني مي‌شود و خونريزي‌هاي مختلف در نواحي مختلف بدن مثل خونريزي لثه مخاطها و پوست اتفاق مي‌افتد كه وضعيت بيمار بسيار خطرناك و مرگبار مي‌شود. ويروس هپاتيتBدر افراد بدون علامت كه به صورت مزمن و طولاني ويروس را در خون خود حمل مي كنند از راههاي گفته شده به افراد سالم منتقل مي‌كنند. نكته مهم آن است كه درمان خاصي براي اين بيماري هنوز كشف نشده است و ابتلا به اين نوع از بيماري ويروسي مرگبار است. هپاتيت C: راه انتقال اين نوع ويروس به وسيله تزريق است .اين بيماري غالبا در گيرندگان خون و فرآورده‌هاي خوني و معتادان تزريقي بروز مي‌كند... كهيـر كهير عبارتست از يك اختلال آلرژيك كه مشخصه آن وجود نواحي برآمده روي پوست، همراه با قرمزي و خارش است. اين اختلال مي‌تواند در هر كجاي پوست رخ دهد از جمله پوست سر، لب‌ها، كف دست و پا، غالبا نمي‌توان دليل مشخص براي آن پيدا كرد. علايم شايع: جوش‌هاي خارش‌دار با خصوصيات زير اين جوشها متورم شده و تبديل به ضايعات صورتي يا قرمز رنگ مي‌شوند. اين ضايعات كهيري حاشيه كاملا مشخص دارند و مسطح هستند. قطر آنها 1 تا 5 سانتيمتر است. ضايعات كهيري سريعا به يكديگر مي‌پيوندند و پلاك‌هاي بزرگ و مسطح به رنگ پوست تشكيل مي‌دهند. اين ضايعات كهيري يا پلاك‌ها مرتبا تغيير شكل مي‌دهند و ممكن است در عرض چند دقيقه يا چند ساعت ناپديد شده و دوباره ظاهر شوند. تغييراتي به اين سرعت مشخص كهير است. علل:‌ رها شدن هيستامين، گاهي بدون دليل مشخص موارد زير شايع‌ترين دلايل رهاسازي هيستامين هستند: داروها: تقريبا تمام داروها توانايي ايجاد كهير را دارند از جمله آسپرين گزش حشرات: عفونت‌هاي ويروسي، بيماريهاي خود ايمني، ديس پروتئينمي‌ها (وجود پروتئين‌هاي غير طبيعي به مقدار زياد در خون) سرطانها به خصوص سرطان خون مواجهه با حيوانات، خصوصا گربه‌ها خوردن تخم‌مرغ، ميوه، آجيل يا صدف، ساير غذاها نيز مي‌توانند در شيرخواران باعث بروز كهير شوند اما نه در بزرگسالان رنگ‌هاي افزودني غذايي و نگهدارنده‌ها عفونت (باكتريايي، ‌ويروسي، قارچي) عوامل تشديدكننده بيماري:‌ استرس: ساير آلرژيها يا سابقه خانوادگي آلرژي پيشگيري: اگر شما دچار كهير مي‌شويد و علت را شناسايي كرده‌ايد، ‌از آن پرهيز كنيد. اگر علايم شديدي در شما بروز كرده است يك كيت حاوي داروهاي ضد شوك آلرژيك (آنافيلاكسي) به همراه داشته باشيد. عواقب مورد انتظار:‌ غير قابل پيش‌بيني هستند و بستگي به علت بروز كهير دارند، اگر علت كهير يك دارو يا عفونت حاد ويروسي باشد، كهير معمولا در عرض چند ساعت يا چند روز ناپديد مي‌شود. البته در بعضي از موارد كهير مزمن شده و ممكن است تا ماهها يا سالها ضايعات كهيري بيايند و بروند. البته در اغلب موارد كهير غالبا خود به خود فروكش مي‌كند حتي اگر علت آن مشخص نباشد. عوارض احتمالي: تورم حنجره و ايجاد مشكل در تنفس كهير ممكن است اولين علامت شوك آلرژيكي باشد كه جان بيمار را در معرض خطر قرار مي‌دهد. در اين صورت پس از كهير علايمي چون آشفتگي، خس خس سينه به علت بسته شدن راههاي هوايي، كرختي، تپش قلب، عرق سرد و يا پايين افتادن فشارخون رخ مي‌دهند. بدون انجام درمان فوري ممكن است فرد به اغما رود و دچار ايست قلبي شود. درمان: درمان اورژانس در موارد واكنش‌هاي شديدي كه جان بيمار را به خطر مي‌اندازد. بررسي‌هاي تشخيصي ممكن است شامل آزمايش خون، آزمايش ادرار، سرعت رسوب گلبول قرمز و عسكبرداري از قفسه سينه براي رد واكنش التهابي ناشي از عفونت باشند. درمان با هدف پيشگيري از مواجهه يا عوامل اتخاذ كننده كهير صورت مي‌پذيرند. آزمون پوستي براي آلرژي و تزريقات براي حساسيت‌زدايي داروهايي كه برايتان تجويز نشده است را مصرف نكنيد (از جمله آسپرين، مسهل‌ها، آرام بخشها، ويتامينها، ضد اسيدها، ضد دردها يا شربت‌هاي ضد سرفه) لباس تنگ نپوشيد. هرگونه آزردگي پوست مي‌تواند باعث بروز كهير شود. حمام داغ نگيريد. براي تخفيف خارش از كمپرس آب سرد استفاده كنيد. تا چند روز پس از ناپديد شدن كهير فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري‌هاي خود را كم كنيد. سعي كنيد زيادي گرمتان نشود و عرق نريزيد يا دچار هيجان نشويد.

جومونگ پیکچر

WWW.AFSANEYEJOUMOONG.BLOGFA.COM

شاهزاده تسو

 عکس های سریال همسر یا دردسر

عکس های سریال همسر یا دردسر

به درخواست شما عزیزان

بانو یون

شاهزاده سریو

گویو

اینم نقشه گوگوریو

نقشه گوگاریو

هری پاتر

scan0017el8_copia.jpg scan0016kf2_copia.jpg scan0015xf1_copia.jpg scan0014sf3_copia.jpg

scan0013lx4_copia.jpg scan0012xj5_copia.jpg scan0011xp6_copia.jpg scan0010oq7_copia.jpg

scan0009jv5_copia.jpg scan0008dk4_copia.jpg scan0007oo3_copia.jpg scan0006ok0_copia.jpg

scan0005ut7_copia.jpg scan0003np8_copia.jpg scan0001cj8_copia.jpg lunabr5od3.jpg

image12jd8.jpg image11ir6.jpg image10ai0.jpg image9yn0.jpg

image7wb1.jpg image7fd3.jpg image6xd5.jpg image6fq0.jpg

image5ex9.jpg image5ds0.jpg image4bk0.jpg image4bf0.jpg

image3qk9.jpg image3ec6.jpg image2la0.jpg image2fb4.jpg

image1tx0.jpg image1nh6.jpg image1en1.jpg hpcard2pu2.jpg

hpcard1nk6.jpg hlthestralsyd0fa8.jpg

پشت صحنه ی جام آتش(تمرین باله)

سر فصل های کتاب هفت هری پاتر

عكس از پشت صحنه فيلم اكوس

 تصاوير ي از پشت صحنه فيلم Eguus در ادامه مطلب ... با تشكر از خانم لونا لاو گود

پوستر

اولین پوستر فیلم 5 

به نظر شما عكس بالا چه قدر شبيه هري است؟ اين جوان قراره نقش جواني هاي جيمز پاتر را بازي كنه

رپ-راک-پاپ

 

دانلود

کنسرتش به زودی میاد

دانلود

دانلود

دانلود

دانلود

دانلودMohsen Yegane - NEWS

محسن یگانه در حال حاضر بر روی آلبوم جدیدش با نام تابوت کار می کند و این آلبوم بدون شک دارای حداقل 14 تراک خواهد بود ... با توجه به اینکه محسن یگانه نام آلبومش را تقاص گذاشته بود اما به دلیل زیبایی کار و تکراری نبودن نام آلبوم خود را به تابوت تغییر داد . محسن یگانه کار های داغ و به یاد ماندنی در این آلبوم خواهد داشت !
البته احتمالا با شرایط حاکم بر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نام تابوت برای این آلبوم پذیرفته نخواهد شد . تا کنون محسن یگانه دست به هر سوژه ای میزند کاملا مستقل و کاری کاملا تازه بوده است . محسن یگانه در آلبوم تابوت دو یا سه تراک به صورت رپ - پاپ دارد و این آلبوم حتما بیشتر از آلبوم نفس های بی هدف سروصدا خواهد کرد و ما فروش بالایی را برای این آلبوم پیش بینی می کنیم .
در مورد آهنگ های شاد باید بگوییم که 3 تا کار مانند آهنگ بار و بندیل دارد که امید واریم جنجالی باشد . در کنار این آهنگ ها آهنگی را در وصف امام زمان دارد که متنش به این شرح است : چشمام تو رو ندیده گریه کردن / پاهام هنوز نرفته بر می گردن . دیگر آهنگی که محسن یگانه اجرا کرده آهنگ آینه است که شرح حال یک آدم روانی است که این آهنگ در ارشاد در حال بررسی می باشد !
مطمئنا محسن می داند که با آهنگهای عاشقانه بهتر با هوادارانش ارتباط برقرار می کند و به همین دلیل او هشت قطعه عاشقانه در آلبوم تابوت گنجانده است .
در آلبوم جدید محسن ، همانند آلبوم قبلی ترانه ها و ملودی ها تماما توسط خود محسن ساخته شده است تنظیم ها توسط شهاب اکبری فرزاد فتاحی نیما محمد آوایی و ... میباشد و ترانه های محسن در استودیوی شخصی اش ضبط شده است ، اما تا جایی که ما اطلاع داریم به دلیل اینکه محسن وسواس زیادی در کارهایش به خرج می دهد
برای ضبط و میکس نهایی آهنگهایش به استودیوی شخصی تارکان در کشور ترکیه مراجعه کرده بود !
قبلا هم اعلام کردیم که محسن یگانه ساخت یک آهنگ را برای برنامه ای که در ماه رمضان از شبکه دو پخش خواهد شد را بر عهده گرفته است و یک خبر خوش هم اینست که محسن قصد دارد آلبوم ریمیکسی بعد آلبوم تابوت به بازار عرضه نماید که 16 تراک دارد و تمامی آهنگ هایی است که به صورت غیر مجاز و خواسته یا ناخواسته در اینترنت پخش شده است که با پک آلبومی مستقل به بازار عزضه خواهد شد !

قرقاتی

بعد از مدتها اومدم چون شما نظر نمیدادید منم قهر کردم دیگه موضوع نذاشتم بعدشم که سایتمو حک کردنو بد بد بخت شدم ولی حالا اومدم دوباره اکتیو تا بتون یه حال اساسی بدم.

بازیگران پیک

تفاوت چهره هنرمندان هالیوود رو با تغییر یه رژلب یا مدل مو ببینین. چقدر چهره یک نفر با یک مدل آرایش میتونه بهتر بشه یا برعکس مضحک! در ادامه مطلب ۱۳ عکس هست

 

سکرت2

مدتی است که پست های جدید نمگذارم چون شما نظر نمیدید

حالا که گذاشتم برای دل خودمه

به درک که مظر نمیدید"در کل نیازی به نظر شنا نیست.

لطفا از این سایت مطلب بر ندارید.

 

Its funny, but I had no sense of living without aim

the day before you came

abba.jpg

PIC2-PIC2.jpg

4-4.jpg

شرح بیماری

  • آپاندیسیت‌ عبارت‌ است‌ از التهاب‌ زایده‌ کرمی‌ شکل‌ آپاندیس‌ که‌ از اولین‌ قسمت‌ روده‌ بزرگ‌ به‌ نام‌ سکوم‌ منشاء می‌گیرد. آپاندیس‌ هیچ‌ کار شناخته‌شده‌ای‌ ندارد، ولی‌ باعث‌ بیماری‌ می‌شود. هر ساله‌ از هر 500 نفر جمعیت‌ یک‌ نفر دچار آپاندیسیت‌ می‌شود.

علایم‌ آپاندیسیت‌ بسیار متغیر هستند. در مورد هر فردی‌ که‌ درد شکمی‌ تشخیص‌ داده‌ نشده‌ دارد، آپاندیسیت‌ حتماً باید مدنظر باشد.
این‌ بیماری‌ در هر سنی‌ می‌تواند رخ‌ دهد (در مردان‌ بیشتر از زنان‌)، اما در کودکان‌ زیر 2 سال‌ نادر است‌. حداکثر بروز بیماری‌ در سنین‌ 24-15 سالگی‌ است‌.


علایم‌ شایع‌

  • دردی‌ که‌ از نزدیک‌ ناف‌ شروع‌ می‌شود و تدریجاً به‌ قسمت‌ تحتانی‌ شکم‌ در سمت‌ راست‌ نقل‌ مکان‌ می‌کند. درد کم‌کم‌ مداوم‌ می‌شود و از حالت‌ مبهم‌ به‌ صورت‌ کاملاً مشخص‌ در می‌آید به‌ طوری‌ که‌ مکان‌ آن‌ دقیق‌تر توسط‌ بیمار نشان‌ داده‌ می‌شود. درد با حرکت‌، تنفس‌ عمیق‌، سرفه‌، عطسه‌، راه‌ رفتن‌، یا لمس‌، بدتر می‌شود.
  • تهوع‌ و گاهی‌ استفراغ‌
  • یبوست‌ و ناتوانی‌ در دفع‌ گاز
  • اسهال‌ (گاهی‌)
  • تب‌ کم‌ شدت‌، که‌ پس‌ از سایر علایم‌ آغاز می‌گردد.
  • تشدید درد به‌ هنگام‌ لمس‌ ناحیه‌ تحتانی‌ شکم‌ در سمت‌ راست‌، معمولاً در نقطه‌ای‌ حدود یک‌ سوم‌ مسیر ناف‌ به‌ برجستگی‌ بالایی‌ استخوان‌ لگن‌. (توجه‌ داشته‌ باشید که‌ این‌ توصیف‌ فقط‌ زمانی‌ صدق‌ می‌کند که‌ آپاندیس‌ در جای‌ طبیعی‌ خود باشد. در بعضی‌ موارد، نوک‌ آپاندیس‌ در جای‌ دیگر واقع‌ شده‌ است‌، که‌ این‌ باعث‌ مشکل‌ شدن‌ تشخیص‌ می‌شود)
  • تورم‌ شکم‌ (در مراحل‌ انتهایی‌)
  • افزایش‌ تعداد گلبول‌های‌ سفید خون‌



علل‌

  • عفونت‌ به‌ دلیل‌ نامشخص‌، معمولاً توسط‌ باکتری‌های‌ موجود در لوله‌ گوارش‌. آپاندیس‌ ممکن‌ است‌ توسط‌ محتویات‌ در حال‌ عبور در لوله‌ گوارشی‌ یا یک‌ رشته‌ بافتی‌ غیرطبیعی‌ که‌ از بیرون‌ به‌ آن‌ فشار وارد می‌آورد، مسدود شود. زمانی‌ که‌ آپاندیس‌ عفونی‌ می‌شود، متورم‌ و ملتهب‌ گشته‌ و از چرک‌ پر می‌شود.



عوامل تشدید کننده بیماری

  • یک‌ بیماری‌ اخیر، به‌ خصوص‌ آلودگی‌ با کرم‌های‌ حلقوی‌، یا عفونت‌ ویروسی‌ دستگاه‌ گوارش‌.



پیشگیری‌

  • هیچ‌ روش‌ خاصی‌ برای‌ پیشگیری‌ وجود ندارد



عواقب‌ مورد انتظار

  • معمولاً با جراحی‌ قابل‌ درمان‌ است‌. اگر درمان‌ نشود، پاره‌ شدن‌ آپاندیس‌ مرگبار خواهد بود.



عوارض‌ احتمالی‌

  • پاره‌ شدن‌ آپاندیس‌، تشکیل‌ آبسه‌، و پریتونیت‌. این‌ عوارض‌ در افراد مسن‌تر بیشتر دیده‌ می‌شود.
  • عدم‌ تشخیص‌ درست‌، به‌ علت‌ کم‌ بودن‌ یا نامعمول‌ بودن‌ علایم‌، به‌ خصوص‌ در سنین‌ خیلی‌ *پایین‌ یا خیلی‌ بالا
  • تشکیل‌ آبسه‌



درمان‌



اصولی‌ کلی‌

  • امکان‌ دارد آزمایش‌ خون‌ (افزایش‌ تعداد گلبول‌های‌ سفید خون‌) و آزمایش‌ ادرار (برای‌ رد عفونت‌ ادراری‌) انجام‌ شوند. عفونت‌ ادراری‌ ممکن‌ است‌ علایمی‌ شبیه‌ آپاندیسیت‌ داشته‌ باشد.
  • زمانی‌ که‌ تشخیص‌ هنوز قطعی‌ نیست‌، هر دو ساعت‌ درجه‌ حرارت‌ بدن‌ را با دماسنج‌ مقعدی‌ اندازه‌گیری‌ و ثبت‌ نمایید.
  • جراحی‌ برای‌ برداشتن‌ آپاندیس‌ (آپاندکتومی‌). از آنجایی‌ که‌ تشخیص‌ آپاندیسیت‌ مشکل‌ است‌، اغلب‌ تا زمانی‌ که‌ تشخیص‌ قطعی‌ داده‌ نشود، دست‌ به‌ جراحی‌ زده‌ نمی‌شود.
  • اگر آبسه‌ تشکیل‌ شود، امکان‌ دارد جراحی‌ به‌ تعویق‌ افتد تا زمانی‌ که‌ آبسه‌ تخلیه‌ شود و فرصت‌ برای‌ التیام‌ آن‌ باشد.



داروها

  • هرگز از داروی‌ مسهل‌، تنقیه‌، یا داروی‌ ضددرد استفاده‌ نکنید. داروهای‌ مسهل‌ می‌توانند باعث‌ پارگی‌ آپاندیس‌ شوند، و داروهای‌ تخفیف‌ دهنده‌ درد یا تب‌ نیز باعث‌ مشکل‌تر شدن‌ تشخیص‌ می‌شوند.
  • داروهای‌ ضددرد پس‌ از جراحی‌ تجویز می‌شوند.
  • اگر عفونت‌ وجود داشته‌ باشد آنتی‌بیوتیک‌ نیز تجویز می‌شود.
  • امکان‌ دارد نرم‌کننده‌های‌ مدفوع‌ برای‌ جلوگیری‌ از یبوست‌ توصیه‌ شوند.



فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری

  • تا وقت‌ عمل‌ در تخت‌ یا صندلی‌ استراحت‌ کنید.
  • پس‌ از عمل‌، تدریجاً فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری های‌ عادی‌ خود را از سر گیرید.



رژیم‌ غذایی‌

  • تا زمانی‌ که‌ آپاندیسیت‌ تشخیص‌ داده‌ نشده‌ است‌ از خوردن‌ و آشامیدن‌ بپرهیزید. وقتی‌ که‌ معده‌ خالی‌ باشد، بیهوشی‌ برای‌ عمل‌ جراحی‌ بسیار بی‌خطرتر خواهد بود. اگر خیلی‌ تشنه‌ هستید، دهان‌ خود را با آب‌ بشویید.
  • پس‌ از عمل‌، ابتدا رژیم‌ مایعات‌ و به‌ تدریج‌ رژیم‌ جامدات‌ آغاز می‌شود.



درچه شرایطی باید به پزشک مراجعه نمود؟

  • اگر شما یا یکی‌ از اعضای‌ خانواده‌ تان علایم‌ آپاندیست‌ را دارید.
  • اگر یکی‌ از موارد زیر قبل‌ یا پس‌ از جراحی‌ رخ‌ دهد:
    • تب‌ مساوی‌ یا بیش‌ از 9/38 درجه‌ سانتیگراد
    • استفراغ‌ مداوم‌
    • افزایش‌ درد شکمی‌
    • غش‌
    • وجود خون‌ در مدفوع‌ یا محتویات‌ استفراغ‌ شده‌
    • منگی‌ یا سردرد

شعر

بی وفا

بی وفا عشق من به خدا اشک من می مونه رو گونم تا بیای پیش من

 

رفتی و بعد تو چه زجری کشیدم هنوز تار موت رو به دنیا نمی دم

 

تو رو به خاطراتمون من و بی خبر نزار تو رو به اشکمون قسم منو بی خبر نزار

 

باشه می رم از پیشت خداحافظ ای عشق من ببخش........................................

 

حالا که نموندی بگو از من چی دیدی چه ساده نشستی چه ساده پریدی

 

بغضمو وقت جدایی هی نگه داشتم به سختی

 

حتی واسه دلخوشیمم دست تکون ندادی و رفتی

 

 پس بزار روی ماهتو دم آخر نگاه کنم سخت با خاطراتمون با د ل خون وداع کنم

 

وقت رفتنت نبود خداحافظ عشق من دلت میشکنه یه روز اونوقت میدونی قدر اشک من

 

با اون صدای خستم می خوام
واست بخونم یه شعر عاشقونه
تویی که من می پرستم
تا وقتی زنده هستم
به پای عهد و پیمان
تا جون دارم نشستم
عزیز جونم تویی
امید خونم تویی
دلیل این که می خوام
عاشق بمونم تویی
تو قلب تو پا گذاشتن
به وسعت یه دریاست
اگه گذشته امروز
تو باش فکر فردا
ستاره ی شب چشمات
دیوونه ی نگاهتم
من عاشق اون همه
دوست دارم گفتناتم

    موزیک ویدیو فوق العاده زیبا از Eddie ft Cortex به نام پاشو + آهنگ

اصلا نیاز به تعریف نداره خیلی درخواست شده بود به هیچ وجه از دست ندید

DoWnloaD
آهنگ

DoWnloaD

 

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

 

      download     

هیچکس تنها نیست

عزیزانی که از ساسان مانکی {ساسی مانکن} بدشون میاد  و به سروش علاقه دارن


+


 

 

 

 

i am life

* خیال محال

میان اندُه و غربت ، تو را صدا زند هر دم

دل شکسته ز هجر و صدای خسته ی دردم

نه  درد غیر تو خواهد ،  نه  دل  به  غیر تو  پوید

تو آن خیال محالی ، که خود بنا کردم

شکستم  از غم  عشقت  ،  بریدم  از  خم  مهرت

کجاست رد و نشانت ، که من پی اش گردم

چه  روزها  که  برفت  و  نبرد  یا د تو  از  من

همان که عمر عزیزم ، برش فنا کردم

بسر شد عمر گرانم ، به تندی لحظاتم

گذشت فصل شباب و رسید نوبت مرگم

نه   زادی  و نه  مرادی  ، نه  اجری  و نه  صوابی

چگونه رو به تو آرم ، منی که بی برگم

هر آنچه از تو رسیدش ، اگر چه درد و بلا بود

به جان خریدم و گفتم ، بسا جوانمردم

 

ِi am life

* خیال محال

میان اندُه و غربت ، تو را صدا زند هر دم

دل شکسته ز هجر و صدای خسته ی دردم

نه  درد غیر تو خواهد ،  نه  دل  به  غیر تو  پوید

تو آن خیال محالی ، که خود بنا کردم

شکستم  از غم  عشقت  ،  بریدم  از  خم  مهرت

کجاست رد و نشانت ، که من پی اش گردم

چه  روزها  که  برفت  و  نبرد  یا د تو  از  من

همان که عمر عزیزم ، برش فنا کردم

بسر شد عمر گرانم ، به تندی لحظاتم

گذشت فصل شباب و رسید نوبت مرگم

نه   زادی  و نه  مرادی  ، نه  اجری  و نه  صوابی

چگونه رو به تو آرم ، منی که بی برگم

هر آنچه از تو رسیدش ، اگر چه درد و بلا بود

به جان خریدم و گفتم ، بسا جوانمردم

مسيح-دویل۶۶۶ 

کره ای ها نه کره ای ها

امروز براتون میخوام چند تا عکس باحال بذارم

 

 

عاشورای حسینی

تاسوعا و عاشوراي حسيني :

تاريخ : چهارشنبه هجدهم دی 1387 ساعت: 17:4

    شهادت مظلومانه سيد الشهدا و يارانش در كربلا،تاثير بيدارگر و حركت آفرين داشت‏و خونى تازه در رگهاى جامعه اسلامى دواند و جو نامطلوب را شكست و امتدادهاى آن‏حماسه،در طول تاريخ،جاودانه ماند.سالروز تاسوعا و عاشورای حسینی بر رهروان صدیق امام حسین ( ع ) گرامی باد .با این  امید که همواره از پیروان وفادار آن حضرت باشیم .

Image hosting by TinyPic

کودک يک ساله باردار شد (عکس )

تاريخ : پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387 ساعت: 14:54

فردا: دختر يک ساله اي در عربستان بار دار شده است دکتر معالج او گفته است اين يک پديده نادر در دنيا مي باشد. بر اساس تحقيقات پزشکي انجام شده نشان داده شده است زماني که مادر او اين دختر را حامله بوده دو تخمک در مادر وجود داشته که يکي در ديگري رشد کرده است اين دليل اين است که تخمک ديگر درون دختر تازه به دنيا آمده رشد کرده است.


به این وبلاگم سری نمی زنی؟

http://ramzan1429.persianblog.ir/


 پسر تنها(خودم)

به نام خدا

 

میدانم که مرا نمیشناسید من یک نفرین شده ام.

هیچ گاه در زندگی طعم دوستی را آن چنان که باید نچشیدم.

هیچ گاه دوستی نداشتم که به هنگام دل تنگی به او تکیه کنم.

هیچ زمان را به خاطر ندارم که در آن با آرامش دستان دوستی را بفشارم که او فقط برای خودم با من دوست شده است.

هیچ گاه به یاد ندارم که نسیم هم روزی به مرادم بوزد.

شاید من آفریده شده سال تنهاییم.

درهر لحظه  از خودم میپرسم که چرا کسی مرا دوست ندارد؟

آری من گناه کارم .

من هم اکنون هم تاوان گناهانم را پس میدهم.

چرا دوزخ با تمام ترس مرا درآغوش گرفته ولحظه ای مرا آرام نمیگذارد.

چرا هیچ کس مرا دوست ندارد؟

آری من گناه کارم .

ولی نمیدانستم که مکافات گناه این است.

زمان همیشه بامن تنهاست.

میدانم که سایه هم از من دوری میجوید.

ولی نمیدانم که چرا ؟

چرا این انبوه آدم نه؟

چرا سرشت مرا با تنهایی گره زده اند؟

و چرا من متولد ماه مرگم؟

گاه که به آسمان نگاه می افکنم میبینم که

آری ستاره من کبیسه است.

در ذهن خود گاهی به این فکر میافتم که من شگون ندارم.

همین است که مردم یا از من گریزان اند یا گاهی مرا به باد سخره میگیرند.

همیشه در کنج بیغوله بودن مرا به زیر می افکند"ولی گاهی مرابه وجد می آورد.

آری تنها بودن را دوست دارم

چون اوست که مهمان شب تنهایی من است.

 

شب تنهاییم آه چه زود رخت از رخسارش بربست.

دردم آنقدر بزرگ است که یارای بازگویی آن را ندارم"دردی از ته قلبم که با هیچ مرهمی التیام نمیشود.

دوست چه واژه به ظاهر خوبی

ولی دردل سیاه آن جز بدی را نتوان دید.

مردم از من گریزان اند

دردل می اندیشم که چرا؟

در میان پرنیان شب من چرا آزده دل باشم همی

گاه در دل میخورم آهی به وسعت هرآنچه که تصورش نمیرود.

گاه در نیمه های شب همی افسرده حالان "میخورم اندوه یاران که چرا من بت این بتخانه شدم.

من چرا سرد شدم"من چرا دیده به رخساره ندارم .

گر همی ازبت بتخانه بپرسندچرا

این چنین افسرده حالی ای عزیز؟

باز گویم که من رنجور دنیایم عزیز!

دیشب

از سر عادت

به کوی وبرزن رهسپار شدم"که غم این بتکده سخت آزارام میدهد.

از دورنوری بدیدم تابناک "روشن تر از ستاره زهره

آسمان سرد چومهتاب خیالم

به سمتش روانه شدم ولی او از من دوری می جست

از او پرسیدم که چرا

این گونه ازمن روی گردانی ؟

پاسخی نشنیدم

همین که آمدم در طواف آن ماه فروزان" باز دژخیمان مانع شدند

دوباره مرا برسر میدان بزدند

وگفتند:تو از ما نیستی!

نمیدانم چرا؟

ولی سخت تر از قبل اندوهی دلم را فراگرفت.

گویی که هفت آسمان برسرم خراب گشت.

ناچار به خانه سرد ولی امنم برگشتم

و منتظر فردایی بهترشدم.

 

خاطرات خرس تدی

اینقدر از این خرسا (تدی) دوست دارم

اینم مثل من از غصه باششو بغل کرده

اون روزکه از آموزشگاه اومدم بیرون دلم می خواست گریه کنم .. اتفاقا بارون هم میومد .. بی هدف شروع کردم به گشتن تو خیابونا .. رفتم نشستم توی یه فست فود و تنهایی پیتزا خوردم .. اصلا نمی دونم چرا این کارو کردم چون حتی گرسنه ام هم نبود .. اما طبقۀ دوم پیتزا فروشی عجب چشم اندازی داشت .. درست روبروت یه پارک بود که یه حوض گرد بزرگ وسطش بود .. پر از آب بود و برخورد قطره های بارون روی آب منظرۀ قشنگی بود ...

هیچ مشتری دیگه ای به جز من بالا نبود و وقتی پیشخدمته رفت منم راحت برای خودم غرق افکارم شدم .. با خودم فکرمی کردم چی کار کردم که معلمم اونجوری باهام برخورد کرد .. برخوردش اصلا برام مهم نبود اما اینکه ناعادلانه قضاوت کرده بود شدیدا آزارم می داد ... به خصوص اینکه قبل از کلاس هم با کسی که برام مهم بود بحثم شده بود .. خوب من جنبۀ شوخی نداشتم و اونم باهام شوخی می کرد منم حسابی بهم برخورده بود .. اینه که سر کلاس حسابی دمغ بودم .. برخورد معلمم هم مزید بر علت بود و از همه بدتر اینکه هرچی با اون کسی که گفتم تماس می گرفتم گوشیش خاموش بود و این دیگه ورای تحمل من بود ...

خلاصه بعد از اینکه نصف پیتزا رو به زور خوردم اومدم بیرون و تا خونه زیر بارون قدم زدم ......

حوصله ندارم بقیه شو تعریف کنم ... اصلا نمی دونم چرا این بحثو اینجا شروع کردم که حالا نتونم ادامه اش بدم ... فقط همینو می گم که گوشی اون آدم هنوزم خاموشه و من الآن دارم دیوونه می شم .... دارم از عصبانیت خفه می شم و چون نمی تونم دردمو به کسی بگم دارم اینجا خودمو تخلیه می کنم ... از همه بدتر اینکه تازگی ها مزاحم تلفنی هم پیدا کردم .. طاقت این یکیو دیگه ندارم ... اول یکی بود و طی ۲۴ ساعت شدن دو تا .. انگار یه نفر داره شمارۀ منو پخش می کنه و تو این شرایط من می خوام با همونی که گوشیش خاموشه حرف بزنم اما نمی شه ... فردا دانشگاه دارم .. پنجشنبه آموزشگاه امتحان دارم ... جمعه هم دو تا فاینال دارم ... و حتی نمی تونم درس بخونم ... چرا؟ چون یه نفر اصلا براش مهم نیست که من بهش فکر می کنم ... اصلا براش مهم نیست که من منتظرشم .. اصلا منو دوست نداره ... می دونم هم که شاید بعدا اینا رو اینجا بخونه و بدش بیاد اما در حال حاضر من دارم از تنهایی دق می کنم و باید حرفامو به یکی بگم ...

هر روز به خودم میگم احمق جون

... اون دوست نداره

... اون اصلا بهت فکر نمی کنه

... تو براش مهم نیستی

... اون کارشو بیشتر از تو دوست دار

... تو براش مثل یه بچۀ نق نقویی ، زر زرویی

... اون یه روزی تنهات می ذاره

... براش مهم نیست که تو به حرفش گوش بدی یا نه

... مطابق میل اون باشی یا نه

... براش مهم نیست اگه تو ناراحت شی یا نه

... اگه تو امروز بهش بگی که می خوای شوهر کنی و بری با کمال آرامش بهت تبریک می گه و تو از حسرت دق می کنی

اما با همۀ اینا بازم نمی دونم چه اصراریه که به خودم بقبولونم که اون دوستم داره با اینکه مطمئنم که نداره .....

خدایــــــــــــا دارم خفه می شم از زور بغض !! چرا اشکای واموندم در نمیاد ؟؟؟

خودم تنها ، تنها دلم

شام بی فردا دلم

چو گشتی بی ناخدا

به سینۀ دریا دلم

تو ای خدای مهربان

تو ای پناه بی کسان

به سنگ غم مشکن دگر

چو شیشۀ مینا دلم

تو هم برو ای بیوفا

مبر بر لب نام مرا

دل تنگم بیگانه شد

نمی خواهد دیگر تو را

نشان من دیگر مجو

حدیث دل دیگر مگو

دلم شکسته زیر پا

نمی خواهد دیگر تو را

نمی خواهد دیگر تو را

به تو می اندیشم

               وقت بوییدن یاس

گاه در عالم افسردگی ام

عطر یک شاخۀ گل

یا که پرواز پرستو در باد

وزش ناز نسیم

یا که خوش رقصی ماهی در آب

لحظه ای می سازد

                    که در آن می میرد

                                        نَفَس ِ تیرۀ نومیدی ها

 

          به تو می اندیشم

 

به کدامین مانی؟

تو به آن شاخۀ گل؟

تو به آن ناز نسیم؟

تو به پرواز پرستو در باد؟

یا به خوش رقصی ماهی در آب؟

          به تو می اندیشم

                          می توانی آیا

           که تو هم

                     خالق آن

                             لحظۀ روشن باشی؟

                             

                          

دیگه امشب آخرین باره که من

دست گرمتو تو دستام می گیرم

آخرین باره که من ، با یه دنیا آرزو

واسه چشمات می میرم

چشم تو خودش داره می گه برو

می رم اما می دونی دوسِت دارم

هرجای دنیا باشم

هرچقدر تنها باشم

نمی تونم مثل تو سرد و بیوفا باشم

می دونم واسه رسیدن به تو دیر اومدم

تو چشات دنبال تقدیر اومدم

می دونم من نبودم قلبتو دادی به کسی

هنوزم یه کم واسه ش دلواپسی

حالا که دارم می رم کاش یه بار نگام کنی

من به اینم راضی ام که فقط دعام کنی

می رم اما آخر راه من و تو این نبود

آخر عاشقی مون اینهمه نقطه چین نبود

.............................

هی فلانی

                      زندگی شاید همین باشد

یک فریب ساده وکوچک
                          آن هم از دست عزیزی که تو دنیا را


                           جز برای او و جز با او نمی خواهی


                  من گمانم زندگی باید همین باشد.


دیگه خسته شدم!!

فعلاً بای .....


خیال خام پلنگ من به سوی ماه پریدن بود

و ماه را ز بلندایش به روی خاک کشیدن بود

پلنگ من ، دل مغرورم ، پرید و پنجه به خالی زد

که عشق ، ماه بلند من ، ورای دست رسیدن بود

گل شکفته! خداحافظ اگرچه لحظۀ دیدارت

شروع وسوسه ای در من به نام دیدن و چیدن بود

من و تو آن دو خطیم آری موازیانِ به ناچاری

که هر دو باورمان زآغاز به یکدگر نرسیدن بود

اگرچه هیچ گل مرده دوباره زنده نشد اما

بهار در گل شیپوری مدام گرم دمیدن بود

شراب خواستم و عمرم شرنگ ریخت به کام من

فریبکار دغل پیشه، بهانه اش نشنیدن بود

چه سرنوشت غم انگیزی که کرم کوچک ابریشم

تمام عمر قفس می بافت ولی به فکر پریدن بود

 

از منو بارونو روحمو خاطره هامونو بی کسی

باز شده آرزوم که بگی به هم می رسیم

اسم من داره اونم از توی خاطر تو میره

من می خواستم با تو باشم

عزیزم حیف دیگه خیلی دیره

بی تو روزم رنگ شب شد

بی تو قلبم جون به لب شد

می خوام این جوری نمیرم

بیا با تو جون می گیرم

باز دوباره عکس تو، تو دستمه

دلخوشی این دل خستمه

کاش بدونی من چه دلتنگتم

ای کاش فکر من باشی نازنینم، یک بار

بی تو روزم رنگ شب شد

بی تو قلبم جون به لب شد

می خوام این جوری نمیرم

بیا با تو جون می گیرم

 

امشب در سر شوري دارم امشب در دل نوري دارم

 باز امشب در اوج آسمانم  باشد رازي با ستارگانم

امشب يك سر شوق و شورم از اين عالم گويي دورم

از شادي پر گيرم كه رسم به فلك

 سرود هستي خوانم در بر حور و ملك

در آسمانها غوغا فكنم سبو بريزم ساغر شكنم

 امشب يك سر شوق و شورم از اين عالم گويي دورم

 با ماه و پروين سخني گويم وز روي مه خود اثري جويم 

جان يابم زين شبها ميكاهم از غمها

ماه و زهره را به طرب آرم از خود بي خبرم

زشعف دارم نغمه اي بر لبها

امشب يك سر شوق و شورم از اين عالم گويي دورم

امشب در سر شوري دارم امشب در دل نوري دارم

باز امشب در اوج آسمانم باشد رازي با ستارگانم

 

 

مني كه بار غم رو تا پاي جون كشيدم

 تو رو پيدا كردم به آرزوم رسيدم

 وقتي كه در نگاهت طلوع عشقو ديدم

 ديدم شراب نابي سبوسبو چشيدم

اي گل رويايي اي مظهر زيبايي

تو عروس شهر افسانه هايي

عاشقت ميمونم قدر تو رو ميدونم

نياد اون روزي كه بي تو بمونم

توي مرواريد اشكات خودمو چه ساده ديدم

 گل عشقو از نگاهت مثل يك ستاره چيدم

اومدي از پشت ابرا از تو قصه و كتابا

 با همون نگاه اول واسه دردام چاره ديدم

اي گل رويايي اي مظهر زيبايي

تو عروس شهر افسانه هايي

 عاشقت ميمونم قدر تو رو ميدونم

نياد اون روزي كه بي تو بمونم

 عشق به رنگ درياست به رنگ آسمونه

به رنگ چهار فصل خدا ميمونه

عشق بهار زيباست بهار بي خزونه

 هديه اي از خداي عاشقونه

اي گل رويايي اي مظهر زيبايي

تو عروس شهر افسانه هايي

عاشقت ميمونم قدر تو رو ميدونم

نياد اون روزي كه بي تو بمونم

 

چقدر سخته تو چشمای کسی که تموم عشقت را ازت دزدید

و به جاش یک زخم همیشگی به قلبت هدیه داد زل بزنی

و به جای اینکه لبریز کینه و نفرت بشی حس کنی هنوزم دوستش داری

چقدر سخته دلت بخواد سرت را باز به دیواری تکیه بدی

که یک بار زیر آوار غرورش همه وجودت له شده

چقدر سخته تو خیالت ساعت ها باهاش حرف بزنی

اما وقتی که دیدیش جز سلام هیچ چیز نتونی بهش بگی

چقدر سخته که وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه

 اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه هنوزم دوستش داری

چقدر سخته گل آرزوهات تو باغچه ی دیگری ببینی

و هزار بار تو خودت بشکنی

 و آن وقت آروم زیر لب بگی گل من باغچه نو مبارک.......

 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

بهترین تصاویر در بهار بیست www.bahar20.sub.ir

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.irامیدوارم که اوقات خوشی را در سایت من سپری کنید

با سلام به وبلاگ ابوالفضل پرویزی خوش آمدید43zwg91.gif

خدمات وبلاگ نويسان جوان              www.k2sms.sub.ir

egwpjc.gif

 

ای شب از رویای تو رنگین شده
سینه از عطر توام سنگین شده
ای به روی چشم من گسترده خویش
شادیم بخشیده از اندوه بیش
همچو بارانی که شوید جسم خاک
هستیم زآلودگی ها کرده پاک

ای تپش های تن سوزان من
آتشی در سایهء مژگان من
ای ز گندمزارها سرشارتر
ای ز زرین شاخه ها پر بارتر
ای در بگشوده بر خورشیدها
در هجوم ظلمت تردیدها
با توام دیگر ز دردی بیم نیست
هست اگر، جز درد خوشبختیم نیست

ای دل تنگ من و این بار نور؟
هایهوی زندگی در قعر گور؟

ای دو چشمانت چمنزاران من
داغ چشمت خورده بر چشمان من
پیش از اینت گر که در خود داشتم
هرکسی را تو نمی انگاشتم

درد تاریکیست درد خواستن
رفتن و بیهوده خود را کاستن
سر نهادن بر سیه دل سینه ها
سینه آلودن به چرک کینه ها
در نوازش، نیش ماران یافتن
زهر در لبخند یاران یافتن
زر نهادن در کف طرارها


آه، ای با جان من آمیخته
ای مرا از گور من انگیخته
چون ستاره، با دو بال زرنشان
آمده از دور دست آسمان
جوی خشک سینه ام را آب تو
بستر رگهایم را سیلاب تو
در جهانی اینچنین سرد و سیاه
با قدمهایت قدمهایم براه

ای به زیر پوستم پنهان شده
همچو خون در پوستم جوشان شده
گیسویم را از نوازش سوخته
گونه هام از هرم خواهش سوخته
آه، ای بیگانه با پیرهنم
آشنای سبزه واران تنم
آه، ای روشن طلوع بی غروب
آفتاب سرزمین های جنوب
آه، آه ای از سحر شاداب تر
از بهاران تازه تر سیراب تر
عشق دیگر نیست این، این خیرگیست
چلچراغی در سکوت و تیرگیست
عشق چون در سینه ام بیدار شد
از طلب پا تا سرم ایثار شد

این دگر من نیستم، من نیستم
حیف از آن عمری که با من زیستم
ای لبانم بوسه گاه بوسه ات
خیره چشمانم به راه بوسه ات
ای تشنج های لذت در تنم
ای خطوط پیکرت پیرهنم
آه می خواهم که بشکافم ز هم
شادیم یک دم بیالاید به غم
آه، می خواهم که برخیزم ز جای
همچو ابری اشک ریزم های های

این دل تنگ من و این دود عود ؟
در شبستان، زخمه های چنگ و رود ؟
این فضای خالی و پروازها؟
این شب خاموش و این آوازها؟

ای نگاهت لای لائی سِحر بار
گاهوار کودکان بیقرار
ای نفسهایت نسیم نیمخواب
شسته از من لرزه های اضطراب
خفته در لبخند فرداهای من
رفته تا اعماق دنیا های من

ای مرا با شور شعر آمیخته
اینهمه آتش به شعرم ریخته
چون تب عشقم چنین افروختی
لاجرم شعرم به آتش سوختی

 egwpjc.gif

چه کسی خواهد دید

                        مردنم را بی تو

                           گاه می اندیشم خبر مرگ مرا با تو چه کس میگوید

شانه بالا زدنت را بی قید

                        و تکان دادن دستت

                           که مهم نیست زیاد و تکان دادن سر


چرا سلام باید کرد وقتی خداحافظ رویایی ترین و عاشقانه ترین جمله است و چرا سلام باید کرد وقتی شروع کینه است و چرا سلام باید کرد وقتی هیچ پاسخی وجود ندارد و . . . و . . . و ...

با مرگ من هیچ گلی پرپر نمیشود ...
با مردن من هیچ آسمانی ابری نمیشود ...
با مردن من هیچ اتفاقی نمی افتد جز اینکه یک مشت خاک که یک میلیون سال طول میکشه تا بوجود بیاد به خاک زمین اضافه میشود ...
با مردن من فقط یک آه میماند که میگوید : این هم مرد ...
مرگ شروع قصه نیست
                               پایان و مرگ قصه هام
تمومه درد زندگی

                               از این دنیا بدم میاد

تنها سلامی که بی جواب نمی ماند ...سلام بر مرگ...

من قرار نیست بمیرم چون تا زمانی که وقتش برسه برای خوب مردن زندگی میکنم تا هرکسی از قبر من گذر کرد بگوید : سلام بر تو

قصه گفتن را اصلآ دوست ندارم چون نمیتوانم تمامش کنم
ولی قصه خواندن را دوست دارم البته فقط از آخر
چون سلام قصه دروغیه

دوست دارم دوستی عروسکی داشته باشم تا هر چقدر دلم میخواد باهاش حرف بزنم و از ته دل دوسش داشته باشم و براش گریه کنم
ولی چرا سلام به عروسکی کوچک را به دختران اجازه داده میشود و برای مردها جمله ای تحویل میدهند که
مرد گریه نمیکند 
عروسکی درون خودم ساختم تا هیچکس به دختری ندهد چون اون راز مرا میداند
پس
سلام به عروسک درونم
سلام به مرگ
سلام به هر کسی که بدون کینه با من باشد . . .

 43otv94.gif

اینم یکی از شعرهای فروغ فرخزاد

این شعر را برای تو میگویم
در یک غروب تشنه تابستان
در نیمه های این ره شوم آغاز
در کهنه گور این غم بی پایان
این آخرین ترانه لالاییست
در پای گاهواره خواب تو
باشد که بانگ وحشی این فریاد
پیچد در آسمان شباب تو
بگذار سایه من سرگردان
از سایه تو دور و جدا باشد
روزی به هم رسیم که گر باشد
کس بین ما نه غیر خدا باشد
من تکیه داده ام به دری تاریک
پیشانی فشرده ز دردم را
میسایم از امید بر این در باز
انگشتهای نازک و سردم را
آن داغ ننگ خورده که می خندید
بر طعنه های بیهده ‚ من بودم
گفتم که بانگ هستی خود باشم
اما دریغ و درد که زن بودم
چشمان بیگناه تو چون لغزد
بر این کتاب در هم بی آغاز
عصیان ریشه دار زمانها را
بینی شکفته در دل هر آواز
اینجا ستاره ها همه خاموشند
اینجا فرشته ها همه گریانند
اینجا شکوفه های گل مریم
بیقدرتر ز خار بیابانند
اینجا نشسته بر سر هر راهی
دیو دروغ و ننگ و ریا کاری
در آسمان تیره نمی بینم
نوری ز صبح روشن بیداری
بگذار تا دوباره شد لبریز
چشمان من ز دانه شبنمها
رفتم ز خود که پرده بر اندازم
از چهر پک حضرت مریم ها
بگسسته ام ز ساحل خوشنامی
در سینه ام ستاره توفانست
پروازگاه شعله خشم من
دردا ‚ فضای تیره زندانست
من تکیه داده ام به دری تاریک
پیشانی فشرده ز دردم را
می سایم از امید بر این در باز
انگشتهای نازک و سردم را
با این گروه زاهد ظاهر ساز
دانم که این جدال نه آسانست
شهر من و تو ‚ طفلک شیرینم
دیریست کاشیانه شیطانست
روزی رسد که چشم تو با حسرت
لغزد بر این ترانه درد آلود
جویی مرا درون سخنهایم

گویی به خود که مادر من او بود .

fly2.gif

 


 

گرگ هاری شده ام
هرزه پوی و دله دو
شب درین دشت زمستان زده ی بی همه چیز
می دوم ، برده ز هر باد گرو
چشمهایم چو دو کانون شرار
صف تاریکی شب را شکند
همه بی رحمی و فرمان فرار
گرگ هاری شده ام ، خون مرا ظلمت زهر
کرده چون شعله ی چشم تو سیاه
تو چه آسوده و بی بک خزامی به برم
آه ، می ترسم ، آه
آه ، می ترسم از آن لحظه ی پر لذت و شوق
که تو خود را نگری
 مانده نومید ز هر گونه دفاع
زیر چنگ خشن وحشی و خونخوار منی
 پوپکم ! آهوکم
چه نشستی غافل
 کز گزندم نرهی ، گرچه پرستار منی
 پس ازین دره ی ژرف
جای خمیازه ی جادو شده ی غار سیاه
 پشت آن قله ی پوشیده ز برف
 نیست چیزی ، خبری
 ور تو را گفتم چیز دگری هست ، نبود
جز فریب دگری
 من ازین غفلت معصوم تو ، ای شعله ی پک
 بیشتر سوزم و دندان به جگر می فشرم
منشین با من ، با من منشین
 تو چه دانی که چه افسونگر و بی پا و سرم ؟
تو چه دانی که پس هر نگه ساده ی من
 چه جنونی ، چه نیازی ، چه غمی ست ؟
یا نگاه تو ، که پر عصمت و ناز
بر من افتد ، چه عذاب و ستمی ست
دردم این نیست ولی
 دردم این است که من بی تو دگر
از جهان دورم و بی خویشتنم
پوپکم ! آهوکم
تا جنون فاصله ای نیست از اینجا که منم
مگرم سوی تو راهی باشد
 چون فروغ نگهت
ورنه دیگر به چه کار ایم من
بی تو ؟ چون مرده ی چشم سیهت
منشین اما با من ، منشین
تکیه بر من مکن ، ای پرده ی طناز حریر
که شراری شده ام
پوپکم ! آهوکم
گرگ هاری شده ام 

shab-siah.jpg

 

دنیای سایه ها

 

شب به روی جاده نمنک

سایه های ما ز ما گویی گریزانند

دور از ما در نشیب راه

در غبار شوم مهتابی که میلغزد

سرد و سنگین بر فراز شاخه های تک

سوی یکدیگر به نرمی پیش می رانند

شب به روی جاده نمنک

در سکوت خاک عطر آگین

نا شکیبا گه به یکدیگر می آویزند

سایه های  ما ...

 

****

شب به روی جاده نمنک

ای بسا پرسیده ام از خود

زندگی ایا درون سایه هامان رنگ میگیرد ؟

یا که ما خود سایه های سایه های خویشتن هستیم؟

همچنان شب کور
 
میگریزم روز و شب از نور
تا نتابد سایه ام بر خاک

 
در اتاق تیره ام با پنجه لرزان

راه می بندم بر وزنها

 
می خزم در گوشه ای تنها

ای هزاران روح سرگردان
گرد من لغزیده در امواج تاریکی

سایه من کو ؟


***

از تو می پرسم

ای خدا ای ظلمت جاوید..در کدامین گور وحشتنک

عاقبت خاموش خواهد شد

خنده خورشید ؟

من نمیخواهم

سایه ام را لحظه ای از خود جدا سازم

من نمیخواهم

او بلغزد دور از من روی معبرها..یا بیفتد خسته و سنگین

زیر پاهای رهگذرها

او چرا باید به راه جستجوی خویش روبرو گردد

با لبان بسته درها ؟

او چرا باید بساید تن

بر در و دیوار هر خانه ؟

او چرا باید ز نومیدی

پا نهد در سرزمینی سرد و بیگانه ؟

آه ...ای خورشید

لعنت جاوید من بر تو

شهد نورت پر نیمسازد دریغا جام جانم را

با که گویم قصه درد نهانم را

سایه ام را از چه از من دور میسازی ؟

گر ترا در سینه گنج نور پنهانست

بگسلان پیوند ظلمت را ز جان سایه های ما

آب کن زنجیرهای پیکر ما را بپای او

یا که او را محو کن در زیر پای ما

آه ... ای خورشید

 

***

از تو می پرسم

ای خدا ... ای راز بی پایان

سایه بر گور چیست ؟

عطری از گلبرگ وحشتها تراویده ؟

اشک بی نوری که در زندان جسمی سخت

از نگاه خسته زندانی بی تاب ! لغزیده ؟

از تو میپرسم

تیرگی درد است یا شادی ؟

جسم زندانست یا صحرای آزادی ؟

ظلمت شب چیست ؟

شب خداوندا

سایه روح سیاه کیست ؟

وه که لبرزیم..از هزاران پرسش خاموش

بانگ مرموزی نهان می پیچدم در گوش

این شب تاریک..سایه روح خداوند است

سایه روحی که آسان می کشد بر دوش

با رنج بندگان تیره روزش را

آه ...

او چه میگوید ؟

او چه میگوید ؟

خسته و سرگشته و حیران

میدود در راه پرسش های بی پایان

 

فروغ فرخزاد

manet-2.jpg

سوز دل

باورم نمیشه دستات تو ی دست من نباشه

                          رو در و دیوار خونه گرد تنهایی بپاشه

                                    تو همونی که می گفتی تو دنیاهیچکی مثل من نمیشه

                                                  تو همونی که می گفتی قلبم مال تو باشه واسه همیشه

از چه بگویم که دل مرا دیگر حرفی نیست جز ناله ...

این روزها کمتر مسیرم به سمت دلم می خوره اما وای به زمانی که هم مسیر باشیم

مسیری که بارانی و پر از خارهایی که انتظار پای برهنه عابر خاطره ها را می کشند

این روزها که بیشتر شب است تاریک و بی نور حیات

و من نیز هر روز خود را در این ظلمات غرق تر می یابم

و هنوز سوزی را حس می کنم

سوزی که نبودن هوای تازه زندگی را در این ظلمات از یادم می برد

سوز دلم که همواره بار سنگین سوالی بی پاسخ را بر دوش می کشد:

که چرا رفتی؟

 parsa2010.jpg

 

خسته ام ....

 

خسته ام از حرف سكوت

خسته ام از هر واژه كه با تنهايي همرا ه است

مي خواهم نقطه بگذارم در پايان همه اين جملات

شايد باز نتوانم

اما من پر از فردايم

من مقلوب ديروز نخواهم شد

گوشه اتاق كز نخواهم نشست به اميد خاطره

بار ديگر از نو آغاز خواهم كرد وصف تنهايي را

من پر از فردايم

در افق فردايم انتظار جايي ندارد

من به دنبال آسمان خواهم بود

به دنبال طلوع ها

به دنبال دري به سوي اميد

504m22t.jpg

تنها بخشنده ی مهربان...

 

 

 

 

از سر نیاز باز می خوانمت

                          ((خــــــــــــدا))

می دانی جز تو مرا کسی به سرای امید نمی برد

امید ...

همان امیدی که در سیاهی سایه های تاریک تنهایی ام گم شده

تو همیشه تنهایم گذاشتی و به حال خودم وا گذاشتی

می دانم این جسم خاکی بی تو هیچ معنایی ندارد

...

دست هایم مانده به درگاه پنجره

صدای واضحی مرا می خواند

آری غروب است

خیره می شوم به آیینه

کسی در آینه از من می پرسد

                 بی قراری باز

                         بی تابی

روی از آن بر می گردانم می گویم

مرا تابی نیست

        اشتیاقی نیست

                 به این دنیا

شکوه از خود دارم چرا نور امید را هر از گاهی گم می کنم

 

به کنار آسمان می روم

 

دست هایم بلند می کنم می گویم

خدایا براستی که تو مهربان ترین مهربانانی پس از گناهم بگذر که تو تنها بخشنده مهربانی

خداوندا مرا ببخش که چشم بر حقیقتی بستم که برایم از روز روشن تر بود

خدایا مرا ببخش که آنقدر مغرور و خودبین بودم

می دانم جرم من این است که مرز بین عشق و دوست داشتن را نمی دانستم

مرزی به فاصله یک قدم و یک نگاه و یا یک جمله

خدایا مرا ببخش که جز شرمندگی چیزی ندارم

حال باید چه کنم

           باید چه کنم تا از درگاهت بی جواب بر نگردم

بار الهی جز تو که من کسی را ندارم که از او بخواهم مرا ببخشد

خدایا مرا ببخش

      ندانسته و بی آنکه بخواهم کسی را از خود ناراحت می کنم

 

                                  مرا ببخش ... مرا ببخش

.

.

.

سلام به همه ی دوستای گلممممم

ممنون که تو این مدت به یاده من بودید و واسه من نگران شده بودی من الان حالم خوبه فقط دستم یکم شکسته همین دیگه اتفاقه خیل خاصی واسم نیوفتاده

به هر حال از همه شما واسه لطفی که بهم کردید ممنونم

قربانه شما سایه

 

در راهی بی نور قدم می گذارم

قدم هایی کوتاه نا مطمئن

جلوی راهم افسانه هایی را می بینم که هر کدام رازی پشت خود پنهان کرده اند

چهره ها و چشم هایی را می نگردم که دردی در دل خود نگاه داشته اند

از روی جوی خیابان ها می پرم تا راهم یکنواخت نباشد

 

ناگهان پایم پیچ می خورد تعادلم را از دست می دم اما می دانم نمی افتم

دوباره پا در جاده می گذارم

سرم را رو به آسمان می کنم تا آبي آسمان ستایش کنم

دلم غمناک می شود

چون باز ابری سایه اش روی خورشید گسترد و نگذاشت غروب را ببینم

...

نا گهان ظلمت شکافت

آذرخشي فرود آمد ، و مرا ترساند

رگباری نشست بر شانه هایم از در همدلی

اما کوتاه
خواستم سايه را به دره رها کنم اما سکوت نگذاشت

و من همچنان ...

 

 

 

 

1190974432.jpg

ميخواهمت...

چشمانت را میخواهم برای زندگی

دستانت را میخواهم برای نوازش

اسمت را میخواهم برای دلخوشی

دلت را میخواهم برای عاشقی

عطرت رابرای مستی می بویم

صدایت را برای شادی می شنوم

خیالت را برای برواز میخواهم

وخودت را میخواهم برای برستش

اتل متل جدائی

 عروسکم کجایی؟

 گاو حسن پریشون

 یه دل دارم پر از خون

 عشقم رفته هندستون

 خونم شده قبرستون

 یه عشق دیگه بردا

ر یه دنیا غصه بردار

 اسمشو بذار بچگی تا آخر زندگی

 آچین و واچین تموم شد

 عمر منم حروم شد !!

I%20Love%20U%20%2810%29.gif


 

مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک              چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم


 سلام به خدا. به بهار ...

سلام به کسی که ناقوس قلبش آهنگ عشق می نوازد او که صدایش ترنم دلنشین باران و نگاهش

فروغ مهتاب است...

باور کن اگر زندگی بودم تا ابد برایت می ماندم

حال که آمدی می خواهم آهنگ دلنواز زندگی را برایت بخوانم

می خواهم نغمه های دلم را  که  از در د جانسوز رسیدن نشئت گرفته

می خواهم تا تو هستی از نی بگویم . پس:

بشنو از نی چون حکایت می کند                از جدایی ها شکایت می کند

عاشق خود را خواستگاه ديگران مي‌كند. اوست كه خود را فداي خواسته‌اي كرده و آن، اجابت است. اجابت، در عزيمت است. فصل عزيمت، تابستان است. مثل فصل تابستان كه فصل سوختن است. فصل به آفتاب رسيدن. فصل به بارنشستن. در تابستان آفتاب بيشتر پيش ماست و نزديكتر، بهتر مي‌توان به آن رسيد. در راه رسيدن به آفتاب، فقط بايد در مقابلش قرار گيريم. او نور خود را به ما مي‌رساند. او به هيچ نوري نياز ندارد، چون خودش منبع بزرگ نور است. او فقط نور است.

هنگاميكه در مسير قرار مي‌گيريم، هر قدمي كه بر مي‌داريم، دقيقاً نزديكي به او را احساس مي‌كنيد نه تنها شما به او نزديك مي‌شويد، بلكه او نيز به استقبال شما مي‌آيد چون عاشق است. اوست كه شما را بطرف خود و خود را به طرف شما مي‌رساند. صبرش، در رسيدن ماست.

مي‌توان در ذهن به او رسيد، مي‌توان در دل به او رسيد، و اين دو با هم فرق مي‌كند. آنهايي كه به اعتقاد و باور پيش مي‌روند، در ذهن به او مي‌رسند و آنهايي كه رنج پيمودن راه رسيدن را طي كرده باشند، در دل به او مي‌رسند. كه اين رنج، عذاب نيست، فراق است. راه اول آسان است، ‌بهمراه تشويش و گاهي دودلي، راه دوم آسانتر، بدون تشويش و دودلي.

در راه رسيدن بايد تصورات القائي را كنار گذاشت. در راه رسيدن، تصورات القائي و خيالي كنار مي‌رود ذهن، منظرگاه ضبط زيبايي‌ها و الهامات اوست و ديگر تواني براي پردازش ندارد. اين پيمودن راه رسيدن است كه ارزش رسيدن را تعيين مي‌كند. تنها اميدوارم در راه رسيدن، از مرز ديوانگي نگذريم و در درياي هستيمان غرق نشويم. امّا كساني از جزيره‌اي نجات پيدا مي‌كنند كه تن به آب دهند و دل به دريا، تا بتوان به خشكي واقعي رسيد. مرز ديوانگي و عاقلي به اندازه سطح آب و زير آب است.

عارفان،همان كساني هستند كه در راه رسيدن به آفتاب بسر مي‌برند و هميشه از درون به بيرون مي‌نگرند و حالت خود را در همه زمانها و مكانها حفظ مي‌كنند.آنها تا رسيدن به او،در راه او،قدم بر مي‌دارند.وجود درخشانشان از نورشان است كه به سمت او مي‌رود،چون عشقشان در اوست

به او عشق مي‌ورزيم، چون او نيز به ما عشق مي‌ورزد. به او مي‌رسيم چون او خود را به ما رسانده، در او غرق مي‌شويم، چون او در ما غرق شده، براي او حيات مي‌كنيم، چون او خود را براي ما به حيات رسانده. دنياي او، دنياي ماست و دنياي ما، دنياي رسيدن است. دنياي ما، درون ماست.

نگاهم بوی باران گرفته بود...

تقدیم به نیلوفری که گلبرگهایش را باز خواهد کرد...


کنار تاب پنجره ی خیالم برای توکه آشنا ترین آشنایی جام عشق را با انتظار سیراب

میکنم.

کنار عطر یاسها صدای زیبایت را عاشقانه با هر نسیم فریاد میزنم

کنار رسم وعادتهای خوشبختی برای گلخانه ی آرزوهایت از دل و جانم دعامی کنم.

در کنار قداست اشکهای وصالم می خواهم تندیس امید وارزوهایم را تقدیمت کنم

نگاهم بوی باران گرفته بود

وقتی دیدم صدها نفر به انتظار نشسته اند  و وای بر من که تا به امروز از این انتظار چیزی

نمیدانستم

شبها آرام می خوابیدم و صبح ها با عشق بیدار میشدم وغافل از اینکه آن همه چشم در

انتظار آمدنم بودند

باید می بودی و میدیدی...

مگر از دنیا چه کم میشد؟

میدیدم آن همه کودک معصوم و بی گناه به جای اینکه در زیر آسمان آبی خدا روی زبری

اسفالتها لی لی بکشند و و نگاهشان به سنگهای مرمری باشد که روی کدام شماره افتاده

است باید روی این تختها دراز بکشند و گاهی از پنجره نگاهی به آسمان کنند وگاهی به

زمین...

1216951506.jpg

 

 

heart.gif

 اشک ماه

 

شبها چقدر ملال آورند.

اصلا ٬ ملال درخود کلمه ی شب ختم می شود.

ماه اما هرشب٬ در این شبهای جانکاه٬ با تمام دلخستگی هایش٬

از آن اوجها سر فرود آورده٬ در آیینه ی زلال چشمه سار نور خویش٬

با تمام پیری اش٬ با تمام خستگی اش٬ با تمام غرورش

چهره ی چروکیده ی خود را می نگرد.

پنهان از مردمان و  در خلوت ظلمات٬ اشکی به حال خود می ریزد.

آه از این خستگی

آه از این چروکیدگی

آه از این همه شب

آه از این همه شب زنده داری

آه

آه

آه ...

                                     **********

چه غم انگیز است که چشم انتظار شب بمانی و روزها را بدان امید٬ به شب برسانی.

غم انگیزتر آن است که شب را در حسرت رسیدن صبح بیدار بمانی و رسیدن روز را انتظار کشی.

غم انگیزتر از هر دو آن است که از این همه تکرار٬ دلزده باشی.

 

                                    **********

 

بی تو ٬ روزها را در تمنّای فرا رسیدن شبها٬ می شمارم.

چون شب سایه ظلمت خویش را بر سرم می افکند٬

ظلمت - که عمری است  در آن غرق شده ام -٬ به ستوهم می آورد.

باز با همان تمنَای روزانه٬ خسته تر از روزهای انتظار٬ چشم به افقهای ناپیدا می دوزم

تا کی این شب غم بار به سر آید

و باز روز از نو و روزی از نو.

 تا کی این روزهای ملال ٬

 سرآیند ...!!!

 

امروز اولين روز از بقيه ي عمر ماست...
                                                          ***
همه ي ما دل بزرگي داريم..خيلي بزرگ....چون گاهي دلمون به وسعت آسمون و زمين ميگيره....
                                                          ***

بازي شروع شد...دويدم....دست و پا زدم....غرق شدم....دل شکستم...عاشق شدم...بيرحم شدم...مهربان شدم...بچه بودم...بزرگ شدم...پير شدم...بازي تمام شد....زندگي را باختم...
                                                          ***
براي کشتن يک پرنده يک قيچي کافيست...خاطره ي پريدن با او کاري ميکند که خودش را به اعماق دره ها پرت کند...
                                                          ***

ماشين زندگيت رو جلوي هر خونه اي پارک نکن....ممکنه چرخهاي قلبت رو پنچر کنن
                                                          ***
حقيقت نه با شنا کردن بلکه با غرق شدن کشف مي شود شنا کردن حادثه ايست که در سطح اتفاق مي افتد غرق شدن تو را به اعماق بي انتها مي برد
                                                          ***

عشق با غرور زيباست ولي اگر عشق را به قيمت فرو ريختن ديوار غرور گدايي كني... آن وقت است كه ديگر عشق نيست صدقه است.
                                                          ***
اين خيلي خوبه که حد اقل افکارمون ماله خودمونه!

7y7jjb8.gif

منتظر می مانم

2weawi9.gif

منتظر می مانم

تا طلوع خورشید  تا شبم کوچ کند  به سحرگاهی یک روز قشنگ  تا که پاییز و زمستان بروند  تا بتابد آفتاب تا ببارد باران به تن سوخته خشک زمین       منتظر می مانم٪ 

 

چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید

 

قضاوت خوب محصول تجربه است وتجربه محصول قضاوت بد.

غیبت حاصل قضاوت های زود هنگام و بی پروای ماست و خراب شدن پل ها میان آدم ها حاصل غیبت های مکرر.

مثبت اندیشی و گفتگو با خود =انگیزه و نشاط.

تلاش شما مانند سپرده بانکی است! منتظر سود آن باشید.

دروغ/غیبت/احساس گناه/بد دهنی/خشم و ترس را رها کنیم.

بخواب آرام

بخواب ای عشق جاویدان   در این روئیای دیرینه   صدای هیچ مجنونی نمی آید    بخواب آرام

پس آسوده خاطر باش    که در فکرم دگر چیزی به جز فکرت نمی آید   بخواب ای حس بی پایان

نوای لرزش دستان   سردم باش  بخواب و در میان   خوابها وهم و آشفته   به دنبال نگاهم باش 

می خواهم بخوابم باز    در روئیا کنارم باش

 

اگه بی پناه شدی/اگه دلت گرفت/اگه شکست/اگه تنها موندی/اگه اشکات سرازیر شدن اگه...

اون موقع است که خدا عاشقت شده اگه دستت رو نگرفت  و باز هم احساس تنهایی کردی اون لحظه است که داری به خوشبختی نزدیک می شی ولی حیف که خودت خبر نداری!!!


 

 

f_dddm_f43ea07.jpg

زندگي را مي توان درغنچه ها تفسير کرد

با نگاه سبز باران عشق را تعبير کرد

 زندگي راپر ز احساس کبو تر ها نمود

کينه را با نگاه ساده اي زنجير کرد

همچو شبنم چشم را درچشم شقايقهاگشود

طرح يک لبخند را بر برگ گل تصوير کرد

زندگي را مي توان در خلوت هر صبحدم

با وضوئي با دعايي با  خدا  تقدير کرد

تو را من چشم در راهم شباهنگام

که می گیرند بر شاخ تلاجن سایه ها رنگ سیاهی

وزآن دل خستگانت راست اندوهی فراهم

                                                              تو را من چشم در راهم شباهنگام

در آن دم که بر جا دره ها چون مرده ماران خفتگانند

در آن نوبت، که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام

گرم یاد آوری یا نه، من از یادت نمی کاهم

                                                              تو را من چشم در راهم شباهنگام....

دلم هواي غريبي ميكند ، دلم با توست و در دلم احساس
خوشنودي ميكنم . دلم تنها تو را ميخواهد و تنها جوش تو را میزند .
وقتي تو را ميبينم دلم به لرزه مي افتد ، به خود افتخار ميكنم.
در دلم احساس رضايت ميكنم ، چون در قلب من حك شده اي.
تو مانند گل در قلبم شکفتي و رشد كردي و الان مانند يك كوه
در دلم استوار شده اي و هيچ چيز نميتواند آن را بشكند و حالا
خوشحالم از اين كه مثل آفتاب ، بر زندگيم طلوع كردي و همه
خاطرات خوبم را رقم زدي ، صادقانه ميگويم ، اگر روزي نباشي
 من هم نيستم چرا كه زندگيم به بودن تو وابسته است ...

4kbzsrt.jpg

وقتی دلتنگ شدی به یاد بیار کسی رو که خیلی دوستت داره.                                                    

وقتی نا امید شدی به یاد بیار کسی رو که تنها امیدش تویی.

وقتی پر از سکوت شدی به یاد بیار کسی رو که به صدات محتاجه.

وقتی دلت خواست از غصه بشکنه به یادبیار کسی رو که تو دلت یه کلبه ساخته.

وقتی چشمات تهی از تصویر شد به یاد بیار کسی رو که حتی تو عکسش هم بهت لبخند می زنه.

وقتی به انگشتات نگاه کردی به یاد بیار کسی رو که دستای ظریفش لای انگشتات گم می شد.

وقتی شونه هات خسته شد به یاد بیار کسی رو که هق هق گریه اش شونه هات رو می لرزوند.

وهمیشه یادت باشه که:

                                          همیشه در قلب منی 

فکر کنم دیگه داشتی جیغ می کشیدی
دیگه بلندی صدات از فریاد گذشته بود
هنوز یادمه که چی میگفتی
(به خدا دوست دارم)
(به خدا دوست دارم)
آره همین رو می گفتی
هنوز چشمات رو هم یادمه
انگار داشت سیل می اومد
یه چیزای دیگه هم یادم می یاد هنوز
حرفای توو دل خودم رو هنوز یادمه
که به خودم میگفتم
(داره دروغ میگه)
(دروغ)
آخرین باری که صورتت رو دیدم
4 سال پیش بود
نمی دونم چرا هیچ وقت اون قیافه معصومت از یادم نمیره
نمی دونم چرا هنوز تو درک کردن اون جمله آخریت شک دارم
4 سال پیش من رفتم برای همیشه...
OOOKOTY.jpgکاش بودي تا دلم تنها نبود تا اسير  
 

غصه فردا نبود

 کاش بودي تا نگاه خسته ام بي خبر از موج و دريا نبود

کاش بودي تا دو دست عاشقم غافل از لمس گل مينا نبود

 کاش بودي تا زمستان دلم اين چنين پر سوزپر سرما نبود

 کاش بودي تا فقط باور کني بعدتو اين زندگي زيبا نبود

 

ورود زير ۱۶ سال ممنوع!!!

marg-b.jpg

مجموعه كاملي از مرگ هاي واقعي انسانها

مجموعه کاملی از اجساد-آتش زدن اجساد-سوخته شدن مردم

نصف شدن مرد در زیر قطار-سر بریدن یک زن توسط یک دزد

نمایش سقوط هواپیما و نشان دادن اجساد پودر شده

قطع شدن پای افراد-خورده شدن انسانها توسط سگهای حار

خورده شدن انسان توسط کوسه

سهل انگاری یک شعبده باز و فرو رفتن تیغ ها به سر خودش

پیدا کردن اندام انسان در شکم کوسه

و...

 قيمت: 4900  تومان    تعداد: 3 Vcd

خرید پستی

 leopard2.jpg

مستد بسیار زیبا از حمله حیوانات وحشی مانند پلنگ - شیر - خرس و ... به انسانهای بی گناه

مستند حوادث طبيعي

TroyatIvanTheTerrible.jpg

  رانندگي - موتور سواري - عذاب دادن حيوانات

bear_attack-thumb.jpg

Hteribble.gif

خرید پستی

Front.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دانلود آهنگ زیبای حمید رهنورد

xapier.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

دانلود آهنگ بسیار زیبای پاشو پاشو با صدای علی رضا

 

3fsl0.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

6z36s1.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

23ve42r.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

144d6ch.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دانلود آهنگ سامیار و احسان

دانلود آهنگ احسان خواجه امیری

 

00150455.jpg

بیوگرافی Crazy Frog

Metallica_Signed_Photo2.jpg

بیوگرافی Metallica

fantastic%20four%20jessica%20alba.jpg

 

linkin3yz.jpg

Linkin%20Park.jpg

گروه لینکین پارک

Jessica%20Alba%20thumb.jpg

جسیکا آلباjessica-alba-homepage.jpg

 

Enrique_63.jpg

بیوگرافی انریکو

t6xc9h.jpg

holacover9up.jpg

2ia36zq_th.gif

راوی یکی از بینندگان “صبح”بوده و صد البته سخنان وی از جهت آشنایی با فرقه ضاله شیطان پرستی یا یزدیان انعکاس میابد که با مشورت با برخی دوستان روحانی مطلع ظاهراً تا حد زیادی مطابق با واقع است؛ در ذیل بخشی از این موضوع آورده شده است،به جهت آشنایی مومنان با این فرقه ضاله: 

*نام شيطان پرستى به گفته خود اعضای این فرقه ضاله ، پس از اسلام به پيروانشان داده شده است. اهل اين فرقه ضاله اما،به شدت از اين نام بيزارند و آنرا توهين به خود و به فرشته مقرب خدا “ملك طاووس” میدانند كه به صفت شيطان متصف شده است.

  

صبح نیوز:من در مسافرتی به كردستان عراق و شهر “دهوک”بزرگترین شهر مرزی بین سوریه وعراق سفر كردم. 

اواخر ماه جولاى بود كه يكشب در رستوران هتل با يك مرد روحانى که مشغول خوردن مشروب بود آشنا شدم. يكى از دوستان در معرفی وی گفت:كه او رهبر شيطان پرستان است.  

وی خود را پیرو “دين (ضاله) يزيدى”، می نامید. وی مدعی بود که:دين يزيدى هزاران سال به دين زرتشت قدمت دارد. مراسم حج يزيديان در “پرستشگاه لالش” به رسم هر ساله برگزار می شد.

لالش روستائى است در مركز كردستان عراق كه از شهر دهوك نزديك به سه ساعت با ماشين فاصله دارد. پرستشگاه لالش كه به آتشكده‌اى بزرگ میماند در مركز اين روستا بر فراز تپه‌اى بنا شده كه ظاهرا بايد خيلى قديمى باشد. وقتى به لالش رسيديم روستا مملو از جمعيت منحرف “یزیدیان”بود.

جوانترها، دختر و پسر، با پاى برهنه ﴿مطابق با مراسم﴾ در كوچه‌ها قدم میزدند و برخى از آنها روى بام بلندخانه‌اى به آهنگ كردى دست در دست هم انداخته بودند و میرقصيدند. صبح ،زنها به پخت و پز در ديگهاى مسى بزرگ بر اجاقهاى سنگى مشغول بودند.

پرستشگاه لالش از سه قسمت تشكيل میشود:شبستان، محوطه حياط و صحن دوزخ جائيكه مراسم حج در آن برگزار میشود. وقتى من به شبستان میرسم نزديك به صد نفر مرد، اكثرا در لباس كردى و بعضا با سر و وضع شيك، دور سالن بزرگ نشسته‌اند و دو بدو و چند به چند دارند با هم حرف میزنند.

مردى از قهوه‌جوشى دسته بلند در استكانهائى به كوچكى انگشتانه قهوه‌اى به تيرگى قير و به تلخى زقوم میريزد ﴿زقوم: گويند درختى است در جهنم داراى ميوه‌اى بسيار تلخ كه دوزخيان از آن خورند)و دور میگرداند. مردى با چپى عگال به سر مامور میشود ما را در مراسم حج همراهى كند.

سر در عمارت مربوطه مثل سر در همه مساجد و كليساها پر از نقش و نگار است. اما آنچه جلب توجه میكند نام “طاووس ملك” است كه به صورت سنگ برجسته بر ديوار نقش بسته است.

  

“يزيديان” اعتقاد دارند كه “جهان و هرچه در او هست” از چهار عنصر اصلى يعنى آب، باد، خاك و آتش تركيب يافته است.

خداوند به ادعاى این گروه ضاله، كه در تمام كتابهاى مقدس عنوان شده، انسان را از آب و خاك آفريد در حاليكه به باور خودشان فرشتگان درگاه ابديت همه از جنس آتشند. و آتش به باور آنها بر گل ﴿ممزوج آب و خاك﴾ ارجحيت دارد.صبح،از اين رو وقتى خداوند از همه فرشتگان بارگاهش ﴿از جمله ملك مقرب، طاووس﴾ میخواهد كه در مقابل ساخته دست او، آدم، تعظيم كنند، ملك طاووس از اين دستور ايزدى سر میپيچد و از همان زمان سر به شورش میگذارد، شورشى كه تا روز حشر ادامه خواهد داشت و فرقه ضاله يزيديان آنرا شورشى بر حق میشناسند!!!!!!

و اما دوزخى كه در پرستشگاه لالش بودتنها چند دخمه غار مانند تار و تيره بود با خمره‌هائى كه كنار هم چيده شده بودند و رويشان رنگ مشكى ريخته بودند تا فضا را مرموزتر و ترسناكتر كنند.

درهاى دخمه آنقدر كوتاه بودند كه بايد خميده از آنان میگذشتى و اگر دقت نمیكردى ممكن بود سرت به ديوار ناصاف غار میخورد. با اينهمه حتى بچه‌ها هم از اين دوزخ نمیهراسيدند.

بخش مهم و تعيين كننده اين مراسم، صبح جدا از گره زدن به پارچه‌هائى كه به ستونهائى بسته شده‌اند ﴿مثل دخيل بستن﴾ يا طواف كردن دور مقبره‌اى كه لابد گور يكى از قديسان يزيدى است، پرتاب دستمال به سنگ برجسته‌اى است كه از ديواره غار بيرون زده است. اصلى‌ترين مرحله حاجى شدن اين است كه با چشمان بسته از فاصله شش هفت مترى دستمال سياهى را كه به بزرگى چارقد زنان كرد است به طرف اين سنگ پرتاب كنى.

اگر در سه بار موفق شوى دستمال را به برجستگى سنگ گير بدهى حج‌ات قبول شده است وگرنه بايد صبح،روز ديگر برگردى و دوباره تلاش كنى.من شاهد بودم كه بسيارى موفق نشدند از اين آزمايش بگذرند.ونهایتاً آنان که موفق شوند “حاجی فرقه ضاله”می شوند.

nfmjgn_th.jpg

259c1l0_th.jpg

30bcy6b_th.jpg

تفریحی

ifviiw_th.jpg

fjqagx_th.jpg

 

کیک زرد

 

نویسنده کامران   

۱۲ فروردين ۱۳۸۷


کیک زرد یا Yellowcake که بنام اورانیا (Urania) هم شناخته می شود در واقع خاک معدنی اورانیوم است که پس از طی مراحل تصفیه و پردازشهای لازم از سنگ معدنی آن تهیه می شود. تهیه این ماده به منزله رسیدن به بخش میانی از مراحل مختلف تصفیه سنگ معدن اورانیوم است و باید توجه داشت که فاصله بسیار زیادی برای استفاده در یک بمب اتمی دارد.
روش تهیه کیک زرد کاملآ به نوع سنگ معدن بدست آمده بستگی دارد، اما بطور معمول از طریق آسیاب کردن و انجام پردازش های شیمایی بر روی سنگ معدن اورانیوم، پودر زبر و زرد رنگی بدست می آید که قابلیت حل شدن در آب را ندارد و حدود ۸۰% غلظت اکسید اورانیوم آن خواهد بود. این پودر در دمایی معادل ۲۸۷۸ درجه سانتیگراد ذوب می شود.



روش تهیه

در ابتدا سنگ معدن توسط دستگاههای مخصوصی خرد شده آسیاب می شود و پس از آن برای جدا سازی اورانیم و بالا بردن خلوص خاک سنگ، آنرا در حمامی از اسید سولفوریک، آلکالاین و یا پراکسید می خوابانند، این عمل برای بدست آوردن اورانیوم خالص تر صورت می گیرد.

پس از این محصول بدست آمده را خشک و فیلتر می کنند و نتیجه آن چیزی خواهد شد که به کیک زرد معروف است. امروزه روشهای جدیدی برای تهیه این پودر اورانیوم وجود دارد که محصول آنها بیشتر از آنکه زرد باشد به قهوه ای و سیاه نزدیک است، در واقع رنگ ماده بدست آمده به میزان وجود ناخالصی ها در این پودر دارد.

نهادن این نام بر روی این محصول به گذشته بر می گردد که کیفیت روشهای خالص سازی سنگ معدن مناسب نبود و ماده بدست آمده زرد رنگ بود.



مواد تشکیل دهنده کیک زرد

قسمت بیشتر کیک زرد (معادل ۷۰-۹۰ درصد وزنی) شامل اکسید های اورانیوم با فرمول شیمیایی U۳O۸ - و یا سایر اکسید ها - است، و مابقی آن از دیگر موادی تشکیل شده است که مهمترین آنها عبارتند از :


- هیدراکسید اورانیوم با فرمول شیمایی UO۲(OH)۲ یا UO۲)۲(OH)۲) که در صنایع ساخت شیشه و سرامیک از آن استفاده می شود. این ماده تشعشع رادیو اکتیو دارد و باید تحت شرایط خاصی نگهداری و حمل شود.

- سولفات اورانیوم با فرمول شیمیایی (U۰۲S۰۴) که ماده ای بی بود با رنگ زرد لیمویی است.

- اکسید اورانیوم زرد (یا اورانیت سدیم) با فرمول شیمیایی Na۲O (UO۳)۲.۶H۲O که ماده ای با رنگ زرد - نارنجی است.

- پراکسید اورانیوم با فرمول شیمیایی UO۴·nH۲O با رنگ زرد کم رنگ.
یکی از کاربردهای کیک زرد تهیه هگزا فلوراید اورانیوم است. این گاز در حالت عادی حدود ۰.۷ درصد شامل ایزوتوپ ۲۳۵ است و مابقی آن ایزوتوپ ۲۳۸ است. در مرحله غنی سازی درصد U-۲۳۵ به حدود ۳.۵ یا حتی بیشتر افزایش داده می شود.

کاربردها

کیک زرد عمومآ برای تهیه سوخت رآکتورهای هسته ای بکار برده می شود، در واقع این ماده است که پس از انجام پردازشهایی به UO۲ تبدیل شده برای استفاده در میله های سوختی بکار برده می شود.

این ماده همچنین میتواند برای غنی سازی تبدیل به گاز هگزا فلوراید اورانیوم یا UF۶ تبدیل شود، چرا که در اینصورت می تواند چگالی ایزوتوپهای اورانیوم ۲۳۵ را در آن افزایش داد.

در هر صورت کیک زرد در اغلب کشورهایی که معادن طبیعی اورانیوم دارند تهیه می شود و تولید این ماده مشکل خاصی ندارد و بطور متوسط سالانه ۶۴ هزار تن از این ماده در جهان تولید می شود.

کانادا یکی از تولید کنندگان این ماده است، این کشور دارای معادنی است که خلوص سنگ اورانیوم آنها به ۲۰% هم می رسد، در آسیا نیز کشوری مانند قزاقستان دارای صنایع بزرگ تولید این پودر است.

قیمت این پودر در بازارهای بین المللی چیزی حدود ۲۵ دلار برای هر کیلو است.

 

 

منبع : slate.com, wikipedia.org 

 

برگشت

 

نيروگاههاي هسته اي وبمب هاي هسته اي چگونه كار ميكنند؟

 

نویسنده کامران   

۲۰ فروردين ۱۳۸۶

ين روزها در مجلات,روزنامه ها,تلويزيون وغيره از همه چيز ميشنويم ولي بيشتر از همه فعاليت هاي صلح آميزوغير صلح آميز هسته اي است كه ذهنمان را مشغول ميسازد.در اينجا سعي بر آن است كه مطالب حتي الامكان به صورت عامه فهم وبه گونه اي كه حق مطلب ادا شود,براي شما توضيحاتي پيرامون بمب هاي هسته اي ,تشعشعات هسته اي ونيروگاههاي هسته اي عنوان شود.

 

قبل از اينكه به اصل موضوع بپردازيم خدمت دوستان خوبم بايد عرض كنم كه اين مطالب ممكن است براي عده اي از دوستان بسيار پيش پا افتاده وساده باشه به هر حال شما به بزرگي خودتون ببخشيد و اينو هم در نظر بگيريد كه مخاطب هاي اين وبلاگ ممكنه از هر قشري باشند پس ما هم مجبوريم كه ملاحظه حال اونا رو هم بكنيم....

و اما اصل موضوع....

ميدانيم كه دنياي اطرافمان از 92 عنصر موجود در طبيعت ساخته شده است. به اين شكل كه عناصر از اتم ها ساخته شده اند وتشكيل مولكول آن عنصر را ميدهند و اگر اين مولكولها در كنار يكديگرقرار گيرند ماده بوجود مي آيد. بسياري از مواد از عناصر مختلف تشكيل شده اند بنابراين اتم هاي مختلفي در آنها وجود دارد. لازم به ذكر است قطر اتم 10 به توان منفي ده متر ميباشد واندازه هسته در مركز اتم0001/0 بزرگي اتم كوچكتر است و يا به عبارتي دقيقتر قطر كامل هسته به طور ميانگين 10به توان منفي 15 متر ميباشد.

ابتدا به تشريح ساختمان اتم ميپردازيم:

در داخل هر اتم سه ذره وجود دارد:الكترون با بار منفي , پروتون با بار مثبت و نوترون خنثي. بارهاي همنام يكديگر را دفع و بارهاي غير همنام يكديگر را جذب ميكنند بجز نوترون كه هيچ عكس العملي ندارد.

هسته اتم هر عنصر از پروتون و نوترون تشكيل شده است كه مجموع تعداد آنها را عدد اتمي آن عنصر ,وبه آنها نوكلئون ميگويند. لازم به ذكر است جرم نوترون 675/1ضربدر 10 به توان منفي 27 كيلوگرم ,وجرم پروتون 673/1ضربدر 10 به توان منفي 27 ميباشد.

پروتون هاي تشكيل دهنده هسته اتم چون داراي بار مثبت هستند پس طبيعي است كه يكديگر را دفع كنند براي جلوگيري از اين اتفاق نوترون ها مانند چسبي از متلاشي شدن هسته جلوگيري ميكنند.الكترون ها نيز در مدارات بيضي شكل و نامنظم در اطراف هسته با سرعت بسيار زياد در حال گردشند وهر چه اين الكترون ها به لايه والانس نزديكتر ميشوند تعلق آنها به هسته كاهش ميابد(بر اساس مدل اتمي بور).

اما اگر بخواهيم علمي تر بحث كنيم بايد بگوئيم تقريبا سه نيرو در هسته هر اتم وجود داردكه يكي از آنها سعي در انهدام هسته و دو تاي ديگر سعي در پايداري هسته دارند. اولي نيروي كولني يا همان دافعه پروتوني ميباشد , دومي نيروي گرانش ناشي از جاذبه بين ذرات جرم دار است وسومي كه مهمترين دليل جلوگيري از متلاشي شدن هسته ميباشد همان نيروي هسته اي است. دقت كنيد نيروي كولني بسيار ناچيز است و نميتواند به تنهايي هسته را متلاشي كند و نيروي گرانش ذرات نيز بسيار كم ميباشد و توانايي در تعادل نگه داشتن هسته را ندارد,در واقع اين نيروي هسته اي است كه اتم را در تعادل نگه داشته و از واپاشيده شدن نوكلئون ها جلوگيري ميكند. براي توضيح اين نيرو بايد گفت اگر فاصله بين پروتون و نوترون از 5 ضربدر 10 به توان منفي 15 متر(5فمتو متر) بيشتر شود نيروي هسته اي وجود ندارد , بر عكس اگر اين فاصله از مقدار ياد شده كمتر شود نيروي هسته اي بيشترميشود بدين طريق هسته از متلاشي شدن نجات ميابد.

سال 1905 در يك آپارتمان كوچك در شماره 49 خيابان كرامر گاسه در برلين (منزل مسكوني اينشتين)اتفاق بزرگي افتاد ; كسي چه ميدانست با كشف فرمول معروف نسبيت خاص E=mc2 ميتوان جان هزاران نفر را در هيروشيما و ناكازاكي گرفت و يا اينكه براي ميليون ها نفر در سرار جهان برق و انرژي توليد كرد ؟!

فرمول E=mc2 به ما ميگويد كه اندازه انرژي آزاد شده برابر است با تغييرات جرم جسم تبديل شده در مجذور سرعت نور. به اين معني كه اگر ما جسمي به جرم مثلا يك كيلوگرم را با سرعتي نزديك به سرعت نور به حركت درآوريم انرژي معادل 9ضربدر10به توان 16 ژول خواهيم داشت كه رقم بسيار وحشتناكي است ولي واقعيت اين است كه چنين چيزي غير ممكن است !!! چرا ؟

چون بر اساس همان فرمول نسبيت حركت با سرعت نور براي اجسام غير ممكن است. براي درك بهتر موضوع فرمول را به شكل ديگري مينويسيم : m=E/C2 اگر C2 ثابت فرض شود به روشني پيداست كه انرژي و جرم نسبت مستقيم با يكديگر دارند ,حال اگر ما بخواهيم جسمي به جرم m را با سرعت نور © به حركت درآوريم طبيعتا بايد به آن انرژي بدهيم و از آنجا كه m و E با يكديگر نسبت مستقيم دارند پس هر چه انرژي بيشتر شود m نيز بزرگتر ميشود ودر واقع قسمت اعظم انرژي صرف ازدياد جرم ميشود تا سرعت دادن به جسم . پس تقريبا به بي نهايت انرژي نياز داريم واين همان چيزي است كه حركت با سرعت نور را براي اجسام غير ممكن ميكند.

قبل از اينكه توضيحات بيشتري داده شود لازم است كمي هم در مورد راههاي آزاد كردن انرژي هسته اي بگوئيم.

به طور كلي انرژي موجود در هسته به دو روش آزاد ميشود :

1 - روش شكافت هسته اي كه در آن يك اتم سنگين مانند اورانيوم تبديل به دو اتم سبكتر ميشود . ويا به عبارتي ديگر وقتي كه هسته اي سنگين به دو يا چند هسته با جرم متوسط تجزيه ميشود ميگويند شكافت هسته اي رخ داده است و وقتي هسته اي با عدد اتمي زياد شكافته شود , مقداري از جرم آن ناپديد وبه انرژي تبديل ميشود(طبق قانون نسبيت).

2 - روش همجوشي (گداخت هسته اي) ; كه در آن دو اتم سبك مانند هيد روژن تبديل به يك اتم سنگين مانند هليم ميشود. درست همانند اتفاقي كه در حال حاضر در خورشيد مي افتد, كه در هر دو حالت انرژي قابل توجهي آزاد مي شود.

در حال حاضر اكثر بمب هاي هسته اي ونيروگاههاي هسته اي بروش شكافت هسته عمل ميكنند .

حال دوباره به توضيحات مربوط اتم بر ميگرديم . در اينجا لازم است نكاتي را در مورد پايداري و ناپايداري توضيخ دهيم...

اگرما 13 پروتون را با 14 نوترون تركيب كنيم هسته اي خواهيم داشت كه اگر 13 الكترون در اطراف آن گردش كنند يك اتم آلومينيوم را ميسازند .حال اگر ميلياردها عدد از اين اتم ها را در كنار هم قرار دهيم آلومينيوم را مي سازيم(AL27) كه با آن انواع وسايل نظير قوطي ها و درب وپنجره ها و غيره... را ميتوان ساخت.

حال اگر همين آلومينيوم را در شيشه اي قرار دهيم ! وچند ميليون سال به عقب برگرديم اين آلومينيوم هيچ تغييري نخواهد كرد ,پس آلومينيوم عنصري پايدار است . تا حدود يك قرن پيش تصور بر اين بودكه تمام عناصر پايدار هستند. مساله مهم ديگر اينكه بسياري از اتم ها در اشكال متفاوتي ديده مي شوند . براي مثال : مس دو شكل پايدار دارد , مس 63 ومس 65 كه به اين دو نوع ايزوتوپ گفته مي شود .هر دوي آنها 29 پروتون دارند اما چون در عدد اتمي 2 واحد فرق دارند به سادگي مي توان فهميد كه تعداد نوترون هاي اولي 34 وديگري 36 است وهر دوي آنها پايدار هستند.در حدود يك قرن پيش دانشمندان متوجه شدند گه همه عناصر ايزوتوپ هايي دارند كه راديواكتيو هستند.مثلا : هيدروژن را در نظر بگيريد , در مورد اين عنصر سه ايزوتوپ شناخته شده است.

1 - هيدروژن معمولي يا نرمال (H1) در هسته اتم حود يك پروتون دارد وبدون هيچ نوتروني. البته واضح است چون نيازي نيست تا خاصيت چسبانندگي خود را نشان دهد چرا كه پروتون ديگري وجود ندارد.

2 - هيدروژن دوتريم كه يك پروتون ويك نوترون دارد و در طبيعت بسيار نادر است. اگرچه عمل آن بسيار شبيه هيدروژن نوع اول است براي مثال ميتوان از آن آب ساخت اما ميزان بالاي آن سمي است.

هر دو ايزوتوپ ياد شده پايدار هستند اما ايزوتوپ ديگري از هيدروژن وجود دارد كه ناپايدار است !

3 - ايزوتوپ سوم هيدروژن (تريتيوم) كه شامل دو نوترون و يك پروتون است. همان طور كه قبلا گفته شد اين نوع هيدروژن ناپايدار است . يعني اگر مجددا ظرفي برداريم واين بار درون آن را با اين نوع از هيدروژن پر كنيم و يك ميليون سال به عقب برگرديم متوجه ميشويم كه ديگر هيدروژني نداريم و همه آن به هليم 3 تبديل شده است (2 پروتون و يك نوترون) واين ها همه توضيحاتي ساده در مورد پايداري و ناپايداري بود.

در يك پاراگراف ساده ميتوان گفت كه هر چه هسته اتم سنگين تر شود تعداد ايزوتوپ ها بيشتر ميشود و هر چه تعداد ايزوتوپ ها بيشتر شود امكان بوجود آمدن هسته هاي ناپايدار نيز بيشتر خواهد شد و در نتيجه احتمال وجود نوع راديواكتيو نيز بيشتر ميشود.

در طبيعت عناصر خاصي را ميتوان يافت كه همه ايزوتوپ هايشان راديو اكتيو باشند.براي مثال دو عنصر سنگين طبيعت كه در بمب ها ونيروگاههاي هسته اي از آنها استفاده مي شود را نام ميبريم : اورانيوم و پلوتونيوم.

اورانيوم به طور طبيعي فلزي است سخت,سنگين,نقره اي و راديواكتيو,با عدد اتمي 92.سالهاي زيادي از آن به عنوان رنگ دهنده لعاب سفال يا تهيه رنگهاي اوليه در عكاسي استفاده ميشد و خاصيت راديواكتيو آن تا سال 1866 ناشناخته ماند و قابليت آن براي استفاده به عنوان منبع انرژي تا اواسط قرن بيستم مخفي بود.

خصوصيات فيزيكي اورانيوم

اورانيوم طبيعي (كه بشكل اكسيد اورانيوم است) شامل3/99% از ايزوتوپ اورانيوم 238 و7/0% اورانيوم 235است. كه نوع 235 آن قابل شكافت است و مناسب براي بمب ها ونيروگاههاي هسته اي است. اين عنصر از نظر فراواني در ميان عناصر طبيعي پوسته در رده 48 قراردارد. از نظر تراكم و چگالي بايد گفت 6/1 مرتبه متراكم تر از سرب است.وهمين تراكم باعث سنگين تر شدن آن مي شود.براي مثال اگر يك گالن شير وزني حدود 4 كيلوگرم داشته باشد ,يك گالن اورانيوم 75 كيلوگرم وزن دارد!!!

انواع اورانيوم

اورانيوم با غناي پايين كه ميزان اورانيوم 235 آن كمتر از 25% ولي بيشتر از7/0% است كه سوخت بيشتر راكتورهاي تجاري بين 3 تا 5 درصد اورانيوم 235 است.

اورانيوم با غناي بالا كه در اينجا بيشتر از 25% وحتي در مواردي آن را تا98% نيز غني ميكنند و مناسب براي كاربردهاي نظامي وساخت بمب هاي هسته اي است.

و اما منظور از غني سازي اورانيوم چيست؟

بطوربسيار خلاصه غني سازي عبارت است از انجام عملي كه بواسطه آن مقدار اورانيوم 235 بيشتر شود و مقدار اورانيوم 238 كمتر. كه پس از جمع آوري اورانيوم 238 ,آن را زباله اتمي مي نامند.

غني سازي اورانيوم به روشهاي مختلفي انجام مي شود كه چند مورد از آن را خدمت شما يادآور مي شويم: 1-استفاده از اصل انتشار گازها 2-استفاده از روش فيلترينگ 3-استفاده از ميدانهاي مغناطيسي 4- استفاده از دستگاه سانتريفوژ كه در حال حاضر روش چهارم متداولترين,باصرفه ترين و مطمئن ترين روش به شمار ميآيد.

در اواخر سال 1938 هان,مايتنر و اشتراسمن به اكتشافي دست يافتند كه دنيا را تحت تاثير قرار داد ,آنها متوجه شدند كه ميتوان كاري كرد كه هسته هاي اورانيوم 235 شكسته شوند.

فرض كنيد كه نوتروني در اطراف يك هسته اورانيوم 235 آزادانه در حال حركت است,اين هسته تمايل زيادي دارد كه نوترون كند را به درون خود بكشاند وآن راجذب كند.هسته اورانيوم پس از گير اندازي اين نوترون,ديگر هسته اي پايدار نيست وناگهان از هم شكافته مي شود اين هسته در طي فرآيند شكافت به دو يا چند هسته با جرم كوچكتر ,يعني به صورت هسته هاي عناصر نزديك به مركز جدول تناوبي تجزيه مي شود.به طور كلي در فرآيند شكافت اگر يك نوترون به هسته اصابت كند به طور ميانگين 5/?نوترون در اثر شكافت آزاد مي شود حال اگر ما تعداد نوترون هاي آزاد شده را 3 عدد فرض كنيم و مدت زمان لازم براي تحقق هر شكافت 01/0 ثانيه باشدمقدار اورانيوم مصرف شده در طي زمان يك ثانيه در حدود 10به توان 23 كيلوگرم خواهد بود !!! واضح است كه واكنش زنجيره اي شكافت ميتواند مقادير قابل توجهي از اورانيوم را در مدت زمان ناچيزي به انرزي تبديل كند.با توجه به توضيحات داده شده به وضوح مشخص است كه ما نيازي به توليد مستمر نوترون نداريم بلكه با اصابت اولين نوترون به هسته وآزاد شدن نوترون هاي ناشي از فرآيند شكافت ما ميتوانيم نوترون مورد نياز خود را بدست آوريم كه مسلما اين تعداد نوترون بسيار بيشتر از نياز ما خواهد بود. لازم به ذكر است كه به حداقل مقدار اورانيومي كه براي فرآيند شكافت لازم است جرم بحراني يا مقدار بحراني مي گويند واز به هم پيوستن دو يا چند جرم بحراني يك ابر جرم بحراني حاصل مي شود.

حال اگر بخواهيم واكنش زنجيره اي ادامه پيدا كند,حفظ يك اندازه بحراني براي ماده اوليه اورانيوم ضرورت دارد .در صورتي كه مقدار اورانيوم را خيلي كمتر از جرم بحراني بگيريم ,بيشتر نوترون هاي توليدي فرار خواهند كرد زيرا اين فرار به عواملي چون : شكل فيزيكي اورانيوم و جرم آن وابسته است و در نتيجه واكنش متوقف مي شود. از سوي ديگر اگر مقدار اورانيوم را فوق العاده زياد بگيريم مثلا به اندازه يك ابر جرم بحراني,تمام نوترون هاي توليدي در واكنش هاي بعدي شركت خواهند كرد وانرژي آزاد شده در يك فاصله زماني كوتاه آنچنان زياد خواهد شد كه نتيجه اي جز انفجار نخواهد داشت!! بين اين دو حالت يك خط فاصل وجود دارد:اگر بزرگي كره اورانيومي شكل را درست برابر اندازه بحراني بگيريم آنگاه از هر شكافت فقط يك نوترون براي شركت در شكافت بعدي باقي مي ماند در اين صورت واكنش با آهنگ ثابتي ادامه مي يابد. از خاصيت حالت سوم براي توجيح عملكرد نيروگاههاي هسته اي استفاده مي كنند. حال اگر به اندازه كافي اورانيوم 235 در اختيار داشته باشيم به آساني مي توانيم يك بمب ساده بسازيم !!!!! به اين شكل كه دو نيم كره از اورانيوم 235 را كه هر كدام به اندازه جرم بحراني است در دو انتهاي يك استوانه قرار ميدهيم و اين دو قطعه را بوسيله ساز وكاري كه خود طراحي كرده ايم ناگهان به يكديگر متصل مي كنيم كه در اين حالت ابر جرم بحراني تشكيل مي شود,حال اگر توسط دستگاه نوترون ساز نوتروني به هسته نزديك كنيم وقوع انفجار حتمي است!!

در عمل براي آنكه انفجاري بزرگ و موثر حاصل شود ريزه كاري هاي زيادي را بايد رعايت كرد.

در هر حال براي توضيح عملكرد نيروگاههاي هسته اي لازم به ذكر است راكتورهاي هسته اي را چنان طراحي ميكنند كه در آنها واكنش شكافت در شرايطي نزديك به حالت بحراني تحقق يابد. قلب راكتور اساسا متشكل است از سوخت(در اين مورد اورانيوم 235) كه در استوانه هاي مخصوص در بسته اي جا سازي شده اند. اين استوانه ها در ماده اي كه كند كننده ناميده مي شوند غوطه ورشده اند.كند كننده به منظور كند سازي و باز تاباندن نوترونهايي كه در واكنش شكافت توليد ميشوند مورد استفاده قرار ميگيرد كه متداول ترين آنها عبارتند از:آب,آب سنگين وكربن. كه در اينجااگر در آب معمولي (H2O) به جاي ايزوتوپ هيدروژن معمولي از ايزوتوپ هيدروژن دوتريم استفاده شود آب سنگين بدست مي آيد.

سرعت واكنش را نيز مي توان به كمك چند ميله كنترل كرد كه اين ميله ها در قلب راكتور قرار مي گيرند. اين ميله ها معمولا از ماده اي مانند كادميوم كه نوترون ها را بخوبي جذب ميكند ساخته مي شوند. براي آنكه آهنگ واكنش افزايش يابد ميله ها را تا حدودي از قلب راكتور بيرون مي آورند ,براي كاستن از سرعت واكنش و يا متوقف ساختن آن,ميله ها را بيشتر در قلب راكتور فرو ميبرند.در نهايت واكنش صورت گرفته در راكتور به صورت گرماي بسيار زيادي ظاهر مي شود بنابراين طبيعي است كه راكتور ها همانند يك كوره عمل كنند وسوختش به جاي گاز,نفت ويا ذغال سنگ ,اورانيوم 235 باشد. گرماي توليد شده را به كمك جريان سيالي كه از قلب راكتور ميگذرد به محفظه مبادله كننده گرما كه در آن آب وجود دارد منتقل ميكنند و درآنجا آب داخل مبادله كننده را تبخير ميكنند ;بخار متراكم شده پس از به گردش درآوردن توربين ژنراتورهاي مولد برق,مجددا به داخل محفظه مبادله كننده باز ميگردد.البته سيال گرم شده چون از قلب راكتور مي گذرد و درآنجا در معرض تابش پرتوهاي راديواكتيو قرار ميگيرد مستلزم مراقبت هاي ويژه است.

و اما نكاتي جالب در مورد بمب هاي هسته اي

منطقه انفجار بمب هاي هسته اي به پنج قسمت تقسيم ميشود:1- منطقه تبخير 2- منطقه تخريب كلي 3- منطقه آسيب شديد گرمايي 4- منطقه آسيب شديد انفجاري 5- منطقه آسيب شديد باد وآتش . كه در منطقه تبخير درجه حرارتي معادل سيصد ميليون درجه سانتيگراد !!! بوجود مي آيد و اگر هر چيزي از فلز گرفته تا انسان وحيوان در اين درجه حرارت قرار بگير آتش نميگيرد بلكه بخار مي شود!!!!

اثرات زيانبار اين انفجار حتي تا شعاع پنجاه كيلومتري وجود دارد و موج انفجار آن كه حامل انرژي زيادي است مي تواند ميليون ها دلار از تجهيزات الكترونيكي پيشرفته نظير: ماهواره ها و يا سيستم هاي مخابراتي را به مشتي آهن پاره تبديل كند و همه آنها را از كار بيندازد.

اينها همه اثرات ظاهري بمب هاي هسته اي بود پس از انفجار تا سال هاي طولاني تشعشعات زيانبار راديواكتيو مانع ادامه حيات موجودات زنده در محل هاي نزديك به انفجار مي شود.

راديو اكتيو از سه پرتو آلفا,بتا و گاما تشكيل شده است كه نوع گاماي آن از همه خطرناك تر است و با توجه به فركانس بسيار بالا ,جرم و انرژي بالايي كه دارد اگر به بدن انسان برخورد كند از ساختار سلولي آن عبور كرده و در مسير حركت خود باعث تخريب ماده دزوكسي ريبو نوكلوئيك اسيد يا همان DNA و سرانجام زمينه را براي پيدايش انواع سرطان ها,سندرم ها ونقايص غير قابل درمان ديگر فراهم مي كند وحتي اين نقايص به نسلهاي آينده نيز منتقل خواهد شد.

و اما كاربرد تشعشعات راديواكتيو چيست؟

بسياري از محصولات توليدي واكنش شكافت هسته اي شديدا ناپايدارند و در نتيجه ,قلب راكتور محتوي مقادير زيادي نوترون پر انرژي ,پرتوهاي گاما,ذرات بتا وهمچنين ذرات ديگر است. هر جسمي كه در راكتور گذاشته شود ,تحت بمباران اين همه تابشهاي متنوع قرار ميگيرد. يكي از موارد استعمال تابش راكتور توليد پلوتونيوم 239 است .اين ايزوتوپ كه نيمه عمري در حدود24000سال دارد به مقدار كمي در زمين يافت مي شود . پلوتونيوم 239 از لحاظ قابليت شكافت خاصيتي مشابه اورانيوم دارد.براي توليد پلوتونيوم239,ابتدا اورانيوم 238 را در قلب راكتور قرار مي دهند كه در نتيجه واكنش هايي كه صورت مي گيرد ,اورانيوم239 بوجود مي آيد.اورانيوم 239 ايزوتوپي ناپايدار است كه با نيمه عمري در حدود 24 دقيقه,از طريق گسيل ذره بتا ,به نپتونيوم 239 تبديل مي شود . نپتونيوم 239 نيز با نيمه عمر 2/4 روز و گسيل ذره بتا واپاشيده و به محصول نهايي يعني پلوتونيوم 239 تبديل مي شود.در اين حالت پلوتونيوم239 همچنان با مقاديري اورانيوم 238 آميخته است اما اين آميزه چون از دو عنصر مختلف تشكيل شده است ,بروش شيميايي قابل جدا سازي است.امروزه با استفاده از تابش راكتور صدها ايزوتوپ مفيد ميتوان توليد كردكه بسياري از اين ايزوتوپ هاي مصنوعي را در پزشكي بكار ميبريم. در پايان بايد بگوئيم اثرات زيانبار انفجار هاي اتمي و تشعشعات ناشي از آن باعث آلودگي آبهاي زير زميني ,زمين هاي كشاورزي و حتي محصولات كشاورزي مي شود ولي با همه اين مضرات اورانيوم عنصري است ارزشمند;زيرا در كنار همه سواستفاده ها مي توان از آن به نحوي احسن و مطابق با معيارهاي بشر دوستانه استفاده نمود. فراموش نكنيد از اورانيوم و پلوتونيوم مي توان استفاده هاي صلح آميز نيز داشت چرا كه از انرژي يك كيلوگرم اورانيوم 235 مي توان چهل هزار كيلو وات ساعت ! الكتريسيته توليد كرد كه معادل مصرف ده تن ذغال سنگ يا 50000گالن نفت است!!!!!!!!

 

منبع :hessam-ghahramani-el.blogfa.com و سی پی اچ

 

 

از سنگ اورانيم تا بمب اتم

استخراج اورانيوم از معدن

اورانيوم كه ماده خام اصلي مورد نياز براي توليد انرژي در برنامه هاي صلح آميز يا نظامي هسته اي است، از طريق استخراج از معادن زيرزميني يا سر باز بدست مي آيد. اگر چه اين عنصر بطور طبيعي در سرتاسر جهان يافت ميشود اما تنها حجم كوچكي از آن بصورت متراكم در معادن موجود است.

هنگامي كه هسته اتم اورانيوم در يك واكنش زنجيره اي شكافته شود مقداري انرژي آزاد خواهد شد.

براي شكافت هسته اتم اورانيوم، يك نوترون به هسته آن شليك ميشود و در نتيجه اين فرايند، اتم مذكور به دو اتم كوچكتر تجزيه شده و تعدادي نوترون جديد نيز آزاد ميشود كه هركدام به نوبه خود ميتوانند هسته هاي جديدي را در يك فرايند زنجيره اي تجزيه كنند.

مجموع جرم اتمهاي كوچكتري كه از تجزيه اتم اورانيوم بدست مي آيد از كل جرم اوليه اين اتم كمتر است و اين بدان معناست كه مقداري از جرم اوليه كه ظاهرا ناپديد شده در واقع به انرژي تبديل شده است، و اين انرژي با استفاده از رابطه E=MC۲ يعني رابطه جرم و انرژي كه آلبرت اينشتين نخستين بار آنرا كشف كرد قابل محاسبه است.

اورانيوم به صورت دو ايزوتوپ مختلف در طبيعت يافت ميشود. يعني اورانيوم U۲۳۵ يا U۲۳۸ كه هر دو داراي تعداد پروتون يكساني بوده و تنها تفاوتشان در سه نوترون اضافه اي است كه در هسته U۲۳۸ وجود دارد. اعداد ۲۳۵ و ۲۳۸ بيانگر مجموع تعداد پروتونها و نوترونها در هسته هر كدام از اين دو ايزوتوپ است.

براي بدست آوردن بالاترين بازدهي در فرايند زنجيره اي شكافت هسته بايد از اورانيوم ۲۳۵ استفاده كرد كه هسته آن به سادگي شكافته ميشود. هنگامي كه اين نوع اورانيوم به اتمهاي كوچكتر تجزيه ميشود علاوه بر آزاد شدن مقداري انرژي حرارتي دو يا سه نوترون جديد نيز رها ميشود كه در صورت برخورد با اتمهاي جديد اورانيوم بازهم انرژي حرارتي بيشتر و نوترونهاي جديد آزاد ميشود.

اما بدليل "نيمه عمر" كوتاه اورانيوم ۲۳۵ و فروپاشي سريع آن، اين ايزوتوپ در طبيعت بسيار نادر است بطوري كه از هر ۱۰۰۰ اتم اورانيوم موجود در طبيعت تنها هفت اتم از نوع U۲۳۵ بوده و مابقي از نوع سنگينتر U۲۳۸ است.

فراوري

 سنگ معدن اورانيوم بعد از استخراج، در آسيابهائي خرد و به گردي نرم تبديل ميشود. گرد بدست آمده سپس در يك فرايند شيميائي به ماده جامد زرد رنگي تبديل ميشود كه به كيك زرد موسوم است. كيك زرد داراي خاصيت راديو اكتيويته است و ۶۰ تا ۷۰ درصد آنرا اورانيوم تشكيل ميدهد.

دانشمندان هسته اي براي دست يابي هرچه بيشتر به ايزوتوپ نادر U۲۳۵ كه در توليد انرژي هسته اي نقشي كليدي دارد، از روشي موسوم به غني سازي استفاده مي كنند. براي اين كار، دانشمندان ابتدا كيك زرد را طي فرايندي شيميائي به ماده جامدي به نام هگزافلوئوريد اورانيوم تبديل ميكنند كه بعد از حرارت داده شدن در دماي حدود ۶۴ درجه سانتيگراد به گاز تبديل ميشود.

كيك زرد داراي خاصيت راديو اكتيويته است و ۶۰ تا ۷۰ درصد آنرا اورانيوم تشكيل ميدهد

هگزافلوئوريد اورانيوم كه در صنعت با نام ساده هگز شناخته ميشود ماده شيميائي خورنده ايست كه بايد آنرا با احتياط نگهداري و جابجا كرد. به همين دليل پمپها و لوله هائي كه براي انتقال اين گاز در تاسيسات فراوري اورانيوم بكار ميروند بايد از آلومينيوم و آلياژهاي نيكل ساخته شوند. همچنين به منظور پيشگيري از هرگونه واكنش شيميايي برگشت ناپذير بايد اين گاز را دور از معرض روغن و مواد چرب كننده ديگر نگهداري كرد.

 


غني سازي

هدف از غني سازي توليد اورانيومي است كه داراي درصد بالايي از ايزوتوپ U۲۳۵ باشد.

اورانيوم مورد استفاده در راكتورهاي اتمي بايد به حدي غني شود كه حاوي ۲ تا ۳ درصد اورانيوم ۲۳۵ باشد، در حالي كه اورانيومي كه در ساخت بمب اتمي بكار ميرود حداقل بايد حاوي ۹۰ درصد اورانيوم ۲۳۵ باشد.

يكي از روشهاي معمول غني سازي استفاده از دستگاههاي سانتريفوژ گاز است.

سانتريفوژ از اتاقكي سيلندري شكل تشكيل شده كه با سرعت بسيار زياد حول محور خود مي چرخد. هنگامي كه گاز هگزا فلوئوريد اورانيوم به داخل اين سيلندر دميده شود نيروي گريز از مركز ناشي از چرخش آن باعث ميشود كه مولكولهاي سبكتري كه حاوي اورانيوم ۲۳۵ است در مركز سيلندر متمركز شوند و مولكولهاي سنگينتري كه حاوي اورانيوم ۲۳۸ هستند در پايين سيلندر انباشته شوند.

 

اورانيوم ۲۳۵ غني شده اي كه از اين طريق بدست مي آيد سپس به داخل سانتريفوژ ديگري دميده ميشود تا درجه خلوص آن باز هم بالاتر رود. اين عمل بارها و بارها توسط سانتريفوژهاي متعددي كه بطور سري به يكديگر متصل ميشوند تكرار ميشود تا جايي كه اورانيوم ۲۳۵ با درصد خلوص مورد نياز بدست آيد.

آنچه كه پس از جدا سازي اورانيوم ۲۳۵ باقي ميماند به نام اورانيوم خالي يا فقير شده شناخته ميشود كه اساسا از اورانيوم ۲۳۸ تشكيل يافته است. اورانيوم خالي فلز بسيار سنگيني است كه اندكي خاصيت راديو اكتيويته دارد و از آن براي ساخت گلوله هاي توپ ضد زره پوش و اجزاي برخي جنگ افزار هاي ديگر از جمله منعكس كننده نوتروني در بمب اتمي استفاده ميشود.

يك شيوه ديگر غني سازي روشي موسوم به ديفيوژن يا روش انتشاري است.

دراين روش گاز هگزافلوئوريد اورانيوم به داخل ستونهايي كه جدار آنها از اجسام متخلخل تشكيل شده دميده ميشود. سوراخهاي موجود در جسم متخلخل بايد قدري از قطر مولكول هگزافلوئوريد اورانيوم بزرگتر باشد.

در نتيجه اين كار مولكولهاي سبكتر حاوي اورانيوم ۲۳۵ با سرعت بيشتري در اين ستونها منتشر شده و تفكيك ميشوند. اين روش غني سازي نيز بايد مانند روش سانتريفوژ بارها و باره تكرار شود.

راكتور هسته اي

راكتور هسته اي وسيله ايست كه در آن فرايند شكافت هسته اي بصورت كنترل شده انجام ميگيرد. انرژي حرارتي بدست آمده از اين طريق را مي توان براي بخار كردن آب و به گردش درآوردن توربين هاي بخار ژنراتورهاي الكتريكي مورد استفاده قرار داد.

اورانيوم غني شده ، معمولا به صورت قرصهائي كه سطح مقطعشان به اندازه يك سكه معمولي و ضخامتشان در حدود دو و نيم سانتيمتر است در راكتورها به مصرف ميرسند. اين قرصها روي هم قرار داده شده و ميله هايي را تشكيل ميدهند كه به ميله سوخت موسوم است. ميله هاي سوخت سپس در بسته هاي چندتائي دسته بندي شده و تحت فشار و در محيطي عايقبندي شده نگهداري ميشوند.

در بسياري از نيروگاهها براي جلوگيري از گرم شدن بسته هاي سوخت در داخل راكتور، اين بسته ها را داخل آب سرد فرو مي برند. در نيروگاههاي ديگر براي خنك نگه داشتن هسته راكتور ، يعني جائي كه فرايند شكافت هسته اي در آن رخ ميدهد ، از فلز مايع (سديم) يا گاز دي اكسيد كربن استفاده مي شود.

1- هسته راكتور

2-پمپ خنك كننده

3- ميله هاي سوخت

4- مولد بخار

5- هدايت بخار به داخل توربين مولد برق

براي توليد انرژي گرمائي از طريق فرايند شكافت هسته اي ، اورانيومي كه در هسته راكتور قرار داده ميشود بايد از جرم بحراني بيشتر (فوق بحراني) باشد. يعني اورانيوم مورد استفاده بايد به حدي غني شده باشد كه امكان آغاز يك واكنش زنجيره اي مداوم وجود داشته باشد.

براي تنظيم و كنترل فرايند شكافت هسته اي در يك راكتور از ميله هاي كنترلي كه معمولا از جنس كادميوم است استفاده ميشود. اين ميله ها با جذب نوترونهاي آزاد در داخل راكتور از تسريع واكنشهاي زنجيره اي جلوگيري ميكند. زيرا با كاهش تعداد نوترونها ، تعداد واكنشهاي زنجيره اي نيز كاهش ميابد.

حدودا ۴۰۰ نيروگاه هسته اي در سرتاسر جهان فعال هستند كه تقريبا ۱۷ درصد كل برق مصرفي در جهان را تامين ميكنند. از جمله كاربردهاي ديگر راكتورهاي هسته اي، توليد نيروي محركه لازم براي جابجايي ناوها و زيردريايي هاي اتمي است.

باز فراوري

براي بازيافت اورانيوم از سوخت هسته اي مصرف شده در راكتور از عمليات شيميايي موسوم به بازفراوري استفاده ميشود. در اين عمليات، ابتدا پوسته فلزي ميله هاي سوخت مصرف شده را جدا ميسازند و سپس آنها را در داخل اسيد نيتريك داغ حل ميكنند.

 

در نتيجه اين عمليات، ۱% پلوتونيوم ، ۳% مواد زائد به شدت راديو اكتيو و ۹۶% اورانيوم بدست مي آيد كه دوباره ميتوان آنرا در راكتور به مصرف رساند.

راكتورهاي نظامي اين كار را بطور بسيار موثرتري انجام ميدهند. راكتور و تاسيسات باز فراوري مورد نياز براي توليد پلوتونيوم را ميتوان بطور پنهاني در داخل ساختمانهاي معمولي جاسازي كرد. به همين دليل، توليد پلوتونيوم به اين طريق، براي هر كشوري كه بخواهد بطور مخفيانه تسليحات اتمي توليد كند گزينه جذابي خواهد بود.

بمب پلوتونيومي

استفاده از پلوتونيوم به جاي اورانيوم در ساخت بمب اتمي مزاياي بسياري دارد. تنها چهار كيلوگرم پلوتونيوم براي ساخت بمب اتمي با قدرت انفجار ۲۰ كيلو تن كافي است. در عين حال با تاسيسات بازفراوري نسبتا كوچكي ميتوان چيزي حدود ۱۲ كيلوگرم پلوتونيوم در سال توليد كرد.

بمب پلوتونيومي

1- منبع يا مولد نوتروني

2- هسته پلوتونيومي

3- پوسته منعكس كننده (بريليوم)

4- ماده منفجره پرقدرت

5- چاشني انفجاري

كلاهك هسته اي شامل گوي پلوتونيومي است كه اطراف آنرا پوسته اي موسوم به منعكس كننده نوتروني فرا گرفته است. اين پوسته كه معمولا از تركيب بريليوم و پلونيوم ساخته ميشود، نوترونهاي آزادي را كه از فرايند شكافت هسته اي به بيرون ميگريزند، به داخل اين فرايند بازمي تاباند.

استفاده از منعكس كننده نوتروني عملا جرم بحراني را كاهش ميدهد و باعث ميشود كه براي ايجاد واكنش زنجيره اي مداوم به پلوتونيوم كمتري نياز باشد.

براي كشور يا گروه تروريستي كه بخواهد بمب اتمي بسازد، توليد پلوتونيوم با كمك راكتورهاي هسته اي غير نظامي از تهيه اورانيوم غني شده آسانتر خواهد بود. كارشناسان معتقدند كه دانش و فناوري لازم براي طراحي و ساخت يك بمب پلوتونيومي ابتدائي، از دانش و فنآوري كه حمله كنندگان با گاز اعصاب به شبكه متروي توكيو در سال ۱۹۹۵ در اختيار داشتند پيشرفته تر نيست.

چنين بمب پلوتونيومي ميتواند با قدرتي معادل ۱۰۰ تن تي ان تي منفجر شود، يعني ۲۰ مرتبه قويتر از قدرتمندترين بمبگزاري تروريستي كه تا كنون در جهان رخ داده است.

بمب اورانيومي

هدف طراحان بمبهاي اتمي ايجاد يك جرم فوق بحراني ( از اورانيوم يا پلوتونيوم) است كه بتواند طي يك واكنش زنجيره اي مداوم و كنترل نشده، مقادير متنابهي انرژي حرارتي آزاد كند.

يكي از ساده ترين شيوه هاي ساخت بمب اتمي استفاده از طرحي موسوم به "تفنگي" است كه در آن گلوله كوچكي از اورانيوم كه از جرم بحراني كمتر بوده به سمت جرم بزرگتري از اورانيوم شليك ميشود بگونه اي كه در اثر برخورد اين دو قطعه، جرم كلي فوق بحراني شده و باعث آغاز واكنش زنجيره اي و انفجار هسته اي ميشود.

كل اين فرايند در كسر كوچكي از ثانيه رخ ميدهد.

جهت توليد سوخت مورد نياز بمب اتمي، هگزا فلوئوريد اورانيوم غني شده را ابتدا به اكسيد اورانيوم و سپس به شمش فلزي اورانيوم تبديل ميكنند. انجام اين كار از طريق فرايندهاي شيميائي و مهندسي نسبتا ساده اي امكان پذير است.

 

 

همجوشي هسته اي

 

نویسنده کامران   

۲۰ فروردين ۱۳۸۶

از ديرباز آرزوي بشر دستيابي به منبعي از انرژي بوده كه علاوه بر آنكه بتواند مدت مديدي از آن استفاده كند توليد پسماندهاي خطر ناك نيز در پي نداشته باشد.اكنون در هزاره سوم ميلادي اين آرزوي به ظاهر دست نيافتني كم كم به واقعيت مي پيوندد.اكنون بشر خود را آماده مي كند تا با ساخت اولين رآكتور گرما هسته اي (همجوشي هسته اي)آرزوي نياكان خود را تحقق بخشد.سوختي پاك و ارزان به نام هيدروژن,انرژي توليدي اي سرشار و پسماندي بسيار پاك به نام هليوم.

اكنون مي پردازيم به واكنشهاي گرما هسته اي راهكارهاي استفاده از آن.

خورشيد و ستارگان:

سالهاست كه دانشمندان واكنشي را كه در خورشيد و ستارگان رخ داده و در آن انرژي توليد مي كند كشف كرده اند.اين واكنش عبارت است از تركيب (برخورد) هسته هاي چهار اتم هيدروژن معمولي و توليد يك هسته اتم هليوم.اما مشكلي سر راه اين نظريه است.

بالا ترين دمايي كه در خورشيد وجود دارد مربوط به مركز آن است كه برابر 15ضرب در 10 به توان6 مي باشد.در حالي كه در ستارگان بزرگتر اين دما به 20 ضرب در ده به توان 6 مي رسد.به همين خاطر تصور بر اين است كه آن واكنش معروف تركيب چهار اتم هيدروژن معمولي وتوليد يك اتم هليم در ساير ستارگان بزرگ نيست كه باعث توليد انرژي مي شود.بلكه احتمالا چرخه كربن در آنها به كمك آمده و كوره آنها را روشن نگه مي دارد.منظور از چرخه كربن آن چرخه اي نيست كه روي زمين اتفاق مي افتد.بلكه به اين صورت است كه ابتدا يك اتم هيدروژن معمولي با يك اتم كربنC12تركيب مي شود(همجوشي) و يك اتم N13 به علاوه يك واحد گاما را آزاد مي كند.بعد اين اتم با يك واپاشي به يك اتمC13به علاوه يك پوزيترون ويك نوترينو تبديل مي شود.بعد اينC13دوباره با يك اتم هيدروژن تركيب مي شود وN14و يك واحد گاما حاصل مي شود.دوباره در اثر تركيب اين نيتروژن با يك هيدروژن معمولي اتمO15و يك واحد گاما توليد مي شود.O15واپاشي كرده و N15به علاوه يك پوزيترون ويك نوترينو را بوجود مياورد.و دست آخر با تركيب N15با يك هيدروژن معموليC12به علاوه يك اتم هليوم بدست مي آيد.

ديديد كه در اين چرخه C12نه مصرف شد و نه به وجود آمد بلكه فقط نقش كاتاليزور را داشت.اين واكنشها به ترتيب و پشت سر هم انجام مي شوند.و واكنش اصلي همان تبديل چهار اتم هيدروژن به يك اتم هليوم است.مزيت چرخه كربن اين است كه سرعت كار را خيلي بالا مي برد. ولي اشكالي كه دارد اين است كه در دماي حد اقل20 ضرب در ده به توان6 شروع مي شود.بنا بر اين احتمال زيادي ميرود كه در ستاره هاي بزرگتر چرخه كربن باعث توليد انرژي مي شود.

محصور سازي

يك تعريف ساده و پايه اي از همجوشي عبارت است از فرو رفتن هسته هاي چند اتم سبكتر و تشكيل يك هسته سنگينتر.مثلا واكنش كلي همجوشي كه در خورشيد رخ ميدهد عبارت است از برخورد هسته هاي چهاراتم هيدروژن وتبديل آنها به يك اتم هليوم .

تا اينجا ساده به نظر ميرسد ولي مشكلي اساسي سر راه است;مي دانيدهسته ازذرات ريزي تشكيل شده است كه پروتون ونوترون جزءلاينفك آن هستند.نوترون بدون بار وپروتون بابارمثبت كه سايربارهاي مثبت رابه شدت ازخودميراند.مشكل مشخص شد؟ بله…اگرپروتونها(هسته هاي هيدروژن)يكديگررادفع ميكنندچگونه ميتوان آنهارادرهمجوشي شركت داد؟

همانطوركه حدس زديد راه حل اساسي آن است كه به اين پروتونهاآنقدرانرژي بدهيم كه انرژي جنبشي آنهابيشترازنيروي دافعه كولني آنهاشود و پروتونها بتوانند به اندازه كافي به هم نزديك شوند.حال چگونه اين انرژي جنبشي را توليد كنيم؟گرما راه حل خوبيست.در اثر افزايش دما جنب و جوش وبه عبارت ديگرانرژي جنبشي ذرات بيشتر و بيشتر ميشود به طوري كه تعداد برخوردها و شدت آنها بيشتر و بيشتر ميشود.به نظر شما آيا ديگر مشكلي وجود ندارد؟ خير,مسئله اساسيتري سر راه است.

يك سماور پر از آب را تصور كنيد.وقتي سماور را روشن مي كنيد با اين كار به آب درون سماور گرما ميدهيد(انرژي منتقل مي كنيد).در اثر اين انتقال انرژي دماي آب رفته رفته بالاتر مي رود و به عبارتي جنب و جوش مولكولهاي آب زياد مي شود.در اين حالت بين مولكولهاي آب برخوردهايي پديد مي آيد.هر مولكول كه از شعله(يا المنت يا هر چيز ديگري)مقداري انرژي دريافت كرده است آنقدر جنب و جوش مي كند تا بالاخره (به علت محدود بودن محيط سماور و آب)انرژي خود رابه ديگري بدهد.مولكول بعدي نيز به نوبه خود همين عمل را انجام ميدهد.بدين ترتيب رفته رفته انرژي منبع گرما در تمام آب پخش مي شود و دماي آب بالا ميرود.خوب يك سوال:آيا وقتي بدنه سماور را لمس مي كنيم هيچ گرمايي حس نمي كنيم؟…بله حس ميكنيم.دليلش هم كه روشن است.برخورد مولكولهاي پر انرژي آب با بدنه سماور و انتقال انرژي خود به آن.هدف ما از روشن كردن سماور گرم كردن آب بود نه سماور.اميدوارم تا اينجا پاسخ اولين مشكل اساسي بر سر راه همجوشي را دريافت كرده باشيد.بله اگر اگر با صرف هزينه و زحمت بالا سوخت را به دمايي معادل ميليونها درجه كلوين برسانيم آيا اين اتمها آنقدر صبر خواهند كرد تا با ديگر اتمها وارد واكنش شوند يا در اولين فرصت انرژي بالاي خود را به ديواره داده وآن را نا بود ميكند؟(...شما بوديد چه مي كرديد؟؟؟...).بنابر اين نياز به ((محصور سازي))داريم;يعني بايد به طريقي اجازه ندهيم كه اين گرما به ديواره منتقل شود.

رسيدن به دماي بالا:

شروع واكنش همجوشي به دماي بسيار بالايي نيازمند است.درست است كه دماي پانزده ميليون درجه دماي بسيار بالايست و تصور بوجود آوردنش روي زمين مشكل و كمي هم وحشتناك مي باشد ولي معمولا در زندگي روزمره دور و برمان دماهاي خيلي بالايي وجود دارند و ما از آنها غافليم.مثلا وقتي در اثر اتصالي سيمهاي برق داخل جعبه تقسيم ميسوزد وشما صداي جرقه آنرا ميشنويد و پس از بررسي متوجه مي شويد كه كاملا ذوب شده فقط به خاطر دماي وحشتناكي بوده كه آن تو به وجود آمده.شايد باور نكنيد ولي اين دما به حدود سي-چهل هزار درجه كلوين ميرسد.البته اين دما براي همجوشي حكم طفل ني سواري را دارد.يا اينكه مي توانيم با استفاده از ولتاژهاي بسيار بالا قوسهاي الكتريكي را از درون لوله هاي مويين عبور بدهيم.به اين ترتيب دماي هواي داخل لوله كه اكنون به پلاسما تبديل شده به نزديك چند ميليون درجه مي رسد.(كه باز هم براي همجوشي كم است).يكي از بهترين راهها استفاده از ليزر است.مي دانيد كه ليزرهايي با توانهاي بسيار بالا ساخته شده اند.مثلا نوعي از ليزر به نام ليزر نوا(NOVA)مي تواند در مدت كوتاهي انرژي اي معادل ده به توان پنج ژول توليد كند.اما بازهم در كنار هر مزيت معايبي هست.مثلا اين ليزر تبعا انرژي زيادي مصرف ميكند كه حتي با صرف نظر از آن مشكل ديگري هست كه ميگويد اگر انرژي توليدي ليزر در آن مدت كوتاه بايد تحويل داده بشود پس براي برقرار ماندن معيار لاوسن (حالا كه مدت زمان محصور سازي پايين آمده)بايد چگالي بالا تر برود.كه در اين مورد از تراكم و چگالي جامد هم بالا تر ميرود.

انواع واكنشها:

براي بهينه سازي كار رآكتورهاي همجوشي و افزايش توان خروجي آنها راههاي متعددي وجود دارد.يكي از اين راهها انتخاب نوع واكنشيست كه قرار است در رآكتور انجام بشود.

ظبق تصوير زير نوعي از واكنش همجوشي بصورتيست كه در آن دو هسته سبك با يكديگر واكنش داده و يك هسته سنگين تر را بوجود مياورند.يعني حاصل تركيب دو هسته دوتريم و توليد يك هسته ترتيم به علاوه يك هسته هيدروژن معموليست. اين واكنش انرژي ده مي باشد.چون تفاوت انرژي بستگي هسته سنگين تر وهسته هاي سبكتر مقداري منفيست.

در اين واكنش مقدار انرژي اي توليدي برابر4MeVمي باشد.

قبلا گفته شد كه بايد براي انجام همجوشي هسته ها به اندازه كافي به هم نزديك بشوند.اين مقدار كافي حدودا معادل3fmمي باشد.چون در اين فاصله ها انرژي پتانسيل الكترواسناتيكي دو دوترون در حدود 0.5MeVهست پس مي توانيم با اين مقدار انرژي دادن به يكي از دوترونها دافعه كولني بين دوترونها ر شكسته و واكنش را شروع كنيم كه بعد از انجام مقدار4.5MeVتوليد مي شود.(0.5MeVانرژي جنبشي به علاوه 4MeVانرژي آزاد شده)

همانطور كه مي بينيد بهترين گزينه واكنش سوم مي باشد

مي توانيم رآكتور خود را طوري طراحي كنيم كه دور ديواره بيروني آن ليتيم مايع تحت فشار جريان داشته باشد.اين ليتيم مايع گرماي توليدي اضافي را از واكنش گرفته و به آب منتقل مي كند و با تبديل آن به بخار باعث مي شود كه توربين و ژنراتور به حركت درآيند و برق توليد بشود.

اما چرا ليتيم؟

قبلا ديديد كه مقرون به صرفه ترين واكنش در رآكتور همجوشي واكنش دوتريم . ترتيم است.در اين واكنش ديديد كه يك نوترون پر انرژي توليد مي شد.اين مساله يعني نوترون زايي مي تواند سبب تضعيف بخشهايي از رآكتور شود.از طرفي براي محيط زيست و مخصوصا سلامتي كساني كه در اطراف رآكتور فعاليت مي كنند بسيار مضر است.اما اگر ليتيم را به عنوان خنك كننده داشته باشيم اين جريان ليتيم همچنين نقش مهم كند كنندگي را بازي خواهد كرد.به اين صورت كه با نوترون اضافي توليد شده در واكنش تركيب شده و سوخت گران قيمت و بسيار كمياب رآكتور رو كه همان ترتيم است توليد مي كند.واكنش دقيق آن به شكل زير است.البته در اين مورد بايد ضخامت ليتيم مايع در جريان حداقل يك متر باشد.

انواع رآكتور:

توكامك يكي از انواع رآكتورهاي همجوشي هسته ايست كه عمل محصورسازي را به خوبي انجام ميدهد.طرح توكامك در دهه پنجاه ميلادي توسط روسها پيشنهاد شد.كلمه توكامك از كلمات "toroidalnaya", "kamera", and "magnitnaya" به معني " اتاقك مغناطيسي چنبره اي" گرفته شده است.

يكي از دلايل و توجيحاتي كه براي چنبره اي بودن محفظه هاي محصور سازي مي شود بيان كرد اين است كه : توپ پر مويي را تصور كنيد كه شما قصد داريد موهاي اين توپ را شانه بزنيد. شما هر طور و از هر طرف كه بخواهيد اين كار بكنيد هميشه دو طرف از موهاي توپ شانه نشده و نامنظم باقي مي ماند.حال به جاي توپ فرض كنيد كه يك كره مغناطيسي داريم .ميخواهيم كه بردارهاي ميدان در سراسر اطراف اين كره يكنواخت و منظم باشند(در واقع همه در يك جهت باشند).بنا به مثال اين كار غير ممكن بوده ونا منظمي در دو طرف كره باعث عدم پايداري محصور ساز مي شود.ولي در يك محصور ساز چنبره اي چنين مشكلي وجود ندارد و يكنواختي ميدان سراسر محصور ساز(توكامك)باعث پايداري آن مي شود.مهم ترين و حياتي ترين وظيفه يك ابزار همجوشي پايدار نگه داشتن پلاسما است.

اسفرومك نوع ديگري از رآكتورهاي همجوشي هسته ايست.

اسفرومك نوع ديگري از رآكتورهاي همجوشيست كه بر خلاف توكامك كه چنبره ايست شكلي كروي دارد.البته تفاوت اسفرومك با توكامك در اين است كه در مركز اسفرومك هيچ جسم مادي اي وجود ندارد.

اسفرومك متاسفانه با بي مهري مواجه شد و به اندازه توكامك مورد توجه واقع نشد.در حالي كه اسفرومك مدت زيادي بعد از توكامك اختراع شد.

در دهه گذشته اغلب تحقيقات در بخش انرژي همجوشي مغناطيسي روي توكامك چنبره اي شكل براي رسيدن به واكنشهاي همجوشي در سطح بالا متمركز شده است.

كار توكامك در ايالات متحده وخارج آن ادامه دارد ولي سازمان دانشمندان انرژي همجوشي در حال بازديد از اسفرومك هستند.

قسمت زيادي از علاقه تجديد شده به پروژه اسفرومك روي تحقيقات فعالي در لاورنس ليورمور در گروهي به نام SSPX (Sustained Spheromak Physics Experiment) متمركز شده است.SSPX در 14ژوئن 1999 در مراسمي با حضور نماينده اي از DOE و با همكاري دانشمنداني از Sandia و آزمايشگاه ملي لس آلاموس آغاز به كار كرد.SSPX يك سري از از آزمايشات است كه براي اين طراحي شده كه توانايي اسفرومك را در اين مورد كه اسفرومك چقدر اين كيفيت را داراست كه پلاسما هاي داغ سوخت همجوشي را درون خود داشته باشد مشخص كند .

به عقيده رهبر پروژه SSPX آقاي David Hill توكامك با دماي بالايي كه در آن قابل دسترسيست (بيشتر از 100ميليون درجه سلسيوس كه بارها بيشتر از دماي مركز خورشيد است)فعلا برنده جريان رهبري پروژه هاي همجوشي به حساب مي آيد.با اين حال ميدانهاي مغناطيسي توكامك بوسيله كويل (سيم پيچ) هاي بيروني بسيار بزرگ كه چنبره رآكتور را كاملا احاطه مي كنند توليد مي شوند.اين كويل هاي بسيار بزرگ هزينه بسيار زياد و بي نظمي و اختلالاتي در كار رآكتور خواهند داشت.

در حالي كه اسفرومك ها پلاسماي بسيار داغ را در يك سيستم ميدان مغناطيسي ساده و فشرده كه فقط از يك سري ساده از كويل هاي كوچك پايدار كننده استفاده ميكند بوجود مي آورد.ميدانهاي مغناطيسي قوي لازم درون پلاسما با چيزي كه دينام مغناطيسي ناميده مي شود توليد مي شوند.

انرژي ده كردن:

مي دانيد درنوعي از رآكتورهاي شكافت هسته اي بوجود آوردن زنجيره واكنشها بوسيله برخورد دادن يك نوترون پر انرژي با هسته يك اتم اورانيم235 انجام مي شود.به اين صورت كه وقتي كه اين نوترون وارد هسته اتم اورانيوم235 مي شود آن را به يك هسته اورانيم236 تبديل ميكند.از آنجا كه اين هسته ناپايدار است به سرعت واپاشي مي كرده و اتمهاي سبكتري به همراه سه نوترون پر انرژي ديگر را توليد مي كند.

توضيح كاملتر اينكه در هسته هاي سنگين پايدار مثل اورانيوم بين نيروهاي الكترواستاتيكي كه مايل هستند ذرات تشكيل دهنده اتم را از هم دور كنند و نيروي هسته اي كه آنها را كنار هم نگه ميدارد تعادل بسيار حساسي وجود دارد كه اين تعادل رو مي توانيم براحتي و به روشي كه گفته شد به هم زده و واكنش شكافت هسته اي را شروع كنيم.واكنش حاصل از يك اتم با توليد كردن سه نوترون پر انرژي ديگر باعث ميشود سه اتم اورانيم ديگر وارد واپاشي بشوند.به همين ترتيب واكنش اصطلاحا زنجيره اي ميشود.

قدر مسلم يك رآكتور همجوشي ايده آل رآكتوريست كه در آن واكنشهاي زنجيره اي داريم. در واقع هدف اساسي در راه ساخت رآكتور همجوشي هسته اي زنجيره اي كردن آن است.اگر قرار باشد كه ما در اين راه انرژي صرف كنيم تا يك مقدار كمتر از آن را بدست بياوريم مطمئنا اين واكنش نه زنجيره ايست نه مفيد.دانشمندان اين رشته مفهومي به نام گيرانش را تعريف كرده اند كه به معني اين است كه مقداري انرژي صرف شروع واكنش كنيم و انرژي بيشتر از سلسله واكنشها بگيريم.در واقع در شرايط گيرانش واكنش زنجيره اي ميشود.يعني نه تنها انرژي توليدي يك واكنش براي انجام واكنش بعد كافيست بلكه مقدار زيادي از آن هم اضافه است وميتواند در اختيار ما براي توليد برق قرار بگيرد.

اگر بخواهيم توكامك يا هر وسيله ديگر كه همجوشي در آن انجام مي شود توان مفيد داشته باشد يعني به ما انرژي بدهد بايد شرايط خاصي داشته باشد. براي آنكه احتمال برخورد ذرات(يونهاي) نامزد همجوشي بالا برود اولا بايد دماي خيلي بالايي درون آن توليد بشود و رآكتور هم بتواند بخوبي دماي بالا را تحمل كند.(اين دما در محدوده ده به توان هشت درجه كلوين مي باشد!)دوما رآكتور بايد اين توانايي را داشته باشد كه درونش چگالي زياد از يونها را وارد كرد و سوم اينكه زمان محصور سازي در آن طولاني باشد.

دماي بالا براي آن است كه بتوانيم تقريبا مطمئن باشيم كه مي توانيم از سد محكم پتانسيل كولني هسته ها بگذريم.چگالي زياد هم براي اين است كه هر چه بيشتر احتمال برخورد هاي كارا بالا برود.

در اين مسير قانوني وجود دارد كه نام آن معيار لاوسون است.به كمك اين معيار مي شود محاسبه كرد كه آيا شرايط طوري هست كه واكنش به گيرانش برسد يا نه.

معيار لاوسن = بايد: مقدار چگالي*مدت زمان محصور سازي > ده به توان20ذره در متر مكعب باشد تا اين واكنش به گيرانش برسد(البته بستگي مستقيم با دماي پلاسما دارد)

اما به طور دقيق تر:

براي رسيدن به شرايط مطلوب درواكنشهاي گرما هسته اي كه در آنها از سوخت دوتريم - ترتيم استفاده مي شود دماي پلاسما (T) بايد در محدوده يك الي سه ضرب در ده به توان هشت درجه كلوين و زمان محصورسازي(تي اي)(تي انديس E) بايد در حدود يك الي سه ثانيه و چگالي (n) بايد حوالي يك الي سه ضرب در ده به توان بيست ذره بر متر مكعب باشد.براي آغاز به كار رآكتور يعني براي رسيدن به كمينه دماي حدود ده به توان هشت كلوين بايد از وسيله گرما ساز كمكي استفاده كرد.بعد از محترق شدن سوخت مخلوط پلاسما باذرات آلفايي كه در اثر احتراق اوليه بوجود اومده اند گرم شده و مي توانيم دستگاه كمكي را از مدار خارج كنيم.از آن به بعد سرعت فعاليتهاي همجوشي با افزايش دادن چگالي پلاسما افزايش پيدا مي كند.با اين وجود افزايش چگالي به بالاي مرزهاي تعيين شده و مطمئن به معني به هم خوردن پايداري پلاسما و يا اينكه خاموش شدن رآكتور را در پي خواهد داشت يا فاجعه.به عبارت ديگه (در صورت افزايش چگالي پلاسما) براي پايدار كردن پلاسما زمان محصور سازي و دماي احتراق و صد البته حجم پلاسما و نقطه پايداري پلاسما با افزايش چگالي بالا تر رفته و شرايط را براي كار سخت تر مي كند.به حالت تعادل در آوردن اين ملزمات با شكل بندي رآكتور در كوچكترين اسپكت ريتو كه به شكل بندي مغناطيسي آن بستگي دارد مقدور ميشود.

نسبت R به a را اسپكت ريتو مي گويند.

خروج پسماندها:

طبق شكل زير كه تصويري از سطح مقطع رآكتور مي باشد نحوه كنترل و خارج كردن پسماندهاي واكنش كه همان هليوم باشند را مشاهده مي كنيد.

واقعيت:

ITERاسم مجموعه ايست كه اولين رآكتور همجوشي جهان را كه از نوع توكامك خواهد بود در فرانسه خواهند ساخت.اين مجموعه متشكل است از كشورهاي: روسيه اروپا ژاپن كانادا چين ايالات متحده و جمهوري كره. آنها در اين راه از فوق هادي ها براي قسمت هاي مغناطيسي رآكتور استفاده مي كنند.توان خروجي اين توكامك 410 مگا وات خواهد بود.

 

منبع :www.hupaa.com

 

کارنامه یک احمق

براي مطالعه توضيحات کارنامه اينجا را کليک نماييد

قابل توجه داوطلبين   : به پيام ها و توضيحات ارائه شده در کارنامه به دقت توجه فرماييد .

 

     

وضعيت جسماني

سهميه نهايي

زبان خارجي

دين

استان بومي

سال تولد

شماره شناسنامه

جنس

نام خانوادگي و نام

شماره پرونده

-دیوانه---
-چل---
-زوانی---

منطقه 2

انگليسي

اسلام

همدان

69

3950070486

مرد

سيف مهرداد

4339666

 

علوم تجربي

نوع پيش دانشگاهي

علوم تجربي

نوع ديپلم

30/8

معدل کتبي ديپلم:

85

سال اخذ ديپلم :

تذکر مهم : تاثير 15 درصدي معدل کتبي ديپلم فقط براي داوطلبان که سال هاي 84 ، 85 و 86 در رشته هاي رياضي فيزيک ، علوم تجربي ، علوم انساني و علوم و معارف اسلامي ديپلم خود را اخذ نموده باشند اعمال شده است .

بلي

تاثير 15 درصدي معدل کتبي ديپلم :

همدان _ نهاوند _ مركزي

محل اخذ ديپلم (براي داوطلبان نظام قديم سال آخر و براي داوطلبان نظام جديد دوره پيش دانشگاهي) :

همدان _ نهاوند _ مركزي

:محل تولد

همدان _ نهاوند _ مركزي

محل اخذ دو سال ماقبل ديپلم (براي داوطلبان نظام قديم سال دوم و براي داوطلبان نظام جديد سال دوم دبيرستان) :

همدان _ نهاوند _ مركزي

محل اخذ سال ماقبل ديپلم (براي داوطلبان نظام قديم سال سوم و براي داوطلبان نظام جديد سال سوم دبيرستان):

تذکر : چنانچه در رابطه با مشخصات شناسنامه اي ، مشخصات داوطلبي و موارد مندرج در اعلام علاقمندي بر اساس تقاضانامه و همچنين نوع ديپلم ، معدل کتبي ديپلم و سال اخذ مدرک ديپلم (براي داوطلبان نظام جديد ديپلم سال 84 ، 85 و 86) ، استان ، شهرستان وبخش محل اخذ ديپلم و سال ما قبل ديپلم ودو سال ماقبل ديپلم و محل تولد مندرج در اين کارنامه با توجه به اطلاعاتي که در تقاضانامه ثبت نامي اعلام نموده ايد اشکالي مشاهده مي نماييد لازم است پس از تهيه پرينت از کارنامه بر روي کارنامه دور مورد يا موارد اشکال را با خودکار قرمز خط بکشيد و صحيح آن را در بالاي آن بنويسيد و حداکثر تا تاريخ 15/5/87 با پست پيشتاز به صندوق پستي تهران 1314-15875 سازمان سنجش ارسال نماييد . بديهي است به مواردي که بعد از اين تاريخ ارسال شود ترتيب اثر داده نخواهد شد.

بالای فرم

نمره کل و رتبه کل در زير گروه با توجه به سهميه ثبت نامي :

رتبه کل

نمره کل

زير گروه

51098

6193

1

55655

6021

2

78005

5473

3

51055

6104

4

56394

5951

5

رتبه کشوري (بدون اعمال سهميه):

رتبه کشوري داوطلب ، بدون اعمال سهميه در گروه آزمايشي

1328903

نمره کل و رتبه کل در سهميه :

آخرين رتبه مجاز در سهميه

رتبه کل

نمره کل

62345

572522

6193

مجاز به انتخاب رشته در گروه آزمايشي علوم تجربي مي باشيد

ويژه فرهنگيان

پيام نور

روزانه ، شبانه و نيمه حضوري

غير مجاز

غیر مجاز

غیر مجاز

دوره هاي مجازي و بين الملل

رشته هاي خاص

موسسات غير انتفاعي

غیر مجاز

غير مجاز

غیر مجاز

گروه آزمايشي

شماره داوطلبي

علوم تجربي

1772174






نمرات دروس :

نمره

عنوان درس

ترتيب

4/0-

زبان و ادبيات فارسي

1

20/0-

زبان عربي

2

-1/3

فرهنگ و معارف اسلامي

3

25/4-

زبان خارجي

4

-6/6

زمين شناسي

5

2/3-

رياضيات

6

7/5-

زيست شناسي

7

18/9-

فيزيك

8

19/1-

شيمي

9

:اعلام علاقه مندي بر اساس تقاضانامه

ويژه فرهنگيان

کارمندي

بهيار

آموزگار

غير انتفاعي ، پيام نور

خير

خير

خير

خير

بلي

 

 

پایین فرم

The spirit of Montague Keen watched helplessly as his body was loaded into an ambulance. His wife, Veronica, stared blankly into the distance, tears flooding down her face. Her friends whispered words of hope, but in her heart she knew her husband was dead.
 
Moments before his, Montague was engaged in a passionate debate on the paranormal at the Royal Society of Arts in London. But then a massive heart attack felled his mortal body in the blink of an eye.

As his life slipped away, the 78-year-old reaffirmed the pact he had made with his wife. Both promised that whoever died first would work from the spirit world to prove that life continued after death. It was a romantic pledge on an epic scale and one that Monty was determined to keep.

And now, scientists in America appear to have found compelling evidence that Montague’s soul has indeed survived physical death and is working from the spirit world to fulfil his promise to Veronica.

“Monty still exists,” says Professor Gary Schwartz of the University of Arizona. “He is passing information to us through mediums. It’s clear to me that Monty is continuing his work from the other side.”

Montague Keen died on January 15 2004 following a massive heart attack. Although he earned his living as a gentleman farmer and journalist, his first love was the paranormal. He was a member of the committee of the Society for Psychical Research for many years and investigated many strange phenomena such as crop circles and life after death.

Because of his track record, many researchers believed that if anyone could return from the spirit world with evidence of life after death, it would be Montague. They did not have long to wait.

Just six days after his death, the first tentative evidence of his spiritual survival appeared. During his wake, the medium Dinesh Solanki apparently saw Montague standing next to a TV set with a huge smile on his face. Dinesh says that Montague was hugely enjoying his wake. Moments later, a picture came crashing down off the wall.

Over the following days and weeks, mediums around the world started receiving messages from an unknown spirit. At first the messages were a little fuzzy, almost out of focus. The words were a little garbled, as if a child was learning to talk for the first time. But very quickly the thoughts and messages became clearer and sharper. It was obvious that a powerful mind was at work.

One of the first mediums to receive a coherent message was Dinesh.

“Monty came through loud and clear,” says Dinesh. “He said that he wanted Veronica to convert his ashes into a diamond which was to be worn as a necklace. I was a little shocked because it sounded a strange thing to do.”





 

Veronica was stunned by this insight: “Monty and I were discussing this in bed the night before he died. Dinesh could not have known this. It was known only to me and Monty. For me, this was the first concrete evidence that Monty had indeed survived death.”

Shortly afterwards, the Irish medium Christine Holohan received a message for Veronica from Montague. It was simple and to the point.

“He wanted to remind me to plant the spring barley,” says Veronica. As a former permanent secretary to the parliamentary committee of the National Farmers’ Union, it was certainly a subject close to his heart.

“It was pure Monty to worry about getting the crops planted in time,” laughs Veronica.

Shortly after Montague had honed his communication skills, mediums around the world started receiving messages for Veronica. Psychics from Britain, Germany, New Zealand and the US contacted her to say that Montague still passionately loved her and that she should continue her work trying to prove that the soul survives physical death.

“People assume that only the young can love this deeply,” says Veronica. “That only the love of the young is so deep and passionate that it can reach out through death. But that’s just not true. We are soul mates that should never be apart. We are still connected emotionally and spiritually.

All of this spiritual chatter from Montague eventually caught the ear of Professor Gary Schwartz of the University of Arizona. Professor Schwartz is one of the world’s foremost academic experts on the paranormal, with an enviable roster of scientific papers under his belt. He immediately saw the value of trying to make contact with Montague.

Professor Schwartz moved swiftly to begin a rigorous scientifically controlled study of Montague’s apparent return. When the first results were analysed, they were amazing to say the least. Professor Schwartz says that over 80 per cent of the information transmitted by Montague to the medium proved to be correct. During a second study, the success rate was greater than 90 per cent.

Montague’s spirit was able to accurately describe his death and where it happened. He also described the manner of his father’s death in World War II.

Montague’s spirit revealed that September 23rd was very important to him – this is the date of his wedding anniversary. Given that the medium did not even know Montague’s or Veronica ‘s surname, there is no realistic way of the medium knowing this information.

But even more bizarrely, a medium that produces sculptures of departed pets contacted Professor Schwartz with a very unusual figurine. It was a bust of Montague, and one that was instantly recognisable to Veronica. The medium says that she did not know Montague, but that his spirit had instructed her to make the sculpture and take it to Professor Schwartz

If Professor Schwartz’s work proves to be correct then it offers a fascinating glimpse into the afterlife. He has already begun to ‘debrief’ Montague about his experiences.

“Monty was surprised about how real the afterlife appeared to be,” says Professor Schwartz. “He was surprised about how easy it was to ‘experience’ Veronica and life in general. It’s almost as if he’s walking amongst us.

“He says that time does not exist in the afterlife in the same way it does for us. He experiences time because it affects those he loves not because it affects him directly.  He’s also less worried about what people think of him.”

Whilst Veronica understands the significance of Professor Schwart’s work, she is clearly more interested in reaching out to Montague.

“I miss him so, so much,” says Veronica. My one consolation is that Monty can’t wait to show me around the spirit world. We travelled all around this world together so eternity just has to be next.” 

Exorcism in the Orthodox Church

Rev. George C. Papademetriou, Ph.D.



The Doctrine of Evil

To understand the Orthodox view and practice of exorcism, one must know the Orthodox presuppositions of evil and its doctrine of Satan. The patristic evidence points to the fact that the cause of evil in the world is the devil. The devil was created by God as an angel, who was free, and as a free agent chose to oppose the plan of God. That is, the devil is a fallen angel. Satan is not evil by nature, but by will and action. In Satan there is no truth whatsoever; he is absolute falsehood and deception. Satan is not just a negation or deprivation of good, but a positive force with free will that always chooses evil. The devil has the ability to recognize divine power, as in the incident of recognizing Christ as the Son of God (Matt. 4:1-11; Luke 4:1-3). Satan has under his leadership legions and invisible powers, with their own "satanic teachings." The devil and evil spirits know that God exists and recognize true and devoted Christians, but pious Christians discern the plans of the devil. The devil, however, constantly employs every method of deception to enslave man to satanic forces and causes rebellion against God. He is the cause of corruption and disorder, a parasitic power in the world that will ultimately be destroyed by the power of God in the "last days." Because there is no compromise between God and the devil, the struggle will continue until the end.

The Orthodox doctrine of God is that He is eternal, uncreated and incorporeal. All other creatures, both visible and invisible, were created by God as free. The power of the devil will ultimately be destroyed by the resurrection of the dead and the renewal of creation. Salvation from all evil will be attained by obedience to God and His plan. This world is a battleground between the acceptance of good and evil. It must be pointed out that the world as the creation of God is not evil. What is evil is the satanic power, destroyed by the power of the cross and the resurrection of Christ.

The Orthodox Tradition of Exorcising

After examining the doctrine of Satan in the Orthodox Church, it is imperative to proceed to the method of repelling and exorcising the evil powers. In the New Testament, Christ sent out His apostles to heal and to "cast out devils" (Matt. 10:8, Luke 10:17-20). Christ Himself often expels demons from the possessed (Mark 1:23-27; Luke 4:33-35, 9:43; Matt. 10:1; Mark 16:17; Matt. 7:22). The New Testament, however, rejected popular uses of magic incantations and rites to expel the satanic powers from people, because they took advantage of superstitious religiosity (Acts 19:13).

In the name of Christ, one is able to cast out demons and to destroy the evil powers (Matt. 10:8). The Fathers of the Church accepted this doctrine and expanded on it. Justin Martyr (Apology 85, 2) says that in the name of Christ, the Son of God who was crucified and rose again, every demon that is exorcised is defeated and submits (Library of the Greek Fathers and Church Writers, Athens: Apostolike Diakonia 1955, Vol. 3, pp. 288-89). The satanic powers are destroyed through the power of the cross and the name of Christ. Objects possessed by demons, when exorcised in the name of the living God, are freed from the possession of evil. The patristic evidence is abundant in the belief in possession and expulsion of the devil by the power of the word of God (Ignatios, Epistles to Philippians 3 and 12; Library of the Greek Fathers and Church Writers, Vol. 2, pp. 333 and 336; Clement of Alexandria, Stromata 4:14; Library, Vol 8, p. 82; Origen, Against Celsus, 6:44; Library, Vol. 10, p. 93).

The demonic possession of individuals and even of objects, has been accepted by the Orthodox Church today in the Sacrament of Baptism, in exorcising satanic powers in the case of the evil eye (vaskania), and in exorcising the devil in the case of a possessed person. In the early Church exorcisms were performed by a person especially trained and appointed to pray to drive out evil from those about to be baptized. Since the fourth century the place of the exorcist, as well as other functions and ministries, have been taken over by the priest. The exorcisms are prayers that invoke God to expel evil spirits. The priest prays to expel all evil, the spirit of error, of idolatry, of covetousness, of Iying and every impure act that arises from the teachings of the devil. The renunciation of the devil in baptism is used in every baptism that is performed in the Orthodox Church.

Vaskania

The exorcism of satanic powers is also performed by the Orthodox Church in other rites, such as that of the evil eye (vaskania).

Vaskania is simply a phenomenon that was accepted by primitive people as fact. They believed that certain people have such powerful feelings of jealousy and envy, that when they looked on some beautiful object or individual it brought destruction. Vaskania is recognized by the Church as the jealousy and envy of some people for things they do not possess, such as beauty, youth, courage or any other blessing. The Church essentially rejected Vaskania as contradicting the concept of divine providence. The prayers of the Church to avert the evil eye are, however, a silent recognition of this phenomenon as a morbid feeling of envy. The Church forbids people to go to "readers" or other individuals for use of magical rituals to overcome the evil eye. These readers take advantage of the weakness of superstitious people and destroy them spiritually and financially by playing upon their imagination.

There is also a secret rite performed by superstitious people to avert the evil eye, which verges on magic. Though the Church encourages even the laity to pray and exorcise evil, it rejects magical practices and rites. This secret rite is described as follows: "The exorcist (not a priest but an old woman) prepares a vial of olive oil and a small glass of water. She dips a finger in the oil, rubs it in a sign of the Cross on the victim's forehead and lets one drop fall onto the water; she repeats the process, making a cross on the forehead, on the chin and both cheeks. If the devil is indeed present, the four drops of oil in the water join to form the ellipsoid shape of an eye. The ritual then calls for the reading of prayers and repeating the four signs of the Cross; the drops of oil will not join in the water, but will disperse."

The possession of individuals by the devil and demonic powers and the cure in the name of Christ is evidenced in the New Testament (Acts 3:2-8, 9:32-42; 20:7-12; Matt. 10:8; Mark 16:17-18). The Church continues in its liturgical rites what Christ enacted in His ministry. The Church recognizes the influence of evil and renounces it in the name of Christ in prayers and fasting. The prayers of exorcism in the early Church were offered by special ministry through the exorcist. This is evidenced from the early prayers that have survived. From the fourth century onwards, the ministry of the exorcist has been fulfilled by the priest.

Orthodox Prayers of Exorcism

All the Orthodox prayer books include prayers of exorcism used by priests to fight the power of evil. The Orthodox Book of Prayers (Euchologion To Mega) includes three prayers of exorcism by Saint Basil and four by Saint John Chrysostom. They are read "for those who suffer from demonic possessions and every other malady." Through these prayers, the devil is exorcised (renounced) "in the name of God Almighty and the Lord Jesus Christ, and commanded to come out of the victim, who is liberated and redeemed by the eternal God from the energies (powers) of the impure spirits. The great ills that humanity suffers are attributed to the devil and demonic power."

From the Orthodox theological point of view, the following can be considered exorcists:

  1. Christ is the exorcist par excellence for it is He who won the victory over the power of the devil.
  2. Priests in the performance of the holy sacraments and in preaching the word of God follow Christ's example.
  3. All Orthodox Christians are exorcists as they struggle against personal sin and social evil. In fact, "the whole Church, past, present and future, has the task of an exorcist to banish sin, evil, injustice, spiritual death, the devil from the life of humanity." Archbishop Iakovos, in a sermon at the Sage Chapel, Cornell University, spoke on exorcism in the following manner: "Both healing and exorcising are ministered through prayers, which spring from faith in God and from love for man.... All the prayers of healing and exorcism, composed by the Fathers of the Church and in use since the third century, begin with the solemn declaration: In Thy Name, O Lord.' " (Exorcism and Exorcists in the Greek Orthodox Tradition, March 10, 1974.)

In summary, the four prayers of exorcism by Saint John Chrysostom and the three of Saint Basil ask in the name of God to deliver the possessed from the captivity of the devil. Some can be healed by faith accompanied by fasting and purification. The use of exorcism must be made with discretion and great care. (For details, see G. Papademetriou, "Exorcism and the Greek Orthodox Church," in Exorcism Through the Ages, New York: Philosophical Library, 1974.)

Copyright:  © 1990-1996 Greek Orthodox Archdiocese of America

 

 

تسخیر جن

بطن اول

70

30

10

بطن دوم

140

60

20

بطن سوم

280

120

40

بطن چهارم

560

240

80

بطن پنجم

1120

480

160

بطن ششم

2240

960

320

بطن هفتم

4480

1920

640

بطن هشتم

8960

3840

1280

بطن نهم

17820

7680

2560

 

بعده مضاحه لوح جن اسم عفریت واسم ملک و اسم اعظم بدین طریق استخراج کند مثلا عدد مفتاحه لوح جن این 539 به طرح کهیج که 38 باشد باقی این 501 حروفه این ثاکهیج بعده ازاعداد مفتاحه لوح جن اسم ملک استخراج کند" عدد مفتاحه لوح جن اسم ملک استخراج کند عدد مفتاحه این 539 بطرح ایل 51 باقی این 488 اسم ملک این یاثا کهیج بعده از اعداد مفتاحه که این است 539 اسم اعظم استخراج کند که این باشد:رحیم الرحماء بعده اسم عفریت و اسم ملک واسم اعظم همه را قسم اسم جن خود سازد بدین سند:

بسم الله الرحمن الرحیم اللهم یا رب انت میسر بدیع سخرلی جنی اجب یا من عنده مفاتح الغیب

Exorcism

From OrthodoxWiki

Jump to: navigation, search

This article or section needs a cleanup to bring it to a higher standard of quality. Recommendation:

Needs encyclopedic style, development of topics rather than listing

More detailed comments may be noted on the talk page. You can help OrthodoxWiki by editing it, especially to conform to the Style Manual and the suggestions in How to write a great article.

This article or section is a stub (i.e., in need of additional material). You can help OrthodoxWiki by expanding it.

Exorcism is the rite of prayer which expels demons from a person or physical object. The most common use of exorcism in the Church is at the reception of a catechumen, which is most often included at the beginning of the baptismal rite, and during the Great Blessing of Water which is done on the baptismal waters and at Theophany. An exorcism may also be performed if it is believed that a person is suffering from demonic influence.

·        Exorcism in the prayers for entrance into the Catechumenate

·        Exorcism prayers of St. Basil the Great

Exorcism in the prayer book

Prayer of interdiction of St. Basil the Great that is read by a priest over one suffering from demons

O God of gods and Lord of lords, Creator of the fiery ranks, and Fashioner of the fleshless powers, the Artisan of heavenly things and those under the heavens, Whom no man has seen, nor is able to see, Whom all creation fears: Into the dark depths of Hell You hurled the commander who had become proud, and who, because of his disobedient service, was cast down from the height to earth, as well as the angels that fell away with him, all having become evil demons. Grant that this my exorcism being performed in Your awesome name, be terrible to the Master of evil and to all his minions who had fallen with him from the height of brightness. Drive him into banishment, commanding him to depart hence, so that no harm might be worked against Your sealed Image. And, as You have commanded, let those who are sealed receive the strength to tread upon serpents and scorpions, and upon all power of the Enemy. For manifested, hymned, and glorified with fear, by everything that has breath is Your most holy Name: of the Father, and of the Son, and of the Holy Spirit, now and ever and into ages of ages. Amen.

·        Exorcist as a minor order. History and significance.

·        Exorcism and holy water. Theophany. Blessing of objects. Censings. The Sign of the Cross.

·        Exorcism today.

Orthodox resources

·        Exorcism in the Orthodox Church - Rev. George C. Papademetriou, Ph.D. (on Goarch.org)

·        Excorcism - Rev. George Mastrantonis (on Goarch.org)

Other resources

There are many books about exorcism and demonology that go to one extreme or another. These resources are some of the better ones we have found. As always, read with discretion.

·        An Exorcist Tells His Story by Fr. Gabriele Amorth (Roman Catholic) - Fr. Amorth is an official exorcist of the diocese of Rome. His commentary and experience is certainly worth engaging. ISBN 0898707102

·        An Exorcist: More Stories - also by Fr. Amorth ISBN 0898709172

·        The Demonologist: The Extraordinary Career of Ed and Lorraine Warren by Gerald Brittle - Please read with caution.

·        War on the Saints by Jessie Penn-Lewis - A classic Protestant/Pentecostal work.

·        Interview With an Exorcist: An Insider's Look at the Devil, Demonic Possession, and the Path to Deliverance by Fr. Jose Antonio Fortea

·        Rites of the Catholic Church, vol. 2 - Contains the new rite of exorcism (? - can somebody verify this--To my knowledge, this book does not contain the rite of exorcism. I know that the Vatican recently came out with a "Vatican II" version of the rite (under JP II) which reportedly failed when JP II tried to use it. ISBN 0814660371

The Catechism of the Catholic Church (s. 1673) has this to say about exorcism:

When the Church asks publicly and authoritatively in the name of Jesus Christ that a person or object be protected against the power of the Evil One and withdrawn from his dominion, it is called exorcism. Jesus performed exorcisms and from him the Church has received the power and office of exorcizing. [Cf. Mk 1:25-26; 3:15; 6:7, 13; 16:17.] In a simple form, exorcism is performed at the celebration of Baptism. The solemn exorcism, called "a major exorcism," can be performed only by a priest and with the permission of the bishop. The priest must proceed with prudence, strictly observing the rules established by the Church. Exorcism is directed at the expulsion of demons or to the liberation from demonic possession through the spiritual authority which Jesus entrusted to his Church. Illness, especially psychological illness, is a very different matter; treating this is the concern of medical science. Therefore, before an exorcism is performed, it is important to ascertain that one is dealing with the presence of the Evil One, and not an illness.

External links

·        Video of Russian Orthodox Exorcism

·        News stories about the exorcism and death of a Romanian nun, June 2005

·        A Coptic Exorcist - An Exorcism preformed by a Coptic Orthodox priest, notice that some of those possesed are Muslims.

·        A Coptic Exorcist part 2 - Another clips of a Coptic Orthodox priest performing an exorcism, many of the people present are Muslims. The young man confesses, "Jesus is Allah."

Related pages

·        Demonology

·        The Evil Eye (vaskania)

Retrieved from "http://www.orthodoxwiki.org/Exorcism"

Categories: Articles needing cleanup | Stubs | Liturgics


Categories > Liturgics
Categories > OrthodoxWiki > Articles needing cleanup
Categories > OrthodoxWiki > Stubs